جمعه ۱ تیر ۱۴۰۳ - ۲۱:۳۶

جمعه ۱ تیر ۱۴۰۳ - ۲۱:۳۶

ریما حسن: مدافع جنجالی حقوق فلسطینیان در فرانسه
ریما حسن، ۳۲ ساله، کنشگر و محقق علم حقوق، اولین نماینده فرانسوی-فلسطینی پارلمان اروپا و شخصیتی تاریخ ساز است.حزب او، جناح چپ «فرانسه تسلیم ناپذیر»  ۹.۸۹ درصد از آراء در...
۱ تیر, ۱۴۰۳
نویسنده: سیاوش شهابی
نویسنده: سیاوش شهابی
راه نجات ایران جایگزینی جمهوری اسلامی با حکومتی دموکراتیک و برخاسته از رای مردم است
طرفداران مشارکت در انتصابات آتی تصویر چشمهای نابینا شده را پیش روی خود قرار دهند و از یاد نبرند که آنها چشم فرزندان همین آب و خاک و همانند چشم...
۱ تیر, ۱۴۰۳
نویسنده: سازمانهای جبهه ملی ایران در خارج از کشور و جبهه ملی ایران- اروپا
نویسنده: سازمانهای جبهه ملی ایران در خارج از کشور و جبهه ملی ایران- اروپا
رای ندادن کنشگری مدنی جامعه‌ای است که به دنبال تغییر است!
مردم از «روزنه‌گشایی» و اصلاحات معنا‌دار در درون ساختار عملاً موجود عبور کرده‌اند و به آن امیدی ندارند. جامعه در مرحلۀ تحول‌طلبی و ایجاد تغییرات اساسی در ساختار موجود قراردارد...
۱ تیر, ۱۴۰۳
نویسنده: علی محمد برنوشیان
نویسنده: علی محمد برنوشیان
به خاطرۀ ماندنی ماندانا!
ماندانا توکلی زنی بود از تبار عشق، تکاپو، جسارت و مقاومت. علیرغم غم سنگینی که اعدام همسرش در وجود او کاشت، امید و عشق به زندگی مانند عشق به امیر،...
۱ تیر, ۱۴۰۳
نویسنده: دبیرخانهٔ شورای مرکزی سازمان فداییان خلق ایران (اکثریت)
نویسنده: دبیرخانهٔ شورای مرکزی سازمان فداییان خلق ایران (اکثریت)
توقف ساخت وساز در پارک لاله توسط شورای شهر تهران
این پیروزی حاصل تداوم امید، شجاعت، همدلی و صبوری شما مردم نیک‌اندیش و البته خردمندی برخی از اعضای شورای شهر است.
۳۱ خرداد, ۱۴۰۳
نویسنده: محمد درویش
نویسنده: محمد درویش
کارگرکُشی در معادن: دو کارگر معدن شازند اراک پس از چهار روز هنوز زیر آوار سنگ هستند
متاسفانه در ايران معمولا در جواب ضرورت رعایت مسائل ايمنی گفته می‌شود كه برای رعايت مسائل ايمنی پول نداريم يا اصلا رعايت مسائل ايمنی را یک كار لوكس می‌دانند يا...
۳۱ خرداد, ۱۴۰۳
نویسنده: گروه کارگری رادیو زمانه
نویسنده: گروه کارگری رادیو زمانه
چگونه می‌توان از چرخه‌ی خشونت در خاورمیانه رهایی یافت
تجربیاتم به من آموخته است که حتی وقتی گفت‌وگو در جریان است، آدم‌ها به‌ندرت با یکدیگر همدلی دارند یا خواهانِ یافتن وجوه مشترک‌اند. نمایندگانِ هر طرف اغلب تجربیاتِ خود را...
۳۱ خرداد, ۱۴۰۳
نویسنده: گابریله ریفکیند. برگردان: عرفان ثابتی
نویسنده: گابریله ریفکیند. برگردان: عرفان ثابتی

خوانش سیاسی سقوط بالگرد و تاکتیک مقطعی…

مرگ رئیسی اگر نظام را در عزا نشاند، در مقابل اکثریت قاطع مردم را خوشحال کرد. در جامعه‌ای که «پشت سر مرده حرف نمی‌زنند»، شادی از مرگ در اصل نشانه‌ی سیاسی است! ابراز شادی از این نیستی سیاسی که شکل فراگیر هم دارد نه فقط جسارت جامعه را به رخ حکومت می‌کشد، که در هراس نظام از مردم نمود نمی‌یافت هرگاه کار آن به تهدید اشخاص و شبکه‌ها بخاطر شادمانی نمی‌کشید!

