سامانه اینترنتی سازمان فداییان خلق ایران (اکثریت)

GOL-768x768-1

۳ اردیبهشت, ۱۴۰۵ ۱۷:۴۵

پنجشنبه ۳ اردیبهشت ۱۴۰۵ - ۱۷:۴۵

امتحان نهایی

امتحان نهاییِ کلاس ششمِ دوره‌ی ابتدایی، مرحله‌ای فراموش‌ناشدنی بود. پس از موفقیت در این خوان، به ما «تصدیق» می‌دادند. البته چند ماهی طول می‌کشید که برگه‌ای با مُهر، تمبر،درج نمرات، رتبه و عکس صادر شود و به دستمان برسد که همان نیز خود حدیث مفصّلی داشت... آن سال، در گرمای روزهای پایانی بهار و نبود مادر؛ «خاله‌خیرالنسا» عهده‌دار رتق و فتق ...
@apahlavan

#امتحان_نهایی

از کوی و برزن«گروهبان‌محله^» که خانه «خاله‌جان» آنجا بود تا دبستان امیرکبیر در محله‌ی قدیمی «‌سرپیر^»، خیلی راه بود. دست‌کم برای ما دبستانی‌ها در دهه چهل… اما حُسن‌اش این بود که «خانم‌عطایی» معلم مدرسه‌ی‌مان که زنی مهربان بود از جمع آموزگاران آن سال‌ها، همسایه‌ی دیوار به دیوار «خاله‌جان» بود و شاید موهبتی در آن روزهای به ظاهر سرنوشت ساز، به‌گونه‌ای که مدیر دبستان آقای«بنی‌کریمی» می‌گفت!…

امتحان نهاییِ کلاس ششمِ دوره‌ی ابتدایی، مرحله‌ای فراموش‌ناشدنی بود. پس از موفقیت در این خوان، به ما «تصدیق» می‌دادند. البته چند ماهی طول می‌کشید که برگه‌ای با مُهر، تمبر،درج نمرات، رتبه و عکس صادر شود و به دستمان برسد  که همان نیز خود حدیث مفصّلی داشت…

آن سال، در گرمای روزهای پایانی بهار و نبود مادر؛ «خاله‌خیرالنسا» عهده‌دار رتق و فتق کارهای ما شده‌بود با وجود فرزندان قد و نیم قدش… از یک‌سو این امتحانات که اسمش «نهایی» بود؛ به‌خودی خود ترسناک می‌نمود اما از سویی دیگر، نخوتی هم به بار می‌آورد، چرا که ما را با آزمونی رسمی و تجربه‌‌ای جدید مواجه می‌کرد و پس از آن هم فراغت بالِ و سبکباری  بعداز پایان یافتن این خوان در انتظارمان بود و شادی زمانی‌که همراه با «نَن‌‌جون»ِ پیر و فرتوت؛ عازم ییلاق آباواجدادی می‌شدیم… گرچه  فَراز و فُرود راه ییلاق  و گذر از «گردنه‌» نیز تب و تاب خود را داشت، البته گاهی که با قطار می‌رفتیم سفر آسانتر بود، اما این مسیر اغلب با سواری‌های«دُوج» یا  اتوبوس‌های چوب کبریتی طی می‌شد و امان از  وقتی که اتوبوس‌ از نفس می‌افتاد و ناگاه خاموش می‌شد، آن‌گاه کمک‌راننده‌ی نگون‌بخت می‌بایست به تنهایی وظیفه‌ی خطیر روشن کردن اتوبوس  به وسیله‌ی هندل^^ را به دوش می‌کشید  و چه کار پرخطری!…

اینک دیگر از آن درخاک خفتگان خبری نیست، همان‌گونه که از اتوبوس‌های چوب‌کبریتی و  سواری‌های دوج… این روزها مَراکِب‌ تندرو، نشانه‌ی تجدد‌ند و آزمون‌ها در متاعی دیگر… حالا گویا «امتحان‌نهایی» را بایست گونه‌ی دیگری‌ دانست… 

فیلسوقی گفته بود:«اگر کسی همیشه دانش آموز باقی بماند نتیجه بدی برای معلم‌اش خواهد بود…»^^‌^

«مِزاجِ دَهْرْ تَبَهْ شد در این بلا حافظ

کجاست فکر حکیمی و رای برهمنی.»

پی‌نوشت:

^.نام دو محله از شهری در شمال ایران.

^^.برای روشن شدن خودرو باید محور اصلی موتور بچرخد. در گذشته این چرخش به وسیله «هِندل» صورت می‌گرفت ، خود «هندل» به وسیله نیروی دست با سرعت بالا بارها چرخانده می‌شد تا سرانجام موتور خودرو روشن شود…

^^^..فریدریش ویلهلم نیچه  Friedrich Wilhelm Nietzscheزادهٔ ۱۵ اکتبر ۱۸۴۴، درگذشتهٔ ۲۵ اوت ۱۹۰۰ فیلسوف، جامعه‌شناس، آهنگساز و فیلولوژیست (لغت‌شناس کلاسیک) آلمانی…

واپسین روزهای اَمُرداد ۱۴۰۳ پهلوان

@apahlavan

#موسیقی_موزارت⬇️⬇️

– اندی: «یادت باشه رِد، امید چیز خوبیه، شاید بشه گفت بهترین چیزهاست و چیزهای خوب هیچ وقت نمی‌میرند.»*

