سامانه اینترنتی سازمان فداییان خلق ایران (اکثریت)

GOL-768x768-1

۲۵ مهر, ۱۴۰۵ ۰۷:۰۷

شنبه ۲۵ مهر ۱۴۰۵ - ۰۷:۰۷

بحران چپ یا بحران جهان اندیشه؟

جابر حسینی: اگر چپ قرار است دوباره به یک نیروی اجتماعی و سیاسی مؤثر تبدیل شود، بازسازی تشکیلات و برنامه به‌تنهایی کافی نیست. چپ باید بتواند جهان جدید را بفهمد، شرایط تازه تولید معنا و قدرت را بشناسد و نسبت خود را با جامعه‌ای که به‌طور بنیادین تغییر کرده است، از نو تعریف کند. شاید بنابراین پرسش مقدم بر «بازسازی چپ» این باشد: جهان تغییرکرده‌ای که چپ و دیگر جریان‌های فکری در آن قرار دارند، چه جهانی است و چگونه می‌توان در این جهان دوباره امکان اندیشیدن و عمل جمعی را به وجود آورد؟
Getting your Trinity Audio player ready...

برداشتی از مقاله «در جست‌وجوی سیاست رهایی‌بخش» مهرداد درویش‌پور

مقاله هشتادصفحه‌ای مهرداد درویش‌پور با عنوان «در جست‌وجوی سیاست رهایی‌بخش: ترازنامه‌ای انتقادی از چپ جهانی و نقش روشنفکران»، تلاشی گسترده برای بازخوانی تجربه، شکست‌ها و بن‌بست‌های چپ در چند دهه گذشته است. نویسنده بحران چپ را از جنبه‌های نظری، اجتماعی و تشکیلاتی بررسی کرده و بر ضرورت بازاندیشی در رابطه میان آزادی، عدالت، دموکراسی، جنبش و سازمان تأکید دارد.

برداشت من از این مقاله، بیش از آنکه نقد جزءبه‌جزء استدلال‌های نویسنده باشد، نگاهی به کلیت آن و پرسشی درباره نقطه عزیمت این نوع نقدهاست. به نظر من، مقاله بیش از آنکه گسستی نظری از نقدهای چند دهه گذشته ایجاد کند، در امتداد مجموعه‌ای از بحث‌های انتقادی درباره بحران چپ قرار می‌گیرد و تلاش می‌کند آنها را در مقیاسی گسترده‌تر بازخوانی و جمع‌بندی کند. پیش از این نیز، برای نمونه، محمدرضا نیکفر در «افسردگی چپ و بار گران تاریخ»، علیرضا بهتویی در «کدام چپ؟ کدام سوسیالیسم؟»، پرویز صداقت در نوشته‌هایی درباره سرگردانی نظری چپ ایران، و همچنین سعید راهنما و پارسا، از زوایای مختلف به بحران نظری، سیاسی و تاریخی چپ پرداخته‌اند. بنابراین اهمیت مقاله درویش‌پور را بیش از آنکه در طرح مسئله‌ای کاملاً بی‌سابقه بدانیم، باید در گستردگی دامنه بحث و تلاش برای کنار هم گذاشتن و بازخوانی این تجربه‌ها جست‌وجو کرد.

اما به نظر من، در اینجا پرسش بنیادی‌تری مطرح می‌شود: آیا بحرانی که چپ با آن مواجه است، صرفاً بحران چپ است؟

آیا لیبرالیسم، محافظه‌کاری، سوسیال‌دموکراسی و دیگر سنت‌های فکری و سیاسی مدرن نیز با بحران مواجه نیستند؟ اگر چنین است، شاید بحران چپ را نتوان صرفاً با خطاهای نظری، سیاسی و تشکیلاتی خود چپ توضیح داد. ممکن است آنچه امروز به‌عنوان بحران چپ می‌شناسیم، یکی از صورت‌های بروز بحرانی گسترده‌تر باشد؛ بحرانی در جهان اندیشه، سیاست و شیوه فهم جامعه معاصر.

جهانی که بسیاری از مفاهیم سیاسی و اجتماعی مدرن در آن شکل گرفتند، دیگر همان جهان گذشته نیست. مناسبات تولید، ساختارهای اجتماعی، فناوری، رسانه، شیوه‌های ارتباط و رابطه انسان با سیاست دگرگون شده‌اند. بنابراین نمی‌توان مفاهیمی را که برای توضیح جهان دیگری شکل گرفته‌اند، بدون بازاندیشی برای توضیح جهان امروز به کار گرفت.

