سامانه اینترنتی سازمان فداییان خلق ایران (اکثریت)

GOL-768x768-1

۷ شهریور, ۱۴۰۵ ۱۲:۴۹

شنبه ۷ شهریور ۱۴۰۵ - ۱۲:۴۹

ایران و آمریکا

توافق ۱۵ ژوئن؛ موفقیت دیپلماسی ایران برآمده از تاب‌آوری

مهرزاد وطن‌آبادی: واقعیت آن است که در منازعات بزرگ، پیروزی تنها با شمارش خسارت‌ها سنجیده نمی‌شود؛ معیار اصلی، میزان تحقق اهداف سیاسی است. از این منظر، آمریکا و متحدانش نتوانستند به اهداف حداکثری خود دست یابند. تغییر نظام سیاسی ایران، حذف کامل توان موشکی و پایان دادن به همه اهرم‌های نفوذ منطقه‌ای جمهوری اسلامی، اهدافی بودند که محقق نشدند. در مقابل، ایران توانست ضمن حفظ ساختار سیاسی خود، بخش مهمی از توان دفاعی و جایگاه منطقه‌ای خویش را نیز حفظ کند.

«از شبیخون حوادث لشکرش درهم شکست

هر که صائب در مقام صلح طبل جنگ زد»

رویارویی جمهوری اسلامی ایران و آمریکا را می‌توان یکی از طولانی‌ترین و پیچیده‌ترین منازعات ژئوپلیتیکی عصر حاضر دانست؛ منازعه‌ای که از سال ۱۳۵۷ آغاز شد و در طول نزدیک به پنج دهه، از تحریم‌های اقتصادی و عملیات اطلاعاتی گرفته تا جنگ‌های نیابتی و رویارویی‌های مستقیم نظامی، اشکال گوناگونی به خود گرفت. در تمام این سال‌ها، آمریکا با برخورداری از برتری اقتصادی، فناوری، نظامی و شبکه گسترده متحدان خود، تلاش کرد جمهوری اسلامی ایران را وادار به پذیرش نظم مطلوب خویش کند. با این حال، نتیجه نهایی آن چیزی نشد که طراحان سیاست فشار تصور می‌کردند.

توافق ۱۵ ژوئن ۲۰۲۶ را باید در همین چارچوب ارزیابی کرد. توافقی که پس از ماه‌ها تنش، درگیری و فشارهای متقابل شکل گرفت و نه تنها به پایان عملیات نظامی آمریکا و کاهش فشارهای بین‌المللی علیه ایران انجامید، بلکه مسیر تازه‌ای را برای پیگیری مطالبات جمهوری اسلامی از طریق دیپلماسی گشود. بر اساس گزارش‌های منتشرشده، این توافق بر توقف درگیری‌ها، لغو محاصره دریایی و فراهم شدن زمینه پیگیری خواسته‌های ایران از مسیر مذاکره استوار بود؛ موضوعی که از نگاه بسیاری از ناظران، بیانگر پذیرش بخشی از مطالبات کلیدی ایران از سوی آمریکا به شمار می‌رود.

اهمیت این توافق صرفاً در مفاد آن نیست، بلکه در مسیری است که به آن منتهی شد. آمریکا در سال‌های گذشته کوشید از راهبرد فرسایش تدریجی بهره بگیرد؛ راهبردی که پیش از این در قبال رقبای دیگر نیز آزموده شده بود. هدف آن بود که فشارهای اقتصادی، روانی، سیاسی و نظامی به گونه‌ای اعمال شود که ایران پیش از بازسازی توان خود، به نقطه‌ای برسد که هزینه مقاومت از هزینه تسلیم بیشتر شود. تصور طراحان این بود که زمان به سود واشنگتن حرکت می‌کند و جمهوری اسلامی ناگزیر خواهد شد در برابر خواسته‌های آمریکا عقب‌نشینی کند.

اما آنچه رخ داد، معکوس این محاسبه بود. ایران نه تنها از هم نپاشید، بلکه توانست بخش مهمی از فشارها را مدیریت کند و هزینه‌های تقابل را به طرف مقابل منتقل سازد. در این میان، راهبرد جنگ نامتقارن نقشی اساسی ایفا کرد. جمهوری اسلامی به جای رقابت مستقیم با آمریکا در حوزه‌هایی که برتری مطلق آن کشور آشکار بود، بر توسعه توان موشکی، پهپادی، جنگ الکترونیک و ظرفیت ایجاد اختلال در خطوط ارتباطی و دریایی تمرکز کرد. نتیجه آن بود که هرگونه اقدام نظامی گسترده علیه ایران، با هزینه‌هایی بسیار فراتر از برآوردهای اولیه همراه شد.

