سامانه اینترنتی سازمان فداییان خلق ایران (اکثریت)

GOL-768x768-1

۲۵ مهر, ۱۴۰۵ ۰۶:۱۵

شنبه ۲۵ مهر ۱۴۰۵ - ۰۶:۱۵

کمپین یک میلیون امضا؛ استراتژی‌ها، دستاوردها و میراث ماندگار در جنبش مدنی زنان ایران

آزاده دواچی: دستاوردهای کمپین یک میلیون امضا تنها به حوزه‌ی نظر و گفتمان محدود نماند، بلکه آثار و پیامدهای ملموسی در ابعاد مختلف قانونی، اجتماعی، رفتاری و فرا ملی برجای گذاشت. این جنبش توانست اثبات کند که مسیر تغییرات پایدار اجتماعی نه از طریق دستورات از بالا به پایین، بلکه از آگاهی‌بخشی به بدنه‌ی جامعه می‌گذرد.
Getting your Trinity Audio player ready...

«کمپین یک میلیون امضا برای تغییر قوانین تبعیض‌آمیز» (تغییر برای برابری) که در مرداد ۱۳۸۵ (۲۰۰۶ میلادی) به همت جمعی از فعالان حقوق زنان آغاز شد، یکی از برجسته‌ترین، منسجم‌ترین و اثرگذارترین کنش‌های جمعی در تاریخ معاصر ایران به‌‌شمار می‌رود. این جنبش مدنی با اتخاذ رویکردی مسئله‌‌محور و بهره‌‌گیری از ابزارهای اجتماعی و حقوقی، توانست نابرابری‌های قانونی را در سطح عمومی به چالش بکشد و کانون‌های رسمی قدرت و تصمیم‌گیری را به پاسخگویی و بازبینی وادارد. همان‌طور که در متن طرح اولیه‌ی کمپین نیز به‌صراحت قید شده بود، هدف اصلی این حرکت مدنی، فراتر از جمع‌آوری امضا، ایجاد امکانی برای گفتگوی عمومی درباره‌ی حقوق زنان در سطح جامعه و تربیت یک میلیون فعال مدنی  تعریف می‌شد.

این کمپین در شرایطی متولد شد که جامعه‌ی مدنی ایران نیازمند الگویی جدید برای مطالبه‌گری بود. اگرچه این حرکت در سال‌های بعد به دلیل تشدید فشارهای سیاسی، بازداشت‌های گسترده‌ی فعالان و تحولات پس از انتخابات ۱۳۸۸ با محدودیت‌های ساختاری روبه‌‌رو شد و کارایی اجرایی اولیه‌ی خود را از دست داد، اما گفتمان‌سازی، الگوسازی و زیربنای فکری که در بدنه‌ی جامعه ایجاد کرد، دستاوردهای ماندگار و عمیقی در بستر مدنی ایران به جای گذاشت که اثرات آن تا به امروز ادامه دارد.

استراتژی‌های کلیدی و نوآوری‌های اجرایی

پیشرفت و اثرگذاری این کمپین حاصل اتخاذ مجموعه‌ای از استراتژی‌های هوشمندانه، انعطاف‌پذیر و منطبق بر شرایط اجتماعی جامعه‌ی ایران بود. نخستین استراتژی برجسته، شمول‌گرایی جنسیتی و ایجاد کنش‌پذیری جمعی بود؛ کمپین فرایندی صرفاً زنانه یا محصور به فضایی زنانه باقی نماند، بلکه با همراه ساختن زنان و مردان در کنار یکدیگر، تلاش برای برابری را به دغدغه‌ای عمومی و فراجنسیتی تبدیل نمود. ورود فعالانه‌ی مردان به این جنبش، خط بطلانی بر این فرضیه کشید که مسئله‌ی برابری جنسیتی یک دغدغه‌ی صرفاً زنانه است. نوشین احمدی خراسانی در همین زمینه می‌نویسد: «برای اولین بار، مردان نسل جدید نه صرفاً از روی دلسوزی، بلکه به عنوان هم‌رزمان برابر در جنبش زنان فعال شدند و این باور شکل گرفت که قوانین تبعیض‌آمیز به همان اندازه که بر زنان فشار می‌آورد، روابط انسانی و سلامت جامعه را نیز تخریب می‌کند.» این هم‌افزایی سبب شد تا علاوه بر بدنه‌ی عمومی جامعه، نزدیک به پنجاه تشکل، اتحادیه و سازمان غیردولتی نیز در سال ۲۰۰۶ با اهداف کمپین همراه شوند و ائتلافی بی‌نظیر را شکل دهند.

