سامانه اینترنتی سازمان فداییان خلق ایران (اکثریت)

GOL-768x768-1

۲۶ دی, ۱۴۰۴ ۱۸:۵۹

جمعه ۲۶ دی ۱۴۰۴ - ۱۸:۵۹

از «کاش» تا کشتار؛ یادداشتی از دل فاجعه جاری
خیزش مردم بار دیگر در تله‌ی خشونت گرفتار شده و شدت سرکوب بی‌سابقه است. حکومت ایران، که از صدر تا ذیل در برابر مردم آرایش جنگی گرفته، مسئول فاجعه است....
۲۶ دی, ۱۴۰۴
تصویر نویسنده: پرستو فروهر
نویسنده: پرستو فروهر
ضرورت وحدت عمل و نقش جمهوری سکولار دموکراتیک
جنبش مردم ایران امروز بر سر یک دو راهی تاریخی ایستاده است. یا در چرخه فرساینده اختلافات درونی و فرصت‌سوزی باقی می‌ماند، یا با انتخاب آگاهانه وحدت عمل و توافق...
۲۶ دی, ۱۴۰۴
تصویر نویسنده: علی جنوبی
نویسنده: علی جنوبی
Le peuple et la société iraniens ont besoin, aspirent et sont prêts à un changement fondamental
Au cours des luttes populaires de ces dernières années, des revendications et des exigences centrales se sont cristallisées, et la lutte pour les concrétiser et exercer une pression organisée sur...
۲۶ دی, ۱۴۰۴
تصویر نویسنده: Conseil Politique-Exécutif de l'Organisation des Fadaian du Peuple d'Iran (Majoritaire)
نویسنده: Conseil Politique-Exécutif de l'Organisation des Fadaian du Peuple d'Iran (Majoritaire)
Die Menschen und die Gesellschaft Irans brauchen, wünschen sich und sind bereit für grundlegende Veränderungen
Im Zuge der Volksbewegungen der vergangenen Jahre haben sich zentrale Forderungen herauskristallisiert, und der Kampf um deren Verwirklichung und die Ausübung organisierten Drucks auf die Regierung in dieser Hinsicht wird...
۲۶ دی, ۱۴۰۴
تصویر نویسنده: Politisches und exekutives Komitee der Organisation der Volks-Fadaian des Iran (Mehrheit)
نویسنده: Politisches und exekutives Komitee der Organisation der Volks-Fadaian des Iran (Mehrheit)
بیانیه حزب دمکراتیک مردم ایران درباره فاجعه ملی کشتارهای دی ماه ۱۴۰۴ | گذار به دمکراسی، نیاز ملی
علیرغم خشمِ گسترده از جنایاتِ مکررِ حاکمانِ جمهوری اسلامی که اکنون ابعادِ غیرقابلِ تصوری به خود گرفته است، گذار به دمکراسی نمی‌تواند همین امروز تحقق یابد. هنوز باید صفوف مردم...
۲۶ دی, ۱۴۰۴
تصویر نویسنده: حزب دمکراتیک مردم ایران
نویسنده: حزب دمکراتیک مردم ایران
اعلامیه «همگامی برای جمهوری سکولاردمکرات در ایران» در محکومیت کشتارهای گسترده و شنیع جمهوری اسلامی، توقف کشتار، اعدام و آزادی بازداشتی‌های جدید و زندانیان سیاسی
«همگامی» از مردم ایران دعوت می‌کند تا با هوشیاری در برابر قساوت شنیع رژیم و همچنین تهدیدات خارجی که امنیت و موجودیت مستقل ایران را به خطر می‌اندازد، برخورد کنند....
۲۶ دی, ۱۴۰۴
تصویر نویسنده: همگامی برای جمهوری سکولار دموکرات در ايران
نویسنده: همگامی برای جمهوری سکولار دموکرات در ايران
بازارهای خاکستریِ نظم نوین جهانی
شهناز قراگزلو: بسیاری امیدوارند که تجارت جنوب–جنوب متوازن‌تر و کمتر امپریالیستی از الگوی سنتی شمال–جنوب باشد. با این حال، ساختار این مبادلات همچنان نامتوازن است: صادرات چین به آفریقا با...
۲۶ دی, ۱۴۰۴
تصویر نویسنده: شهناز قراگزلو
نویسنده: شهناز قراگزلو

