سامانه اینترنتی سازمان فداییان خلق ایران (اکثریت)

GOL-768x768-1

۱ شهریور, ۱۴۰۵ ۱۰:۳۳

یکشنبه ۱ شهریور ۱۴۰۵ - ۱۰:۳۳

تاریخ ماتریالیسم،- از الحاد وعلم و انقلاب، تا انسان روشنگر

Getting your Trinity Audio player ready...

سه هزارسال اندیشه ماتریالیستی در ۱۲ شاخه

 بحث ماتریالیسم حدود ۳ هزارسال است که آغاز شد و از مراحل گوناگونی مانند ماتریالیسم: مکانیکی، پانته ایستی طبیعت خدایی، دیالکتیکی کهن، اسطوره ای، باستانی، متافیزیکی، آنتروپولوگی انسان شناسانه، عامیانه، علمی طبیعتگرا، پیشامارکسیستی، تاریخی، و مارکسیستی، گذشته. ماتریالیسم واژه ایست لاتین و بینشی است که وابستگی و ارتباط تمام اجزاء هستی؛ حتی روح و روان را به ماده و اشیاء و پدیده ها آموزش میدهد. اهمیت آن ولی در فلسفه ماتریالیسم دیالکتیکی-تاریخی است؛ که جریان مهم فلسفه ضد ایده آلیسم و ضد متافیزیک است، این فلسفه متکی به ماده است و بر این باور است که آگاهی محصول ماده و واقعیت، و نتیجه مبارزه علیه جهانبینی مذهبی ایده آلیستی است و در رابطه تنگاتنگ و دوجانبه با علوم قرار دارد، و مدعی است که طبیعت و جامعه متکی به ذات و ماهیت خود هستند، و نه نتیجه نیروهای غیرمادی و غیرطبیعی.

ماتریالیسم ماهیتی آته ایستی دارد و از این طریق هم آهنگ است با پیشرفت علوم و تحول اجتماع. از نظر تاریخی شکل پیشامارکسیستی آن، نوع ساده گرایانه فلسفه طبیعی و فلسفه پانته ایستی طبیعت خدایی، در دوره باستان بود. متفکران آن از قشر دمکرات برده دار و اشرافزادگان مانند: آناکسیماندر، تالس(۵۴۷-۶۲۵ پ.م)، آناکسیمن، و امپدوکلس بودند. اوج نخست ماتریالیسم دیالکتیکی در عهد باستان، هراکلیت( زندگی حدود ۵۰۰ پیش از میلاد)، و دمکریت (۳۷۰-۴۶۰ پ.م) در یونان بودند. دمکریت پایه کذار اتم گرایی ماتریالیستی است، اپیکور آنرا وارد حوزه اخلاق و نقد دین نمود. دلیل ذهنی بودن ماتریالیسم باستان این بود که هنوز نمیدانستند باید متکی به شناخت از طریق علوم طبیعی و علوم تجربی باشند.

در قرون وسطا با وجود حاکمیت دین، نکاتی مادی بشکل افکار ماتریالیستی در مکتب پانته ایسم کفر آمیز! و در افکار فیلسوفان مسلمان شرقی مانند: ابن سینا و ابن رشد مطرح شد که بی تاثیر روی فلسفه و الاهیات مسیحی؛ مخصوصا روی جریان مدرسین اسکولاستیک نبود. ماتریالیسم در سده های میانه به رهبری این دو متفکر مسلمان، متافیزیکی و غیردیالکتیکی بود. ماتریالیسم در شناخت و تئوری اجتماعی، ایده آلیستی بود، چون انسان را فقط موجودی طبیعی؛ بدون رابطه با کار و تولید میدانست.