دومین و مهم‌‌ترین استراتژی، انتقال مبارزه از فضاهای بسته به عرصه‌ی عمومی از طریق گفتگوی چهره‌به‌چهره و آموزش عملی بود. تا پیش از آن، فعالیت‌های حقوق زنان اغلب به سمینارها، نشست‌های خصوصی، مجلات تخصصی و ورکشاپ‌های محدود منتهی می‌شد؛ اما کمپین با خروج از این چارچوب‌های نخبگانی، کنشگری را به خیابان‌ها، پارک‌ها، اتوبوس‌ها، مترو و حتی خانه‌های مردم کشاند. یکی از فعالان داوطلب در توصیف این رویکرد میدانی می‌نویسد: «شاید این راه، مناسب‌ترین شیوه برای شروع بود. چرا که یکی از اهداف اصلی رسیدن به مردم عادی در خیابان‌ها، فضاهای عمومی، مترو، اتوبوس‌ها و پارک‌ها بود؛ هر کجا که می‌شد آن‌ها را یافت.» این ارتباط رو‌در‌رو با پخش دفترچه‌‌های آموزشیِ «تاثیر قوانین بر زندگی زنان» همراه بود که حقوق پیچیده را به زبان ساده بیان می‌کرد. در متن این دفترچه‌ها با تشبیهی ملموس اشاره می‌شد که «قانون مانند لباس است؛ وقتی جامعه رشد می‌کند و تغییر می‌یابد، لباس قانون نیز باید متناسب با قامت جامعه تغییر کند، نه این‌که جامعه را به زور در لباسی تنگ و قدیمی محبوس کرد.»

علاوه بر این، اتخاذ رویکرد مسئله‌‌محور و غیرایدئولوژیک در کنار ساختار افقی و شبکه‌ای، دو بال اصلی پایداری کمپین در برابر سرکوب بودند. تمرکز مستقیم بر اصلاح قوانین ملموسی هم‌چون حقوق ازدواج، طلاق، ارث، دیه، سن مسئولیت کیفری و حق حضانت فرزندان، و پرهیز از جنجال‌های حزبی یا ایدئولوژیک موجب شد تا افکار مختلف (اعم از سکولار، مذهبی، چپ و لیبرال) بتوانند حول مطالبات حقوقی مشخص، مخرج مشترکی برای همکاری پیدا کنند. فعالان در بیانیه‌ی اولیه‌ی خود تاکید کردند که «حقوق زنان و دموکراسی پیوندی ناگسستنی دارند و بدون برابری حقوقی، دموکراسی واقعی محقق نخواهد شد.»

به عبارت دیگر، فقدان یک رهبری هرمی و ایجاد شبکه‌ای چند مرکزی، جنبش را در برابر موج سرکوب‌های امنیتی فوق‌العاده انعطاف‌پذیر ساخت؛ به‌طوری ‌که دستگیری یک یا چند عضو، کل بدنه‌ی کمپین را فلج نمی‌کرد. شیرین عبادی در توصیف این حرکت کمپین می‌گوید: «حتی اگر خودمان هم می‌خواستیم، دیگر نمی‌توانستیم کمپین یک میلیون امضا را متوقف کنیم؛ چرا که این حرکت به یک شبکه‌ی چندمرکزی و زنده در سراسر کشور تبدیل شده بود.» این ساختار غیرهرمی و پخش‌شدگی جغرافیایی، زمینه را برای ورود جوانانی بی‌تجربه، اما دغدغه‌مند فراهم آورد که سابقه‌ی کنشگری سیاسی نداشتند. این فرایند به کادرسازی وسیع و تربیت نسل جدیدی از فعالان زن منجر گردید که آگاهی حقوقی را در بدنه‌ی جامعه بازتولید کردند.

