سامانه اینترنتی سازمان فداییان خلق ایران (اکثریت)

GOL-768x768-1

۱۹ شهریور, ۱۴۰۵ ۰۴:۵۶

پنجشنبه ۱۹ شهریور ۱۴۰۵ - ۰۴:۵۶

چه باید کرد؟

بهروز رحیمی: متأسفانه در مقابل این عوامل و حاکمانِ مخفیِ مستبد، اپوزیسیونی وجود دارد متفرق، که بیشتر در خود و در دنیای رسانه و شبکهٔ مجازی فعال است؛ اپوزیسیونی بشدت قطبی‌شده و بدون نقشهٔ راه برای برون‌رفت از شرایط کنونی؛ اپوزیسیونی بدون ارتباط چندان واقعی با تودهٔ مردم.
Getting your Trinity Audio player ready...

بیست نفری در مینی‌بوسی که دارد به مرکز شهر می‌رود نشسته‌اند؛ از کارگر و کارمندِ پیر و جوان گرفته تا چند جوانِ دانشجو.

راننده، رادیو فردا را گرفته است. نزدیک اخبار، ترانه قطع می‌شود و تیتر خبر پخش می‌شود:

تهدید ترامپ برای زدن نیروگاه‌ها و زیرساخت‌ها و ادامهٔ محاصرهٔ دریایی؛

در صورت باز نشدن تنگهٔ هرمز… و تأکید حاکمان ایران بر بسته شدن آن.

و خبر اعدام جوانان خانی‌آباد اصفهان و زیر حکم اعدام بودن دستگیرشدگان دی‌ماه و…

رجزخوانی آخوندی به نام خرازی و نصب محسن رضایی به دبیری شورا و طائب، یا همان «میثم وزارت اطلاعات»، به ریاست بسیج

بعد از خلاصهٔ اخبار، اغلب به پچ‌پچ و نفرینِ باعث و بانیِ جنگ و اعدام و… مشغول می‌شوند.

غمگین از خبر اعدام جوانان و جنگی که بر سر مردم جنوب و زخم‌هایی که بر زندگی ملت، به‌خصوص تهیدستان، هوار شده، همه بلاتکلیف و در خشمی فروخفته، در خود رفته‌اند که جوانی دانشجو، از مرد میان‌سالِ بغل‌دستی که روزنامه‌ای در دست دارد، با صدای بلند می‌پرسد:

«شماها که انقلاب و جنگ را تجربه کرده‌اید، فکر می‌کنید عاقبت‌مان چه می‌شود؟»

مرد میان‌سال که ظاهراً فرهنگیِ بازنشسته است، می‌ماند چه بگوید.

بعد از سکوتی معنا‌دار، از انقلاب حرف می‌زند؛ که چرا و به چه علت؟

و چه می‌خواستند و چه شد!

از جنگ هشت‌ساله که جز رنج و تثبیت همین جماعت، چیزی در بر نداشت؛

و درگیری جناح‌ها که پایان‌یافتنی نیست…

و اینکه اگر اتفاق خاصی نیفتد و حکومت فرو نپاشد، مصر یا پاکستانِ دوم می‌شویم؛

البته با زعامت پاسداران.

و از تفاوت فرهنگ و تمدن ایران و منابع کشور چون نفت و موقعیت جغرافیایی ایران…

و تأثیر جنگ در اقتصاد رانتی و فساد… که همه‌چیزمان را بلعیده و تعطیل کرده؛ از کارخانه تا نشر کتاب.

و کلام آخرش اینکه فعلاً «نان و امنیت شده دغدغهٔ اصلی ملت».

جوان که ظاهراً قانع شده، رو به مسافران می‌پرسد: حال چه باید کرد؟

میان‌سال سکوت می‌کند. راننده «احسنت» می‌گوید و چند نفر با تکان دادن سر، گفته‌های میان‌سال و پرسش جوان را تأیید می‌کنند. هرکس دارد از ظن خود جوابی می‌دهد که راننده، از همه جز معلم میان‌سال، کرایه‌اش را می‌گیرد و هرکس به راه خود می‌رود.

