سامانه اینترنتی سازمان فداییان خلق ایران (اکثریت)

GOL-768x768-1

۱۷ شهریور, ۱۴۰۵ ۱۲:۳۶

سه شنبه ۱۷ شهریور ۱۴۰۵ - ۱۲:۳۶

تفکیک “داوری اخلاقی” از “تحلیل سیاسی و تاریخی”

مرتضایی: بلوغ سیاسی، در نهایت، نه به معنای بی‌موضع شدن است و نه به معنای کنار گذاشتن مبارزه برای آزادی و عدالت، بلکه به معنای توانایی حفظ اصول در کنار پذیرش پیچیدگی واقعیت پیرامون است. جامعه‌ای که قرار است از چرخه استبداد، حذف و مطلق‌گرایی عبور کند، بیش از هر چیز به چنین فرهنگ سیاسی‌ای نیاز دارد.
Getting your Trinity Audio player ready...

سخنان آقای فرخ نگهدار در نقد دومین رهبر جمهوری اسلامی ایران، سیدعلی خامنه‌ای، را می‌توان از منظری متفاوت نه با داوری‌های رایج صفر و یکی در فضای سیاسی امروز ایران مورد توجه قرار داد.
فارغ از آنکه با همه مواضع، تحلیل‌ها یا جمع‌بندی‌های ایشان موافق باشیم، و یا نباشیم، آنچه در این نوع نگاه اهمیت دارد، تلاش برای فاصله گرفتن از هیجان سیاسی، داوری‌های مطلق‌گرایانه و تقلیل تاریخ معاصر به دوگانه‌های ساده ساده و رایج “خوب و بد” یا “حق و باطل” است.

بدیهی است که بسیاری از مواضع آقای نگهدار، به‌ویژه در مواجهه با کارنامه جمهوری اسلامی و شخص آقای خامنه‌ای، ممکن است برای بسیاری از ما و مخالفان جمهوری اسلامی، با توجه به تجربه سرکوب، تبعیض، خشونت سیاسی و رنج‌های انباشته‌شده جامعه ایران، نه الزاماً قابل درک و نه الزاماً قابل قبول باشد، نقد قدرت و دفاع از حقوق شهروندان، آزادی‌های سیاسی و کرامت انسانی، نمی‌تواند به دلیل ضرورت تحلیل تاریخی کنار گذاشته شود، اما همزمان، نقد قدرت نیز زمانی می‌تواند واجد ارزش سیاسی و تاریخی باشد که از انتقام‌جویی، نفرت سیاسی و ساده‌سازی فاصله بگیرد.

به نظر میرسد، نقطه قابل تأمل در سیاست‌ورزی آقای نگهدار همین تلاش برای تفکیک “داوری اخلاقی” از “تحلیل سیاسی و تاریخی” است. او درمقاطع مختلف تاریخ معاصر ایران، از جایگاه یک کنشگر سیاسی چپ، با تحولات بزرگی مواجه بوده و طبعاً این تجربه سیاسی بر نوع نگاه امروز او به گذشته و حال تأثیر ژرف گذاشته است. با این حال، آنچه در برخی تحلیل‌های او برجسته است، کوشش برای فهم نیروهای تاریخی، زمینه‌های اجتماعی و سیاسی و مناسبات قدرت، پیش از صدور حکم نهایی درباره افراد و جریان‌های سیاسی است.

این رویکرد را می‌توان ،بخشی از بلوغ سیاسی در کنش چپ دموکرات دانست، بلوغی که به معنای چشم‌پوشی از آرمان‌های عدالت‌خواهانه یا فراموش کردن قربانیان استبداد نخواهد بود، بلکه برعکس، می‌کوشد عدالت، آزادی و دموکراسی را از منطق حذف و مطلق‌گرایی سیاسی جدا کند.
چپ دموکرات، اگر قرار است در آینده سیاسی ایران نقشی مؤثر داشته باشد، ناگزیر است تکثر را نه یک تاکتیک موقت، بلکه به عنوان یک اصل بنیادین در سیاست‌ورزی خود مشق کند و بپذیرد.

از همین منظر، نوع نگاه آقای نگهدار به شخصیت‌هایی همچون آیت‌الله خامنه‌ای و حتی رضا شاه، صرفاً زمانی ارزشمند است که آنها را درجایگاه تاریخی و در متن مناسبات اجتماعی و سیاسی زمانه خود بررسی میکند؛ نه اینکه آنان را صرفاً به نمادهای خیر یا شر تبدیل کند.
چنین رویکردی امکان می‌دهد میان نقد ساختار قدرت، ارزیابی عملکردافراد، و فهم شرایط تاریخی‌ای که به ظهور و تداوم آن قدرت انجامیده است، تمایز بگذاریم.