دستاوردهای ملموس، اصلاحات قانونی و میراث تاریخی

دستاوردهای کمپین یک میلیون امضا تنها به حوزه‌ی نظر و گفتمان محدود نماند، بلکه آثار و پیامدهای ملموسی در ابعاد مختلف قانونی، اجتماعی، رفتاری و فرا ملی برجای گذاشت. در عرصه‌ی حقوقی، اگرچه هدف نهایی جمع‌آوری یک میلیون امضا به علت فشارهای امنیتی و دستگیری‌ها به تمامی محقق نشد، اما فشار اجتماعی ناشی از گفتمان‌سازی کمپین، حاکمیت و نهادهای تصمیم‌گیر را مجبور به عقب‌نشینی‌ها و اصلاحات قانونی مهمی کرد:

– عقب‌راندن لایحه حمایت از خانواده‌ی ۱۳۸۷: یکی از برجسته‌ترین دستاوردها، ایستادگی در برابر لایحه پیشنهادی دولت بود که قصد داشت ثبت ازدواج موقت را آسان‌تر کرده و اختیارات مردان در چندهمسری را بدون اجازه‌ی همسر اول گسترش دهد. فشارهای پیوسته‌ی کمپین، روشنگری در جامعه و ائتلاف‌های همسو سبب شد تا این مفاد تبعیض‌آمیز با اعتراض گسترده مواجه شده و از متن لایحه حذف یا معلق شوند.

– تصویب برابری دیه در حوادث رانندگی: نقد علمی، دینی و عمومی نابرابری ارزش جان زنان و مردان، سرانجام قانون‌گذار را مجاب ساخت که صندوق تامین خسارت‌های بدنی را مکلّف به پرداخت مابه‌‌التفاوت دیه‌ی زنان تا سقف دیه‌ی مردان در حوادث رانندگی کند؛ قانونی که گامی مهم در تغییر نگاه سنتی به دیه بود.

– رواج مدنی شروط ضمن عقد: کمپین با آموزش عمومی حقوق فراموش‌شده، استفاده از شروط ضمن عقد (نظیر حق طلاق، حق اشتغال، تعیین مسکن و حق خروج از کشور) را از یک موضوع نادیده گرفته‌شده، به الگویی مرسوم، آگاهانه و هنجار درمیان نسل جدید تبدیل نمود تا زنان بتوانند نابرابری‌های ساختاری را در سطح فردی تعدیل کنند.

پروین اردلان درباره‌ی فلسفه‌ی این دستاوردها یادآورمی‌شود که: «هدف ما فقط تغییر قانون در بالا نبود، بلکه می‌خواستیم نشان دهیم هیچ قانونی بدون خواست و رضایت بدنه‌ی جامعه مشروعیت و ثبات نخواهد داشت. هم‌چنین  ارتقای آگاهی عمومی موجب شد تا مسئله‌ی تبعیض قانونی از امری شخصی، خصوصی یا خانوادگی، به یک مطالبه‌ی عمومی و ملی تبدیل شود.» سوسن طهماسبی درباره‌ی نفوذ این آگاهی می‌گوید: «بازجوهای ما گاهی در برابر خواسته‌های ما کم می‌آوردند؛ زیرا درمی‌یافتند که این مطالبات آن‌قدر ساده، ملموس و منطبق بر نیازهای روزمره‌ی جامعه است که مقابله با آن ممکن نیست.»