از این منظر، مسئله فقط این نیست که چرا چپ دچار بحران شده است؛ پرسش مهم‌تر این است که چپ و دیگر جریان‌های فکری در چه جهانی دچار بحران شده‌اند.

این تمایز اهمیت اساسی دارد. اگر بحران چپ را صرفاً نتیجه خطاهای درونی آن بدانیم، راه‌حل نیز در اصلاح همان خطاها جست‌وجو خواهد شد: تغییر برنامه، سازمان، زبان و شیوه سیاست‌ورزی. اما اگر بحران چپ بخشی از بحران گسترده‌تر جهان اندیشه باشد، مسئله تنها بازسازی یک جریان سیاسی نیست؛ باید شرایطی را نیز بررسی کرد که در آن اندیشیدن، داوری مستقل و کنش سیاسی امکان‌پذیر است.

از همین‌جا بحث سرمایه‌داری معاصر اهمیت پیدا می‌کند. سرمایه‌داری امروز فقط کالا تولید نمی‌کند؛ توجه، میل، سلیقه، سبک زندگی و گردش اطلاعات و معنا نیز بیش از گذشته در معرض منطق بازار قرار گرفته‌اند. عقل نیز هرچه بیشتر در معرض تقلیل یافتن به کارآمدی، سود، مصرف و مدیریت قرار دارد. در چنین شرایطی، مسئله فقط کمبود اطلاعات نیست؛ مسئله دشوارتر شدن تبدیل اطلاعات به شناخت، شناخت به داوری مستقل و داوری مستقل به کنش جمعی است.

البته این به معنای آن نیست که انسان امروز دیگر قادر به اندیشیدن نیست یا سرمایه‌داری امکان تفکر مستقل را به‌طور کامل از میان برده است. مسئله دقیق‌تر این است که شرایط اجتماعی تولید و گردش اندیشه تغییر کرده و استقلال فکری در برابر سازوکارهای بازار، رسانه و فناوری با موانع تازه‌ای روبه‌رو شده است.

حتی مفهوم فردیت نیز در این شرایط نیازمند بازاندیشی است. افزایش ابزارهای ارتباطی و امکان بیان فردی، الزاماً به معنای افزایش استقلال فکری نیست. ممکن است فرد بیش از گذشته امکان سخن گفتن داشته باشد، اما هم‌زمان بیش از گذشته در معرض شکل‌گیری توجه، سلیقه و داوری خود توسط سازوکارهایی قرار گیرد که خارج از اراده او عمل می‌کنند.

از این زاویه، شاید پیش از آنکه بپرسیم «چگونه چپ را بازسازی کنیم؟»، باید بپرسیم: در چه جهانی قرار است چپ بازسازی شود؟ و چه بر سر شرایط امکان اندیشیدن، داوری و کنش سیاسی مستقل آمده است؟

به نظر من، اهمیت این پرسش در آن است که نقد بحران چپ را از یک ترازنامه صرفاً درون‌جریانی فراتر می‌برد. مسئله فقط یافتن خطاهای گذشته چپ نیست؛ مسئله فهم جهانی است که در آن چپ، لیبرالیسم، محافظه‌کاری و دیگر سنت‌های فکری با بحران‌های متفاوت اما مرتبط روبه‌رو شده‌اند.

اگر چپ قرار است دوباره به یک نیروی اجتماعی و سیاسی مؤثر تبدیل شود، بازسازی تشکیلات و برنامه به‌تنهایی کافی نیست. چپ باید بتواند جهان جدید را بفهمد، شرایط تازه تولید معنا و قدرت را بشناسد و نسبت خود را با جامعه‌ای که به‌طور بنیادین تغییر کرده است، از نو تعریف کند. شاید بنابراین پرسش مقدم بر «بازسازی چپ» این باشد: جهان تغییرکرده‌ای که چپ و دیگر جریان‌های فکری در آن قرار دارند، چه جهانی است و چگونه می‌توان در این جهان دوباره امکان اندیشیدن و عمل جمعی را به وجود آورد؟

در جست‌وجوی سیاست رهایی‌بخش: ترازنامه‌‌ی انتقادی از چپ جهانی و نقش روشنفکران / مهرداد درویش‌پور

تاریخ انتشار : ۱۹ شهریور, ۱۴۰۵ ۱:۰۳ ق٫ظ

آخرین نوشته‌ها:

لینک کوتاه

نظرات

Comments are closed.