ماتریالیسم مکانیکی قرون ۱۸-۱۷ میلادی، ابزار ایدئولوژیک بورژوازی ترقی خواه علیه فئودالیسم و مسیحیت مدرسین اسکولاستیک بود، که دارای دو شکل پیشامارکسیستی است. جد پدری ماتریالیسم مکانیکی در عصر نو: باکون و گالیله بودند؛ ولی نماینده اصلی اش دکارت بود. هابس، لاک، اسپینوزا، و در جنبش دائرت المعارفی دانشنامه نویسان فرانسوی:  دیدرو، لامتری، گاسندی، و هولباخ، مهم بودند. ماتریالیسم پیشامارکسیستی به نمایندگی فویرباخ ( ۱۸۷۲- ۱۸۰۴.م.)، و دمکراتهای انقلابی روس: بلنیسکی، هرتسن، دوبرولیوب، و چرنیشفکی، به اوج خود رسید. فویرباخ از آن جلوتر رفت و به نظریه شناخت نقد دین و ایده آلیسم رسید. ماتریالیسم آنتروپولوژیست انسانشناسانه  او ولی ایده آلیستی بود چون انسان را موجودی طبیعی میدانست و نه اجتماعی.

دمکراتهای انقلابی روس بعنوان ایدئولوگهای خرده بورژوایی جنبش دهقانی، متوجه سلاح دیالکتیک شدند و به ماتریالیسم دیالکتیکی نزدیک گردیدند. در میانه قرن ۱۹ میلادی، مارکس و انگلس ،ماتریالیسم را به سطح کیفی بالاتری؛ یعنی ماتریالیسم تاریخی-دیالکتیکی رساندند، که بشکل فلسفه رهایی بخش زحمتکشان و تئوری حزب انقلابی، بعد ها مورد استفاده لنین در انقلاب اکتبر روسیه قرار گرفت. ماتریالیسم دیالکتیکی-تاریخی، ابزاری علیه دین و ایده آلیسم و کلیسا بود که جبران کمبود های ماتریالیسم پیشا مارکسیستی را نیز مینمود، چون آن از عملگرایی بدور بود و خصوصیات مکانیکی داشت، ولی استفاده اجتماعی نداشت. لنین از طریق تئوری عام و جهانشمول برای امر انقلاب در دوره امپریالیسم و نقش مهم طبقه کارگر، همه اجزاء مارکسیسم را توسعه داد تا موجب نقش و سهم تفسیر علمی و شناخت نوین در علوم تجربی نیز گردد. مارکسیسم از نوع لنینیستی بعنوان تئوری مهم حزب مبارز تراز نوین، میان هواداران سوسیالیسم تبلیغ میشد.

در میانه قرن ۱۹ میلادی ماتریالیسم عامیانه در آلمان بعنوان جریان بورژوازی و لیبرال؛ بعد از انقلاب ۱۸۴۸ هوادارانی یافت. فویرباخ در آلمان موجب سادگی اصل بنیادین آن شد. او مدعی بود که آگاهی و تمام اشکال ظاهری پدیدهای اجتماعی فقط نتیجه پروسه فیزیولوژیک از طریق ماتریالیسم مکانیکی هستند؛ بدون اینکه وی نقش مهم اجتماعی-انقلابی آنرا برای استفاده بفهمد. در کنار ماتریالیسم مارکسیستی، انواع جریانات ماتریالیستی لیبرال و بورژوایی در علوم طبیعی به وجود آمد در طول قرون گذشته. طبق سفارش و توصیه لنین، کمونیست ها باید با این جریانات، برای مبارزه علیه ایده آلیسم و کلیسا، همکاری تنگاتنگ داشته باشند. ماتریالیسم کلا ضد دین است، که باور به ازلیت ماده و حرکت خودکار درونی مستقل دارد،و آفرینش جهان از طریق یک نیروی روحانی یا فراطبیعی و متحرک را غیرممکن میداند.

برای کمونیست ها، مااتریالیسم فلسفی مارکسیستی، جهانبینی  زحمتکشان، اساس تئوریک سیاست،  برنامه حزبی، و متد و روش نظری در علوم گوناگون است. در تاریخ بشر برای نخستین بار از طریق جنبش و اندیشه ماتریالیستی یک تئوری علمی اجتماعی پایه گذاری شد. در ماتریالیسم مکانیکی و متافیزیکی پیشامارکسیستی، آگاهی یک تصویر و عکس العمل منفعل و وجودی ماده بود، و نه نتیجه عمل و تحرک مربوط به: طبیعت، جامعه، و نیروی تغییردهنده. ماتریالیسم پیشامارکسیستی به نقش: کار، تولید، و عمل اجتماعی انسان بی توجه بود و به پرسش اساسی فلسفه برای توضیح رابطه بین هستی و آگاهی، بشکل مفید اشاره نمی نمود. ماتریالیسم مدرن بعد از مارکس، مدعی شد که یک رابطه دیالکتیکی و دوجانبه میان ماده و آگاهی؛ یعنی میان عین و ذهن، وجود دارد.