در بعد فرا ملی نیز، کمپین برای نخستین‌بار پیوندی بومی و سازمان‌یافته میان فعالان داخل و ایرانیان خارج از کشور ایجاد کرد و صدای مطالبات مدنی داخل را بدون واسطه به عرصه‌های بین‌المللی رساند. اما شاید ماندگارترین و حیاتی‌ترین میراث کمپین، زمینه‌سازی و ارائه‌ی الگویی خشونت‌پرهیز برای جنبش‌های اجتماعی بعدی باشد. کمپین نشان داد که چگونه می‌توان مطالبه‌گری را به عرصه‌ی عمومی پیوند زد و از خیابان به عنوان بستری برای اعتراض مسالمت‌آمیز استفاده کرد. مفاهیم، جسارت مدنی، و شبکه‌ی فعالانی که در بدنه‌ی کمپین و آموزش‌های آن رشد یافتند، در سال‌های بعد جامعه را تغذیه کردند. این رویکرد، خط ارتباطی فکری و تحلیلی مستقیمی را با حرکات اجتماعی متاخر—از جمله جنبش «زن، زندگی، آزادی»—برقرار ساخت؛ جنبشی که ریشه‌های عمیقی در همان گفتمان‌سازی برابری‌خواهانه و جسارت مدنیِ پیشگامانه‌ی کمپین داشت.

موخره

در نهایت، اگرچه کمپین یک میلیون امضا به دلیل بازداشت‌های گسترده، احکام سنگین قضایی، فشارهای سیاسی دوران دولت وقت و شوک‌های پس از انتخابات ۱۳۸۸ از حالت اجرایی اولیه‌ی خود بازماند، اما هرگز به نقطه‌ی پایان نرسید و ساختار گفتمانی آن متوقف نشد. این جنبش توانست اثبات کند که مسیر تغییرات پایدار اجتماعی نه از طریق دستورات از بالا به پایین، بلکه از آگاهی‌بخشی به بدنه‌ی جامعه می‌گذرد. دستاوردهای قانونی ملموس، ارتقای فهم حقوقی عمومی، کادرسازی و تربیت نسل جدید فعالان، و ارائه‌ی الگویی بومی از مبارزه‌ همگی سبب شدند تا کمپین یک میلیون امضا به عنوان نقطه‌ی عطفی در تاریخ معاصر و یکی از غنی‌ترین تجارب کنشگری مدنی در حافظه‌ی تاریخی جامعه‌ی ایران باقی بماند و مسیر را برای جنبش‌های برابری‌خواهانه‌ی بعدی هموار سازد.

 

توسط: آزاده دواچی

سپتامبر ۲۳, ۲۰۲۶

 

پانوشت‌ها:

۱- احمدی خراسانی، نوشین، (۱۳۸۸)، داستان درونی کمپین یک میلیون امضا برای برابری، ترجم‌یه موسسه شراکت برای یادگیری زنان (WLP).

۲. آرشیو اسناد، بیانیه‌ی اعلام موجودیت، متن طرح اولیه‌ی کمپین و دفترچه‌ی آموزشی تاثیر قوانین بر زندگی زنان، سایت تغییر برای برابری. ۱۳۸۵-۱۳۸۸.

۳. عبادی، شیرین؛ اردلان، پروین؛ طهماسبی، سوسن. (۱۳۸۵-۱۳۸۸). مصاحبه‌ها، روایات داوطلبان و یادداشت‌های منتشرشده در وب‌سایت‌های مدرسه‌ی فمینیستی و تغییر برای برابری.

۴. بررسی زمینه‌های اجتماعی، تظاهرات ۲۲ خرداد ۱۳۸۵ و رویکرد چهره‌به‌چهره‌ی کمپین یک میلیون امضا، نشریه‌ی اینترنتی اکسترمینیتینگ آنجل، ۲۰۰۷.

۵. اسناد مربوط به لایحه حمایت از خانواده و مصوبات قانون اصلاح بیمه‌ی اجباری مسئولیت مدنی (برابری پرداخت دیه در حوادث رانندگی)، مرکز آمار ایران و گزارش‌های مجلس شورای اسلامی، ۱۳۸۷-۱۳۸۸.