کشته شدن رئیسی جلاد بر اثر سقوط هلیکوپتر حامل وی، بازتاب خبری پردامنه‌ای داشت. ابراز نظر دقیق درباره‌ی جوانب مختلف این واقعه و پیامدهای آن گرچه نیازمند گذشت زمان است، پرسش‌گری‌ دنیای سیاست اما سکوت بر نمی‌تابد و منتظر نمی‌ماند. نوشته‌‌ی حاضر، تمرکز بر چهار محور دارد.

پیرامون چرایی سقوط بالگرد

نسبت به سانحه‌بودن سقوط هلیکوپتر حامل رئیسی و همراهان، سئوال فنی از نوع موجه کم نیست. نه چرایی آوار شدن اتفاق بر سر مسافر اصلی این کاروان سیاسی – رئیسی- و در همان‌حال سالم ماندن دو بالگرد دیگر – یکی‌شان اصطلاحاً «لیدر» و دیگری «محافظ» – پاسخ قانع کننده گرفته است و نه نابودی جعبه‌ی رمز ویژه‌ی هلیکوپتر ساقط با موقعیتی حساسی که داشت. تعویض بالگرد مقرر برای سفر رئیسی دقایقی قبل از پرواز، لاشه‌ی ناشی از تلاشی آن و جزغاله شدن همه‌ی سرنشینان و در همانحال تماس تلفنی آل هاشم و زنده بودنش تا سه ساعت، مواردی‌اند جملگی پرسش برانگیز.

سقوط بالگرد به سرنشینی این شخص اگر بخواهد تبیین سیاسی بیابد، برای راست آزمایی ‌باید از صافی انگیزه ‌سنجی بگذرد تا فهم شود که چه جریاناتی می‌توانسته‌‌اند احتمالاً ذینفع در کشته شدن او باشند. تا همین‌جا چهار سوژه اعم از درون حکومتی و بیرون از آن مطرح‌اند. مطابق اولی‌، یا باید کار راس نظام باشد یا رقبای مقتول؛ و طبق دومی‌، توسط کانونی از اپوزیسیون یا عملیاتی از خارج مثلاً موساد.

اولی از این‌رو مطلقاً منتفی است که از میان رئیس جمهورهای تاکنونی، رئیسی مطیع‌ترین‌های آنها نسبت به خامنه‌ای به شمار می‌آمد و انتصاب‌اش به ریاست جمهوری، درست بخاطر همین فرمانبری و خانه‌زادی‌ در بارگاه ولی فقیه بود. مرگ چنین تحفه‌‌ی مطمئنی،‌ از نظر تشکیلاتی و مهره‌چینی نه تنها سودی برای «رهبر» نداشت که از بین رفتن‌اش حتی چونان اخلال در نقشه‌های او قابل ارزیابی است.

احتمال دوم نیز دور از ذهن می‌نماید. زیرا نظام مافیایی حاکم بقدری مشبک است که با افشای عملیات توطئه‌گر فرضی، عاملان آن ناگزیر از تحمل هزینه‌ی سنگین ‌می‌شدند. این احتمال که عمدتاً هم متوجه مجتبی خامنه‌ای حول امر جانشینی است، فرض را بر ولایت بعدی رئیسی می‌نهد که خود این، هیچ پایه‌ی محکمی نداشت. در امر انتقال رهبری، قرار بر اهرم و وسیله شدن رئیسی بود و نه ریاست او!

