|
Getting your Trinity Audio player ready...
|
۵ آوریل ۲۰۲۶، به نقل از دیدبان خاورمیانه Middle East Monitor
برگردان بهفارسی: گودرز اقتداری
صحبتهای فزایندهای در مورد ورود پادشاهیهای خلیج فارس به جنگ با ایران وجود دارد. این چشمانداز نه تحسین، بلکه بررسی دقیق را میطلبد. این امر، به صراحت و بیرحمانه، تفاوت بین قدرت خریداری شده و ظرفیت واقعی را آشکار میکند.
صادقانه بگویم، یک فرد بدبین به این رژیمها ممکن است وسوسه شود که از چنین تحولی استقبال کند. این امر، توهمِ به دقت طراحیشدهای را که ثروت میتواند جایگزین شایستگی، نمایش به جای قدرت و وابستگی به جای ثبات شود، از بین میبرد. این امر، پرسش دشوارتری را مطرح میکند که این رژیمها در مواجهه با درگیری واقعی واقعاً چه کاری میتوانند انجام دهند. دهههاست که آنها سیستمهایی را پرورش دادهاند که در ظاهر قدرتمند به نظر میرسند اما در باطن توخالی هستند.
در واقع، آنها چه کمکی خواهند کرد؟ اینها جوامعی نیستند که حول محور تولید، تابآوری یا مسئولیت مدنی سازماندهی شدهاند. آنها سیستمهایی هستند که حول محور آسایش، عایقبندی و برونسپاری سیستماتیک تلاشها به خارجیها مهندسی شدهاند. وظایف روزمره واگذار میشوند. تخصص وارد میشود. نیروی کار خارجی میشود. نتیجه، فرهنگ حق به جانب پنداری است که نه تنها انتظارات را تعدیل کرده، بلکه هرگونه تقاضای جدی برای خوداتکایی را نیز از بین برده است. جای تعجب است که آیا حتی اساسیترین عادات استقلال نیز فراتر از بهبودی تحلیل رفتهاند یا خیر. با این حال، جنگ یک خدمت برونسپاری شده نیست. همچنین نمایشی نیست که بتوان آن را از راه دور توسط کسانی که به فرماندهی بدون پیامد عادت دارند، مدیریت کرد.
وظایف روزمره واگذار میشوند. تخصص وارد میشود. نیروی کار خارجی میشود. نتیجه، فرهنگی از حق به جانب پنداری است که نه تنها انتظارات را تعدیل کرده، بلکه هرگونه تقاضای جدی برای خوداتکایی را نیز از بین برده است.
بنابراین، دشوار است که ببینیم رژیمهای عربستان سعودی، امارات متحده عربی یا بحرین چه چیزی به صحنه جنگ اضافه خواهند کرد. این درگیری از قبل با قابلیتهای عظیم ایالات متحده و اسرائیل و مقاومت ایران تعریف شده است. رژیمهای خلیج فارس قابلیتها را گسترش نمیدهند. آنها صرفاً سر و صدای زمینه آن را افزایش خواهند داد. سابقه آنها آموزنده است. کارزار یمن، که توسط عربستان سعودی و امارات متحده عربی دنبال میشود، به عنوان یک مطالعه موردی در مورد جاهطلبیهای اغراقآمیز در تضاد با نارسایی عملیاتی است. پس از سالها بمباران، هزینههای هنگفت و ژستهای مداوم، آنها نتوانستند حوثیها، دشمنی با منابع بسیار کمتر را شکست دهند. این شکست با اتکا به جنگجویان خارجی، از جمله نیروهای سودانی، تشدید شد. آنها جنگی را آغاز کردند که یا تمایلی به آن نداشتند یا خودشان قادر به انجام آن نبودند.
اگر این کشورها اکنون تصمیم به تشدید تنش علیه ایران بگیرند، قدرت خود را نشان نمیدهند. آنها خویشتنداری را از بین میبرند. آنها هم توجیه و هم فرصت را به تهران میدهند تا مستقیماً به آنچه بیشترین اهمیت را دارد، یعنی زیرساختهای آنها، حمله کند. اینها اقتصادهای بسیار متمرکز و وابسته به زیرساخت هستند. تأسیسات انرژی، کارخانههای آب شیرینکن، بنادر و مراکز مالی داراییهای جانبی نیستند. آنها خود سیستم هستند. آنها همچنین به شدت آسیبپذیرند. اختلال پایدار نیازی به فتح سرزمینی ندارد. به دقت، پشتکار و زمان نیاز دارد. هر سه به راحتی در دسترس یک دشمن مصمم هستند.
ثروت نفت نه تنها این جوامع را ثروتمند کرده است، بلکه آنها را تحریف کرده است. مدلی ایجاد کرده است که در آن راحتی جایگزین توانایی شده و مصرف به عنوان دستاورد ظاهر میشود. چیزی را که میتوان به درستی به عنوان فهرستی از رذایل به جای فضایل توصیف کرد، پرورش داده است. این ثروت آنها را از رشتههایی که باعث تابآوری میشوند، جدا کرده است. به آنها اجازه داده است تا توسعه سرمایه انسانی و نهادهایی را که قادر به تحمل فشار هستند، به طور نامحدود به تعویق بیندازند. جنگ چنین تعویقهایی را نمیشناسد.
همچنین این سوال مطرح است که چه کسی خواهد جنگید. این رژیمها مدتهاست که برای تحمل خطرات امنیتی به نیروی انسانی وارداتی، از جمله سربازان پاکستانی، سودانی و سایر سربازان خارجی، متکی بودهاند. این یک اعتراف ساختاری به ناتوانی است. بر کسی پوشیده نیست که آنها برای حفاظت از خود به آمریکاییها پول دادهاند. در زیر این موضوع، عدم قطعیت عمیقتری نهفته است که به ندرت به آن اذعان میشود. به سختی میتوان پذیرفت که اکثریت مسلمان در این جوامع حاضرند با میل و رغبت برای سلسلههای خانوادگی بجنگند که با یک رژیم توسعهطلب، آپارتاید و شهرکنشین صهیونیستی، که به طور موثقی به نسلکشی مداوم در غزه و تهدید مسجدالاقصی متهم است، هدف مشترکی دارند. چگونه دولتی که نمیخواهد شهروندان خود را در معرض جنگ قرار دهد، میتواند آماده شود و برای پیروزی بجنگد؟
سیستمی که با امتیاز تقویت شده اما فاقد عمق است، برای استقامت ساخته نشده است. جنگ یک نمایش از پیش طراحی شده نیست. این آزمونی برای سازماندهی، نظم و اراده جمعی است. اینها کالا نیستند. نمیتوان آنها را از طریق قرارداد به دست آورد یا با حقوق جبران کرد. هر شایستگی معناداری در این کشورها، تا درجات مختلف، وارداتی است. این ممکن است در زمان صلح کافی باشد. در زمان جنگ، این به یک مسئولیت سنگین تبدیل میشود. توانایی را نمیتوان اجاره داد. تابآوری را نمیتوان به پیمانکار فرعی واگذار کرد. بقا را نمیتوان به هیچ قیمتی خرید.
*****
تصویر شاخص: شرکتکنندگان در یک تظاهرات گسترده که در همبستگی با عربستان سعودی و کشورهای خلیج فارس در شهر ساحلی غربی موخا، یمن در ۴ آوریل ۲۰۲۶ برگزار شد. [عبدالناصر الصدیق – خبرگزاری آناتولی]



