سامانه اینترنتی سازمان فداییان خلق ایران (اکثریت)

GOL-768x768-1

۴ فروردین, ۱۴۰۵ ۱۸:۳۴

سه شنبه ۴ فروردین ۱۴۰۵ - ۱۸:۳۴

ضرورت اتخاذ موضع قدرت در مذاکرات آتش‌بس.

رضا فانی یزدی: تداوم ایستادگی و پافشاری بر کسب امتیازات راهبردی، و به تبع آن، نپذیرفتن هرگونه آتش‌بس موقت یا شتاب‌زده، به هیچ عنوان به معنای «جنگ‌طلبی» نیست؛ بلکه این رویکرد، تلاشی هوشمندانه برای پایان دادن قطعی و همیشگی به سایه شوم جنگ بر سر ملت است.

 دوگانه‌ی «تسلیم» یا «تثبیت اقتدار»

در شرایط حساس و سرنوشت‌ساز کنونی، ایران در برابر یک دوراهی تاریخی قرار گرفته است که فراتر از یک درگیری نظامی ساده، با مفهوم بقا و موجودیت ملی گره خورده است. بحث درباره شروط آتش‌بس، صرفاً یک گفتگوی دیپلماتیک برای توقف بمباران ها و ترور های کنونی نیست؛ مسئله اصلی و حیاتی برای ما  تعیین تکلیف آینده ژئوپلیتیک ایران برای دهه‌های پیش رو است. هرگونه عقب‌نشینی از موضع ضعف تحت عنوان آتش بس در مقطع فعلی، نه تنها عزم ملی ایجاد شده برای صیانت از کشور را سرخورده می‌کند، بلکه زمینه‌ساز بحران‌های امنیتی عمیق‌تر و حتی مخاطراتی برای تمامیت ارضی در دوران پس از جنگ فراهم خواهد کرد.

نشانه‌های فرسایش در اردوگاه رقیب

بررسی لفاظی‌های اخیر رهبران ایالات متحده، به‌ویژه مواضع صریح دونالد ترامپ، نشان‌دهنده نوعی استیصال در تداوم پرهزینه این نبرد است. ادعاهایی نظیر «پایان یافتن اهداف جنگی» یا «تحقق تمامی خواسته‌ها»، بیش از آنکه بیانگر واقعیت میدانی باشد، تلاشی برای خروج آبرومندانه از بن‌بستی است که هزینه‌های اقتصادی سنگینی را به بازارهای جهانی، اروپا و معیشت مردم آمریکا تحمیل کرده است.

این «اعتبارزدایی» از قدرت نظامی رقیب، فرصتی طلایی برای کشور ما فراهم آورده است تا بتوانیم با تکیه بر توان دفاعی اثبات شده خود، طرف مقابل را به پذیرش شرایطی وادار کنیم که متضمن منافع بلند مدت ملی برای کشور و مردم ما باشد.

الزامات آتش‌بس پایدار: فراتر از توقف درگیری

برای آنکه آتش‌بس به معنای واقعی کلمه «پایان تهدید» باشد و نه «فرصتی برای بازسازی و حمله دوباره به کشورمان»، ایران باید مطالبات حداکثری و استراتژیک خود را در سه محور اصلی پیگیری کند:

۱. اخذ غرامت از شرکای منطقه‌ای جنگ

اگرچه دریافت غرامت مستقیم از قدرت‌هایی نظیر آمریکا یا اسرائیل در فضای فعلی غیر ممکن به نظر می‌رسد، اما کشورهای حاشیه خلیج فارس که با در اختیار قرار دادن پایگاههای نظامی، تسهیلات جاسوسی و حمایت‌های لجستیکی در تخریب زیرساخت‌های ایران سهم مهمی داشته‌اند، باید هزینه بازسازی کشور را بپردازند. این کشورها شریک جرم محسوب می‌شوند و ثبات آینده آن‌ها در گروی مشارکت در جبران خسارات وارده به ایران باید باشد.

۲. تغییر نظم امنیتی و خروج نیروهای فرامنطقه‌ای

ایران باید برچیده شدن کامل پایگاه‌های نظامی آمریکا در منطقه به عنوان شرط اصلی آتش‌بس تاکید کند. امروز افکار عمومی در این کشورها پس از تجربه موشک باران های ایران به این نتیجه رسیده اند که حضور نظامی پایگاههای آمریکایی و یا هر کشور دیگری برای آنها نه تنها امنیت‌آور نبوده، بلکه این کشورها را به اهداف نظامی تبدیل کرده و آسیب‌پذیری آن‌ها را دوچندان نموده است. ایران با تکیه بر این مطالبه، نه تنها بر رهبران این کشورها فشار آورده بلکه می‌تواند رهبری یک جنبش امنیت بومی را در منطقه برای خروج دائمی بیگانگان در دست گرفته و خود را به ضامن امنیت در منطقه مبدل نماید.

