سامانه اینترنتی سازمان فداییان خلق ایران (اکثریت)

GOL-768x768-1

۱۵ بهمن, ۱۴۰۴ ۰۸:۱۶

چهارشنبه ۱۵ بهمن ۱۴۰۴ - ۰۸:۱۶

پاسخ به چند پرسش از پرسش‌های ماکس فریش

۲- ترجیح می‌دهی به ملت و فرهنگ دیگری متعلق می‌بودی؟ کدام؟ – راستش برایم بی‌تفاوت است به کدام ملت و به کدام فرهنگ متعلق باشم. اما در عمق وجودم گاهی خواسته‌ام عضوی از قبیله‌های سرخ پوستان می‌بودم. مردمانی که داستان و اسطوره هنوز بخشی از هستی‌شان هست.

روزنامه ترو Trouw که در هلند منتشر می‌شود در صفحه‌های ضمیمه خود، جواب نویسندگان به پرسش‌های ماکس فریش، نویسنده آلمانی‌زبان سوئیسی را چاپ می‌کند. پرسش‌های ماکس فریش کتابی است که بر اساس یادداشت‌های روزانه او فراهم شده است. این کتاب شامل بیش از ۲۰۰ پرسش است که ماکس فریش از خود کرده است. این روزنامه کتاب ماکس فریش و چند نمونه از جواب‌های چاپ شده در تاریخ پنجم ماه می‌۱۹۹۳ برایم فرستاد و خواست که اگرممکن است به ۸ تا ۱۳ پرسش پاسخ بدهم. این متن جواب‌های من به آن پرسش‌هاست.

۱- آن سیاست‌مداری که مرگش بر اثر بیماری یا تصادف ماشین و یا چیزی از این قبیل تو را سرشار از امید می‌کند چه نام دارد؟ یا فکر می‌کنی چون برای او بلافاصله جانشینی وجود دارد، جایی برای امید نیست؟

– یک زمانی فکر می‌کردم با مرگ شاه اتفاق خوبی در سرزمین‌ام رخ خواهد داد. نداد. انقلاب شد و دیکتاتوری بدتر از شاه روی کار آمد. باز منتظر مرگ او شدم. بعد از مرگ او متوجه شدم مرگ آدمیانی از این دست، تغییری در شرایط اجتماعی به وجود نمی‌آورد. الان نه آرزوی مرگ فیزیکی کسانی مثل شاه و خمینی، بل آرزوی مرگ رویاهایشان را دارم. فکر می‌کنم آنچه باعث دوام آن‌ها می‌شود، رویاهای آن‌هاست که به دیگران منتقل می‌شود.

۲- ترجیح می‌دهی به ملت و فرهنگ دیگری متعلق می‌بودی؟ کدام؟

– راستش برایم بی‌تفاوت است به کدام ملت و به کدام فرهنگ متعلق باشم. اما در عمق وجودم گاهی خواسته‌ام عضوی از قبیله‌های سرخ پوستان می‌بودم. مردمانی که داستان و اسطوره هنوز بخشی از هستی‌شان هست.

۳- آیا برای زنان احساس اندوه می‌کنی؟

– بله.

۴- چرا؟

– برمی‌گردد به کودکی‌ام. به خاطراتی که از زنان دور و برم دارم. وقتی زندگی بیشتر آنان را در ذهن مرور می‌کنم بین آن‌ها کمتر زن خوشبختی می‌توانم ببینم. با این که زنان بیشترین سهم را در شاد کردن جهان ما دارند، خود بسیار غمگین‌اند.

۵- چرا فکر می‌کنیم که نیاز به درک زنان داریم؟

– ما مردها از آگاه شدن به خود می‌ترسیم. درک زنان پاره‌ای از ضعف‌های‌مان را افشا می‌کند. از این گذشته این توهم نیز وجود دارد که ما بسیار از زنان می‌دانیم. اما حقیقت این است هنوز تصویری روشن از زن نداریم. تاریخ هم تا این لحظه کمتر به آن‌ها امکان داده تا تصویر واقعی خودشان را ترسیم کنند. من هنوز نمی‌دانم صدایی که از گلوی آنتیگونه بیرون آمده، صدای خود اوست یا صدای سوفوکلوس. با آثاری که برخی از زنان نوشته‌اند بسیاری از این توهمات فرو ریخته است. اما هنوز روزنی به درون این قلعه گشوده نشده است. شاید ما مجبور شویم دوباره آثار ادبی قرن نوزدهم و اوایل قرن بیستم را مرور کنیم.

