این کارشناس استدلال میکند که هر آنچه در دهههای اخیر در جمهوری اسلامی رخ داده است، ناشی از کودتایی است که واشنگتن در سال ۱۹۵۳ علیه یک دولت منتخب دموکراتیک از آن حمایت کرد.
ناتالیا سانچا ال پائز مادرید – ۲۲ مه ۲۰۲۶
برگردان بهفارسی از نسخه انگلیسی: گودرز اقتداری

استیون کینزر، پژوهشگر امور بینالملل و عمومی در دانشکده امور بینالملل و عمومی واتسون.
پیتر گلدبرگ
استیون کینزر، روزنامهنگار و مورخ ۷۴ ساله آمریکایی، بخش عمدهای از کار خود را به تحلیل یک قرن سرنگونی دولتهای تحت حمایت ایالات متحده در سراسر جهان اختصاص داده است: از هاوایی تا عراق، بررسی الگوی مداخله نظامی و افشای پیامدهای بلندمدت آن. کینزر، خبرنگار سابق نیویورک تایمز، خود را به عنوان یکی از منتقدان سرسخت مداخلهگرایی ایالات متحده تثبیت کرده است.
این روزنامهنگار در کتاب خود با عنوان «همه مردان شاه»، کودتای سال ۱۹۵۳ را که توسط سیا و MI6 – سرویسهای اطلاعاتی ایالات متحده و بریتانیا – علیه محمد مصدق، نخستوزیر منتخب دموکراتیک ایران، پس از اعلام مصدق مبنی بر ملی کردن نفت ایران، سازماندهی شده بود، بازسازی میکند و نشان میدهد که چگونه این تحول، آینده ایران را تا درگیری فعلی شکل داده است. کینزر در یک مصاحبه تلفنی در مورد وضعیت فعلی بحث میکند.
سوال. دونالد ترامپ، رئیس جمهور ایالات متحده، دلایل مختلفی – مانند نیاز به تغییر رژیم، تهدید سلاحهای هستهای و بازگشایی تنگه هرمز – را برای حمله به ایران ذکر کرده است. به نظر شما هدف واقعی چیست؟
آنچه کشورها و اهداف ایالات متحده، از جمله ایران را به هم پیوند میدهد، واقعاً ساده است: سرکشی. همه اینها کشورهایی هستند که از سیاستهای ایالات متحده سرپیچی میکنند. آنها از ایجاد دولتهایی که به خواستههای واشنگتن پاسخ میدهند، خودداری میکنند. گاهی اوقات از واشنگتن میشنویم – [جو] بایدن این را میگفت – عصر حوزههای نفوذ به پایان رسیده است. اما این ریاکارانه است. در واقع، ایالات متحده تمام جهان را به جز چین، روسیه و چند کشور دیگر، حوزه نفوذ موجه خود میداند. و دقیقاً همین کشورها هستند که در نهایت به اهداف ما تبدیل میشوند.
سوال: ونزوئلا نیز در همین الگو قرار میگیرد. اما شاید تفاوت آن با ایران این باشد که این یک حمله مشترک با اسرائیل است. چه مقدار از این تصمیم در واشنگتن و چه مقدار در اسرائیل گرفته شده است؟
به نظر میرسد واضح است که ما بدون حمایت اسرائیل این حمله را آغاز نمیکردیم. تقریباً کلیشهای است که بگوییم اسرائیل نفوذ قابل توجهی در سیاست ملی ما دارد. آریل ادلسون، تنها حامی اسرائیل، ۱۰۰ میلیون دلار به [کمپین ترامپ] کمک مالی کرد. به یک معنا، این حمله سالها در حال شکلگیری بوده است. اسرائیل تصویر ایران را به عنوان یک تهدید قریبالوقوع ایجاد کرده است و اگرچه نگرانیهای امنیتی اسرائیل ممکن است مشروع باشد، اما دلیلی برای کشاندن ایالات متحده به این جنگ نیست. بدون تشویق اسرائیل برای آن، شک دارم که این اتفاق میافتاد.

معترضانی که در ۹ نوامبر ۱۹۷۹، چهار روز پس از بحران گروگانگیری، بر فراز دیوار سفارت ایالات متحده در تهران نشسته بودند، پرچم ایالات متحده را آتش زدند. گتی
سؤال: شما در کتاب خود «همه مردان شاه»، در مورد اهمیت برداشتهای متفاوت از یک رویداد واحد نوشتهاید. تا چه حد اطلاعات نادرست و روایتهای تقویتشده در رسانههای اجتماعی میتوانند رویدادها را تغییر دهند یا به عنوان ابزاری برای ترویج تغییر رژیم در درگیریهای جهانی جدید استفاده شوند؟
برای شروع مداخلات بلندمدت، متقاعد کردن با نظرات مهم است. فکر نمیکنم این اتفاق در مورد این عملیات ایران افتاده باشد. من معتقد نیستم که اکثر آمریکاییها از آن استقبال کنند و مطمئن نیستم که به نفع سیاسی ترامپ باشد. فکر میکنم عکس این احتمال بیشتر است. از دیدگاه آمریکاییها، روابط ایالات متحده و ایران با بحران گروگانگیری سال ۱۹۷۹ [۵۲ شهروند آمریکایی که توسط دانشجویان اسلامگرا به مدت ۴۴۴ روز در سفارت ایالات متحده در تهران بازداشت شدند و منجر به قطع روابط دیپلماتیک بین دو کشور شد که همچنان پابرجاست] آغاز و پایان مییابد. ما آن را به عنوان فوران وحشیگری میبینیم که نشان میدهد ایرانیها چقدر پوچگرا و وحشی هستند.
