سامانه اینترنتی سازمان فداییان خلق ایران (اکثریت)

GOL-768x768-1

۶ خرداد, ۱۴۰۵ ۰۲:۳۶

چهارشنبه ۶ خرداد ۱۴۰۵ - ۰۲:۳۶

مورخ آمریکایی: «هر دولتی که با حمایت ایالات متحده به قدرت برسد، فاقد مشروعیت خواهد بود.»

استفن کینزر: از دیدگاه آمریکایی‌ها، روابط ایالات متحده و ایران با بحران گروگان‌گیری سال ۱۹۷۹ [۵۲ شهروند آمریکایی که توسط دانشجویان اسلام‌گرا به مدت ۴۴۴ روز در سفارت ایالات متحده در تهران بازداشت شدند و منجر به قطع روابط دیپلماتیک بین دو کشور شد که همچنان پابرجاست] آغاز و پایان می‌یابد. ما آن را به عنوان فوران وحشیگری می‌بینیم که نشان می‌دهد ایرانی‌ها چقدر پوچ‌گرا و وحشی هستند. ایرانیان تاریخ را بسیار متفاوت می‌بینند. برای آنها، بحران گروگان‌گیری را نمی‌توان از کودتای ۱۹۵۳ [علیه نخست‌وزیر مصدق] جدا کرد. از دیدگاه آنها، آنها در مسیر ایجاد دموکراسی بودند و ایالات متحده مداخله کرد تا این امر را غیرممکن کند. هر آنچه از آن زمان تاکنون رخ داده است، نتیجه آن مداخله است.

این کارشناس استدلال می‌کند که هر آنچه در دهه‌های اخیر در جمهوری اسلامی رخ داده است، ناشی از کودتایی است که واشنگتن در سال ۱۹۵۳ علیه یک دولت منتخب دموکراتیک از آن حمایت کرد.

 

ناتالیا سانچا ال پائز مادرید – ۲۲ مه ۲۰۲۶

برگردان به‌فارسی از نسخه انگلیسی: گودرز اقتداری

استیون کینزر، پژوهشگر امور بین‌الملل و عمومی در دانشکده امور بین‌الملل و عمومی واتسون.
پیتر گلدبرگ

استیون کینزر، روزنامه‌نگار و مورخ ۷۴ ساله آمریکایی، بخش عمده‌ای از کار خود را به تحلیل یک قرن سرنگونی دولت‌های تحت حمایت ایالات متحده در سراسر جهان اختصاص داده است: از هاوایی تا عراق، بررسی الگوی مداخله نظامی و افشای پیامدهای بلندمدت آن. کینزر، خبرنگار سابق نیویورک تایمز، خود را به عنوان یکی از منتقدان سرسخت مداخله‌گرایی ایالات متحده تثبیت کرده است.

این روزنامه‌نگار در کتاب خود با عنوان «همه مردان شاه»، کودتای سال ۱۹۵۳ را که توسط سیا و MI6 – سرویس‌های اطلاعاتی ایالات متحده و بریتانیا – علیه محمد مصدق، نخست‌وزیر منتخب دموکراتیک ایران، پس از اعلام مصدق مبنی بر ملی کردن نفت ایران، سازماندهی شده بود، بازسازی می‌کند و نشان می‌دهد که چگونه این تحول، آینده ایران را تا درگیری فعلی شکل داده است. کینزر در یک مصاحبه تلفنی در مورد وضعیت فعلی بحث می‌کند.

سوال. دونالد ترامپ، رئیس جمهور ایالات متحده، دلایل مختلفی – مانند نیاز به تغییر رژیم، تهدید سلاح‌های هسته‌ای و بازگشایی تنگه هرمز – را برای حمله به ایران ذکر کرده است. به نظر شما هدف واقعی چیست؟

آنچه کشورها و اهداف ایالات متحده، از جمله ایران را به هم پیوند می‌دهد، واقعاً ساده است: سرکشی. همه اینها کشورهایی هستند که از سیاست‌های ایالات متحده سرپیچی می‌کنند. آنها از ایجاد دولت‌هایی که به خواسته‌های واشنگتن پاسخ می‌دهند، خودداری می‌کنند. گاهی اوقات از واشنگتن می‌شنویم – [جو] بایدن این را می‌گفت – عصر حوزه‌های نفوذ به پایان رسیده است. اما این ریاکارانه است. در واقع، ایالات متحده تمام جهان را به جز چین، روسیه و چند کشور دیگر، حوزه نفوذ موجه خود می‌داند. و دقیقاً همین کشورها هستند که در نهایت به اهداف ما تبدیل می‌شوند.