در کنار این مؤلفه، جغرافیا نیز به یاری ایران آمد. موقعیت ژئوپلیتیکی کشور در قلب یکی از حساس‌ترین مناطق جهان، به‌ویژه در مجاورت خلیج فارس و تنگه هرمز، برگ برنده‌ای بود که نمی‌توان آن را نادیده گرفت. امنیت انرژی جهان، امنیت کشتیرانی و ثبات بازارهای بین‌المللی همگی به تحولات این منطقه گره خورده‌اند و همین مسئله قدرت چانه‌زنی ایران را افزایش داد. در چنین شرایطی، فشار بر ایران دیگر صرفاً یک مسئله دوجانبه نبود، بلکه پیامدهایی فراتر از مرزهای منطقه پیدا می‌کرد.

از سوی دیگر، برخلاف انتظارI طراحان سیاست فشار حداکثری، تحریم‌ها و فشارهای اقتصادی نتوانستند به فروپاشی ساختار سیاسی جمهوری اسلامی منجر شوند. هرچند این فشارها خسارت‌های سنگینی بر اقتصاد کشور وارد کردند، اما نظام سیاسی ایران توانست انسجام خود را حفظ کند و نهادهای اصلی حاکمیت به فعالیت ادامه دادند. همین واقعیت بسیاری از محاسبات اولیه آمریکا را با تردید روبه‌رو ساخت و نشان داد که فروپاشی سیاسی ایران، دست‌کم به سادگی آنچه تصور می‌شد، امکان‌پذیر نیست.

در همین حال، جمهوری اسلامی طی دهه‌های گذشته شبکه‌ای از روابط و نفوذ منطقه‌ای ایجاد کرده بود که در بزنگاه‌های حساس به یک اهرم مؤثر سیاسی تبدیل شد. این ظرفیت موجب شد تهران در مذاکرات صرفاً در موضع دفاع قرار نگیرد، بلکه بتواند بخشی از خواسته‌های خود را نیز بر میز مذاکره قرار دهد و از پرونده‌های مختلف منطقه‌ای برای افزایش قدرت چانه‌زنی بهره ببرد.

واقعیت آن است که در منازعات بزرگ، پیروزی تنها با شمارش خسارت‌ها سنجیده نمی‌شود؛ معیار اصلی، میزان تحقق اهداف سیاسی است. از این منظر، آمریکا و متحدانش نتوانستند به اهداف حداکثری خود دست یابند. تغییر نظام سیاسی ایران، حذف کامل توان موشکی و پایان دادن به همه اهرم‌های نفوذ منطقه‌ای جمهوری اسلامی، اهدافی بودند که محقق نشدند. در مقابل، ایران توانست ضمن حفظ ساختار سیاسی خود، بخش مهمی از توان دفاعی و جایگاه منطقه‌ای خویش را نیز حفظ کند.

عامل دیگری که نباید از نظر دور داشت، تفاوت در افق زمانی دو طرف بود. دولت‌های آمریکا زیر فشار انتخابات، افکار عمومی و تغییرات سیاسی قرار دارند، اما سیاست‌های کلان جمهوری اسلامی در قبال آمریکا از ثبات بیشتری برخوردار بوده است. همین تفاوت باعث شد ایران بتواند بر فرسایش تدریجی اراده سیاسی آمریکا حساب باز کند و زمان را از یک تهدید به یک فرصت راهبردی تبدیل سازد. طولانی شدن منازعه، نه تنها توان و منابع آمریکا را درگیر کرد، بلکه تبعات گسترده‌ای بر اقتصاد جهانی، امنیت انرژی و ثبات منطقه‌ای بر جای گذاشت.

به همین دلیل، توافق ۱۵ ژوئن را نمی‌توان صرفاً یک توافق سیاسی دانست؛ این توافق نماد شکست یک محاسبه راهبردی نیز هست. محاسبه‌ای که تصور می‌کرد جمهوری اسلامی زیر فشارهای فزاینده ناچار به تسلیم خواهد شد، اما در نهایت به نقطه‌ای رسید که خود آمریکا برای خروج از بن‌بست، به توافق رضایت داد.

البته این واقعیت به معنای نبود هزینه برای ایران نیست. کشور در این مسیر با تحریم‌های سنگین، فشارهای اقتصادی، خسارت‌های انسانی و محدودیت‌های فراوان روبه‌رو شد. با این حال، اگر موفقیت را جلوگیری از تحقق اهداف اصلی طرف مقابل تعریف کنیم، می‌توان گفت جمهوری اسلامی ایران در این رویارویی دستاوردهای مهمی به دست آورده است.آنچه در ۱۵ ژوئن رخ داد، از نگاه نگارنده، عقب‌نشینی ایران نبود؛ بلکه تثبیت واقعیتی جدید در معادلات منطقه‌ای و بین‌المللی بود. واقعیتی که نشان می‌دهد جمهوری اسلامی ایران توانسته است دستاوردهای میدان را به زبان سیاست و حقوق بین‌الملل ترجمه کند و جایگاه خود را در معادلات قدرت بازتعریف نماید. از همین رو، ارزیابی نهایی این تقابل چند دهه‌ای همچنان موضوع بحث و بررسی پژوهشگران و تحلیلگران خواهد بود، اما آنچه امروز آشکار به نظر می‌رسد این است که راهبرد فشار برای وادار کردن ایران به تسلیم، دست‌کم در این مرحله، به نتیجه‌ای که طراحان آن انتظار داشتند نرسید.

