|
Getting your Trinity Audio player ready...
|
آمریکا را دوباره بزرگ کنیم؟ ها ها (خنده حضار). دونالد ترامپ با سرعتی شگفتآور ما را تضعیف کرده است. تحت نفوذ «رهبری» او، اعتبار و آبروی آمریکا مانند پوستهی زرورق، از بین رفته است.
فروپاشی قدرت ایالات متحده قبل از شروع جنگ ترامپ علیه ایران، به خوبی در حال انجام بود، اما از زمانی که ابعاد شکست ما در جنگ آشکار شد، سرعت زوال به شدت افزایش یافته است. و وقتی مورخان آینده در مورد این داستان خودسوزی بنویسند، ممکن است این کار را به زبان ماندارین انجام دهند.
چین در جنگ سوم خلیج فارس مستقیماً درگیر نبوده است و حمایت آن از ایران، تا همین اواخر، محتاطانه بوده است. (طبق گزارشها، چین اکنون در حال آماده شدن برای ارسال مهمات پیشرفته به ایران است – فیلیپس اوبراین میگوید که «برای کشتن میرود.») اما چین به وضوح از تحقیر ما لذت برده است. و هم نحوهی وقوع جنگ و هم نقش چین، موازنهی قدرت جهانی را به نفع چین به شدت تغییر داده است.

مقایسه تولید صنعتی اقتصاد های عمده جهان در سالهای ۲۰۰۴ تا ۲۰۲۴
چین مدتی است که رقیب ژئوپلیتیکی جدی برای ایالات متحده بوده است. بخش تولید چین در سال ۲۰۱۰ از ایالات متحده پیشی گرفت و این شکاف همچنان رو به افزایش است (به زودی در مورد خط «ایالات متحده + اتحادیه اروپا» توضیح خواهم داد و نقش چین به عنوان کارگاه جهان، ناگزیر نفوذ ژئوپلیتیکی زیادی به آن میدهد.
با این حال، عوامل متعددی وجود داشت که دو سال پیش، با وجود وزن اقتصادی و قدرت تولیدی چین، مسلماً هنوز به آمریکا برتری قدرت میداد. این عوامل شامل موارد زیر بود:
- آمریکا هنوز در علم و فناوری پیشرفته جهان پیشرو بود.
- به نظر میرسید ارتش ایالات متحده سلاحها و رهبری بسیار بهتری نسبت به هر کشور دیگری دارد.
- نقش غالب دلار در معاملات بینالمللی، نفوذ مالی عظیمی به ایالات متحده میبخشید، از جمله توانایی حذف سایر کشورها از سیستم پرداخت جهانی بانکی.
- و مهمتر از همه، ایالات متحده تنها نبود. ما رهبر موفقترین سیستم اتحاد تاریخ بودیم، ملتهایی که نه تنها با منافع متقابل، بلکه با ارزشهای دموکراتیک مشترک به هم پیوسته بودند.
با این حال، ترامپ و نوکرانش به سرعت همه این مزایا را از بین بردهاند.
مطالب زیادی در مورد حمله دولت ترامپ به علم نوشته شده است، که موضوعی است که تا حد زیادی جدا از جنگ ایران است. همانطور که در یکی از بحثهای اخیر آمده است، مقامات ترامپ مجموعهای از حملات را به دانشمندان و آزمایشگاههای آنها ترتیب دادهاند که از طریق کاهش بودجه، قطع کمکهای مالی و محدودیتهای مهاجرتی اجرا شده است. دانشمندان به کانادا، اروپا و چین جذب میشوند و ما به سرعت در حال از دست دادن عمق جامعه علمی نوآورانه و ضروری خود هستیم.
تضعیف سایر منابع قدرت ایالات متحده قبل از جنگ ایران نیز در حال انجام بود، اما جنگ این روند نزولی را تسریع کرده است.
حتی قبل از شروع بمباران ایران، برخی از ناظران نگران وضعیت ارتش ایالات متحده بودند. آیا رهبران نظامی ایالات متحده با دنیای جدید – که با جنگ اوکراین آشکار شد – پهپادهای ارزان و همه جا حاضر سازگار شده بودند؟ رهبری طرفدار تستوسترون و ضد روشنفکری پیت هگزت چه میزان خسارت وارد کرده بود؟ اکنون ما پاسخ این سؤالات را میدانیم و اعتبار نظامی آمریکا به شدت سقوط کرده است. و همانطور که گزارش دسامبر ۲۰۲۵ مرکز مطالعات استراتژیک و بینالمللی اشاره میکند، یک زنجیره تأمین چینی زیربنای «معماری جنگ پهپادهای مدرن» است.
