|
Getting your Trinity Audio player ready...
|
ترامپ علیه «تروریسم چپ افراطی» وارد جنگ میشود؛ منظور او افرادی مانند دانیل سانچز استرادا (Daniel Sanchez Estrada) هستند.
نویسنده: یوناس بالس (مسئول در *LO)
در سالهای ۱۸۹۸ و ۱۹۰۴، دو کنفرانس بزرگ بینالمللی ضدآنارشیسم در رم و سنپترزبورگ برگزار شد. در ظاهر، هدف این کنفرانسها تقویت مبارزه با تروریسم سیاسی بود؛ پس از آنکه چندین رئیس دولت و پادشاه هدف گلوله قرار گرفته و کشته شده بودند. اما این کنفرانسها در عمل برای هدفی کاملاً متفاوت مورد استفاده قرار گرفتند.
ترورهای سیاسی علیه رهبران اقتدارگرا، یا آنچه «تیرانکُشی» (tyrannicide) نامیده میشد، در اواخر قرن نوزدهم پدیدهای نامعمول نبود. ملیگرایان، پوپولیستها، جمهوریخواهان، سوسیالدموکراتها و آنارشیستها، از جمله گروههایی بودند که دست به چنین اقداماتی میزدند. با این حال، تدابیری که در رم و سنپترزبورگ به تصویب رسید، در درجه نخست متوجه این تروریستها نبود. این اقدامات بیشتر برای اجرای سیاستهای سرکوبگرانه علیه چیزی به کار گرفته شد که بسیاری آن را بزرگترین تهدید برای نظم موجود میدانستند: جنبش کارگری که با سرعت در حال گسترش بود.
در چندین کشور، «قوانین ضدآنارشیسم» تصویب شد، همکاری پلیسی و نظام نظارتی در سراسر اروپا شکل گرفت و شمار بیشماری از کارگران مهاجر بازداشت و اخراج شدند. بیشتر آنان مرتکب هیچ جرم دیگری نشده بودند جز اینکه برای تشکیل اتحادیههای کارگری و سوسیالیسم فعالیت میکردند یا داشتن ادبیات رادیکال. سختگیرانهترین اقدام، پروتکل سنپترزبورگ بود که هنگام امضایش در بهار ۱۹۰۴ تنها از سوی رژیمهای خودکامهٔ قاره پذیرفته شد: روسیه، آلمان، صربستان، اتریش، مجارستان، ترکیه و رومانی، و جالب آنکه، دانمارک، سوئد و نروژ نیز به آن پیوستند.
در ۱۶ ژوئیه امسال، دولت ایالات متحده از برگزاری یک کنفرانس بینالمللی در واشنگتن دعوت کرده و نمایندگانی از بیش از ۶۰ کشور، از جمله نروژ، را گرد آورد تا دربارهٔ تقویت همکاری جهانی علیه آنچه «احیای تروریسم چپ افراطی» خوانده میشود، گفتوگو کنند. مارکو روبیو، وزیر خارجه، میزبان نشست بود و در سخنرانی افتتاحیه گفت: «این یک کنفرانس بینالمللی است، زیرا با تهدیدی فراملی روبهرو هستیم.» بهگفتهٔ دولت ترامپ، این تهدید از «شبکههای بههمپیوستهای» تشکیل شده که «مرزهای ما را به رسمیت نمیشناسند» و «در واقع به خودِ مفهوم دولت–ملت باور ندارند». هدف، شناسایی و تضعیف گروههایی است که ایدئولوژیشان «ضد آمریکایی، ضد سرمایهداری، رادیکالِ حامی حقوق تراجنسیتیها و آنارشیستی» تعریف میشود
کنفرانس واشنگتن را باید بخشی از راهبرد امنیتی جدید ایالات متحده دانست؛ راهبردی که هدف آن تغییر رژیم در اروپا و آمریکای لاتین است. افزون بر این، کنفرانس احتمالاً کارکردی داخلی نیز داشت، زیرا هنگامی که بتوان ادعا کرد مخالفان سیاسی با «تروریسم» خارجی ارتباط دارند، سرکوب آنان آسانتر میشود.
«استرادا بهخاطر جابهجا کردن یک جعبه فَنزینهای ضد فاشیستی (جعبه حاوی نشریات و جزوههای ضد فاشیستی) به ۳۰ سال زندان محکوم شد»
کنفرانس واشنگتن در ادامه فرمان اجرایی ترامپ در سال گذشته برگزار شد که در آن «آنتیفا» بهعنوان یک سازمان تروریستی معرفی شد و پس از آن، یادداشت ریاستجمهوری امنیت ملی شماره ۷ (NSPM-7) صادر شد که به تهدیدهای امنیتی «ضدآمریکایی» از سوی شهروندان آمریکایی اشاره میکند. اگر این اقدامات شما را به یاد پروندههایی میاندازد که در روزهای اخیر در نظام «قضایی» روسیه جریان دارد، جایی که سیاستمدار مخالف، بوریس نادژدین، به «فعالیت ضدروسی» متهم شده و سیاستمدار ضدجنگ، لِو شلوسبرگ، به اتهام «توهین» به نیروهای مسلح این کشور به ۱۱ سال اردوگاه کار اجباری محکوم شده است، کاملاً درست است. تنها تفاوت آمریکاییها با روسها این است که مجازاتها در آمریکاِ ترامپ تاکنون سختگیرانهتر از روسیهٔ پوتین به نظر میرسد.
