سامانه اینترنتی سازمان فداییان خلق ایران (اکثریت)

GOL-768x768-1

۱۳ مهر, ۱۴۰۵ ۱۹:۰۸

دوشنبه ۱۳ مهر ۱۴۰۵ - ۱۹:۰۸

تجاوز نظامی، جنگ و ویرانی، ستونی برای تثبیت اقتدار و دیکتاتوری 

نیروهای چپ، جمهوری‌خواهان دموکرات، سکولار ، روشنفکران، نویسندگان و کنشگران اجتماعی، وظیفه دارند پرچم و صدای صلح، عدالت اجتماعی و آزادی باشند و‌آنرا هر دم بلندتر و رساتر کنند. سکوت در برابر این چرخهٔ خشونت، نه اخلاقی است و نه انسانی.راه برون‌رفت از این دور باطل، نه تشدید جنگ، بلکه تقویت جنبش‌های مردمی، همبستگی منطقه‌ای و پافشاری برای یک صلح عادلانه و پایدار‌  در چهار چوب راه‌حل‌های دیپلماتیک و مردمی است، راهی دشوار، اما یگانه مسیر پایداری برای رهایی از چرخه سیاه جنگ و استبداد.
Getting your Trinity Audio player ready...

آنچه امروز در خاورمیانه جریان دارد، صرفاً یک درگیری نظامی نیست، بلکه بازتاب بحران‌های عمیق سیاسی و اقتصادی در درون قدرت‌های درگیر است. تشدید تنش میان ایران و اسرائیل، با حمایت مستقیم ترامپ، در شرایطی رخ می‌دهد که هر یک از این بازیگران با بحران‌های داخلی جدی روبرو هستند.

برای حاکمیت ایران، تهدید خارجی ابزاری برای انسجام‌بخشی داخلی و مهار نارضایتی‌های اجتماعی است. برای جریان‌های راست‌گرای اسرائیل و متحدانشان، به‌ویژه دونالد ترامپ، فضای جنگی می‌تواند افکار عمومی را موقتا از بحران‌های اقتصادی، شکاف‌های اجتماعی و رسوایی‌های سیاسی از جمله پرونده جفری اپستین منحرف کند.

جنگ تنها ویرانی زیرساخت‌ها نیست، بلکه ابزار بقای قدرت‌های بحران‌زده است که بهای آن را مردم و زحمتکشان می‌پردازند،مردم ایران، مردم فلسطین و مردمان منطقه.

جنگ ابزاریست برای تثبیت اقتدارگرایی و همانگونه که ما در جنگ هشت‌سالهٔ عراق و ایران شاهد بودیم، یکی از پیامدهای آن، تثبیت ساختارهای اقتدارگرایانه بود. امروز نیز هر جنگ تازه‌ای با تحریک احساسات ملی، مشروعیت نظام‌های بحران زده اقتصادی، اجتماعی و سیاسی را باز تولید می‌کند.

سران جمهوری اسلامی بارها از نعمت بودن جنگ سخن گفته‌اند، نعمتی نه برای مردم، بلکه برای بقای قدرت.

برخلاف تبلیغات جنگ‌طلبان سلطنت‌طلب و غیرسلطنتی، جنگ هرگز زایندهٔ آزادی و عدالت نیست، بلکه بستر زایش استبدادی تازه است.

برای نمونه‌، نتانیاهوبی که باید به‌عنوان جنایتکار جنگی محاکمه شود، و یا ترامپ اکنون با بهره‌برداری از فضای جنگی و با اتکا به برخی جریانات جنگ‌ طلب ایرانی و شخص رضا پهلوی و طرفدارانش که رؤیای رسیدن به تاج و تخت و به اصطلاح آزادی!! را از طریق بمباران تبلیغ می‌کنند، می‌کوشد بار دیگر خود را در جهان غرب به‌عنوان چهره‌ای مشروع و تاجی و آزادی !!! ایران معرفی کند.

این جنگ برای او سپری سیاسی است تا از فشارهای داخلی و پیگردهای بین‌المللی فاصله بگیرد و در قامت بک رهبر در شرایط اضطراری بازسازی شود. جنگ، برای او نه یک آزاد سازی یک‌ کشور و‌مردمش از چنگال دیکتاتوری، بلکه یک فرصت دیگر برای بقای سیاسیش و برای توسعه طلبی جغرافیایی و‌نظامی است.

