سامانه اینترنتی سازمان فداییان خلق ایران (اکثریت)

GOL-768x768-1

۱۷ شهریور, ۱۴۰۵ ۱۳:۲۲

سه شنبه ۱۷ شهریور ۱۴۰۵ - ۱۳:۲۲

ماریا مونته‌سوری؛ زنی که آموزش را راهی برای ساختن صلح می‌دانست

گروه کار زنان سازمان فداییان خلق ایران (اکثریت): در جهانی که هنوز کودکان قربانی جنگ، خشونت و تبعیض‌اند، اندیشه مونته‌سوری درباره نقش آموزش در ساختن آینده همچنان اهمیت دارد. صلح پایدار تنها با پایان یک جنگ به دست نمی‌آید؛ به نسلی نیاز دارد که خشونت را راه حل اختلاف نداند، تفاوت را تهدید تلقی نکند و حقوق و کرامت دیگری را به رسمیت بشناسد.
Getting your Trinity Audio player ready...

هنگامی که از شخصیت ها و روش‌های  آموزش و پرورش  و تاریخ آن سخن گفته می‌شود، نام ماریا مونته‌سوری از موثرترین  آنان به شمار می‌اید. بسیاری او را به عنوان بنیان‌گذار روش آموزشی مونته‌سوری می‌شناسند؛ روشی که امروزه در هزاران مدرسه در سراسر جهان به کار گرفته می‌شود. اما مونته‌سوری تنها یک معلم یا نظریه‌پرداز آموزشی نبود. او پزشکی پیشگام، مدافع حقوق زنان، متفکر اجتماعی و از نخستین کسانی بود که آموزش را ابزاری برای ایجاد صلح و پیشگیری از خشونت در جوامع انسانی می‌دانست.

تکلا آرتمیزیا  ماریا_مونته سوری   در ۳۱ اوت ۱۸۷۰ در شهر کیاراواله ایتالیا به دنیا آمد. او در دورانی زندگی می‌کرد که فرصت‌های آموزشی و حرفه‌ای برای زنان بسیار محدود بود. با این حال، از همان سال‌های جوانی نشان داد که حاضر نیست با  محدودیت‌های رایج زمانه  سازش کند. او پس از تحصیل در رشته‌های فنی و علوم، وارد دانشکده پزشکی دانشگاه رم شد و در سال ۱۸۹۶ مدرک پزشکی گرفت و به یکی از نخستین زنان پزشک ایتالیا تبدیل شد.

زندگی مونته‌سوری را نمی‌توان از مبارزه تاریخی زنان برای دستیابی به حق آموزش و حضور برابر در جامعه جدا کرد. ورود او به دانشگاه و سپس به حرفه پزشکی، در زمانی که مسیرهای علمی و حرفه‌ای برای زنان به‌شدت محدود بود، تنها یک موفقیت فردی نبود؛ بلکه ایستادگی در برابر نظمی اجتماعی بود که برای زنان نقش‌ها و مرزهای مشخصی تعیین می‌کرد. مونته‌سوری با انتخاب مسیر علمی خود نشان داد که زنان نه‌تنها حق آموختن و کسب دانش دارند، بلکه می‌توانند در تولید دانش، حرفه‌های تخصصی و عرصه عمومی نیز نقش‌آفرین باشند. او در کنار فعالیت‌های آموزشی، از مدافعان جدی حقوق زنان بود و در دورانی که زنان هنوز برای دستیابی به فرصت‌های برابر آموزشی و حرفه‌ای مبارزه می‌کردند، از حق تحصیل، استقلال اقتصادی و مشارکت اجتماعی آنان حمایت می‌کرد. موفقیت شخصی او در ورود به عرصه پزشکی و فعالیت علمی، سرمشق بسیاری از زنان نسل خود شد و ثابت کرد که محدودیت‌های اجتماعی نمی‌توانند مانع شکوفایی استعدادها شوند.