نمونهٔ روشن آن را تابستان امسال دیدیم: زمانی که دنیل سانچز استرادا به ۳۰ سال زندان محکوم شد، زیرا یک جعبه فَنزینهای ضد فاشیستی(جعبه حاوی نشریات و جزوههای ضد فاشیستی) را جابهجا کرده بود. پروندهٔ او بخشی از روند قضایی علیه گروهی از معترضان مقابل مرکز بازداشت پِریریلَند (Prairieland) در آلوارادو، تگزاس، در تابستان گذشته بود؛ جایی که ۹ نفر در مجموع به ۴۵۰ سال زندان محکوم شدند. سِث استرن، رئیس بنیاد آزادی مطبوعات، در آن زمان گفت: «فَنزینهایی که سانچز–استرادا بهخاطر جابهجاییشان مجازات شد، هیچ تفاوتی با همان رسالههای انقلابی ندارد که بنیانگذار این کشور هنگام تدوین نخستین متمم قانون اساسی در ذهن داشتند»، این را ستِرن، رئیس بنیاد آزادی مطبوعات، گفت. این پرونده، بهطرز شگفتآوری، در رسانههای نروژی تقریباً هیچ بازتابی نداشته است.
دولت ترامپ اکنون نهتنها افراد، بلکه شبکهها، حامیان مالی و سازمانهای غیردولتی را نیز هدف قرار داده و تلاش برای صادر کردن این «جنگ جدید علیه تروریسم» به دیگر نقاط جهان را تشدید کرده است. مجله آمریکایی-کانادایی بین خطوط ( Between the Lines) تابستان امسال نوشت: «واشنگتن میخواهد با ضد فاشیسم همچون تروریسم رفتار کند و از قارهای که از فاشیسم جان سالم به در برده، کمک میخواهد.» تاکنون دولت ترامپ در ایتالیا به رهبری جورجیا ملونی و در آرژانتین به رهبری خاویر میلی با استقبال روبهرو شده است؛ ایتالیا قوانین امنیتی جدید و سختگیرانهای تصویب کرده است.
کنفرانس واشنگتن در تابستان امسال با عملیات «کُندور» که با حمایت سیا در شیلیِ دوران پینوشه در سال ۱۹۷۵ شکل گرفت، مقایسه شده است. در آن زمان، دیکتاتوریهای آرژانتین، شیلی، اروگوئه، پاراگوئه، بولیوی و برزیل گرد هم آمدند تا نظامی برای سرکوب، تعقیب و نابودی مخالفان سیاسی چپگرا در سراسر منطقه سازمان دهند. همچنین مقایسه این وضعیت با پلیس امنیتی ضدضدفاشیستی موسولینی (Mussolinis anti-antifascistiske sikkerhetspoliti)، یعنی «اُپرا ویجیلانزا رِپرسیونه آنتیفاشیسمو» (OVRA)، که تقریباً دقیقاً صد سال پیش تأسیس شد، بیراه نیست. با این حال، باید به یاد داشت که در سال ۲۰۲۶ عناصر تازهای نیز به این ترکیب افزوده شدهاند. شاید مهمترین آنها شرکت پالانتیر (Palantir) و فناوری هوش مصنوعی آن باشد که اکنون در حال ادغام کامل با ساختار دولتی آرژانتین است.
همانطور که Between the Lines یادآوری میکند، هیچ سازمانی به نام آنتیفا وجود ندارد. آنتیفا یک واژه است، مخفف «ضد فاشیست»، و تنها زمانی به «سلول تروریستی» تبدیل میشود که کسی به یک ضد فاشیست اشاره کند و او را آنتیفا بنامد. «دولتی که نمیتواند ساختاری بیابد، چون ساختاری وجود ندارد، و نمیتواند جرمی را نشان دهد، ناچار میشود به خودِ را هدف قرار دهد.»، مینویسند. و اضافه میکنند: «این باور حاشیهای نیست. همه ما ضد فاشیست هستیم، یا دستکم باید باشیم.»
و ما نباید فقط از آنچه اکنون در حال شکلگیری است بترسیم. باید خشمگین شویم؛ بسیار خشمگینتر از آنچه اکنون هستیم.
* کنفدراسیون LO بزرگترین تشکل کارگری نروژ است و بیش از یک میلیون عضو دارد.
۳۰ års fengsel for å benytte seg av det frie ord? | Klassekampen