این تمایز بسیار مهم است، تاریخ‌نگاری سیاسی اگر قرار باشد صرفاً ادامه نزاع‌های سیاسی امروز با ابزار روایت گذشته باشد، دیر یا زود به تاریخ‌نگاری ایدئولوژیک تبدیل می‌شود، اما اگر کنشگر سیاسی بتواند درمقطعی از زندگی فکری خود، حتی نسبت به جریان و مواضع گذشته خویش نیز با فاصله و با نگاه نقادانه بنگرد، سیاست‌ورزی او می‌تواند به نوعی خودآگاهی تاریخی تبدیل شود، در چنین شرایطی، تجربه سیاسی دیگر صرفاً خاطره‌ای از گذشته نیست، بلکه به ماده‌ای اولیه برای فهم بهترجامعه و جلوگیری از تکرار اشتباه ها بدل می‌شود.

شاید بتوان گفت یکی از دشوارترین مراحل بلوغ سیاسی، پذیرش این واقعیت است که هیچ جریان سیاسی، هیچ رهبر تاریخی و هیچ روایت ایدئولوژیکی مالک انحصاری حقیقت نیست.
چپ دموکرات و متکثر ، دقیقاً از همین نقطه آغاز می‌شود:
از پذیرش چندصدایی، از به رسمیت شناختن حق دیگری برای متفاوت اندیشیدن و از این باور که جامعه آینده ایران نه براساس یک روایت واحد، بلکه بر پایه همزیستی روایت‌ها و منافع متکثر ساخته خواهد شد.

از این منظر، میراث سیاسی هر کنشگر را نیز نباید همچون یک مشعل مقدس و غیرقابل نقد و غیر قابل تغییر به نسل‌های بعد سپرد. اگر از”مشعل” سیاست‌ورزی سخن می‌گوییم، شاید بهتر باشد آن را نه یک حقیقت آماده، بلکه مجموعه‌ای از تجربه‌ها، پرسش‌ها، خطاها ودستاوردهای فکری بدانیم که هر نسل حق دارد آن را به شیوه خودبازخوانی کند. نسل‌های جدید چپ، دموکراسی‌خواهان و نیروهای آزادی‌خواه می‌توانند از تجربه کسانی مانند فرخ نگهدار بیاموزند، اما الزام نیست ادامه‌دهنده عین به عین همه مواضع آنان باشند.

این شاید معنای واقعی تکثر در سیاست باشد:
احترام به تجربه پیشینیان، بدون تبدیل آنان به مرجع نهایی حقیقت، نقد گذشته، بدون تحقیر انسان‌هایی که در آن گذشته زیسته‌اند، و دفاع از آینده، بدون آنکه تاریخ را قربانی نیازهای سیاسی امروز کنیم.

در نهایت، ارزش چنین رویکردی بیش از آنکه در موافقت یا مخالفت باشخص آقای فرخ نگهدار خلاصه شود، در نوعی از فرهنگ سیاسی است که ایشان آن را نمایندگی می‌کند یا دست‌کم می‌کوشد به آن نزدیک شود؛ فرهنگی که در آن کنش سیاسی می‌تواند به تاریخ‌نگاری منصفانه‌تر، نقادانه‌تر و کم‌تعصب‌تر منتهی شود. برای چپ دموکرات و متکثر ایران، این شاید یکی از مهم‌ترین درس‌ها باشد:
سیاست را شاید بتوانیم با آرمان‌خواهی دنبال کنیم، اما تاریخ را باید با فاصله، نقد، شکیبایی و پذیرش پیچیدگی‌های آن فهمید.

بلوغ سیاسی، در نهایت، نه به معنای بی‌موضع شدن است و نه به معنای کنار گذاشتن مبارزه برای آزادی و عدالت، بلکه به معنای توانایی حفظ اصول در کنار پذیرش پیچیدگی واقعیت پیرامون است.
جامعه‌ای که قرار است از چرخه استبداد، حذف و مطلق‌گرایی عبور کند، بیش از هر چیز به چنین فرهنگ سیاسی‌ای نیاز دارد.