قدرت مالی وابسته به دلار آمریکا نیز به شدت کاهش یافته است. درست است، همانطور که یک ماه پیش نوشتم، «نقش دلار به عنوان ارز غالب برای تجارت عادی در معرض تهدید نیست.» با این حال، جنگ نشان داده است که، تا حد زیادی به لطف قدرت اقتصادی زیربنایی چین، توانایی آمریکا برای استفاده از دلار به عنوان سلاح بسیار کاهش یافته است:
ایران توانست با دریافت وجه به یوان و استفاده از آن یوان برای خرید کالاهای چینی، به فروش نفت (تا زمانی که ایالات متحده موقتاً محاصره نظامی اعمال نکرد) و خرید واردات ضروری، علیرغم تحریمهای مالی ایالات متحده، ادامه دهد. کشتیهایی که برای عبور ایمن از تنگه هرمز به ایران پول میدادند، نیز به یوان (یا به صورت ارز دیجیتال، که تنها مورد استفاده واقعی آن همچنان فعالیت مجرمانه است) پول پرداخت میکردند. جزئیات پیچیده است، اما استفاده از یوان اساساً به کسانی که توسط دولت ایالات متحده به عنوان بازیگران سرکش تعیین شدهاند، اجازه میدهد تا از رادار مالی ما دور بمانند. در نهایت، این جنگ واقعاً میخ را بر تابوت سیستم اتحاد محور ایالات متحده کوبید.
اتحادهای آمریکا از زمان جنگ جهانی دوم منبع اساسی قدرت جهانی بودهاند. خطی که در نمودار ارزش افزوده تولید با عنوان «ایالات متحده + اتحادیه اروپا» مشخص شده است، نشان میدهد که این اتحادها چقدر برای تقویت ما استفاده کردهاند: این نشان میدهد که حتی اکنون ایالات متحده و دموکراسیهای اتحادیه اروپا روی هم رفته کالاهای تولیدی بیشتری نسبت به چین تولید میکنند، اختلافی که اگر بریتانیا، ژاپن، کانادا و غیره را هم در نظر بگیرم، بیشتر هم میشود.
اما ترامپ از همان روز اول شروع به تخریب اتحادهای ما کرد. بحث در مورد تعرفههای ترامپ، حتی موارد بحرانی، به اندازه کافی بر این واقعیت تأکید نمیکند که هر یک از این تعرفهها توافقهای بینالمللی منعقد شده توسط ایالات متحده در گذشته را نقض کردهاند. بنابراین سیاست تعرفهای ترامپ، به خودی خود، اعلامیهای بود برای اطلاع جهانی که توافقات با دولت ایالات متحده بیارزش است. به این موارد، درخواستهایی مبنی بر تبدیل کانادا به ایالت پنجاه و یکم، واگذاری گرینلند توسط دانمارک و غیره را اضافه کنید، و آمریکا حتی قبل از جنگ ایران، اعتماد دوستان سابق خود را کاملاً از دست داده بود.
سپس جنگ از راه رسید. و در پنج ماه گذشته، ایالات متحده خود را هم نامنظم و هم ناکارآمد نشان داده است. ترامپ جنگی را آغاز کرد که علاوه بر ایجاد مرگ و ویرانی، بخش زیادی از عرضه نفت جهان را بدون مشورت با کشورهای دیگر قطع کرد. پس از شروع جنگ، آمریکا هم ناتوان از تحمیل اراده خود بر ایران و هم ناتوان از باز کردن تنگه هرمز یا محافظت از متحدان منطقهای بود.

تغییر علاقه مردم برخی کشورها به امریکا و چین در طول سه سال گذشته!(منبع مرکز تحقیقات پیو)
بنابراین اکنون جهان نه به ما اعتماد دارد و نه از ما میترسد. نمودار بالا، که از نظرسنجی پیو در مورد نگرشهای جهانی گرفته شده است، دیدگاههای ایالات متحده و چین را در چندین کشور نشان میدهد. حتی بسیاری از قدیمیترین متحدان ما، کشورهایی که به ما در پیروزی در جنگ جهانی دوم و جنگ سرد کمک کردند، اکنون نظر مساعدتری نسبت به چین نسبت به ما دارند. بیایید رک باشیم: پایان رهبری ایالات متحده و افزایش نفوذ ژئوپلیتیکی چین چیزهای بدی هستند. چین یک حکومت خودکامه فاسد است که احترام کمی برای حقوق بشر قائل است و هیچ احترامی برای ارزشهای دموکراتیک قائل نیست. اما مردم در سراسر جهان به این نتیجه رسیدهاند که چینیها آدمهای جدی هستند و ما اینطور نیستیم. بنابراین آمریکا جنگ را باخت – و چین پیروز شد.



