سامانه اینترنتی سازمان فداییان خلق ایران (اکثریت)

GOL-768x768-1

۲۵ تیر, ۱۴۰۵ ۲۳:۳۹

پنجشنبه ۲۵ تیر ۱۴۰۵ - ۲۳:۳۹

زنان عادی، پیشگامان بی‌ادعا

مادر با ترس بیگانه بود. گرچه با شجاعت تمام می‌گفت که در دوران تبعید از همه می‌ترسیده است، حتی از همسایگانش. می‌گفت با ترس بر سر مزار "توماج" رفته است. با ترس همراه مادران فرزند ازدست‌داده گریسته است. اما مهم این است که کنار آن مادران بر سر گور فرزندانشان نشسته است و همراه آنان بر آن قهرمانان مردم گریسته است.
Getting your Trinity Audio player ready...

همین چند سال پیش بود که معتقد بود برای احترام به بزرگ‌ترها باید چادر و یا روسری بر سر کند. حالا، اما با افسوس می‌پرسد چرا در پایتخت تعداد زنان بدون روسری این‌قدر کم است؟ می‌گویم مادر، در همه جای دنیا برای مقابله با سرما زنان به روسری یا کلاه و شال پناه می‌برند. می‌گوید در شهر ما این‌طور نیست. دختران ما هر جا که بتوانند، روسری را کنار می‌گذارند. روسری نداشتن یعنی اعتراض به نابرابری‌ها، گرانی‌ها، پارتی‌بازی‌ها.

همسرش لیسانسیه فیزیک بود. برادرانش همگی پزشکان معتبری در رشته خودشان: متخصص ارتوپدی، جراح قلب و متخصص مغز و اعصاب. خودش، اما حتی خواندن هم نمی‌دانست – نه که استعداد آموختن نداشت، برعکس؛ بسیار هم بااستعداد بود. خواندن نمی‌دانست چون زن بود. پنج دختر و چهار پسر به دنیا آورده بود. با تمام توانش کوشیده بود تا دخترانش به سرنوشت خودش گرفتار نشوند. همه‌شان یا پزشک شده‌اند و یا مهندس. بر همه‌شان مدیریت می‌کرد، آن‌قدر که پرتوان بود. هرگز کسی نشنید که از بد روزگار شکوه کند یا گذشتگانش را سرزنش نماید. آنچه بر او و سایر زنان شهرش روا داشته شده بود، آنچه سبب محرومیتش شده بود را بدیهی می‌دانست و بر آن اشک نمی‌ریخت: رسم این بود که دخترها مدرسه نروند.

همراه با همسرش، رنج تبعید به روستایی بسیار دورتر از زادگاهشان را به جان خریده بود. دو دختر و یک پسرشان را در همان دوران تبعید با سختی فراوان به دنیا آورده و در تنهایی و دوری از فامیل و همشهریانش، در میان کسانی که حتی زبان یکدیگر را نمی‌فهمیدند، بزرگ کرده بود. شانه به شانه همسرش از فرازهای اندک و فرودهای بی‌شماری گذر کرده بود. بی‌عدالتی را ذره‌ذره در سراسر عمر چشیده بود، ولی با تمام توان شگفت‌انگیزش مثل کوه پشتیبان فرزندانش، به‌ویژه دخترانش بود تا آن‌ها در میان تارهای سرنوشت سنتی زنان قبیله‌اش گرفتار نشوند.

وقتی فریادهای “زن، زندگی، آزادی” کوچه‌ها و خیابان‌های کوچک شهرشان را همچون سراسر شهرهای ایران به لرزه درآورد، گاه و بی‌گاه کنار دختران و زنان جوان “زن، زندگی، آزادی” را فریاد زد. آرام‌آرام چادر، همان که نشانه احترام به بزرگ‌ترها می‌دانست، را از سر برداشت. وقتی حمله به مدرسه‌های دخترانه شروع شد و به باور او این حمله‌ها برای ترساندن و خفه کردن فریادها انجام می‌شد، هر جا که می‌توانست، روسری را هم – که عمری حتی در خانه و در میان نزدیکانش از سرش جدا نمی‌شد – کنار می‌گذاشت. اوایل پاییز امسال بود که برای جراحی پای نوه‌اش به تهران آمد. هوا تازه‌تازه داشت سرد می‌شد. مادر اما سرما را به جان می‌خرید و همچنان از روسری دوری می‌کرد. گویی روسری نماد تمام رنج‌ها و محرومیت‌های زندگی‌اش بود.

مادر با ترس بیگانه بود. گرچه با شجاعت تمام می‌گفت که در دوران تبعید از همه می‌ترسیده است، حتی از همسایگانش. می‌گفت با ترس بر سر مزار “توماج” رفته است. با ترس همراه مادران فرزند ازدست‌داده گریسته است. اما مهم این است که کنار آن مادران بر سر گور فرزندانشان نشسته است و همراه آنان بر آن قهرمانان مردم گریسته است.

پایتخت را سمبل مقاومت می‌دانست و دلبسته آن بود. از اندک بودن تعداد دختران و زنان بدون روسری حیرت‌زده بود و بفهمی‌نفهمی با لحنی سرزنش‌بار از زنان پایتخت سخن می‌گفت. گفتمش بهار که بیاید، شهر رنگ شادی خواهد گرفت. لباس‌ها رنگارنگ خواهند شد. روسری‌ها به درون کیف‌ها خواهند خزید. گفت: ببینیم!