احتمال سوم یعنی اقدام توسط بخشی از اپوزیسیون هم، فقط زمانی می تواند مطرح شود که یک چنین کانونی از نفوذی بالا در نظام برخوردار باشد تا بتواند عملیاتی در این سطح با هدف ایجاد سروصدا بر سر موفقیت در ضربه زدن به نظام انجام دهد. اما این فرض نیز نظر به ریسک بالای عملیات بعید به نظر می‌رسد و حذف آیت‌الله مرگ، تاثیر چندانی بر تحولات سیاسی نداشته تا به ریسک‌اش بیارزد!

می‌ماند اقدام از خارج که ظن در این مورد می‌تواند متوجه دولت اسرائیل شود. فرضی که به سقوط بالگرد در ورزقان ۱۰۰ کیلومتری سد قیز قالاسی در مرز جمهوری آذربایجان – به عنوان پایگاهی برای اسرائیل- استناد می‌ورزد و پشتوانه‌ی عملیات ایذایی پیشین اسرائیل علیه نظام را دارد. حال آنکه تل آویوِ در حال حاضر متمرکز بر فتح رفح در غزه است و شرایط گشودن جبهه‌ی تازه را ندارد.

با توجه به اینها گرچه ماجرای مرگ رئیسی پرونده‌ای است باز که به این زودی‌ها توضیح روشنی هم نخواهد یافت، با اینهمه احتمال سانحه بودن‌ واقعه کمتر از عملیاتی بودن آن نیست. البته وفور اینهمه فرضیات سیاسی در افکار عمومی و به ویژه شبکه‌های اجتماعی مبنی بر عامدانه بودن مرگ رئیسی را، عمدتاً ‌باید به حساب بی‌باوری و بیزاری اکثریت قاطع مردم ایران نسبت به این نظام گذاشت.

روشدن باز هم بیشتر شکاف

مرگ رئیسی اگر نظام را در عزا نشاند، در مقابل اکثریت قاطع مردم را خوشحال کرد. در جامعه‌ای که «پشت سر مرده حرف نمی‌زنند»، شادی از مرگ در اصل نشانه‌ی سیاسی است! ابراز شادی از این نیستی سیاسی که شکل فراگیر هم دارد نه فقط جسارت جامعه را به رخ حکومت می‌کشد، که در هراس نظام از مردم نمود نمی‌یافت هرگاه کار آن به تهدید اشخاص و شبکه‌ها بخاطر شادمانی نمی‌کشید!

شادی از مرگ یکی از اعضای «هیئت مرگ» منصوب خمینی، شادی از نابودی نمادی از رژیم داس مرگ به دست و قاتل انبوهه‌ای از مردم ایران است. لبخند، رقص و تبریک گفتن مردم به مناسبت کشته شدن خدمتگزار خون‌آشامی چون رئیسی که از ۲۰ سالگی به مدت ۴۴ سال تمام دست در خون شست، چیزی جز آرزو برای گذر از نظام جمهوری اسلامی جنایتکار نیست.

داوری مردم بسی پرمعناست: کسی از پای درآمده که نشستن‌ بر ریاست دو قوۀ قضاییه و مجریه را مدیون سلاخی‌هایش علیه هزاران انسان‌ بود؛ مُخلصی خاص که نظام برای خالص سازی خود همانندهای وی را نیاز دارد. حذف هر درشت مهره از نظام، طنینی از زوال نظام است و شعف بر نعش قاتلی که مدرک محکومیت‌اش را از خون هزاران فرزند این سرزمین گرفته بود، نامی جز شادی ملی ندارد.

اگر در میان این شادی یک کسری بتوان سراغ گرفت، همانا حسرتی است که دریغا به گور رفت. این تاسف که، چرا وی نماند تا در دادگاه بررسی جنایات جمهوری اسلامی به عنوان یکی از قاتلانی که بنا به خطابیۀ زنده ‌یاد منتظری «نامتان در تاریخ خواهد ماند» محاکمه شود تا گوشه‌های بزرگی از کشتارها را به اعتراف برآید. جز این، نه تنها جای هیچ تاسفی نیست، که بسی هم مایه‌ی خوشحالی است.