سوال: ونزوئلا نیز در همین الگو قرار می‌گیرد. اما شاید تفاوت آن با ایران این باشد که این یک حمله مشترک با اسرائیل است. چه مقدار از این تصمیم در واشنگتن و چه مقدار در اسرائیل گرفته شده است؟

به نظر می‌رسد واضح است که ما بدون حمایت اسرائیل این حمله را آغاز نمی‌کردیم. تقریباً کلیشه‌ای است که بگوییم اسرائیل نفوذ قابل توجهی در سیاست ملی ما دارد. آریل ادلسون، تنها حامی اسرائیل، ۱۰۰ میلیون دلار به [کمپین ترامپ] کمک مالی کرد. به یک معنا، این حمله سال‌ها در حال شکل‌گیری بوده است. اسرائیل تصویر ایران را به عنوان یک تهدید قریب‌الوقوع ایجاد کرده است و اگرچه نگرانی‌های امنیتی اسرائیل ممکن است مشروع باشد، اما دلیلی برای کشاندن ایالات متحده به این جنگ نیست. بدون تشویق اسرائیل برای آن، شک دارم که این اتفاق می‌افتاد.

معترضانی که در ۹ نوامبر ۱۹۷۹، چهار روز پس از بحران گروگان‌گیری، بر فراز دیوار سفارت ایالات متحده در تهران نشسته بودند، پرچم ایالات متحده را آتش زدند. گتی

سؤال: شما در کتاب خود «همه مردان شاه»، در مورد اهمیت برداشت‌های متفاوت از یک رویداد واحد نوشته‌اید. تا چه حد اطلاعات نادرست و روایت‌های تقویت‌شده در رسانه‌های اجتماعی می‌توانند رویدادها را تغییر دهند یا به عنوان ابزاری برای ترویج تغییر رژیم در درگیری‌های جهانی جدید استفاده شوند؟

برای شروع مداخلات بلندمدت، متقاعد کردن با نظرات مهم است. فکر نمی‌کنم این اتفاق در مورد این عملیات ایران افتاده باشد. من معتقد نیستم که اکثر آمریکایی‌ها از آن استقبال کنند و مطمئن نیستم که به نفع سیاسی ترامپ باشد. فکر می‌کنم عکس این احتمال بیشتر است. از دیدگاه آمریکایی‌ها، روابط ایالات متحده و ایران با بحران گروگان‌گیری سال ۱۹۷۹ [۵۲ شهروند آمریکایی که توسط دانشجویان اسلام‌گرا به مدت ۴۴۴ روز در سفارت ایالات متحده در تهران بازداشت شدند و منجر به قطع روابط دیپلماتیک بین دو کشور شد که همچنان پابرجاست] آغاز و پایان می‌یابد. ما آن را به عنوان فوران وحشیگری می‌بینیم که نشان می‌دهد ایرانی‌ها چقدر پوچ‌گرا و وحشی هستند.

ایرانیان تاریخ را بسیار متفاوت می‌بینند. برای آنها، بحران گروگان‌گیری را نمی‌توان از کودتای ۱۹۵۳ [علیه نخست‌وزیر مصدق] جدا کرد. از دیدگاه آنها، آنها در مسیر ایجاد دموکراسی بودند و ایالات متحده مداخله کرد تا این امر را غیرممکن کند. هر آنچه از آن زمان تاکنون رخ داده است، نتیجه آن مداخله است.

سوال: امروز چه درس‌هایی می‌توان از آن کودتا گرفت؟

در سال ۱۹۵۳، ایالات متحده برای سرنگونی تنها دموکراسی که ایران تا به حال داشته است، مداخله کرد. از آن زمان، ایران هرگز به هیچ شکلی از دموکراسی بازنگشت. چیزی که تاریخ به شما نشان می‌دهد این است که مداخله خشونت‌آمیز در سیاست یک کشور دیگر می‌تواند نتایج بسیار غیرقابل پیش‌بینی داشته باشد، از جمله نتایجی که به ضرر خودتان تمام می‌شود.