مارکسسیم، آغازسوسیالیسم، پایان فلسفه؟

مارکس می گفت که کاپیتالیسم یعنی استثمار کارگران. او با صفت بت نامیدن کالا در سرمایه داری، به انتقاد از ایدئولوژی بورژوازی پرداخت. کتاب سرمایه او اشارهای است به از خودبیگانگی انسان در نظام سرمایه داری. وی می گفت که بیگانگی انسان را می توان از طریق حذف مالکیت خصوصی برطرف نمود

اینجا حقیقت است، در مقابل آن زانو بزنید! لاورا، دختر مارکس در سال ۱۸۶۵ مصاحبه کوتاهی با پدرش انجام داد، که دراینجا می آید:
ـ نویسنده مورد علاقه ات کیست؟
– دیدرو.
ـ شاعران مورد علاقه ات کدامند؟
– شکسپیر، آشیلوس، و گوته.
ـ سرگرمی مورد علاقه ات چیست؟
– میان کتابها لول خوردن.
قهرمان مورد علاقه ات درتاریخ ؟
– اسپارتاکوس، کپلر (منجم آلمانی).
ـ شخصیت مورد علاقه ات درادبیات؟
– گرتشن (معشوقه مفیتوس شیطان در نمایشنامه فاوست گوته).
ـ از چه نویسنده ای متنفرید؟
– مارتین توپر ( نویسنده انگلیسی).
ـ غذای مورد علاقه ات؟
ـ ماهی.
ـ گل مورد علاقه ات؟
– غانی نباتی.
ـ رنگ موردعلاقه ات؟
– قرمز.
ـ صفت انسانی مورد علاقه ات؟
– ساده گی.
ـ صفت مورد علاقه ات در میان مردها؟
– نیرو، و قدرت.
ـ احساس سعادت در نظر شما؟
– در حال مبارزه بودن.
ـ احساس بدبختی درنظرشما؟
– گوش بفرمانی، اطاعت، زیردستی.
ـ چه گناهی را می بخشی؟
– ساده لوحی.
ـ از چه گناهی متنفری؟
– موش مرده گی، خزیدن.
ـ صفت مورد علاقه ات در میان زنان؟
– ضعف، پاسیو بودن.
ـ صفت اصلی خودتان؟
– سخت کوشی، پایداری در کوشش.
ـ اسم مورد علاقه تان برای دختربچه ها؟
– جنی، لاورا.
ـ ایده آل و شعار مورد علاقه تان؟
– هر عملی انسانی است، هیچ عملی غیر منتظره نیست.
ـ شعار مورد علاقه تان؟
– به هر چیزی قدری باید شک کرد.مارکس را بعد از هگل آخرین متفکر خالق سیستم فلسفی می دانند. او در ردیف اندیشمندان قرن ۱۹ غرب بود. وی در نوجوانی نماینده دمکراسی انقلابی بود، و می گفت که فلسفه بعد از عملی شدن آن، حذف خواهد شد. ماتریالیسم مارکس خلاف ماتریالیسم فویرباخ، علمی، تاریخی و آتهایستی است. او حتا در زمان تالیف دکترایش خود را با ۲ آتهایست فرهنگ یونان یعنی با ابیکور و دمکریت مشغول نمود. اگر هگل خلقها را ناقل جنبش دیالکتیکی می دید، مارکس طبقات را عامل این حرکت می دانست. او می گفت چون هر طبقه دارای ایدئولوژی خاص خود است، انتقاد اجتماعی اجبارا به انتقاد از ایدئولوژی کشیده می شود. مارکس هر مکتب فلسفی را نوعی ایدئولوژی می دانست، ومی گفت که فلسفه سنت کلاسیک، یعنی فلسفه پیشین، همیشه بصورت ایدئولوژی طرح می شد تا طبقه حاکم در پشت آن چهره خود را بپوشاند، به این دلیل در مارکسیسم فلسفه همیشه موضوع نقد ایدئولوژیک بود. آنطور که فلسفه در پرولتاریا سلاح مادی خودرا می دید، پرولتاریا در فلسفه نیز سلاح فکری خود را می جست. فلسفه عمل مارکسیستی خلاف فلسفه تاریخ هگل نه تنها مربوط به گذشته و زمان حال، بلکه مربوط به آینده نیزاست. فلسفه بدون آزادی و برخاستن پرولتاریا، به واقعیت نمی پیوندد، و پرولتاریا نمی تواند برخیزد و آزاد گردد، بدون واقعیت بخشیدن به فلسفه. همانطور که پرولتاریا در فلسفه اسلحه مادی می یابد، فلسفه در پرولتاریا اسلحه خود را می یابد. نه تنها افکار می خواهند که واقعیت شوند، بلکه واقعیات نیز می خواهند که عمل گردند. مخالفین مارکس مدعی بودند که او در غالب نظراتش اتوپیستی است، و در نئومارکسیسم آثار جامعه شناسی او غالبا با فلسفه عوضی گرفته می شوند.
