سامانه اینترنتی سازمان فداییان خلق ایران (اکثریت)

GOL-768x768-1

۲۳ اردیبهشت, ۱۴۰۵ ۰۸:۰۰

چهارشنبه ۲۳ اردیبهشت ۱۴۰۵ - ۰۸:۰۰

سنگ سراچه دل

پس از این‌همه سال، خردمندی را از همان پیرانِ کهنسال دریافته‌ایم که دین اگر به دنبالِ قدرت باشد؛ هم دنیایِ خویش را خراب خواهد کرد و هم آخرتی نخواهد گذاشت برای همه آنانی که براین باورند... چرا که قدرت ماندگار نیست و رفتنی‌ست...

آن سال بهمن، در روستا ماندم. آب در جای جای خانه‌ باغ منجمد بود وسرما استخوان سوز. گرمای اطاق با بخاری هیزمی بود. آتش که روبه خاموشی می‌رفت و به تیرگی می‌رسید؛ اخگرها تارتر می‌شد و روشناییِ مهتاب جلوه‌ای نمایان‌تر داشت از پنجره‌ی چوبیِ اطاق. کسی دور و برمان نبود.

تنها همسایه‌ی ما پیرمرد و پیرزنی بودند که خوشحال بودند از ماندن ما در آن زمستان… از دوران کودکی مانوس بودم با آنان… مهربان و آرام روزگار می‌گذراندند. هیچ هیاهویی در رفتارشان نبود و امورات زندگی‌شان با همان عایدات باغ فراهم می‌آمد… گردو و آلو. گاوی شیرده داشتند و الاغی که مَرکَب‌شان بود برای کشت در قسمت بالایی روستا…

پیرانِ دورانِ کودکی و نوجوانی ما، خردمند بودند هرچند سوادشان گاهی در حد خواندن و نوشتن بود. اما در تقسیم آب در روستا؛ هم‌چون یک مهندس، علم داشتند وتجربه. و زبده بودند در پیدا کردن رُموز کار… در روستایی که همه‌ی زمین‌هایش در مجاورت کوه‌ها، پستی‌ها و بلندی‌های فراوان داشت و تقسیمِ آب به درستی و عادلانه، کاری بود دشوار و با حساب و کتاب… هنوز هم بسیاری عاجزند از درکِ این هنر آن روزگاران…

در همان روزها، فرصت‌هایی پیش می‌آمد که به «‌نازخانِم» بیشتر سر بزنم . پیرزنِ کهنسالی که تجربه فراوانی داشت درهمه‌ی ابعاد زندگی. سرمای زَمهَریر زمستان را دیده بود و ناخوشی باد^ را… در همان خانه‌ی دومرتبه‌ای* گِلی با کُلون**، قفل و چُوکِلی^^. دراطاقِ نُقلی‌اش چایش همیشه روبه‌راه بود. با تنهایی مونس بود و دیدارِ گاه به گاه من به دلیل کار کتابتی که برای او انجام می‌دادم؛ همراه بود با پذیرایی‌اش در حد وسع. سنجد و به و گلابی و سیب همیشه در گزینه***‌ی خانه‌اش یافت می‌شد. خانه‌ای که حیاطی کوچک داشت و مشترک بود با خانه‌ی ننه‌جان (مادرِ مادرم).

دین‌داری‌‌اش در همان محدوده‌ی خانه بود. نه به مسجد روستا راه داشت و نه ادعای تغییرِ جهان… اساسا پیرانِ روستای ما، دستکم اینچنین بودند. از آن پیرمرد و پیرزن همدم و تا «نازخانِمِ» پیر…

پس از این‌همه سال، خردمندی را از همان پیرانِ کهنسال دریافته‌ایم که دین اگر به دنبالِ قدرت باشد؛ هم دنیایِ خویش را خراب خواهد کرد و هم آخرتی نخواهد گذاشت برای همه آنانی که براین باورند… چرا که قدرت ماندگار نیست و رفتنی‌ست…

حالا بایست انصاف بدهیم که هرنسلی، مسائل خودش را داشته و دارد… مردمان بسیاری در این مُلک و میهن زندگی کرده‌اند؛ ازهرتیره و تباری تجربیاتی باقی‌مانده  که رهنمون و ارائه طریقی‌ست برای دوره و عصری دیگر.

“جهان چون شما دید و بیند بسی

نخواهد شدن رام با هر کسی ^^^”

 

پی نوشت:

* دومرتبه‌ای = دو طبقه.

** کُلون = یا چفت، قطعهٔ چوبی‌ست که به پشت در نصب می‌کنند تا به وسیلهٔ آن در را از داخل ببندند.

*** گَزینه = انباری، مکانی در خانه‌های ییلاقی که خُنک بود و مایجتاج عمده آنجا قرار داده می شد مثل نان، قند، آرد، روغن…و وسایل مربوط به تهیه‌ی نان…

^ ناخوشی باد = آنفلوانزای اسپانیایی آنفلوانزای مرگباری بود که بین مارس ۱۹۱۹ تا ژوئن ۱۹۲۰ (اسفند ۱۲۹۷ تا خرداد ۱۲۹۹) یکی از بالاترین آمارهای مرگ را به دنبال داشت… گفته می‌شود در ایران این بیماری در روستاها بیشتر قربانی گرفت. در ایران  آنرا ناخوشی باد نام نهادند. در روستاها جان بین۱۰ تا ۲۵ درصد و در شهرها بین یک تا ده درصد جمعیت را گرفت…