ایرانیان تاریخ را بسیار متفاوت میبینند. برای آنها، بحران گروگانگیری را نمیتوان از کودتای ۱۹۵۳ [علیه نخستوزیر مصدق] جدا کرد. از دیدگاه آنها، آنها در مسیر ایجاد دموکراسی بودند و ایالات متحده مداخله کرد تا این امر را غیرممکن کند. هر آنچه از آن زمان تاکنون رخ داده است، نتیجه آن مداخله است.
سوال: امروز چه درسهایی میتوان از آن کودتا گرفت؟
در سال ۱۹۵۳، ایالات متحده برای سرنگونی تنها دموکراسی که ایران تا به حال داشته است، مداخله کرد. از آن زمان، ایران هرگز به هیچ شکلی از دموکراسی بازنگشت. چیزی که تاریخ به شما نشان میدهد این است که مداخله خشونتآمیز در سیاست یک کشور دیگر میتواند نتایج بسیار غیرقابل پیشبینی داشته باشد، از جمله نتایجی که به ضرر خودتان تمام میشود.
نتایج کودتای ۱۹۵۳ چه بود؟ در کوتاهمدت، عالی به نظر میرسید. ما از شر رهبری که دوست نداشتیم، مصدق، خلاص شدیم و او را با کسی، شاه، جایگزین کردیم که هر کاری میخواستیم انجام میداد. به نظر میرسید راهحل بینقصی است، اما این فقط راهحل بینقص است اگر تاریخ ادامه نداشت.
متأسفانه، تاریخ همچنان در حال آشکار شدن است. شاه به مدت ۲۵ سال با سرکوب فزاینده حکومت کرد. این سرکوب منجر به انفجار اواخر دهه ۱۹۷۰، انقلاب اسلامی، شد و گروهی از شبهنظامیان متعصب ضد آمریکایی را به قدرت رساند که دههها با جدیت و گاهی با خشونت بسیار تلاش کردهاند تا منافع آمریکا را در سراسر جهان تضعیف کنند.
کودتای ۱۹۵۳ نه تنها برای ایران ویرانگر بود، بلکه در درازمدت به منافع امنیت ملی خودمان نیز آسیب زیادی رساند. نکته اخلاقی این است که وقتی با خشونت در امور کشور دیگری مداخله میکنید، کاری مانند رها کردن چرخی در بالای تپه انجام میدهید. میتوانید آن را رها کنید، اما هیچ کنترلی بر نحوه پرش یا محل فرود آن ندارید.
سؤال: آیا واقعاً گزینههایی برای بازگرداندن رضا پهلوی، پسر شاه، به ایران وجود دارد؟
در سال ۱۹۵۳، شاه در کودتایی که توسط سیا و سرویس مخفی بریتانیا سازماندهی شده بود، شرکت کرد. کودتا شکست خورد و شاه از ایران فرار کرد. او به عراق رفت و سپس در رم فرود آمد. در آنجا، او به مردم گفت که انتظار دارد مجبور شود در رم شغلی پیدا کند، زیرا فکر نمیکند بتواند به ایران بازگردد. کرمیت روزولت، افسر سیا که مسئول این عملیات بود، تصمیم گرفت بار دیگر تلاش کند و تلاش دوم موفقیتآمیز بود. اتفاقی که افتاد این بود که ما شاه را دوباره بر تخت سلطنت نشاندیم.
دلیل اساسی سرنگونی او ۲۵ سال بعد این بود که هرگز مشروعیت نداشت. و دلیل اینکه او هرگز مشروعیت نداشت این بود که با نفوذ خارجی به قدرت رسیده بود. او هرگز نتوانست از شر آن خلاص شود.
این بخش مهمی از روان ایرانیان را به شما نشان میدهد: تمایل به رژیمی که از ایران بیرون بیاید. آنها ۲۰۰ سال یا بیشتر قربانی مداخله خارجی بودهاند و از این موضوع بسیار آگاه هستند. به همین دلیل است که یکی از چیزهایی که آنها در دولتهای خود به دنبال آن هستند این است که ریشه در ایران داشته باشند. شاه هرگز چنین نبود. هر دولتی که با تکیه بر ایالات متحده به قدرت برسد، اگر قرار باشد چنین کاری انجام دهد، مطمئناً با همین مشکل مشروعیت روبرو خواهد شد و برای تثبیت خود با مشکلات زیادی روبرو خواهد شد.