مارکس و انگلس پایه گذار روش و متد شناختی شدند که مدعی بود تشکیل و تحول آگاهی انسان مربوط به طبیعت و واقعیات  و کار و تولید انسان است. ماتریالیست های مکانیکی فرانسوی قرن ۱۸ میلادی نیز انسان را فقط مانند یک ماشین تصور میکردند و نقش آگاهی و کار و رابطه دیالکتیکی میان ماده و آگاهی را کشف نکردند. در فلسفه دمکراتهای انقلابی روس، ماتریالیسم پیشامارکسیستی به ابزاری برای مبارزه انقلابی با هدف دمکراسی خرده بورژوازی برای آزادی دهقانان از زیر یوغ تزار و مالکین تبدیل شد. آنها تا نزدیکی ماتریالیسم دیالکتیکی پیش رفتند ولی بقول لنین به ماتریالیسم تاریخی؛ بدلیل عقب افتادگی اجتماعی روسیه در قرن ۱۹، فائق نیامدند.

از جمله صفات ماتریالیسم قرون ۱۷-۱۶ میلادی در غرب، بازگشت از متد فکری قیاسی اسکولاستیک مسیحی و تمایل به تجربه و توجه و آزمایش و وحدت با علوم تجربی در جدل با دین و کلیسا بود. پیشگامان آن: باکون و گاسیندس بودند که خواهان بازگشت به شناخت طبیعتگرایانه شدند. ماتریالیست هایی مانند: هابس، لاک، و دکارت، اندیشه های آندو را ادامه دادند. سپس در قرن ۱۷ میلادی فیزیک نیوتن مطرح شد. ماتریالیسم دائرت المعارفی دانشنامه نویسان فرانسوی قرن ۱۸ مانند: لامتری، هولباخ، دیدرو، و هلوتیس، غیر دیالکتیکی ولی ماتریالیستی بود.

سه مقوله: مکان، زمان، و حرکت از جمله صفات وجود ماده هستند. وابستگی پروسه آگاهی به سازمان جسمی انسان در مرحله ای از تاریخ موجب آگاهی آته ایستی و ضد فئودالی شد که منجر به اغاز عصر روشنگری در اروپا گردید. ماتریالیسم فلسفی آغاز دوره بورژوازی، بشکل ایدئولوژی و جهانبینی بورژوازی در آموزش مبارزه با سازمانهای: اقتصادی، سیاسی،و ایدئولوژیک فئودالیسم نقش مهمی داشت. دست آوردهای فکری شناختی: کپرنیک، کپلر، و گالیله ، دلیل و منبع فکری هومانیسم آغازین بورژوازی ترقی خواه و آغاز کوشش های علوم تجربی مدرن گردید.   

منابع :

grosse denker, alexander ulfig, s. 118,  ۳۹۶, ۸۷,  ۱۱۱.

— meyers universal lexikon, band 3, lite schik, s.90

— philosophisches wörterbuch, georg klaus, s. 325 , und mehr.  

 

 

 

 

 

thales                  Demokrit Feuerbach            t Lenin

 

 

 

 

بخش : فلسفه
تاریخ انتشار : ۷ آذر, ۱۴۰۲ ۶:۲۲ ب٫ظ

آخرین نوشته‌ها:

لینک کوتاه

نظرات

Comments are closed.