برای میهن، مردم و صلح در این شرایط سرنوشت‌ساز چه باید کرد؟

هیئت سیاسی-اجرایی سازمان فدائیان خلق ایران (اکثریت): ار دیگر تأکید می‌کند که صلح، ضرورتی برای آینده ایران و پیش‌شرط گذار مسالمت‌آمیز کشور به دموکراسی است. از همه نیروهای صلح‌دوست در داخل و خارج کشور می‌خواهیم با همگرایی و همکاری، صدای اکثریت مردم ایران را که خواهان صلح و امنیت‌اند، رساتر کنند و برای پایان‌دادن به چرخه جنگ و تنش، حفظ استقلال و تمامیت ارضی ایران و فراهم‌کردن زمینه گذار دموکراتیک تلاش کنند.

ادامه »

ایران در آستانه فروپاشی: اعتراضات، عدم حقانیت حاکمان و بن‌بست‌های پیش‌رو…

شورای سردبیری کار: تجربه تمامی طول دوران حیات حکومت اسلامی نشان می‌دهد که هر موج سرکوب، به‌جای تثبیت پایدار نظام، پایگاه اجتماعی نظام را کوچک‌تر می‌کند، شمار بیشتری از شهروندان را به صف مخالفان می‌راند و پس از مدتی، اعتراضات گسترده‌تری دوباره سر برمی‌آورد. این بار اما فشار از پایین با خطر تشدید تنش در سطح منطقه‌ای و بین‌المللی نیز هم‌زمان شده است. در چنین فضایی، اسرائیل ـ با سابقه حملات تحریک آمیز و تلاش مستمر برای تضعیف جمهوری اسلامی ـ ممکن است اعتراضات داخلی را فرصتی برای ازسرگیری حملات علیه ایران تلقی کند. این هم‌زمانی نارضایتی داخلی و تهدید خارجی، معادله‌ای بسیار خطرناک برای کشور ما ایجاد کرده است.

مطالعه »

روز جهانی مبارزه با اعدام؛ وقتی حکومت به نام عدالت، مرگ را به قانون تبدیل می‌کند

شهناز قراگزلو: افزایش مخالفت جهانی با مجازات اعدام در حالی ادامه دارد که ایران همچنان در شمار کشورهایی با بالاترین آمار اعدام قرار دارد. تجربه ایران نشان می‌دهد که بحث اعدام تنها یک مسئله کیفری نیست، بلکه به حق حیات، دادرسی عادلانه و نسبت میان عدالت و قدرت گره خورده است.

مطالعه »

خاورمیانه‌ای که می‌توانست باشد، اگر یازده سپتامبر و هفت اکتبر نبود!

گودرز اقتداری: “یکی از پرسش‌های اساسی این تحلیل آن است که تا چه اندازه می‌توان تحولات خاورمیانه را به تصمیم‌های قدرت‌های خارجی نسبت داد. بدون تردید، آمریکا در تغییر ساختار منطقه پس از یازدهم سپتامبر نقشی تعیین‌کننده داشت. حمله به افغانستان و به‌ویژه اشغال عراق، تصمیم‌هایی بودند که آثار آنها به مرزهای این کشورها محدود نماند. در کنار نقش قدرت‌های خارجی، حکومت‌ها، احزاب، جنبش‌های اجتماعی و سازمان‌های مسلح منطقه نیز انتخاب‌هایی مستقل داشتند. سیاست‌های جمهوری اسلامی دربارهٔ برنامهٔ هسته‌ای، روابط با آمریکا، حضور منطقه‌ای و محدودیت‌های داخلی، نمونه‌ای از این نقش‌اند.”

مطالعه »
شبکه های اجتماعی سازمان
آخرین مطالب

نزدیک به دو تریلیون دلار بدهی جدید ایالات متحده در دوران ترامپ

“مردم می‌خواستند که به همسایگان خود خیانت کنند”

تکفیرگرایی یا جنیفر لوپز: الهیات در خدمت بقای رژیم

چرا اعتراضات دانشجویی فرانسه از تظاهرات آلمان مؤثرتر است

آمریکا چگونه می خواهد از جنگ با ایران خارج شود؟

پرونده پرویز ثابتی در آمریکا؛ شاکیان چه می‌گویند و دادگاه به کجا رسیده است؟