به خانه که می‌آید، پرسش جوان و حرف‌های میان‌سال و پچ‌پچ مسافران و احسنت راننده رهایش نمی‌کند. می‌بیند اکثریت مردم دوروبرش در پارک و خیابان همین را می‌گویند؛ مردمی که پس از کشتار دی‌ماه و جنگ چهل‌روزه و تفاهم‌نامهٔ اسلام‌آباد و درگیری‌های تنگهٔ هرمز و بمباران جنوب و… بحران‌زده‌تر و بلاتکلیف‌تر از قبل رها شده‌اند و سایهٔ جنگ و اعدام رهایشان نمی‌کند و روزهای‌شان بیش از پیش مبهم‌تر شده است.

می‌بیند بیشتر مردم به این باورند که حملهٔ دولت‌های خارجی و بمباران، نجات‌دهنده نیست؛ آن هم در زمانه‌ای که نظامی‌گری در جهان و منطقه حرف اول را می‌زند و اغلب سران دولت‌ها، تاجرپیشگان و آدم‌کشانی هستند که جز به منافع گروه خود به چیزی نمی‌اندیشند.

می‌بیند در این شرایط نه جنگ و نه صلح، بر اثر بمباران و از دور خارج شدن تعدادی پتروشیمی و پالایشگاه و صنایع… علاوه بر بیکاران قبلی، بیش از سه میلیون کارگر بیکار به جمعیت آن اضافه شده؛ که به گفتهٔ وزیر کار، تنها بخش اندکی، حدود ۳۰۰ هزار نفر، بیمهٔ بیکاری دریافت می‌کنند.

می‌بیند بخش متوسط که در گذشته پیشرو و خواهان آزادی سیاسی و مشارکت اجتماعی بود، در سایهٔ جنگ، به فقر و ناداری افتاده و به جمعیت میلیونی تهیدستان پیوسته؛ و میلیون‌ها نفر از اقشار فقیر جامعه چشم‌شان به کوپن ارزاقی است که آخر ماه از طرف دولت اعلام می‌شود؛ که شاید پنیر، روغن یا مرغ و تخم‌مرغی سر سفرهٔ زن و بچه‌های‌شان یافت شود.

درمان و دوا و دکتر، آموزش و فرهنگ و سفر، از زندگی بخش وسیعی از مردم رخت بربسته و به جمعیتی که توان پرداخت دارو و درمان را ندارند، روزبه‌روز اضافه می‌شود.

رسانه‌های دولتی، بیکاری مردان، زنان و جوانان در سن کار را بیش از چند میلیون اعلام کرده‌اند که تنها بخشی از جمعیت پنهان بیکاران را نشان می‌دهد.

ملت، به‌خصوص جوانانِ خشمگین و عصبی، گرفتار اقلیتِ رجزخوانانِ متوهمِ فاسدِ جنگ‌طلبی شده که اکنون با شعارهای میهنی و اسلامی و… در مخفی‌گاه‌ها و تونل‌ها عربده می‌کشند و رسانه‌ها و میدان‌های شهرها را در اختیار خود گرفته‌اند و «عاقلان حکومت» شده‌اند؛ شخصیت‌هایی امثال قالیباف و عراقی‌چی و پزشکیان… که قدرت چندانی ندارند و زورشان در حد صداوسیمای جبلی ــ جلیلی هم نیست و بر بخش مخفیِ تونل‌نشینِ سرداران و روحانیون طرفدار جنگ کمترین نفوذ را دارند.

می‌بیند ملت در چرخهٔ عمل‌کرد جنون‌آمیز جماعتی جنگ‌طلب و آدم‌کش، از ولایتمداران زیرزمینی تا رهبرانی خودشیفته چون ترامپ و نتانیاهوی نسل‌کش، دارد له می‌شود؛ آن هم مردم و جوانان فقیر و بیکاری که چیزی جز زندگی نمی‌خواهند.

مردمی که هر از گاهی بخشی از آنان که کارد به استخوان‌شان رسیده، به خیابان می‌ریزند و به امید رهایی از وضعیتی که دچار شده‌اند، هرگونه هزینه‌ای را متحمل می‌شوند و گاه، به قول جامعه‌شناسی که هم‌بند تعدادی از جوان‌های دستگیرشدهٔ دی‌ماه بوده، به گفتهٔ «بی‌بی» و «عمو ترامپ» دل می‌بندند؛ «که کمک‌ها در راه‌اند».