^^چوکلی= کلید چوبی، که همراه با کُلونِ در، توسط نجار ساخته می‌شد. آنقدر دقیق بود که هیچ دو کلیدِ چوبی شبیه هم در نمی‌آمد از نظر انطباق با کُلونِ پشتِ در….حکیم ابوالقاسم فردوسی (۳۲۹ در دهکده باژ توس – ۴۱۶ هجری قمری) شاعر حماسه‌سرای ایرانی و سرایندهٔ شاهنامه… سنگ سراچه دل (عنوان مطلب) از دیباچه‌ی گلستانِ سعدی وام گرفته شده… سعدی (بین ۵۸۵ تا ۶۱۵ – بین ۶۹۰ تا ۶۹۵ هجری قمری) شاعر و نویسندهٔ پارسی‌گوی ایرانی…

 

بهمن۱۴۰۳ پهلوان

تاریخ انتشار : ۲۱ بهمن, ۱۴۰۳ ۰:۳۶ ق٫ظ

آخرین نوشته‌ها:

لینک کوتاه

نظرات

Comments are closed.

به مناسبت سالروز پیروزی بر نازیسم؛ هیچ نیروی اهریمنی نمی‌تواند بر مردمی متحد پیروز شود

هیئت سیاسی- اجرایی سازمان فداییان خلق ایران (اکثریت): همان‌گونه که اتحاد شوروی در ژوئن ۱۹۴۱ با اتکای به اتحاد مردمی در برابر تجاوز ایستاد، ایران نیز در اسفند ۱۴۰۴ دچار تحولی بزرگ شد. همبستگی مردم در دفاع از میهن، که به عین دریافتند فرزندانشان در نیروهای مسلح، به اتکای پشتیبانی جامعه است که قادرند از کشورشان در برابر خطر موجودیتی دفاع کنند.

ادامه »

ایران در آستانه فروپاشی: اعتراضات، عدم حقانیت حاکمان و بن‌بست‌های پیش‌رو…

شورای سردبیری کار: تجربه تمامی طول دوران حیات حکومت اسلامی نشان می‌دهد که هر موج سرکوب، به‌جای تثبیت پایدار نظام، پایگاه اجتماعی نظام را کوچک‌تر می‌کند، شمار بیشتری از شهروندان را به صف مخالفان می‌راند و پس از مدتی، اعتراضات گسترده‌تری دوباره سر برمی‌آورد. این بار اما فشار از پایین با خطر تشدید تنش در سطح منطقه‌ای و بین‌المللی نیز هم‌زمان شده است. در چنین فضایی، اسرائیل ـ با سابقه حملات تحریک آمیز و تلاش مستمر برای تضعیف جمهوری اسلامی ـ ممکن است اعتراضات داخلی را فرصتی برای ازسرگیری حملات علیه ایران تلقی کند. این هم‌زمانی نارضایتی داخلی و تهدید خارجی، معادله‌ای بسیار خطرناک برای کشور ما ایجاد کرده است.

مطالعه »

دربارهٔ ویرانی؛ با هاینریش بل

شهناز قراگزلو: در میانهٔ هر جنگی، چیزی خطرناک‌تر از خودِ انفجارها وجود دارد: عادت‌کردن به ویرانی. بل در این رمان ما را وادار می‌کند مقابل خرابه بایستیم؛ نه برای ستایش ویرانی، بلکه برای فهمیدن آن. زیرا ویرانی فقط دیوار و سقف را فرو نمی‌ریزد؛ حافظهٔ جمعی را می‌خراشد، اعتماد را سست می‌کند، رشته‌های رابطه را از هم می‌گسلد، ذهن را بی‌قرار می‌سازد و انسان را تا مرز بی‌پناهی مطلق پیش می‌برد.

مطالعه »

سپر انسانی و تناقض روایت‌ها..

گٖودرز اقتداری: آن مدعیان همیشگی که حماس و ایران را به سوء استفاده از سپر انسانی برای پوشش از نیروها و مهمات متهم می‌کنند، اینجا حضور ندارد که پاسخ دهند اگر ایران ساختمان هتلی و یا ساختمان تجاری را در بحرین هدف گرفته باشد آیا به یک منطقه جنگی و نیروی متخاصم حمله کرده است یا یک هتل را هدف قرار داده است.

مطالعه »
شبکه های اجتماعی سازمان
آخرین مطالب

بیانیه ‌ی بیش از ۱۵۰ زندانی سیاسی سابق در مخالفت با شروع مجدد جنگ

عرفان شکورزاده، دانشجوی ۲۹ سالهٔ مهندسی هوافضا، به اتهام «جاسوسی» اعدام شد

پیامد سازوکار «جابه‌جایی عامدانه»؛ هنری در پنهان‌سازی ریشه‌های خشونت

آن زن چگونه رادیکال شد و به راه افراط افتاد

ایران حریف آمریکا نیست! پس چرا واشنگتن آن را شکست نداده است؟

ترامپ و پهلوی؛ آناتومی یک پیوند ابزاری