جنگی که امروز آمریکا و اسرائیل بر منطقه تحمیل کرده اند، نه برای آزادی و نه برای عدالت، که  پروژه‌ای است برای بقای رژیم‌های بحران‌زده، برای تعلیق آزادی‌ها و برای بازتولید ترس، برای فقر و وابستگی بیشتر به بازارهای اسلحه و سرمایه داری.

برای آغاز این پروژه و تجاوز آشکار، یکی از بهانه های اصلی و‌دروغین آمریکا و اسرائیل در طی سه دهه گذشته، مسئله هسته‌ای ایران و غنی‌سازی و ساخت سلاح هسته‌ای و شکست دیپلماسی بوده است. بهانه ای که بیشتر کشورهابی جهان سرمایه داری به آسانی آنرا در رسانه ها و‌سیاستشان اعلام و تبلیغ کرده و می‌کنند. اما پرسش اساسی این است، که اگر مسیر مذاکره در حال پیشرفت بود، چرا ناگهان به بمباران انجامید؟

مگر ترامپ و نتانیاهو در جنگ‌ ۱۲ روزه سال گذشته میلادی اعلام رسمی نکردند که همه مراکز هسته ای ایران را زده و نابود نموده اند؟

و چرا تا روز جمعه ۲۷ فوریه، مقامات مذاکره‌ کنندهٔ ایرانی و آمریکایی، با میانجی‌گری قطر، از روند مذاکرات ابراز رضایت می‌کردند و قرار بر نشست بعدی بود، اما چگونه شد که تنها یک روز بعد، دونالد ترامپ و نتانیاهو، دیپلماسی در حال پیشرفت را قربانی حملهٔ نظامی کردند؟

این چرخش ناگهانی، نشان‌دهندهٔ بی‌اعتمادی عمیق به دیپلماسی و ترجیح گزینهٔ نظامی بر راه‌حل سیاسی است.

و پرسش دیگر اینجاست که ایران چند بار باید هزینهٔ اعتماد به وعده‌های متزلزل را بپردازد و چند بار باید از یک سوراخ گزیده شود؟

اما خوشبختانه و هر چند بی تاثیر، اینبار یکی از پیامدهای سیاسی و جهانی این تجاوز نظامی، رأی قاطع مجمع عمومی سازمان ملل متحد و‌ محکومیت آمریکا و‌اسرائیل در تجاوز نظامیشان و نقض آشکار اصول منشور ملل متحد و اصل حاکمیت و استقلال ملی ایران اعلام شد.

با این حال، واقعیت آن است که بر خلاف آرزوی جنگ طلبان داخلی، این حمله‌ به‌جای تضعیف فوری ساختار قدرت در ایران، به انسجام درونی حاکمیت انجامید و جمهوری اسلامی را از خطر فروپاشی و‌تغییر رژیم دورتر کرد.

حتی در این شرایطی که منجر به حذف فیزیکی رهبران سیاسی شد، اما نتیجهٔ عملی نه یک گذار دمکراتیک از رژیم، بلکه به تقویت بیشتر فضای امنیتی و سیاسی خواهد انجامید.

و از سوی دیگر، نتان‌ یاهو نیز با تداوم بمباران‌ها، قادر نخواهد بود بحران‌های ساختاری خود را حل کند، هر چند که شاید موقتاً فضای سیاسی و امنیتی را در کشورش بسود خود تغییر دهد، اما نمیتواند تناقض‌ها ‌‌بحران‌های درونی نود را بویژه در پیوند با مسئله فلسطین ‌و غزه از میان بردارد.

تداوم جنگ یک فاجعه‌ای ملی و منطقه‌ای است که نابودی زیرساخت‌های اقتصادی و اجتماعی ایران را در پی خواهد داشت و بازسازی آن بار سنگینی بر دوش نسل‌های آینده خواهد گذاشت. خطر آسیب به تأسیسات هسته‌ای و احتمال آلودگی رادیواکتیو نیز تهدیدی جدی برای محیط زیست و سلامت میلیون‌ها انسان در منطقه است.