مارکوزه می گفت که مارکسیسم یک دکترین سیاسی است، و علمی بودنش حزبی است، و آثار مارکس بیشتر روشنگری فرانسوی هستند تا فلسفه آلمانی، و آثار او را نمی توان فلسفه دانست، چون تمام مفاهیم تئوری مارکسیستی مقوله های اجتماعی و اقتصادی هستند، حتا آثار آغازین او نیز فلسفی نیستند. مارکس تحت تاثیر پدر خود با آثار ولتر و تحت تاثیر پدر زنش، یعنی وستفالن با سوسیالیسم تخیلی فرانسه آشنا گردید. منقدین غرب حتا ماتریالیستهای شوروی سابق را ادامه دهندگان ماتریالیسم فرانسوی می دانستند. نوزایی ماتریالیسم در عصر روشنگری فرانسوی بود. در مارکسیسم مبارزه علیه هر نوع متافیزیک انجام می گرفت. مارکس مدعی بود که حتا فکر و روح نیز ماده هستند؛ فقط نوع دیگری از ماده یا فقط جور دیگری به نظر می رسند.
مارکس دیالکتیک هگلی را ماتریالیستی نمود. اهمیت او در رادیکال بودنش است. هگل کوشش نمود تا روح و واقعیت را با هم آشتی دهد. مارکس در سال۱۸۴۱ دکترای خود را در باره “فلسفه طبیعی دمکریت و اپیکور” نوشته بود. او از طریق موضوع دکترای خود به این نتیجه رسید که آشتی میان دین و عقل غیر ممکن است. اگر برای هگل دین نخستین سکوی پله خودآگاهی خلق بود، برای مارکس دین تریاکی برای آرامش و سکوت آن بحساب می آمد. هگل معتقد به موجوداتی مرموز و اسطوره ای بود که همچون روح دلیل تحولات تاریخی میشوند. برای مارکس نه روح بلکه ماده نیروی محرک تاریخ است. مارکس با ادعای فلسفه فعال عمل به انتقاد از مواضع هگلیهای چپ پرداخت. فلسفه کلاسیک آلمان از طریق هگل به نقطه اوج خود رسیده بود. در آثار هگل عقل و واقعیت شباهتهایی دارند، آنان پایههای هومانیسم دمکراتیک و آغازی برای دعوت به تفسیر جهان نزد مارکس شدند. گروهی از مورخین سیراندیشه مدعی هستند که فلسفه تاریخی مارکس مخلوطی است از نظرات هگل و تئوریهای اقتصاد انگلیسی. گروه دیگری نزدیکی مارکسیسم به هگل گرایی را انحراف مارکسیسم ازهگل گرایی میدانند.
مارکس می گفت که کاپیتالیسم یعنی استثمار کارگران. او با صفت بت نامیدن کالا در سرمایه داری، به انتقاد از ایدئولوژی بورژوازی پرداخت. کتاب سرمایه او اشارهای است به از خودبیگانگی انسان در نظام سرمایه داری. وی می گفت که بیگانگی انسان را می توان از طریق حذف مالکیت خصوصی برطرف نمود. ریشه جهانبینی جدید مارکس را آنزمان میتوان درکتاب “یازده تز در باره فویرباخ” در سال ۱۸۴۰ مشاهده نمود. مارکس مدعی بود که در دمکراسی حقیقی دولت سیاسی از بین می رود. راسل گرچه مارکس را فیلسوف می دانست، ولی متعجب بود که چرا او مدعی علمی نمودن مفهوم سوسیالیسم شد. راسل می گفت که در غرب هیچکدام از جنبشهای مهم کارگری نتوانستند از مسیر سوسیال دمکراسی به جنبش مارکسیسم برسند. او اشاره می کند که انقلابیون مهم همیشه برای نقشه های اتوپیستی خود چک سفید کشیده یا امضاء نموده اند.