مرگ رئیسی با روشنی بیشتر، شکاف پرناشدنی میان اکثریت جامعه و اقلیت حاکم را نشان داد. آن دوقطبی را که خلاف آنچه طیفی از مشاطه‌گران حکومت اشاعه می‌دهند، نه تهدید علیه کشور بل سکوی تحول سیاسی در کشور است. تا انزوای جمهوری اسلامی به بروز حداکثر نرسد، فرایند انباشت نیروی تحول‌خواهی به بار نمی‌نشیند. شادی بر مرگ رئیسی، نقطه عطف دیگری در این مسیر بود و شد.

تاثیرات سیاسی مرگ رئیسی

رئیسی جز اجرای تام و تمام دستورات خامنه‌ای، جایگاه خاصی در این نظام نیافت تا مرگش تغییرات جدی در سیاست‌های نظام را موجب شود. طوق ریاست اجرایی نظام در مقطعی از حیات جمهوری اسلامی بر گردن او افتاد که در آن، جمهوری حتی سازوکار ولو نحیف‌اش را هم از دست داده بود. گزینشی که اصلا به این منظور بود. بنابراین حذف او هیچ تاثیری در راهبرد جمهوری اسلامی ندارد.

رئیسی اگر در تعیین سیاست بی نقش بود، در اجرا اما کارپردازی امین برای سیاست‌های «بیت» به شمار می‌رفت. او که در آغاز کار اعلام کرده بود برنامه کارش‌ همان فرمایشات «آقا»ست، در شطرنج سیاسی جمهوری اسلامی طبعاً جای خاصی در برنامه‌های خامنه‌ای داشت. با حذف او در این برهه‌ی خاص که نظام با آن روبروست، «رهبر» مدتی را لازم دارد تا جای وی با مهره‌ای همانند پرشود.

اما خامنه‌ای اگر از این جهت متحمل باخت شده، در عوض از همان ساعات سقوط بالگرد کوشیده است تا مشی بهره‌برداری حداکثر از این واقعه در پیش گیرد: از یکسو تهییج و بسیچ نیرو و متاثر کردن بخشی از اقشار «خاکستری» بخاطر مرگ رئیسی و همراهان و کشاندن‌ آنان پای عزاداری‌ها در طول «چله» تا برگزاری «انتخابات» و از سوی دیگر اخذ تسلیت از کشورهایی در جهان و منطقه.

سقوط بالگرد برای نظام فرصتی فراهم آورده است تا بلکه افتضاح ناشی از مواجهه‌اش‌‌ با جنبش مهسا را که مخصوصاً در دو به اصطلاح انتخابات آخر به نمایش درآمد به جبران برآید. قصد نظام، تکرار الگوی عزاداری قاسم سلیمانی است که در پی کشتار فجیع ۱۵۰۰ تن خیزش آبان ۹۸ راه افتاد تا قدرت نمایی مظلومانه صورت گیرد. اکنون هم بر آنند با معرکه گردانی مرگ اخیر، بسیج جمعیت راه اندازند.

اما اگر آن زمان فقط چندهفته لازم بود تا با شلیک سپاه به هواپیمای مسافربری ۷۵۲ اوکراینی فضای جامعه شدیداً و سریعاً پتانسیل دیگری از خشم در خود بینبارد، اکنون حتی به یک روز هم نیاز نیست. خشم ناشی از مرگ جانگداز ۱۷۶ سرنشین ۷۵۲، اگر بعداً در بزنگاه «زن – زندگی – آزادی» به فوران درآمد، شادی فراگیر امروزی بخاطر مرگ این گماشته‌ی آدمکش، ذره فرصتی به نظام نمی‌دهد.

اپوزیسیون و تاکتیک مقطعی

خطاست اگر تصور شود با مرگ رئیسی، اساسات مربوط به نقشه‌ی جانشینی تغییر کرده است. این مهم سرجایش است و لذا مسئله مقطعی نظام را باید در «انتخابات» ریاست جمهوری جست. خامنه‌ای با عادی جلوه‌دادن اوضاع، هم و غم خود را بر برگزاری «انتخابات» زودرس ۸ تیرماه گذاشته و می‌خواهد با بیشترین بسیج ممکن، مهره‌ی مطلوب و مطیع دیگری بر مسند ریاست جمهوری بنشاند.