ملت با عواملی روبه‌روست که مشخص نیست نام‌شان چیست و عضو کدام ارکان حاکمیت‌اند و از که و کجا دستور می‌گیرند؛ جماعتی که بقا و قدرت و ثروت‌شان در بحران و جنگ است. بخشی از همان جماعت و گروهی که بعد از فتح خرمشهر، با زعامت خمینی، بر طبل ادامهٔ «جنگ، جنگ تا پیروزی و رهایی قدس» کوبیدند و کشتار زندانیان در سال شصت‌وهفت را رقم زدند و راه بر هرگونه تلاش و راه‌گشایی برای صلح در منطقه و توسعه بستند و کشور را به جایی رسانده‌اند که امنیت و تأمین نیازهای ابتدایی مانند کار، آب، برق، درمان و نان و فرهنگ… شده مشغلهٔ روزانهٔ ساکنان این مرز و بوم.

متأسفانه در مقابل این عوامل و حاکمانِ مخفیِ مستبد، اپوزیسیونی وجود دارد متفرق، که بیشتر در خود و در دنیای رسانه و شبکهٔ مجازی فعال است؛ اپوزیسیونی بشدت قطبی‌شده و بدون نقشهٔ راه برای برون‌رفت از شرایط کنونی؛ اپوزیسیونی بدون ارتباط چندان واقعی با تودهٔ مردم. اپوزیسیونی که هر از گاه فراخوان یا بیانیه‌ای می‌دهد و بعد از سرکوب و کشتار مردم و جوانان توسط حاکمان، تظاهراتی برپا می‌کند و سپس به دنیای رسانه پناه می‌برد و یا با گذشت زمان به تاریخ سپرده می‌شود.

تجربهٔ چهل‌وهفت‌ساله نشان داده که مردم در جنبش‌های اجتماعی و صنفی و حرکت‌های مدنی، هم‌چون جنبش «زن، زندگی، آزادی»، موفق‌تر بوده‌اند و حاکمان مستبد را تا حدی به عقب‌نشینی وادار کرده‌اند؛ که نمود آن را در پارک و خیابان، در پوشش زنان و دختران جوان می‌توان دید.

بخش وسیعی از مردم بر این باورند که «تا اتحادی گسترده در داخل و خارج نداشته باشند و تا فروپاشی در ارگان‌های نظام سرکوب‌گر ولایت صورت نگیرد»، جنبش‌های سیاسی ـ اعتراضی و قهرآمیز خیابانی نتیجه‌ای جز کشتار و اعدام نداشته؛ به‌خصوص در این مرحله که فاسدترین بخش فقیهان و پاسداران و امنیتی‌ها در رأس تصمیم‌گیری قرار گرفته‌اند و برای بقای خود به هر اقدامی، از جنگ گرفته تا معامله و سرکوب، حاضرند دست بزنند.

انتصابات منسوب به ولی‌فقیه ناپیدا و سیاست‌های اعلام‌شدهٔ شورای عالی امنیت و بسیج و سپاه، جدا از رجزخوانیِ جنگ با آمریکا و نابودی اسرائیل، نشانهٔ عزم این جماعت برای سرکوب هرگونه اعتراضی است که منافع آنان را به خطر اندازد.

حال که اعدام جوانان بی‌گناه و بمباران گاه‌وبی‌گاه جنوب کشور و محاصرهٔ دریایی… گرانی و تورم و بیکاری و بی‌برقی و بی‌آبی… لجام‌گسیخته، خوراک خبری و درد روزانهٔ مردم شده و تشکل‌ها و فعالیت اجتماعی و فرهنگی و صنفی زیر فشار نیروهای امنیتی در محاق به‌سر می‌برند،

چه می‌شود و چه باید کرد؟

عمده‌ترین پرسش مردمی است که در چرخهٔ استبداد و جنگ گرفتار شده‌اند؛ مردمی که صلح و آزادی و عدالت می‌خواهند و در یک کلام، زندگی به معنای کامل آن.

 

بهروز رحیمی   مرداد ۱۴۰۵

تاریخ انتشار : ۲۶ مرداد, ۱۴۰۵ ۰:۰۲ ق٫ظ

آخرین نوشته‌ها:

لینک کوتاه

نظرات

Comments are closed.