مارکس اشاره می کند که تحت تاثیر کتاب “ماهیت مسیحیت” فویرباخ، ماتریالیست و ضد دین گردید. او می گفت که در جهان، غیر از طبیعت و انسان، موجود و چیز دیگری وجود ندارد. از طریق مارکس نخستین بار انتقاد آبستراکت از دین، تبدیل به انتقاد اجتماعی مشخص گردید. او ماتریالیسم آنتروپولوژِک را تاریخی نمود، و می گفت که فقط آتهایست ها می توانند به خود متکی باشند، و نه به آسمان و وحی. برتراند راسل طلبکارانه می نویسد که مارکس حق ندارد فلسفه خود را علمی بنامد چون او غالبا دچارعملگرایی و مسائل سیاسی روز زمان خود بوده است.
در نظر مارکس، دین موجب می شود که انسان آگاه به فقر و بیچاره گی خود نشود، چون دین فلک زده گان را با قول جهانی دیگر آرام میکند. مارکس در نوشته “پیرامون موضوع یهودیان” بین آزادی سیاسی و آزادی انسانی فرق می گذارد، و حتا اولی را بورژوایی مینامد. او کمونیسم را تکمیل ناتورالیسم یعنی هومانیسم میدانست، و هومانیسم کامل را برابر ناتورالیسم بحساب می آورد. مارکس فلسفه تاریخی را نخستین بار از نظر لغوی از ولتر گرفت، آگوستین مقدس کوشید تا تاریخ را تعریف نماید، ولی معنی واقعی یا اوج آنرا هگل و مارکس تعریف نمودند. پیش از آن دو فیلسوفی بنام ویکو درقرن ۱۸ کوشید تا فلسفه تاریخ را نیز تعریف نماید. مارکس غیر از مطالعه آثار هگل، در کلاس درس دانشگاه به شنیدن سخنرانیهای باور، ساویگنی و شلگل می رفت. او مهمترین آثارش یعنی سه کتاب مانیفست کمونیسم، ایدئولوژی آلمانی و تزهایی درباره فوبرباخ را با کمک همکارش یعنی انگلس نوشت. مانیفست کمونیسم او را انجیل سوسیالیسم مارکسیستی لقب داده اند. عنوان دیگر کتاب خانواده مقدس “نقد انتقاد نقدی” بود.
گرچه پدر و مادر مارکس هر دو در یک خانواده روحانی یهودی تربیت شده بودند، با این وجود سنت هومانیسم و روشنگری قبلا در خانواده آنان مطرح بود. مارکس در دانشگاه به تحصیل حقوق، فلسفه و تاریخ پرداخته بود. امروزه اشاره میشود که مارکس جوان با مارکس نویسنده کتاب سرمایه متفاوت هستند.مارکس را بعدها پایه گذارکمونیسم علمی یعنی مارکسیسم نامیدند. او فقط ۶۵سال عمرنمود .مارکس به راهنمایی انگلس، نخستین بار به مطالعه دقیق اقتصاد سیاسی پرداخت. او سالها در فق رزیست، و چندتن از کودکانش به علت نبود امکانات پزشکی لازم و فقرمالی درگذشتند. مارکس در سال ۱۸۴۳ زمانیکه به پاریس رفت تا علیه ارتجاع دولت پروسی به مبارزه ادامه دهد، از دمکرات انقلابی بودن به کمونیسم روی آورد. او در اواخر سال ۱۸۴۴ در پاریس با انگلس ملاقات نمود. دولت پروس آلمان او را در ماه مه ۱۸۴۰ بعنوان فردی بی وطن بار دیگر از آلمان اخراج نمود. او در طول آواره گی خود مقیم شهرهای پاریس، بروکسل، کلن و لندن گردید. شاید مشاجره با آنارشیستهایی مانند باکونین موجب شد که مارکس نظر تحقیرآمیزی نسبت به قوم اسلاو داشته باشد. بعد از مرگ مارکس، انگلس طی ۱۲ سال آخر عمر خود کوشید تا آثار سیستماتیک و دائرت المعارفی او را بعنوان سوسیالیسم علمی، تکمیل و منتشر نماید.