🎼این قطعه‌ی باشکوه یادآور سکانسی از “رستگاری در شاوشنک” است ، به ندرت پیدا می‌شود صحنه‌ای که به اندازه‌ی این سکانس شاعرانه باشد. وقتی اندی(تیم رابینز) جسارت استفاده از سیستم بلندگوی رئیس زندان و پخش موسیقی برای زندانیان را پیدا می‌کند و تاریکی ظالمانه شاوشنک برای لحظه‌ای دگرگون می‌شود .آنجا که طنین موسیقی  موزارت، ساکنان شاوشنک را به کودکانی حیرت‌زده تبدیل می‌کند، سکانس درخشانی که یادآور قدرتمند دیگری از تأثیرات غیرانسانی زندگی در زندان است.

“انگار پرنده‌ای زیبا به داخل قفس کوچک ما پرتاب شده و این دیوارها را از بین برده است”…

*از دیالوگ‌های مشهور فیلم #رستگاری_در_شاوشنک ،

درامی امریکایی به نویسندگی و کارگردانی فرانک دارابونت و بر پایه‌ی رمان کوتاه ریتا هیورث و رستگاری در شاوشنک نوشته‌ی استیون کینگ  که در سال ۱۹۹۴ منتشر شد.

@jane_shifteham

برگرفته از: https://t.me/apahlavan/703 

 

تاریخ انتشار : ۲۶ مرداد, ۱۴۰۳ ۲:۳۷ ق٫ظ

آخرین نوشته‌ها:

لینک کوتاه

نظرات

Comments are closed.

گرامی باد یاد جزنی و یاران!

هیئت سیاسی- اجرایی سازمان فداییان خلق ایران (اکثریت): در پنجاه و یکمین سالگرد قتل رفیق بیژن جزنی و یارانش، با میراث ضدامپریالیستی، عدالت طلبانه و آزادیخواهانه فدائیان خلق تجدید عهد می کنیم. مقاومت جانانه مردم ایران در برابر تجاوز امپریالیستی – صهیونیستی، ادامه نبرد ضداستعماری رئیس‌علی ها، حیدر عمواوغلی ها، مصدق ها و جزنی هاست.

ادامه »

ایران در آستانه فروپاشی: اعتراضات، عدم حقانیت حاکمان و بن‌بست‌های پیش‌رو…

شورای سردبیری کار: تجربه تمامی طول دوران حیات حکومت اسلامی نشان می‌دهد که هر موج سرکوب، به‌جای تثبیت پایدار نظام، پایگاه اجتماعی نظام را کوچک‌تر می‌کند، شمار بیشتری از شهروندان را به صف مخالفان می‌راند و پس از مدتی، اعتراضات گسترده‌تری دوباره سر برمی‌آورد. این بار اما فشار از پایین با خطر تشدید تنش در سطح منطقه‌ای و بین‌المللی نیز هم‌زمان شده است. در چنین فضایی، اسرائیل ـ با سابقه حملات تحریک آمیز و تلاش مستمر برای تضعیف جمهوری اسلامی ـ ممکن است اعتراضات داخلی را فرصتی برای ازسرگیری حملات علیه ایران تلقی کند. این هم‌زمانی نارضایتی داخلی و تهدید خارجی، معادله‌ای بسیار خطرناک برای کشور ما ایجاد کرده است.

مطالعه »

چرخش در بوداپست؛ پیامدهای داخلی و بین‌المللی شکست اوربان

شهناز قراگزلو: نقش جامعه، به‌ویژه نسل جوان، در این تحول برجسته بود. مشارکت بی‌سابقهٔ رأی‌دهندگان نشان داد که بخش بزرگی از مردم خواهان تغییرند و انتخابات را به نوعی همه‌پرسی علیه وضعیت موجود تبدیل کردند. این حضور گسترده، مشروعیت نتیجه را تقویت و انتظارات تازه‌ای را به دولت جدید تحمیل کرد.

مطالعه »

سپر انسانی و تناقض روایت‌ها..

گٖودرز اقتداری: آن مدعیان همیشگی که حماس و ایران را به سوء استفاده از سپر انسانی برای پوشش از نیروها و مهمات متهم می‌کنند، اینجا حضور ندارد که پاسخ دهند اگر ایران ساختمان هتلی و یا ساختمان تجاری را در بحرین هدف گرفته باشد آیا به یک منطقه جنگی و نیروی متخاصم حمله کرده است یا یک هتل را هدف قرار داده است.

مطالعه »
شبکه های اجتماعی سازمان
آخرین مطالب

بیست‌ونهمین «تحلیل هفته» | چپ، جنگ تدافعی و دفاع از میهن | منوچهر صالحی، سهراب مبشری، مرتضی صادقی

ایران پس از جنگ: فرسایش مشروعیت، شکاف در بالا، بازسازی از پایین

لیبرالیسم، جنبش روشنگری، و نبوغ جان لاک

پیام به اومانیته ارگان حزب کمونیست فرانسه…

بحران چندلایه دیابت در ایران؛ از کمبود انسولین تا نابرابری درمان

جبهه اصلاحات ایران: اعتماد به تیم مذاکره‌کننده به عنوان کارگزاران اراده ملی، شرط لازم پیشبرد توافق پایدار است