فعالیت‌های پزشکی او به‌ویژه در حوزه روان‌پزشکی و کار با کودکان دارای نیازهای ویژه، مسیر زندگی‌اش را تغییر داد. او هنگام کار با این کودکان دریافت که بسیاری از دشواری‌های آنان ناشی از کمبود امکانات آموزشی مناسب است، نه ناتوانی‌های ذاتی. این تجربه او را به مطالعه فرایند یادگیری و رشد کودکان سوق داد

در سال ۱۹۰۷ مونته‌سوری نخستین «خانه کودکان» The First Casa   را در یکی از محله‌های فقیرنشین شهر رم تأسیس کرد. این مرکز آموزشی به آزمایشگاهی زنده برای آزمودن ایده‌های او درباره یادگیری تبدیل شد. کودکانی که بسیاری آنان را بی‌انضباط، کم‌استعداد یا فاقد انگیزه می‌دانستند، در محیطی که مونته‌سوری طراحی کرده بود به سرعت پیشرفت کردند. آنان نه تنها خواندن، نوشتن و حساب را می‌آموختند، بلکه تمرکز، نظم، استقلال و اعتمادبه‌نفس بیشتری نیز به دست می‌آوردند. این تجربه توجه مربیان و پژوهشگران را در کشورهای مختلف جلب کرد و به تدریج روش مونته‌سوری به یکی از شناخته‌شده‌ترین رویکردهای آموزشی جهان تبدیل شد. About-Montessori

روش آموزش  مونته‌سوری بر این باور استوار است که کودک به طور طبیعی میل به یادگیری دارد و اگر در محیطی مناسب قرار گیرد، می‌تواند بخش بزرگی از فرایند رشد را خود هدایت ‌کند.

در این روش، کودک می تواند آزادانه در آن حرکت کند، ابزارهای مورد نیاز خود را انتخاب کند و با فعالیت‌های عملی به یادگیری بپردازد و معلم بیشتر نقش راهنما و مشاهده‌گر را ایفا می‌کند. احترام به استقلال کودک، توجه به تفاوت‌های فردی، مسئولیت‌پذیری، تمرکز و خودانضباطی از اصول مهم این رویکرد است.

برای مونته‌سوری، آموزش تنها انتقال دانش نبود؛ آموزش باید به رشد انسانی مستقل و مسئول کمک کند. کودکی که فرصت انتخاب، تجربه، پرسش و کشف کردن دارد، به تدریج می‌آموزد که مسئول تصمیم‌های خود باشد. از این رو، احترام به استقلال کودک در اندیشه او تنها یک روش آموزشی نیست، بلکه بخشی از نگاهی انسانی به آزادی و کرامت است.

اگرچه شهرت جهانی مونته‌سوری بیشتر به دلیل روش آموزشی اوست، اما هدف مونته‌سوری از آموزش فراتر از کلاس درس بود. او در دوره‌ای زندگی می‌کرد که اروپا گرفتار جنگ، ملی‌گرایی افراطی و بحران‌های سیاسی بود و به این نتیجه رسید که صلح واقعی تنها با پایان جنگ یا امضای قراردادهای سیاسی به دست نمی‌آید. از نظر او، صلح باید از کودکی آموخته و تجربه شود. کودکی که همکاری، احترام به دیگری، پذیرش تفاوت‌ها و حل اختلاف از راه گفت‌وگو را تجربه می‌کند، در بزرگسالی آمادگی بیشتری برای ساختن جامعه‌ای عاری از خشونت خواهد داشت.

مونته‌سوری در سال‌های پایانی زندگی در کنفرانس‌های بین‌المللی درباره رابطه آموزش و صلح سخن گفت و بر این باور بود که برای شکستن چرخه جنگ و خشونت باید از تربیت نسل‌های آینده آغاز کرد. تلاش‌های او در این زمینه سبب شد در سال‌های ۱۹۴۹، ۱۹۵۰ و ۱۹۵۱ سه بار نامزد دریافت جایزه صلح نوبل شود.