تاریخ انتشار : ۹ مرداد, ۱۳۸۸ ۳:۴۱ ب٫ظ
لینک کوتاه
مطالب بیشتر

نظرات

Comments are closed.

تجاوزگری و مداخله‌جویی آمریکا، اسراییل و غرب دشمنی با مردم با هدف تضعیف و تجزیهٔ ایران است!

ایران نه میدان تسویه‌حساب قدرت‌های خارجی است و نه ملک شخصی حاکمیتی استبدادی. نیروهای مردمی، میهن‌دوست و مترقی ایران تمام تلاش خود را خواهند کرد تا اعتراضات برحق مردم ایران علیه سرکوب، فقر، تبعیض و بی‌عدالتی، دستاویز مداخلهٔ خارجی، تهدید نظامی یا توطئه‌های بی‌ثبات‌ساز تلفیقی بیگانگان و تمامیت‌خواهان مخلوع قرار نگیرد. سرنوشت ایران تنها باید به دست مردم آن رقم بخورد.

ادامه »

در حسرت عطر و بوی کتاب تازه؛ روایت نابرابری آموزشی در ایران

روند طبقاتی شدن آموزش در هماهنگی با سیاست‌های خصوصی‌سازی بانک جهانی پیش می‌رود. نابرابری آشکار در زمینۀ آموزش، تنها امروزِ زحمتکشان و محرومان را تباه نمی‌کند؛ بلکه آیندۀ جامعه را از نیروهای مؤثر و مفید محروم م خواهد کرد.

مطالعه »

وسوسهٔ پیروزی‌های سریع: وقتی قدرت، خطرناک‌تر از شکست می‌شود

شهناز قراگزلو: ربودن نیکولاس مادورو، رئیس‌جمهور ونزوئلا، در روایت رسمی دولت ترامپ نه فقط یک پیروزی قاطع، بلکه نمونه‌ای ایده‌آل از شیوه‌ای تازه برای اعمال قدرت معرفی می‌شود؛ شیوه‌ای که قرار است بارها و در نقاط مختلف جهان تکرار شود. این عملیات در کنار ترور قاسم سلیمانی در سال ۲۰۱۹ و حمله به تأسیسات هسته‌ای ایران در سال گذشته قرار می‌گیرد؛ اقداماتی که وجه مشترکشان سرعت، دقت و پرهیز از جنگ‌های فرسایشی بوده است.

مطالعه »

اهریمن‌سازی از چپ و کنش ما

یک همگرایی ایدئولوژیک طولانی‌مدت بین رسانه‌های قدرتمند و تحت حمایت خارجی و جریان‌های تأثیرگذار در درون حاکمیت و رسانه های وابسته به آنها وجود داشته است که هر دو، اهریمن‌سازی چپ و نسبت دادن مسئولیت مشکلات ایران به آن را مفید یافته‌اند. خشم عمومی از نابرابری، فساد و بی‌عدالتی اقتصادی بسیار واقعی است، اما این خشم به طور کامل با حمایت از جایگزین‌های سوسیالیستی یا برابری‌خواهانه همخوانی ندارد.

مطالعه »
شبکه های اجتماعی سازمان
آخرین مطالب

از «کاش» تا کشتار؛ یادداشتی از دل فاجعه جاری

ضرورت وحدت عمل و نقش جمهوری سکولار دموکراتیک

Le peuple et la société iraniens ont besoin, aspirent et sont prêts à un changement fondamental

Die Menschen und die Gesellschaft Irans brauchen, wünschen sich und sind bereit für grundlegende Veränderungen

بیانیه حزب دمکراتیک مردم ایران درباره فاجعه ملی کشتارهای دی ماه ۱۴۰۴ | گذار به دمکراسی، نیاز ملی

اعلامیه «همگامی برای جمهوری سکولاردمکرات در ایران» در محکومیت کشتارهای گسترده و شنیع جمهوری اسلامی، توقف کشتار، اعدام و آزادی بازداشتی‌های جدید و زندانیان سیاسی