نتایج کودتای ۱۹۵۳ چه بود؟ در کوتاه‌مدت، عالی به نظر می‌رسید. ما از شر رهبری که دوست نداشتیم، مصدق، خلاص شدیم و او را با کسی، شاه، جایگزین کردیم که هر کاری می‌خواستیم انجام می‌داد. به نظر می‌رسید راه‌حل بی‌نقصی است، اما این فقط راه‌حل بی‌نقص است اگر تاریخ ادامه نداشت.

متأسفانه، تاریخ همچنان در حال آشکار شدن است. شاه به مدت ۲۵ سال با سرکوب فزاینده حکومت کرد. این سرکوب منجر به انفجار اواخر دهه ۱۹۷۰، انقلاب اسلامی، شد و گروهی از شبه‌نظامیان متعصب ضد آمریکایی را به قدرت رساند که دهه‌ها با جدیت و گاهی با خشونت بسیار تلاش کرده‌اند تا منافع آمریکا را در سراسر جهان تضعیف کنند.

کودتای ۱۹۵۳ نه تنها برای ایران ویرانگر بود، بلکه در درازمدت به منافع امنیت ملی خودمان نیز آسیب زیادی رساند. نکته اخلاقی این است که وقتی با خشونت در امور کشور دیگری مداخله می‌کنید، کاری مانند رها کردن چرخی در بالای تپه انجام می‌دهید. می‌توانید آن را رها کنید، اما هیچ کنترلی بر نحوه پرش یا محل فرود آن ندارید.

سؤال: آیا واقعاً گزینه‌هایی برای بازگرداندن رضا پهلوی، پسر شاه، به ایران وجود دارد؟

در سال ۱۹۵۳، شاه در کودتایی که توسط سیا و سرویس مخفی بریتانیا سازماندهی شده بود، شرکت کرد. کودتا شکست خورد و شاه از ایران فرار کرد. او به عراق رفت و سپس در رم فرود آمد. در آنجا، او به مردم گفت که انتظار دارد مجبور شود در رم شغلی پیدا کند، زیرا فکر نمی‌کند بتواند به ایران بازگردد. کرمیت روزولت، افسر سیا که مسئول این عملیات بود، تصمیم گرفت بار دیگر تلاش کند و تلاش دوم موفقیت‌آمیز بود. اتفاقی که افتاد این بود که ما شاه را دوباره بر تخت سلطنت نشاندیم.

دلیل اساسی سرنگونی او ۲۵ سال بعد این بود که هرگز مشروعیت نداشت. و دلیل اینکه او هرگز مشروعیت نداشت این بود که با نفوذ خارجی به قدرت رسیده بود. او هرگز نتوانست از شر آن خلاص شود.

این بخش مهمی از روان ایرانیان را به شما نشان می‌دهد: تمایل به رژیمی که از ایران بیرون بیاید. آنها ۲۰۰ سال یا بیشتر قربانی مداخله خارجی بوده‌اند و از این موضوع بسیار آگاه هستند. به همین دلیل است که یکی از چیزهایی که آنها در دولت‌های خود به دنبال آن هستند این است که ریشه در ایران داشته باشند. شاه هرگز چنین نبود. هر دولتی که با تکیه بر ایالات متحده به قدرت برسد، اگر قرار باشد چنین کاری انجام دهد، مطمئناً با همین مشکل مشروعیت روبرو خواهد شد و برای تثبیت خود با مشکلات زیادی روبرو خواهد شد.

بخش : سياست
تاریخ انتشار : ۶ خرداد, ۱۴۰۵ ۱:۱۳ ق٫ظ

آخرین نوشته‌ها:

لینک کوتاه

نظرات

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

به مناسبت سالروز پیروزی بر نازیسم؛ هیچ نیروی اهریمنی نمی‌تواند بر مردمی متحد پیروز شود

هیئت سیاسی- اجرایی سازمان فداییان خلق ایران (اکثریت): همان‌گونه که اتحاد شوروی در ژوئن ۱۹۴۱ با اتکای به اتحاد مردمی در برابر تجاوز ایستاد، ایران نیز در اسفند ۱۴۰۴ دچار تحولی بزرگ شد. همبستگی مردم در دفاع از میهن، که به عین دریافتند فرزندانشان در نیروهای مسلح، به اتکای پشتیبانی جامعه است که قادرند از کشورشان در برابر خطر موجودیتی دفاع کنند.