افزون بر این، پیامد چنین جنگی می‌تواند تقویت گرایش به تولید و نگهداری سلاح هسته‌ای در ایران و دیگر کشورهای منطقه باشد، روندی که خاورمیانه را وارد مرحله‌ای تازه از رقابت تسلیحاتی خواهد کرد.

اما علاوه بر موضوعات فوق، یکی از پیامدهای سنگین در منطقه، ترور آقای علی خامنه‌ای و‌خانواده اش و تنی چند از دیگر رهبران جمهوری اسلامی ایران در حملات گستردهٔ هوایی مشترک اسرائیل و ایالات متحده در صبح شنبه ۲۸ فوریه ۲۰۲۶، بود. اگرچه ممکن است این قتل سیاسی از نگاه نتان یاهو و ترامپ و سلطنت و‌جنگ طلبان ایرانی به‌عنوان شکست نمادین رژیم تفسیر شود، اما می‌تواند پیامدهای پیچیده‌تر و خطرناکی در مسیر ادامهٔ جنگ و آیندهٔ سیاسی کشور داشته باشد. حذف فیزیکی رهبر یک نظام اقتدارگرا چون اسلامی را نه به فروپاشی آن و نه به پایان بحران می انجاماند، بلکه می‌تواند چرخهٔ انتقام‌جویی و انسجام امنیتی حاکمیت را تقویت کند، به‌ویژه اگر واکنش رسمی نیروهای مسلح و نهادهای امنیتی، پاسخ‌های تلافی‌جویانه و تشدید درگیری را در دستور کار قرار دهد.

در چنین فضایی، سخنان مقامات کشور و نیروهای مسلح که بر “انتقام از دشمن” تأکید می‌کنند، به احتمال بسیار زیادی می‌تواند، به گسترش دامنهٔ جنگ و افزایش بی‌اعتمادی به راه‌حل‌های دیپلماتیک منجر شود.

این وضعیت همچنین می‌تواند فضای داخلی ایران را بیش از پیش امنیتی و فرصت برای گفتوگوهای  سیاسی و گذار به یک نظم دموکراتیک را محدود سازد.

همچنین این حذف ممکن است بهانهٔ جدیدی برای توجیه ادامهٔ عملیات نظامی و بزرگتر شدن درگیری در سطح منطقه را منجر گردد، وضعیتی که نه به آزادی و عدالت می‌انجامد و نه به ثبات پایدار، بلکه مردم و جامعه را در چرخه‌ای از خشونت، ترس و پیامدهای انسانی و اقتصادی چه در سطح منطقه و چه در سطح جهان گرفتار و سوق دهد.

این حذف از یکسو بویژه ایرانیان و جامعه سیاسی را در درون کشور و بیرون از آن، به یک قطب بندی بسیار ژرف سیاسی و اجتماعی میکشاند و از سوی دیگر در نگاه طرفداران ایرانی و‌ بویژه مسلمانان منطقه، از خامنه ای همیشه بعنوان یک‌ قهرمان و شهید تا یک دیکتاتور، تصویر سازی شده ویاد گردد. درست همان تصویری که امروز طرفداران پهلوی از  آقای محمد رضا پهلوی و دوران دیکتاتوریش دارند.

در این جنگ خانمان بر انداز تنها بازندگان این تقابل ویرانگر مردم‌اند. نه بمباران خارجی آزادی می‌آورد و نه سرکوب داخلی امنیت پایدار.

نیروهای چپ، جمهوری‌خواهان دموکرات، سکولار ، روشنفکران، نویسندگان و کنشگران اجتماعی، وظیفه دارند پرچم و صدای صلح، عدالت اجتماعی و آزادی باشند و‌آنرا هر دم بلندتر و رساتر کنند. سکوت در برابر این چرخهٔ خشونت، نه اخلاقی است و نه انسانی.راه برون‌رفت از این دور باطل، نه تشدید جنگ، بلکه تقویت جنبش‌های مردمی، همبستگی منطقه‌ای و پافشاری برای یک صلح عادلانه و پایدار‌  در چهار چوب راه‌حل‌های دیپلماتیک و مردمی است، راهی دشوار، اما یگانه مسیر پایداری برای رهایی از چرخه سیاه جنگ و استبداد.

 

 

تاریخ انتشار : ۱۵ اسفند, ۱۴۰۴ ۱:۰۳ ق٫ظ

آخرین نوشته‌ها:

لینک کوتاه

نظرات

Comments are closed.