گفت در شهرشان دختران نترس و شجاع فراوان‌اند. پزشکان مردم‌دوست و مهربان هم کم نیستند. درحالی‌که در اینجا، در پایتخت که انگار مردم با هم بیگانه‌اند، پزشک جراح برای عمل پای مجروح نوه‌اش با صراحت درخواست پول قابل‌توجهی به شکل “زیرمیزی” کرده است! پرسید: آیا این رفتار زشت هم با آمدن بهار، با شکوفه دادن درختان دگرگون می‌شود؟

 

تاریخ انتشار : ۱۹ اسفند, ۱۴۰۳ ۱:۴۷ ق٫ظ

آخرین نوشته‌ها:

لینک کوتاه

نظرات

Comments are closed.

افزایش تنش در تنگه هرمز و جنوب ایران، روند مذاکرات را تهدید می‌کند!

هیئت سیاسی- اجرایی سازمان فداییان خلق ایران (اکثریت): افزایش تنش در تنگه هرمز و جنوب ایران، در پی تلاش امریکا برای ایجاد مسیر جنوبی کشتیرانی و حملات متقابل دو کشور، تفاهم‌نامه را در معرض فروپاشی قرار داده است؛ وضعیتی که بدون خویشتنداری و دیپلماسی می‌تواند روند مذاکرات و ثبات منطقه را به‌شدت تهدید کند.

ادامه »

ایران در آستانه فروپاشی: اعتراضات، عدم حقانیت حاکمان و بن‌بست‌های پیش‌رو…

شورای سردبیری کار: تجربه تمامی طول دوران حیات حکومت اسلامی نشان می‌دهد که هر موج سرکوب، به‌جای تثبیت پایدار نظام، پایگاه اجتماعی نظام را کوچک‌تر می‌کند، شمار بیشتری از شهروندان را به صف مخالفان می‌راند و پس از مدتی، اعتراضات گسترده‌تری دوباره سر برمی‌آورد. این بار اما فشار از پایین با خطر تشدید تنش در سطح منطقه‌ای و بین‌المللی نیز هم‌زمان شده است. در چنین فضایی، اسرائیل ـ با سابقه حملات تحریک آمیز و تلاش مستمر برای تضعیف جمهوری اسلامی ـ ممکن است اعتراضات داخلی را فرصتی برای ازسرگیری حملات علیه ایران تلقی کند. این هم‌زمانی نارضایتی داخلی و تهدید خارجی، معادله‌ای بسیار خطرناک برای کشور ما ایجاد کرده است.

مطالعه »

تنش حقوقی و سیاسی در شورای امنیت بر سر آینده پرونده هسته‌ای ایران

شهناز قراگزلو: ایالات متحده نیز از مواضع کشورهای اروپایی پشتیبانی کرد. نماینده آمریکا استدلال‌های روسیه و چین درباره پایان اعتبار قطعنامه ۲۲۳۱ را رد کرد و بر ضرورت ادامه بررسی پرونده هسته‌ای ایران در شورای امنیت تأکید داشت.

مطالعه »

گل به‌خودی فیفا در دادن میزبانی جام جهانی به آمریکا و کانادا و نادیده گرفتن تبعیض نسبت به تیم های شرکت کننده…

گودرز اقتداری: تیم ملی همانگونه که در جام جهانی ۲۰۲۲ در قطر هم هدف تظاهرات مخالفین جمهوری اسلامی قرار گرفت در این بازیها نیز با تقابل مخالفین جمهوری اسلامی بویژه طرفداران سلطنت روبرو خواهذ بود. پیش بینی ها اما انست که این بار شاید بخاطر میزبانی در امریکا و کانادا که هر دو میزبان صد ها هزار ایرانی متمایل به رضا پهلوی هستند، امکان در گیری های بیشتر محتمل‌تر است…. در دیدگاه ما اما تیم ملی تیم تمام مردم ایران است و در این شرایط که کشور هدف حملات و خسارات بی‌بدیل در تاریخ معاصر خود بوده است پیروزی تیم ملی و حمایت عمومی هم‌وطنان برای ایجاد اتحاد و هم‌بستگی ملی بیش لز پیش ضروری و مورد انتظار است. ما مانند همه هنرمندان و روشنفکران میهن تحت ستم‌مان ورزش‌کارانی که با پرچم ایران در هر میدانی مبارزه میکنند را نیز فرزند ایران و از ان خود میدانیم و پیروزی هایشان را در میدان‌های جهانی ارج می‌گذاریم.

مطالعه »
شبکه های اجتماعی سازمان
آخرین مطالب

برای جنوب و تمامی ایران، و در رسای زندگی.

فصل چهارم؛ رازی که قرار بود قفل جهان را بگشاید!

هشدار به شیفتگان قدرت؛ آنگاه که “قدرت” نقاب‌ها را کنار می‌زند

نه جنگ، نه استبداد؛ جامعه ایران و جست‌وجوی راه سوم نجات ملی

«دولت – ملت» به مثابه برساختی تاریخی از قدرت و همبستگی – بخش ۱

بیانیه جبهه اصلاحات ایران: حفظ صلح، مسئولیت مشترک همه ارکان حاکمیت و نیروهای سیاسی کشور است