تاریخ انتشار : ۶ شهریور, ۱۴۰۵ ۱۰:۴۶ ب٫ظ

آخرین نوشته‌ها:

لینک کوتاه

نظرات

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

جنایت جنگی آمریکا در سیریک و جنگ اقتصادی آمریکا علیه مردم ایران را شدیداً محکوم می‌کنیم

هیئت سیاسی-اجرایی سازمان فدائیان خلق ایران (اکثریت): سازمان ما تأکید می‌کند که تقویت سرمایهٔ اجتماعی و افزایش تاب‌آوری ملی، تنها زمانی ممکن است که مجموعه‌ای از اقدامات فوری و ساختاری به‌صورت هم‌زمان پیش برود. رفع فشار سنگین اقتصادی از زندگی مردم، به‌ویژه کارگران، بازنشستگان و طبقات میانی و پایین جامعه، اولویت انکارناپذیر است؛ زیرا هیچ جامعه‌ای زیر بار فقر، ناامنی معیشتی و نابرابری گسترده نمی‌تواند تاب‌آوری واقعی داشته باشد.

ادامه »

ایران در آستانه فروپاشی: اعتراضات، عدم حقانیت حاکمان و بن‌بست‌های پیش‌رو…

شورای سردبیری کار: تجربه تمامی طول دوران حیات حکومت اسلامی نشان می‌دهد که هر موج سرکوب، به‌جای تثبیت پایدار نظام، پایگاه اجتماعی نظام را کوچک‌تر می‌کند، شمار بیشتری از شهروندان را به صف مخالفان می‌راند و پس از مدتی، اعتراضات گسترده‌تری دوباره سر برمی‌آورد. این بار اما فشار از پایین با خطر تشدید تنش در سطح منطقه‌ای و بین‌المللی نیز هم‌زمان شده است. در چنین فضایی، اسرائیل ـ با سابقه حملات تحریک آمیز و تلاش مستمر برای تضعیف جمهوری اسلامی ـ ممکن است اعتراضات داخلی را فرصتی برای ازسرگیری حملات علیه ایران تلقی کند. این هم‌زمانی نارضایتی داخلی و تهدید خارجی، معادله‌ای بسیار خطرناک برای کشور ما ایجاد کرده است.

مطالعه »

گفت‌وگوی یرواند آبراهامیان درباره آینده ایران؛ تغییر حکومت و ثبات آن

از نظر تاریخی، حتی تندروها نیز همیشه آمادگی رسیدن به توافق با آمریکا را داشته‌اند. [آیت الله] خمینی، حتی زمانی که آمریکا و اسرائیل را «شیطان» می‌خواند، در پشت پرده رفتاری بسیار عمل‌گرایانه داشت. فقط کافی است ماجرای ایران‌کنترا را به یاد بیاوریم. درباره آیت‌الله خامنه‌ای نیز همین مسئله وجود داشت. با وجود تمام شعارها، نمایندگان او حاضر به مذاکره و رسیدن به توافق بودند.

مطالعه »
نامه گاردین درباره زندانیان سیاسی در ایران

ایران، زندانیان سیاسی و محدودیت‌های همبستگی در زمان جنگ – نگاهی به نامه سرگشاده روشنفکران غربی در گاردین

گودرز اقتداری: وجود یک قدرت خارجی بزرگتر، ساختارهای داخلی سلطه را از بین نمی‌برد. همچنین وجود یک تهدید امپریالیستی نباید عاملیت سیاسی مردمی را که در داخل کشور مورد تهدید زندگی می‌کنند، به حالت تعلیق درآورد. در غیر این صورت، ضد امپریالیسم دیگر یک سیاست آزادی‌بخش نیست و اساساً به یک نظریه اتحاد بین‌المللی تبدیل می‌شود، که در مورد مبارزات سیاسی داخل کشوری از حق وتو برخوردار است.

مطالعه »
شبکه های اجتماعی سازمان
آخرین مطالب

علی دهباشی: مردم در جنگ ۲ ابرقدرت را شکست دادند

جواد مجابی، نویسنده، شاعر، طنزپرداز، نقاش و منتقد درگذشت…

قلب آشفتۀ آوراسیا – پشت صحنه پیچیدگی‌های آسیای مرکزی

نگاهی به مبارزات زنان در ایران

بیانیه‌ی کانون نویسندگان ایران به مناسبت درگذشت جواد مجابی

گفت‌وگوی یرواند آبراهامیان درباره آینده ایران؛ تغییر حکومت و ثبات آن