۶- در تنهایی هم روحیه طنز را برای خودت حفظ می‌کنی؟

– فکر می‌کنم بدون طنز نمی‌شود زندگی کرد. طنز در وجود آدم نیست در زندگی است. هرجا که طنز امکان حضور نیابد، زندگی می‌میرد. وقتی در سلول‌های مجرد بودم با ساختن داستان‌های خنده‌دار درباره خودم و شرایطی که در آن بسرمی‌بردم، زیستن در تنهایی و ترس از شکنجه را تحمل می‌کردم. پزشکی را می‌شناسم که در زندان‌ بخش انفرادی برای ماه‌ها با گوزش تمام زندانیان سیاسی سلول‌های دیگر را می‌خنداند. روزهایی که صدای گوز او شنیده نمی‌شد، روزهایی ملال‌آور بود.

۷- فرض کنیم که به وجود خدا باور داری. با این فرض تصور می‌کنی در خدا حس طنز وجود دارد؟

– بله. برای آن که هزاران سال است ما را دست انداخته و ما نمی‌فهمیم.

۸- از مردم فقیر می‌ترسی؟

– نه. برای این که خودم آدم فقیری بوده‌ام. آدم از یک چیز ناشناخته می‌ترسد. من فقر را می‌شناسم. در کودکی برای آن که شلواری که از برادر بزرگم به من رسیده بود از پایم نیفتد، پیش از رفتن به مدرسه چند لیوان بزرگ آب می‌خوردم. گاهی فکر می‌کنم درد روده‌ام مربوط به آب خوردن زیاد در آن زمان باشد.

۹- آیا به طبیعت مانند یک دوست نگاه می‌کنی؟

– فکر می‌کنم آنقدر که طبیعت با من دوست است من با طبیعت دوست نیستم. این را زمانی حس می‌کنم که برابر آن قرار دارم. در آن لحظه احساس می‌کنم دست‌هایی فکرهایم را نوازش می‌کند و به آن‌ها امکان پرواز می‌دهد.

من تخیلاتم را مدیون لحظاتی هستم که در پارک‌های جنگلی قدم می‌زنم و در سفر وقتی خیره شده‌ام به دشت‌ها و کوه‌ها. در طبیعت خطوط راست و گوشه‌دار کم وجود دارد. بیشتر خط‌‌ها منحنی‌اند. مکان بسته نیست. ذهن آدم می‌تواند مثل خرگوشی در هر سوراخی که دلش خواست بخزد. یا مثل سنجابی از درخت‌ها بالا برود تا میوۀ ممنوع خدا را بدزدد. ما انسان‌ها مدت‌هاست که با طبیعت یک طرفه پیوند داریم. این اوست که ما را دوست دارد.

۱۰- خاک زاد بومی‌ات در کدامیک از این‌ها برای تو تصویر میشود: یک دهکده؟ شهر یا ناحیه‌ای از آن؟ بیابان؟ قاره؟ یا یک خانه؟

– خانه‌ای که در آن زاده شدم. من هنوز رنگ آجرها و آفتابی را که روی پشت بامش می‌نشست به یاد دارم. بیشتر رویا‌هایم به آن خانه برمی‌گردد.

۱۱-آیا سرزمین دومی هم داری؟

– بله. محل تبعیدم: هلند. هروقت که در سفرهایم از اوترخت دور می‌شوم احساس دلتنگی می‌کنم. بیرون از هلند گاه یادم می‌رود و به دوستانم می‌گویم خب دیگر وقت است که برگردم به ایران. گاهی وقت‌ها اوترخت و آبادان در ذهنم یکی می‌شوند.

۱۲- اگر مردۀ کسی را که می‌شناختی ببینی، با نگاه به آن، فکر می‌کنی این همان کسی است می‌شناختی؟

– سخت است. یکبار عکس جسد یکی از دوستان تیرباران شده‌ام را در روزنامه دیدم. هرچه به چهره او نگاه کردم اثری از اوی زنده در آن نیافتم. عجیب نبود. آن همه زندگی و امید که در او بود، آن پوست سوراخ سوراخ شده و چشم‌های بسته چطور می‌توانست نشان دهد.