۳. ابطال پیمان‌های امنیتی با رژیم صهیونیستی

رهبران ایران باید بر این امر تاکید کنند که امنیت پایدار در خلیج فارس با حضور نظامی و امنیتی اسرائیل در تضاد مطلق است. هرگونه پیمان نظامی-امنیتی (نظیر پیمان ابراهیم) باید به عنوان خط قرمز ایران شناخته شود. کشورهای منطقه باید میان «همکاری با ایران» و «اتحاد با دشمن ایران» یکی را انتخاب کنند. فشار کنونی بر امارات و سایر کشورهای مشابه، فرصتی است تا آن‌ها را از این مسیر پرخطر بازگرداند.

پاشنه آشیل رقبای منطقه‌ای: شکنندگی ساختاری

در تحلیل توازن قوا، نباید از شکنندگی شدید کشورهای حاشیه خلیج فارس غافل شد. این کشورها برخلاف ایران که از عمق استراتژیک و تاب‌آوری ملی برخوردار است، به شدت وابسته به زیرساخت‌های متمرکز هستند:

  • بحران زیستی: وابستگی مطلق به سیستم‌های آب‌شیرین‌کن (Desalination)، این کشورها را در برابر ضربات دقیق، به شدت آسیب‌پذیر می‌کند؛ به طوری که اختلال در این سیستم‌ها می‌تواند در کمتر از سه روز به فلج کامل اجتماعی در آنها منجر شده و شرایط غیر قابل پیش بینی سیاسی را در این کشورها بوجود آورد .
  • بحران هویت و جمعیت: ساختار جمعیتی در این کشورها عمدتاً از کارگران مهاجر تشکیل شده و طبقه حاکمِ خوشگذران و مفت خور و غیرمقاوم، که امور این کشورها  را در اختیار دارند در دوران های بحرانی نسبتا دراز مدت تاب آوری نداشته و پتانسیل بالایی برای فروپاشی سریع در این کشورها در زمان بحران وجود دارد.
  • آسیب  پذیری نظامی: از میان رفتن سیستم های دفاع موشکی و رادارهای رهگیری پس از موشک باران های اخیر ایران و فاصله کوتاه آنها با سواحل و مناطق مرکزی ایران آسیب پذیری آنها را بشدت افزایش داده و به همین دلیل در دوران مذاکرات برای آتش بس تهدیدات ایران می تواند بسیار کارآمد بوده، چرا که این کشورها در این دوره از جنگ از شدت آسیب پذیری و شکنندگی خود به خوبی آگاه شده اند.

نتیجه‌گیری: صلح از مسیر قدرت، نه التماس

تداوم ایستادگی و پافشاری بر کسب امتیازات راهبردی، و به تبع آن، نپذیرفتن هرگونه آتش‌بس موقت یا شتاب‌زده، به هیچ عنوان به معنای «جنگ‌طلبی» نیست؛ بلکه این رویکرد، تلاشی هوشمندانه برای پایان دادن قطعی و همیشگی به سایه شوم جنگ بر سر ملت است. چنانچه ایران بتواند در این مقطع حساس، با دست پر و از موضع قدرت از این کارزار خارج شود، رژیم اسرائیل برای دورانی طولانی در انزوای ژئوپلیتیک قرار خواهد گرفت و این دستاورد، روحی تازه در کالبد جنبش‌های اصیل ضدصهیونیستی در جهان عرب خواهد دمید.

فراتر از ابعاد منطقه‌ای، پایان تهدیدات خارجی بزرگ‌ترین خدمت به امنیت داخلی و زمینه‌ساز توسعه سیاسی کشور است؛ دورنمایی که تحقق آن در گرو استمرار مقاومت کنونی است. به باور من، زوال سایه جنگ و توقف مداخلات نظامی بیگانگان، به طور طبیعی فضای امنیتی حاکم بر جامعه را تعدیل کرده و بستر لازم را برای تحولات دموکراتیک، گشایش‌های سیاسی و تمرکز بر برنامه‌های توسعه ملی در دوران پس از جنگ فراهم می‌آورد.

بنابراین، ایستادگی امروز برای تحمیل شرایط دقیق و محاسبه‌شده به طرف مقابل، نه یک انتخاب نظامی، بلکه کوتاه‌ترین و عقلانی‌ترین مسیر برای دستیابی به صلح پایدار در سال‌های آتی و در نهایت، رسیدن به ایرانی آباد و آزاد است. آرمان ما تحقق ایرانی است که در آن، حق تعیین سرنوشت منحصراً در اختیار مردم باشد و هیچ قدرت فراملی نتواند اراده و سلطه خود را جایگزین عزم و حاکمیت ملی ما کند.