مهرزاد وطن آبادی

تاریخ انتشار : ۱ تیر, ۱۴۰۵ ۵:۲۱ ق٫ظ

آخرین نوشته‌ها:

لینک کوتاه

نظرات

Comments are closed.

«طرح مقابله با نفوذ»؛ توطئه‌ای سازمان‌یافته برای سرکوب جنبش دموکراسی‌خواهی

هیئت سیاسی-اجرایی سازمان فدائیان خلق ایران (اکثریت): سازمان ما تصویب کلیات این طرح را «فاجعه‌ای دیگر در نظام حقوقی کشور» دانسته و ضمن مخالفت با آن، تصویب این طرح را ادامه و تشدید رویکردی می‌داند که در «قانون تشدید مجازات جاسوسی» نیز دنبال شده است؛ قانونی که در یک سال گذشته مبنای صدور احکام سنگین و اجرای احکام اعدام در شماری از پرونده‌ها قرار گرفته است.

ادامه »

ایران در آستانه فروپاشی: اعتراضات، عدم حقانیت حاکمان و بن‌بست‌های پیش‌رو…

شورای سردبیری کار: تجربه تمامی طول دوران حیات حکومت اسلامی نشان می‌دهد که هر موج سرکوب، به‌جای تثبیت پایدار نظام، پایگاه اجتماعی نظام را کوچک‌تر می‌کند، شمار بیشتری از شهروندان را به صف مخالفان می‌راند و پس از مدتی، اعتراضات گسترده‌تری دوباره سر برمی‌آورد. این بار اما فشار از پایین با خطر تشدید تنش در سطح منطقه‌ای و بین‌المللی نیز هم‌زمان شده است. در چنین فضایی، اسرائیل ـ با سابقه حملات تحریک آمیز و تلاش مستمر برای تضعیف جمهوری اسلامی ـ ممکن است اعتراضات داخلی را فرصتی برای ازسرگیری حملات علیه ایران تلقی کند. این هم‌زمانی نارضایتی داخلی و تهدید خارجی، معادله‌ای بسیار خطرناک برای کشور ما ایجاد کرده است.

مطالعه »

۳۰ سال زندان برای استفاده از آزادی بیان؟

سردبیر ماه: ایالات متحده در ۱۶ ژوئیه کنفرانسی جهانی در واشنگتن برگزار کرد تا همکاری کشورها علیه آنچه «تروریسم چپ افراطی» می‌نامد، تقویت شود؛ اقدامی که بخشی از راهبرد امنیتی جدید آمریکا برای اعمال نفوذ و تغییر رژیم در اروپا و آمریکای لاتین است. این نشست همچنین کارکردی داخلی دارد، زیرا با نسبت‌دادن مخالفان سیاسی به «تروریسم خارجی»، سرکوب آنان آسان‌تر و مشروع‌تر جلوه داده می‌شود.

مطالعه »

یک ایران، یک ملت و یک ترازنامه…

گودرز اقتداری: نوشته‌ای در فضای مجازی منتشر شده است که با این مطلع آغاز میشود: «ما یک ایران نداریم. دو ایران داریم! یک ایرانِ جهان سومی که از کشورهای منطقه عقب افتاده است، نه برق دارد، نه آب دارد، نه صنعت قابل توجهی دارد، نه زیر ساخت قابل اتکایی دارد و علاوه بر آن همه نخبگان‌اش نیز در حال فرار از کشور هستند و این ایران رو به قهقرا در حرکت است. یک ایرانِ دیگر هم وجود دارد که ۹۵ درصد جمعیت آن باسواد است و در بین ۲۰ کشور اول جهان در تولید علم قرار دارد و در تربیت متخصص از پزشکی گرفته تا مهندسی علوم روز جهان همچون نانو، رباتیک، ژنتیک، هسته‌ای و … سرآمد کشورهای منطقه است» یادداشت زیر در پاسخ به آن برداشت نوشته شده است.

مطالعه »
شبکه های اجتماعی سازمان
آخرین مطالب

بیانیه نهضت آزادی ایران: استقبال از پیمان مکه و ضرورت مشارکت ایران در شکل‌گیری نظم امنیتی منطقه‌ای

تفکیک “داوری اخلاقی” از “تحلیل سیاسی و تاریخی”

کاوه مدنی؛ از بازجویی در ایران تا دریافت «نوبل آب»

نیروهای کردستان سوریه ( روژاوا)، در ارتش سوریه ادغام شدند

دارو ۸۰ درصد گران شد.افزایش قیمت برخی اقلام تا ۳۰۰ درصد

مرکز آمار تورم مرداد ۱۴۰۵ را اعلام کرد