جنایت جنگی آمریکا در سیریک و جنگ اقتصادی آمریکا علیه مردم ایران را شدیداً محکوم می‌کنیم

هیئت سیاسی-اجرایی سازمان فدائیان خلق ایران (اکثریت): سازمان ما تأکید می‌کند که تقویت سرمایهٔ اجتماعی و افزایش تاب‌آوری ملی، تنها زمانی ممکن است که مجموعه‌ای از اقدامات فوری و ساختاری به‌صورت هم‌زمان پیش برود. رفع فشار سنگین اقتصادی از زندگی مردم، به‌ویژه کارگران، بازنشستگان و طبقات میانی و پایین جامعه، اولویت انکارناپذیر است؛ زیرا هیچ جامعه‌ای زیر بار فقر، ناامنی معیشتی و نابرابری گسترده نمی‌تواند تاب‌آوری واقعی داشته باشد.

ادامه »

ایران در آستانه فروپاشی: اعتراضات، عدم حقانیت حاکمان و بن‌بست‌های پیش‌رو…

شورای سردبیری کار: تجربه تمامی طول دوران حیات حکومت اسلامی نشان می‌دهد که هر موج سرکوب، به‌جای تثبیت پایدار نظام، پایگاه اجتماعی نظام را کوچک‌تر می‌کند، شمار بیشتری از شهروندان را به صف مخالفان می‌راند و پس از مدتی، اعتراضات گسترده‌تری دوباره سر برمی‌آورد. این بار اما فشار از پایین با خطر تشدید تنش در سطح منطقه‌ای و بین‌المللی نیز هم‌زمان شده است. در چنین فضایی، اسرائیل ـ با سابقه حملات تحریک آمیز و تلاش مستمر برای تضعیف جمهوری اسلامی ـ ممکن است اعتراضات داخلی را فرصتی برای ازسرگیری حملات علیه ایران تلقی کند. این هم‌زمانی نارضایتی داخلی و تهدید خارجی، معادله‌ای بسیار خطرناک برای کشور ما ایجاد کرده است.

مطالعه »

گفت‌وگوی یرواند آبراهامیان درباره آینده ایران؛ تغییر حکومت و ثبات آن

از نظر تاریخی، حتی تندروها نیز همیشه آمادگی رسیدن به توافق با آمریکا را داشته‌اند. [آیت الله] خمینی، حتی زمانی که آمریکا و اسرائیل را «شیطان» می‌خواند، در پشت پرده رفتاری بسیار عمل‌گرایانه داشت. فقط کافی است ماجرای ایران‌کنترا را به یاد بیاوریم. درباره آیت‌الله خامنه‌ای نیز همین مسئله وجود داشت. با وجود تمام شعارها، نمایندگان او حاضر به مذاکره و رسیدن به توافق بودند.

مطالعه »
نامه گاردین درباره زندانیان سیاسی در ایران

ایران، زندانیان سیاسی و محدودیت‌های همبستگی در زمان جنگ – نگاهی به نامه سرگشاده روشنفکران غربی در گاردین

گودرز اقتداری: وجود یک قدرت خارجی بزرگتر، ساختارهای داخلی سلطه را از بین نمی‌برد. همچنین وجود یک تهدید امپریالیستی نباید عاملیت سیاسی مردمی را که در داخل کشور مورد تهدید زندگی می‌کنند، به حالت تعلیق درآورد. در غیر این صورت، ضد امپریالیسم دیگر یک سیاست آزادی‌بخش نیست و اساساً به یک نظریه اتحاد بین‌المللی تبدیل می‌شود، که در مورد مبارزات سیاسی داخل کشوری از حق وتو برخوردار است.

مطالعه »
شبکه های اجتماعی سازمان
آخرین مطالب

چرا رضاشاه هنوز با حاشیه‌نشینان ایران صحبت می‌کند؟

بحران چپ یا بحران جهان اندیشه؟

سه میلیون جنازه در سال، بهای کار نیست، بهای سود است

نقد و نظری بر بیانیهٔ آغاز به کار رسمی حزب عهد ایران

ورود صنایع نظامی اسرائیل به قلب صنعت آلمان.

تداوم کارزار «سه‌شنبه‌های نه به اعدام»؛ هفته صدوسی‌وهفتم در ۶۲ زندان کشور