تاکتیک مقطعی اپوزیسیون هم لازم است نه فقط تحریم نمایش انتخاباتی در ۴۵ روز دیگر، بلکه از همین حالا متوجه خنثی‌سازی هرگونه توهم پراکنی‌ توسط هر شبه‌ اپوزیسیون و نیمه‌ اپوزیسیون در این زمینه باشد. اگر نظام بر آنست که از مرگ سوگلی خون‌ریز خود بهره‌ی انتخاباتی ببرد، وظیفه‌ی اپوزیسیون همانا سوت و کور کردن آنست به حرمت جانباختگان ۴۵ سال گذشته و تدارک فردایی بهتر.

در شرایطی که اصلاح طلبانی از همین حالا بار دیگر وسوسه شده‌اند که شاید اینبار «رهبر» به خود آید و با تغییر رفتار به نیروهای معتدل میدان دهد(!) می‌باید به افشای هر خودفریب و دگرفریب برخاست که خاک به چشم مردم می‌پاشند. کسانی که از دستاورد شکل گیری و تعمیق شکاف بین حکومت ولایی و دمکراسی و سکولار خواهان می‌نالند و در صدد پرکردن این شکاف به سود بقای وضع موجود‌ند!

در کنار اینها شاهد ابراز تاسف‌ چندش‌آور جریان‌هایی هم از مرگ رئیسی هستیم که نام برای آزادی یدک می‌کشند و از آن بدتر، بیشرمی جریانات موسوم به «چپ مقاومت محور» را، که از فقدان رئیسی خونریز ابراز اندوه کرده‌ و خواهان ادامه‌ی راه او هستند. بر اپوزیسیون سکولار دمکرات است که با مبارزه‌ای هماهنگ، نقشه‌ی «انتخابات» ولی فقیه و بازوهای اجرایی آن تحت هر نام را افشاء کنند.

 

تاریخ انتشار : ۵ خرداد, ۱۴۰۳ ۳:۲۸ ق٫ظ
لینک کوتاه
مطالب بیشتر

نظرات

Comments are closed.

بیانیه‌های هیئت‌ سیاسی‌ـ‌اجرایی

آزادی حمید نوری لکهٔ ننگی بر دامن مدعیان دروغین دفاع از حقوق بشر است!

این نخستین بار نیست که مدعیان دروغین دفاع از حقوق بشر، با پشت کردن به تمام موازین ادعایی خود دست به اقداماتی این چنینی می‌زنند. این اقدام دولت سوئد ارزش اقدام تاریخی دستگاه قضاییهٔ سوئد را کاهش نمی‌دهد. محاکمه حمید نوری و محکومیت قطعی او نقش استقلال قوه قضائیه مستقل و کارآمد را به نمایش گذاشت و ثابت نمود که قوۀ قضاییه به عنوان شاخک حسی جامعه برای استقرار حاکمیت قانون، آلت دست دولت‌ها نخواهد شد. اسناد مکتوب این محاکمه، محکومیت حمید نوری و رد استیناف او از سوی دستگاه قضایی سوئد، سند ننگی است تاریخی بر پیشانی جمهوری اسلامی به‌مثابه آمر آن جنایات.

ادامه »
سرمقاله

روز جهانی کارگر بر همۀ کارگران، مزد‌بگیران و زحمتکشان مبارک باد!

در یک سالی که گذشت شرایط سخت زندگی کارگران و مزدبگیران ایران سخت‌تر شد. علاوه بر پیامدهای موقتی کردن هر چه بیشتر مشاغل که منجر به فقر هر چه بیشتر طبقۀ کارگر شده، بالا رفتن نرخ تورم ارزش دستمزد کارگران و قدرت خرید آنان را بسیار ناچیز کرده است. در این شرایط، امنیت شغلی و ایمنی کارگران در محل‌های کارشان نیز در معرض خطر دائمی است. بر بستر چنین شرایطی نیروهای کار در سراسر کشور مرتب دست به تظاهرات و تجمع‌های اعتراضی می‌زنند. در چنین شرایطی اتحاد و همبستگی نیروهای کار با جامعۀ مدنی و دیگر زحمتکشان و تقویت تشکل های مستقل کارگری تنها راه رهایی مزدبگیران است …