یکی دیگر ازجنبه‌های مهم زندگی مونته‌سوری، تقابل او با فاشیسم بود. در دهه ۱۹۲۰ دولت بنیتو موسولینی در ایتالیا در ابتدا از مدارس مونته‌سوری حمایت می‌کرد، اما به تدریج اختلاف‌های عمیق میان فلسفه تربیتی او و ایدئولوژی فاشیستی آشکار شد؛ چرا که فاشیسم بر اطاعت بی‌چون‌وچرا، اقتدارگرایی و وفاداری مطلق به دولت تأکید داشت؛ در حالی که مونته‌سوری استقلال فکری، آزادی مسئولانه و احترام به شخصیت کودک را اساس آموزش می‌دانست. او حاضر نشد مدارس خود را به ابزار تبلیغات سیاسی تبدیل کند یا آموزش کودکان را در خدمت اهداف حکومت قرار دهد و در نتیجه، حکومت فاشیستی فعالیت مدارس مونته‌سوری را محدود و سرانجام آن‌ها را تعطیل کرد. مدارس مونته‌سوری در آلمان نازی نیز به دلایل مشابه بسته شدند. این اتفاق‌ها نشان داد که اندیشه مونته‌سوری تنها یک نظریه آموزشی نیست، بلکه با ارزش‌هایی چون آزادی، حرمت و کرامت انسانی و حق انتخاب پیوندی عمیق دارد.

این تجربه نشان داد که آموزش از نگاه مونته‌سوری نمی‌توانست از آزادی جدا باشد. نظام‌های اقتدارگرا به انسان‌های مطیع نیاز دارند، در حالی که آموزش مبتنی بر پرسشگری، انتخاب، مسئولیت و تفکر مستقل، انسان‌هایی آزاد و مسئول پرورش می‌دهد. از این منظر، دفاع مونته‌سوری از استقلال کودک، بخشی از دفاع او از کرامت و آزادی انسان بود.

با وجود نفوذ گسترده روش مونته‌سوری، این روش نیز مانند هر نظریه آموزشی دیگری با نقدهایی روبه‌رو بوده است. برخی منتقدان درباره میزان آموزش مستقیم و فعالیت‌های گروهی در آن پرسش‌هایی مطرح کرده‌اند و اجرای کامل آن را نیازمند مربیان متخصص و امکانات ویژه می‌دانند. با این حال، تأثیر مونته‌سوری بر تغییر نگاه به کودک و فرایند یادگیری انکارناپذیر است.

ماریا مونته‌سوری در سال ۱۹۵۲ درگذشت، اما اندیشه‌هایش همچنان در سراسر جهان زنده‌اند. هزاران مدرسه مونته‌سوری  در کشورهای مختلف فعالیت می‌کنند و میلیون‌ها کودک از روش‌هایی بهره می‌برند که بیش از یک قرن پیش توسط او طراحی شد.

با این همه، دستاوردهای واقعی مونته‌سوری را نباید تنها در ابزارهای آموزشی یا شیوه اداره کلاس‌های درس جست‌وجو کرد. مهم‌ترین دستاورد او تغییر نگاه به کودک و پیوند دادن آموزش با ارزش‌های انسانی است. او باور داشت که هر کودک دارای ظرفیت‌های عظیمی برای رشد و یادگیری است و اگر فرصت شکوفایی این توانایی‌ها فراهم شود، جامعه نیز دگرگون خواهد شد.

در جهانی که هنوز کودکان قربانی جنگ، خشونت و تبعیض‌اند، اندیشه مونته‌سوری درباره نقش آموزش در ساختن آینده همچنان اهمیت دارد. صلح پایدار تنها با پایان یک جنگ به دست نمی‌آید؛ به نسلی نیاز دارد که خشونت را راه حل اختلاف نداند، تفاوت را تهدید تلقی نکند و حقوق و کرامت دیگری را به رسمیت بشناسد. برای ما زنان، یادآوری زندگی مونته‌سوری همچنین یادآور اهمیت حق آموزش، استقلال و مشارکت برابر زنان در جامعه است. ساختن آینده‌ای آزاد، عادلانه و صلح‌آمیز از آموزش انسان‌هایی آغاز می‌شود که آزادی، برابری و احترام به دیگری را از کودکی تجربه می‌کنند.