رضا فانی یزدی، ۱۵ مارس ۲۰۲۶

تاریخ انتشار : ۳ فروردین, ۱۴۰۵ ۵:۴۵ ق٫ظ

آخرین نوشته‌ها:

لینک کوتاه

نظرات

1 Comment

  1. ملیحه محمدی گفت:

    امیدوارم سازمان فداییان خلق ایران اکثریت که این یادداشت سیاسی، استراتژیک را در ارگانش منتشر کرده است، بر عنصر کانونی این استراتژی که نفی توافق با آمریکا به هر قیمتی هست، مقید شود و پایدار بماند. شواهد این خکم که حکومت متجاوز امریکا در مقابل هر عقب نشینی تعرض بزرگتری را انجام داده است، در دهه هایی که سازمان اکثریت حیات سیاسی داشته است، از شمار بیرون است.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

نوروز در سایهٔ رنج، در پرتوِ امید

بیانیه هیئت سیاسی اجرایی سازمان فداییان خلق ایران (اکثریت): در روزگاری که دل‌ها سنگین و نگران است، نوروز یادآور همین امید است؛ یادآور نوزایی، همدلی و ایستادگی، و اینکه زندگی، حتی در دل رنج، راه خود را ادامه می‌دهد. باشد که سال نو، پایان رنج و خشونت را نزدیک‌تر کند؛ جان مردم بی‌دفاع در امان بماند و صلح و آرامش بار دیگر به زندگی‌ها بازگردد. امید آن‌که خرد و تدبیر بر تصمیم‌ها چیره شود، افقی روشن‌تر پیش روی این سرزمین گشوده گردد و ایران از این دوران دشوار با سربلندی عبور کند.

ادامه »

ایران در آستانه فروپاشی: اعتراضات، عدم حقانیت حاکمان و بن‌بست‌های پیش‌رو…

شورای سردبیری کار: تجربه تمامی طول دوران حیات حکومت اسلامی نشان می‌دهد که هر موج سرکوب، به‌جای تثبیت پایدار نظام، پایگاه اجتماعی نظام را کوچک‌تر می‌کند، شمار بیشتری از شهروندان را به صف مخالفان می‌راند و پس از مدتی، اعتراضات گسترده‌تری دوباره سر برمی‌آورد. این بار اما فشار از پایین با خطر تشدید تنش در سطح منطقه‌ای و بین‌المللی نیز هم‌زمان شده است. در چنین فضایی، اسرائیل ـ با سابقه حملات تحریک آمیز و تلاش مستمر برای تضعیف جمهوری اسلامی ـ ممکن است اعتراضات داخلی را فرصتی برای ازسرگیری حملات علیه ایران تلقی کند. این هم‌زمانی نارضایتی داخلی و تهدید خارجی، معادله‌ای بسیار خطرناک برای کشور ما ایجاد کرده است.

مطالعه »

توقف بمباران و آتش بس فوری، ضرورتی ملی است

ابعاد ویرانی جنگ پس از حدود سه هفته گسترده تر می شود، تنها کسانی می توانند طرفدار ادامه ی این جنگ باشند که نمی دانند نابودی زیرساختهای کشور، از جمله زیرساختهای نظامی و انرژی، چه سرنوشتی برای اقتصاد و معیشت مردم، به طور خاص کارگران و زحمتکشان به همراه دارد. زیر ساختهایی که در طول سالها ساخته شده، سالها طول می کشد تا بازسازی شود. همچنین ادامه ی جنگ با تهدید فروپاشی و امنیت ملی و نامعلوم بودن خروجی آن همراه است.  

مطالعه »

کنترل تنگه هرمز جام طلای پیروزی در این جنگ است!

گودرز اقتداری: امروز برای توافق گام به گام و تضمین های لازم برای پیمان ترک مخاصمه، معاهده عدم تجاوز، لغو تهدیدها بهترین زمان است. “پذیرش شکست” از طرف متهاجم به کشور ما تنها یک پذیرش لفظی است و ارزش عینی ندارد، مهم‌تر اما تحمیل این توافق و حفظ کنترل هرمز است که به واقع شکست عملی در این مرحله از جنگ بوده و میتواند به پایان امپراطوری ایالات متحده بیانجامد، همانگونه که موفقیت مصر در حفظ کنترل کانال سوئز نقطه پایانی بر امپراطوری بریتانیا گذاشت.

مطالعه »
شبکه های اجتماعی سازمان
آخرین مطالب

دفاع از جنگ یا تمکین به استیصال…

Stop the war against Iran!

بیانیه حزب دمکراتیک مردم ایران: نوروز در سایهٔ تجاوزِ نظامی

آیا فروپاشی جمهوری اسلامی، زیر بمباران دشمنان و در شرایط هم‌سنگی کنونی نیروها، به سود «چپ» است؟

ّ
International Affairs Bulletin

قرار بود برای برداشت سبزی‌ها برگردد