 

کمپین یک میلیون امضا؛ استراتژی‌ها، دستاوردها و میراث ماندگار در جنبش مدنی زنان ایران/ آزاده دواچی

بخش : زنان
تاریخ انتشار : ۱۱ مهر, ۱۴۰۵ ۶:۳۰ ب٫ظ

آخرین نوشته‌ها:

لینک کوتاه

نظرات

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

برای میهن، مردم و صلح در این شرایط سرنوشت‌ساز چه باید کرد؟

هیئت سیاسی-اجرایی سازمان فدائیان خلق ایران (اکثریت): ار دیگر تأکید می‌کند که صلح، ضرورتی برای آینده ایران و پیش‌شرط گذار مسالمت‌آمیز کشور به دموکراسی است. از همه نیروهای صلح‌دوست در داخل و خارج کشور می‌خواهیم با همگرایی و همکاری، صدای اکثریت مردم ایران را که خواهان صلح و امنیت‌اند، رساتر کنند و برای پایان‌دادن به چرخه جنگ و تنش، حفظ استقلال و تمامیت ارضی ایران و فراهم‌کردن زمینه گذار دموکراتیک تلاش کنند.

ادامه »

ایران در آستانه فروپاشی: اعتراضات، عدم حقانیت حاکمان و بن‌بست‌های پیش‌رو…

شورای سردبیری کار: تجربه تمامی طول دوران حیات حکومت اسلامی نشان می‌دهد که هر موج سرکوب، به‌جای تثبیت پایدار نظام، پایگاه اجتماعی نظام را کوچک‌تر می‌کند، شمار بیشتری از شهروندان را به صف مخالفان می‌راند و پس از مدتی، اعتراضات گسترده‌تری دوباره سر برمی‌آورد. این بار اما فشار از پایین با خطر تشدید تنش در سطح منطقه‌ای و بین‌المللی نیز هم‌زمان شده است. در چنین فضایی، اسرائیل ـ با سابقه حملات تحریک آمیز و تلاش مستمر برای تضعیف جمهوری اسلامی ـ ممکن است اعتراضات داخلی را فرصتی برای ازسرگیری حملات علیه ایران تلقی کند. این هم‌زمانی نارضایتی داخلی و تهدید خارجی، معادله‌ای بسیار خطرناک برای کشور ما ایجاد کرده است.

مطالعه »

روز جهانی مبارزه با اعدام؛ وقتی حکومت به نام عدالت، مرگ را به قانون تبدیل می‌کند

شهناز قراگزلو: افزایش مخالفت جهانی با مجازات اعدام در حالی ادامه دارد که ایران همچنان در شمار کشورهایی با بالاترین آمار اعدام قرار دارد. تجربه ایران نشان می‌دهد که بحث اعدام تنها یک مسئله کیفری نیست، بلکه به حق حیات، دادرسی عادلانه و نسبت میان عدالت و قدرت گره خورده است.

مطالعه »

خاورمیانه‌ای که می‌توانست باشد، اگر یازده سپتامبر و هفت اکتبر نبود!

گودرز اقتداری: “یکی از پرسش‌های اساسی این تحلیل آن است که تا چه اندازه می‌توان تحولات خاورمیانه را به تصمیم‌های قدرت‌های خارجی نسبت داد. بدون تردید، آمریکا در تغییر ساختار منطقه پس از یازدهم سپتامبر نقشی تعیین‌کننده داشت. حمله به افغانستان و به‌ویژه اشغال عراق، تصمیم‌هایی بودند که آثار آنها به مرزهای این کشورها محدود نماند. در کنار نقش قدرت‌های خارجی، حکومت‌ها، احزاب، جنبش‌های اجتماعی و سازمان‌های مسلح منطقه نیز انتخاب‌هایی مستقل داشتند. سیاست‌های جمهوری اسلامی دربارهٔ برنامهٔ هسته‌ای، روابط با آمریکا، حضور منطقه‌ای و محدودیت‌های داخلی، نمونه‌ای از این نقش‌اند.”

مطالعه »
شبکه های اجتماعی سازمان
آخرین مطالب

نزدیک به دو تریلیون دلار بدهی جدید ایالات متحده در دوران ترامپ

“مردم می‌خواستند که به همسایگان خود خیانت کنند”

تکفیرگرایی یا جنیفر لوپز: الهیات در خدمت بقای رژیم

چرا اعتراضات دانشجویی فرانسه از تظاهرات آلمان مؤثرتر است

آمریکا چگونه می خواهد از جنگ با ایران خارج شود؟

پرونده پرویز ثابتی در آمریکا؛ شاکیان چه می‌گویند و دادگاه به کجا رسیده است؟