 

بخش : زنان
تاریخ انتشار : ۵ شهریور, ۱۴۰۵ ۱۰:۱۶ ب٫ظ

آخرین نوشته‌ها:

لینک کوتاه

نظرات

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

جنایت جنگی آمریکا در سیریک و جنگ اقتصادی آمریکا علیه مردم ایران را شدیداً محکوم می‌کنیم

هیئت سیاسی-اجرایی سازمان فدائیان خلق ایران (اکثریت): سازمان ما تأکید می‌کند که تقویت سرمایهٔ اجتماعی و افزایش تاب‌آوری ملی، تنها زمانی ممکن است که مجموعه‌ای از اقدامات فوری و ساختاری به‌صورت هم‌زمان پیش برود. رفع فشار سنگین اقتصادی از زندگی مردم، به‌ویژه کارگران، بازنشستگان و طبقات میانی و پایین جامعه، اولویت انکارناپذیر است؛ زیرا هیچ جامعه‌ای زیر بار فقر، ناامنی معیشتی و نابرابری گسترده نمی‌تواند تاب‌آوری واقعی داشته باشد.

ادامه »

ایران در آستانه فروپاشی: اعتراضات، عدم حقانیت حاکمان و بن‌بست‌های پیش‌رو…

شورای سردبیری کار: تجربه تمامی طول دوران حیات حکومت اسلامی نشان می‌دهد که هر موج سرکوب، به‌جای تثبیت پایدار نظام، پایگاه اجتماعی نظام را کوچک‌تر می‌کند، شمار بیشتری از شهروندان را به صف مخالفان می‌راند و پس از مدتی، اعتراضات گسترده‌تری دوباره سر برمی‌آورد. این بار اما فشار از پایین با خطر تشدید تنش در سطح منطقه‌ای و بین‌المللی نیز هم‌زمان شده است. در چنین فضایی، اسرائیل ـ با سابقه حملات تحریک آمیز و تلاش مستمر برای تضعیف جمهوری اسلامی ـ ممکن است اعتراضات داخلی را فرصتی برای ازسرگیری حملات علیه ایران تلقی کند. این هم‌زمانی نارضایتی داخلی و تهدید خارجی، معادله‌ای بسیار خطرناک برای کشور ما ایجاد کرده است.

مطالعه »

گفت‌وگوی یرواند آبراهامیان درباره آینده ایران؛ تغییر حکومت و ثبات آن

از نظر تاریخی، حتی تندروها نیز همیشه آمادگی رسیدن به توافق با آمریکا را داشته‌اند. [آیت الله] خمینی، حتی زمانی که آمریکا و اسرائیل را «شیطان» می‌خواند، در پشت پرده رفتاری بسیار عمل‌گرایانه داشت. فقط کافی است ماجرای ایران‌کنترا را به یاد بیاوریم. درباره آیت‌الله خامنه‌ای نیز همین مسئله وجود داشت. با وجود تمام شعارها، نمایندگان او حاضر به مذاکره و رسیدن به توافق بودند.

مطالعه »
نامه گاردین درباره زندانیان سیاسی در ایران

ایران، زندانیان سیاسی و محدودیت‌های همبستگی در زمان جنگ – نگاهی به نامه سرگشاده روشنفکران غربی در گاردین

گودرز اقتداری: وجود یک قدرت خارجی بزرگتر، ساختارهای داخلی سلطه را از بین نمی‌برد. همچنین وجود یک تهدید امپریالیستی نباید عاملیت سیاسی مردمی را که در داخل کشور مورد تهدید زندگی می‌کنند، به حالت تعلیق درآورد. در غیر این صورت، ضد امپریالیسم دیگر یک سیاست آزادی‌بخش نیست و اساساً به یک نظریه اتحاد بین‌المللی تبدیل می‌شود، که در مورد مبارزات سیاسی داخل کشوری از حق وتو برخوردار است.

مطالعه »
شبکه های اجتماعی سازمان
آخرین مطالب

علی دهباشی: مردم در جنگ ۲ ابرقدرت را شکست دادند

جواد مجابی، نویسنده، شاعر، طنزپرداز، نقاش و منتقد درگذشت…

قلب آشفتۀ آوراسیا – پشت صحنه پیچیدگی‌های آسیای مرکزی

نگاهی به مبارزات زنان در ایران

بیانیه‌ی کانون نویسندگان ایران به مناسبت درگذشت جواد مجابی

گفت‌وگوی یرواند آبراهامیان درباره آینده ایران؛ تغییر حکومت و ثبات آن