«طرح مقابله با نفوذ»؛ توطئه‌ای سازمان‌یافته برای سرکوب جنبش دموکراسی‌خواهی

هیئت سیاسی-اجرایی سازمان فدائیان خلق ایران (اکثریت): سازمان ما تصویب کلیات این طرح را «فاجعه‌ای دیگر در نظام حقوقی کشور» دانسته و ضمن مخالفت با آن، تصویب این طرح را ادامه و تشدید رویکردی می‌داند که در «قانون تشدید مجازات جاسوسی» نیز دنبال شده است؛ قانونی که در یک سال گذشته مبنای صدور احکام سنگین و اجرای احکام اعدام در شماری از پرونده‌ها قرار گرفته است.

ادامه »

ایران در آستانه فروپاشی: اعتراضات، عدم حقانیت حاکمان و بن‌بست‌های پیش‌رو…

شورای سردبیری کار: تجربه تمامی طول دوران حیات حکومت اسلامی نشان می‌دهد که هر موج سرکوب، به‌جای تثبیت پایدار نظام، پایگاه اجتماعی نظام را کوچک‌تر می‌کند، شمار بیشتری از شهروندان را به صف مخالفان می‌راند و پس از مدتی، اعتراضات گسترده‌تری دوباره سر برمی‌آورد. این بار اما فشار از پایین با خطر تشدید تنش در سطح منطقه‌ای و بین‌المللی نیز هم‌زمان شده است. در چنین فضایی، اسرائیل ـ با سابقه حملات تحریک آمیز و تلاش مستمر برای تضعیف جمهوری اسلامی ـ ممکن است اعتراضات داخلی را فرصتی برای ازسرگیری حملات علیه ایران تلقی کند. این هم‌زمانی نارضایتی داخلی و تهدید خارجی، معادله‌ای بسیار خطرناک برای کشور ما ایجاد کرده است.

مطالعه »

حقوق بشر گزینشی نیست؛ از مردم خودتان شروع کنید

شهناز قراگزلو: قوه قضائیه جمهوری اسلامی نمی‌تواند از یک سو خود را مدافع حقوق بشر معرفی کند و از سوی دیگر، در داخل کشور حقوق بنیادین شهروندان را نادیده بگیرد. اگر دفاع از حقوق بشر یک وظیفه انسانی و اخلاقی است، همان‌گونه که سخنگوی قوه قضائیه درباره مستندسازی جنایات میناب می‌گوید، این وظیفه پیش از هر چیز باید در برابر حقوق شهروندان ایران نیز به رسمیت شناخته شود.

مطالعه »

یک ایران، یک ملت و یک ترازنامه…

گودرز اقتداری: نوشته‌ای در فضای مجازی منتشر شده است که با این مطلع آغاز میشود: «ما یک ایران نداریم. دو ایران داریم! یک ایرانِ جهان سومی که از کشورهای منطقه عقب افتاده است، نه برق دارد، نه آب دارد، نه صنعت قابل توجهی دارد، نه زیر ساخت قابل اتکایی دارد و علاوه بر آن همه نخبگان‌اش نیز در حال فرار از کشور هستند و این ایران رو به قهقرا در حرکت است. یک ایرانِ دیگر هم وجود دارد که ۹۵ درصد جمعیت آن باسواد است و در بین ۲۰ کشور اول جهان در تولید علم قرار دارد و در تربیت متخصص از پزشکی گرفته تا مهندسی علوم روز جهان همچون نانو، رباتیک، ژنتیک، هسته‌ای و … سرآمد کشورهای منطقه است» یادداشت زیر در پاسخ به آن برداشت نوشته شده است.

مطالعه »
شبکه های اجتماعی سازمان
آخرین مطالب

بیانیه سازمان پزشکان و پیراپزشکان جبهه ملی ایران به مناسبت روز پزشک

کودتای ۲۸ مرداد ۱۳۳۲ علیه دولت ملی مصدق و قانون اساسی مشروطه بود

“پیمان مکه ونظامات خاورمیانه ای”

حقوق بشر گزینشی نیست؛ از مردم خودتان شروع کنید

گزارش ماهانه؛ نگاهی اجمالی به وضعیت حقوق بشر – تیر ماه ۱۴۰۵

انقلاب ۱۳۵۷؛ خیزش میلیونی مردم ایران بود، نه حرکت چند گروه کوچک