جنایت جنگی آمریکا در سیریک و جنگ اقتصادی آمریکا علیه مردم ایران را شدیداً محکوم می‌کنیم

هیئت سیاسی-اجرایی سازمان فدائیان خلق ایران (اکثریت): سازمان ما تأکید می‌کند که تقویت سرمایهٔ اجتماعی و افزایش تاب‌آوری ملی، تنها زمانی ممکن است که مجموعه‌ای از اقدامات فوری و ساختاری به‌صورت هم‌زمان پیش برود. رفع فشار سنگین اقتصادی از زندگی مردم، به‌ویژه کارگران، بازنشستگان و طبقات میانی و پایین جامعه، اولویت انکارناپذیر است؛ زیرا هیچ جامعه‌ای زیر بار فقر، ناامنی معیشتی و نابرابری گسترده نمی‌تواند تاب‌آوری واقعی داشته باشد.

ادامه »

ایران در آستانه فروپاشی: اعتراضات، عدم حقانیت حاکمان و بن‌بست‌های پیش‌رو…

شورای سردبیری کار: تجربه تمامی طول دوران حیات حکومت اسلامی نشان می‌دهد که هر موج سرکوب، به‌جای تثبیت پایدار نظام، پایگاه اجتماعی نظام را کوچک‌تر می‌کند، شمار بیشتری از شهروندان را به صف مخالفان می‌راند و پس از مدتی، اعتراضات گسترده‌تری دوباره سر برمی‌آورد. این بار اما فشار از پایین با خطر تشدید تنش در سطح منطقه‌ای و بین‌المللی نیز هم‌زمان شده است. در چنین فضایی، اسرائیل ـ با سابقه حملات تحریک آمیز و تلاش مستمر برای تضعیف جمهوری اسلامی ـ ممکن است اعتراضات داخلی را فرصتی برای ازسرگیری حملات علیه ایران تلقی کند. این هم‌زمانی نارضایتی داخلی و تهدید خارجی، معادله‌ای بسیار خطرناک برای کشور ما ایجاد کرده است.

مطالعه »

انتخابات اسرائیل: گادی آیزنکوت، یک ژنرال دیگر

اورینت‌۲۱: ژنرال گادی آیزنکوت، رقیب اصلی بنیامین نتانیاهو در انتخابات عمومی ۲۷ اکتبر، از نارضایتی گسترده بخش قابل توجهی از افکار‌عمومی از نخست‌وزیر اسرائیل بهره‌برداری می‌کند. در مورد آینده فلسطینی‌ها، موضوعی که عمدتاً در مبارزات انتخاباتی غایب است، او موافق اجماع موجود در جامعه یعنی مخالف با تشکیل هرگونه کشوری برای فلسطینیان است.

مطالعه »

دعوت به بازگشت؛ آغازی برای آشتی ملی یا گشایشی از سر درماندگی؟

گودرز اقتداری: اظهارات اخیر مقام‌های دولت مسعود پزشکیان درباره ایرانیان خارج از کشور، در نگاه نخست شاید تکرار همان دعوت‌هایی به نظر برسد که در دولت‌های مختلف درباره «بازگشت ایرانیان» شنیده‌ایم. اما این بار یک تفاوت مهم وجود دارد: سخن فقط از متخصصان، سرمایه‌گذاران یا ایرانیان غیرسیاسی نیست. نام کسانی مطرح شده که سال‌ها منتقد جدی جمهوری اسلامی بوده‌اند و برخی نیز هزینه‌های سیاسی سنگینی پرداخته‌اند.

مطالعه »
شبکه های اجتماعی سازمان
آخرین مطالب

بابک امیرخسروی درگذشت

نقد نظرات جواد ظریف بر اساس پارادایم جدید در روابط بین‌الملل

«زن، زندگی، آزادی»؛ نبرد بر سر معنای واقعیت و جابه‌جایی مرزهای ممکن و ناممکن

آنجلینا جولی،ستاره هالیوود،برای مردم نوار غزه ویران شده درخواست کمک کرده است

در سوگ رفیق بابک امیرخسروی

بعضی از بزرگان چقدر کوچک‌اند «هویدا در برابر شاه»