تاریخ انتشار : ۲۳ بهمن, ۱۴۰۲ ۸:۱۲ ب٫ظ

آخرین نوشته‌ها:

لینک کوتاه

نظرات

Comments are closed.

در همایش‌ها، گردهم‌آیی‌ها و تظاهرات جمهوری‌خواهان مردمی و میهن‌دوست شرکت می‌کنیم!

در تداوم پای‌بندی به این وظیفهٔ انسانی و میهنی، هیئت سیاسی – اجرایی سازمان فداییان خلق ایران (اکثریت) از برگزاری تظاهراتی که با نام «همبستگی جمهوری خواهان در حمایت از مبارزات مردم ایران» از ساعت ۱۴:۰۰ روز یک‌شنبه، ۵ بهمن ۱۴۰۴ (۲۵ ژانویهٔ ۲۰۲۶ میلادی) در شهر کلن آلمان برگزار می‌شود پشتیبانی کرده و شرکت هرچه گسترده‌تر در تظاهرات جمهوری‌خواهان مردمی و میهن‌دوست را در خدمت دست‌یابی به آینده‌ای روشن برای مردم و سرزمین ایران می‌داند.

ادامه »

ایران در آستانه فروپاشی: اعتراضات، عدم حقانیت حاکمان و بن‌بست‌های پیش‌رو…

شورای سردبیری کار: تجربه تمامی طول دوران حیات حکومت اسلامی نشان می‌دهد که هر موج سرکوب، به‌جای تثبیت پایدار نظام، پایگاه اجتماعی نظام را کوچک‌تر می‌کند، شمار بیشتری از شهروندان را به صف مخالفان می‌راند و پس از مدتی، اعتراضات گسترده‌تری دوباره سر برمی‌آورد. این بار اما فشار از پایین با خطر تشدید تنش در سطح منطقه‌ای و بین‌المللی نیز هم‌زمان شده است. در چنین فضایی، اسرائیل ـ با سابقه حملات تحریک آمیز و تلاش مستمر برای تضعیف جمهوری اسلامی ـ ممکن است اعتراضات داخلی را فرصتی برای ازسرگیری حملات علیه ایران تلقی کند. این هم‌زمانی نارضایتی داخلی و تهدید خارجی، معادله‌ای بسیار خطرناک برای کشور ما ایجاد کرده است.

مطالعه »

حمله خارجی؛ مُسکن خطرناک برای یک بحران عمیق

شهناز قراگزلو: مسئله اصلی این است که گذار پایدار از نظام حاکم در کشور، بدون کنش فعال جامعه و بدون شکل‌گیری بدیل سیاسی درون‌زا، ممکن نیست. مداخله نظامی خارجی نه‌تنها چنین بدیلی نمی‌سازد، بلکه فرصت شکل‌گیری آن را نیز از بین می‌برد. تجربه عراق، لیبی و سوریه نشان داده که فروپاشی دولت، الزاماً به آزادی منجر نمی‌شود؛ گاه فقط به هرج‌ومرج، جنگ داخلی و رنج طولانی‌تر می‌انجامد.

مطالعه »

اهریمن‌سازی از چپ و کنش ما

یک همگرایی ایدئولوژیک طولانی‌مدت بین رسانه‌های قدرتمند و تحت حمایت خارجی و جریان‌های تأثیرگذار در درون حاکمیت و رسانه های وابسته به آنها وجود داشته است که هر دو، اهریمن‌سازی چپ و نسبت دادن مسئولیت مشکلات ایران به آن را مفید یافته‌اند. خشم عمومی از نابرابری، فساد و بی‌عدالتی اقتصادی بسیار واقعی است، اما این خشم به طور کامل با حمایت از جایگزین‌های سوسیالیستی یا برابری‌خواهانه همخوانی ندارد.

مطالعه »
شبکه های اجتماعی سازمان
آخرین مطالب

اعتراضات در تهران: چهار شب، چهار روایت

بیانیهٔ جمعی از دانشجویان دانشکدهٔ حقوق و علوم سیاسی دانشگاه تهران در محکومیت وقایع اخیر

نعمت میرزازاده (م. آزرم) نیز درگذشت…

نسلی که خیابان را ساخت و چپی که به آن نرسید.

خاک وطن تاب دفن این همه زندگی، این همه در خون تپیده را ندارد!

درخواست برگزاری حضوری کلاس‌‌های دانشگاه در نیمسال دوم تحصیلی ۰۴‌‌-۰۵