ادامه »

ایران در آستانه فروپاشی: اعتراضات، عدم حقانیت حاکمان و بن‌بست‌های پیش‌رو…

شورای سردبیری کار: تجربه تمامی طول دوران حیات حکومت اسلامی نشان می‌دهد که هر موج سرکوب، به‌جای تثبیت پایدار نظام، پایگاه اجتماعی نظام را کوچک‌تر می‌کند، شمار بیشتری از شهروندان را به صف مخالفان می‌راند و پس از مدتی، اعتراضات گسترده‌تری دوباره سر برمی‌آورد. این بار اما فشار از پایین با خطر تشدید تنش در سطح منطقه‌ای و بین‌المللی نیز هم‌زمان شده است. در چنین فضایی، اسرائیل ـ با سابقه حملات تحریک آمیز و تلاش مستمر برای تضعیف جمهوری اسلامی ـ ممکن است اعتراضات داخلی را فرصتی برای ازسرگیری حملات علیه ایران تلقی کند. این هم‌زمانی نارضایتی داخلی و تهدید خارجی، معادله‌ای بسیار خطرناک برای کشور ما ایجاد کرده است.

مطالعه »

ترامپ، توافق با جمهوری اسلامی ایران و پیمان ابراهیم

چنین می‌نماید که زور ترامپ برای خلق «بیگ بنگ»ی نو چندان پرزور نیست.

گره «پیوستن عربستان و قطر به پیمان ابراهیم» به پایان جنگ با ایران را قطر و عربستان به کوری کشاندند.

کوری گره همزمان پیام روشنی را با خود دارد؛

بدون ایران، نظمی نو در منطقه، باختر آسیا؛ حاکم نخواهد شد.

آمریکا باید در ملاحظات سیاسی خود نقش ایران را از «تهدید» به «بازیگر ضروری» بازتعریف کند.

ایران دیری‌ست در پی شناسایی این نقش خود از سوی امریکا بوده است.

مطالعه »

«تنبیه خاموش» یا آزادی بیان!

فارغ‌التحصیلان مطالعات خاورمیانه نتیجه گرفته اند که: «برکناری فانی پیام تکان‌دهنده‌ای به دانشجویان و محققان مطالعات خاورمیانه می‌فرستد مبنی بر اینکه تحقیق، تدریس، خدمات نهادی و بحث آزاد در مورد موضوعات حساس سیاسی، مانند جنگ جاری در ایران، مشمول سانسور سیاسی و تحریم‌های نهادی است. چنین پیامی نه تنها با ارزش‌های اصلی مأموریت آموزشی و علمی دانشگاه واشنگتن در تضاد است، بلکه با اصول آموزش دانشگاهی و آموزشی ما نیز مغایرت دارد، اصولی که ما را به تفکر انتقادی، مشارکت در بحث‌های علمی آزاد و مواجهه با سوالات سیاسی فوری با دقت و صداقت فرا می‌خواند.

مطالعه »
شبکه های اجتماعی سازمان
آخرین مطالب

مورخ آمریکایی: «هر دولتی که با حمایت ایالات متحده به قدرت برسد، فاقد مشروعیت خواهد بود.»

ترامپ، توافق با جمهوری اسلامی ایران و پیمان ابراهیم

تعویق مذاکرات غنی‌سازی هسته‌ای تا زمان دستیابی به توافقی برای پایان دادن به جنگ و باز کردن تنگه هرمز.

از غزه تا میناب | کودکان در جنگ | برنامه ویژه دوره هفدهم جشنواره بین‌المللی سینمای تبعید – سوئد

خون صلح، اضطراب جنگ

کانون مدافعان حقوق کارگر: پرویز قلیج خانی هم از میان ما رفت – یادش گرامی