مطالعه »
سخن روز و مرور اخبارهفته

استقلال و کارایی قوه قضائیه و حکم قطعی محکومیت حمید نوری

حمید نوری شگنجه گر محکوم به حبس ابد، در یک معامله سیاسی بین حکومت جمهوری اسلامی و دولت سوئد، آزاد و به ایران برگشته و مورد استقبال مقامات رژیم قرار گرفت. این اولین معامله سیاسی بین حکومت ها و دولت ها نبوده و نخواهد بود…

مطالعه »
یادداشت
بیانیه ها

آزادی حمید نوری لکهٔ ننگی بر دامن مدعیان دروغین دفاع از حقوق بشر است!

این نخستین بار نیست که مدعیان دروغین دفاع از حقوق بشر، با پشت کردن به تمام موازین ادعایی خود دست به اقداماتی این چنینی می‌زنند. این اقدام دولت سوئد ارزش اقدام تاریخی دستگاه قضاییهٔ سوئد را کاهش نمی‌دهد. محاکمه حمید نوری و محکومیت قطعی او نقش استقلال قوه قضائیه مستقل و کارآمد را به نمایش گذاشت و ثابت نمود که قوۀ قضاییه به عنوان شاخک حسی جامعه برای استقرار حاکمیت قانون، آلت دست دولت‌ها نخواهد شد. اسناد مکتوب این محاکمه، محکومیت حمید نوری و رد استیناف او از سوی دستگاه قضایی سوئد، سند ننگی است تاریخی بر پیشانی جمهوری اسلامی به‌مثابه آمر آن جنایات.

مطالعه »
پيام ها

بدرود رفیق البرز!

رفیق البرز شخصیتی آرام، فروتن و کم‌توقع داشت. بی‌ادعایی، رفتار اعتمادآفرین و لبخند ملایم‌اش آرام‌بخش جمع رفقای‌اش بود. فقدان این انسان نازنین، این رفیق باورمند، این رفیق به‌معنای واقعی رفیق، دردناک است و خسران بزرگی است برای سازمان‌مان، سازمان البرز و ما!

مطالعه »
بیانیه ها

آزادی حمید نوری لکهٔ ننگی بر دامن مدعیان دروغین دفاع از حقوق بشر است!

این نخستین بار نیست که مدعیان دروغین دفاع از حقوق بشر، با پشت کردن به تمام موازین ادعایی خود دست به اقداماتی این چنینی می‌زنند. این اقدام دولت سوئد ارزش اقدام تاریخی دستگاه قضاییهٔ سوئد را کاهش نمی‌دهد. محاکمه حمید نوری و محکومیت قطعی او نقش استقلال قوه قضائیه مستقل و کارآمد را به نمایش گذاشت و ثابت نمود که قوۀ قضاییه به عنوان شاخک حسی جامعه برای استقرار حاکمیت قانون، آلت دست دولت‌ها نخواهد شد. اسناد مکتوب این محاکمه، محکومیت حمید نوری و رد استیناف او از سوی دستگاه قضایی سوئد، سند ننگی است تاریخی بر پیشانی جمهوری اسلامی به‌مثابه آمر آن جنایات.

مطالعه »
برنامه و اساسنامه
برنامه سازمان فدائیان خلق ایران (اکثریت)
اساسنامه
اساسنامه سازمان فدائیان خلق ایران (اکثریت)
بولتن کارگری
شبکه های اجتماعی سازمان
آخرین مطالب

ریما حسن: مدافع جنجالی حقوق فلسطینیان در فرانسه

راه نجات ایران جایگزینی جمهوری اسلامی با حکومتی دموکراتیک و برخاسته از رای مردم است

رای ندادن کنشگری مدنی جامعه‌ای است که به دنبال تغییر است!

به خاطرۀ ماندنی ماندانا!

توقف ساخت وساز در پارک لاله توسط شورای شهر تهران

کارگرکُشی در معادن: دو کارگر معدن شازند اراک پس از چهار روز هنوز زیر آوار سنگ هستند