سامانه اینترنتی سازمان فداییان خلق ایران (اکثریت)

GOL-768x768-1

۲۷ خرداد, ۱۴۰۵ ۰۸:۵۸

چهارشنبه ۲۷ خرداد ۱۴۰۵ - ۰۸:۵۸

بیانیه شماره ۱۷ موسوی

قوت اصلی بیانیه این است که چهار بند از خواسته های پنجگانه آن، به انتخابات آزاد و الزامات آن اختصاص یافته است. اما ضعف این بیانیه در این است که تاکیدات مثبت خود را در زمینه آزادی انتخابات، با الگوی مجالس اولیه پس از انقلاب، معنا می کند.

Getting your Trinity Audio player ready...

آقای میر حسین موسوی بیانیه شماره ۱۷ خود را منتشر نمود. در این بیانیه پس از توضیحاتی مقدماتی، راه حل های پنچگانه ای برای غلبه بر بحران ارائه شده است. نکات برجسته و قابل تاکید در مقدمه آن را می توان چنین برشمرد:

موسوی در بیانیه شماره ۱۷ خود اعلام نموده است، که حرکت مردم در روزهای تاسوعا و عاشورا بدون صدور اعلامیه از جانب خاتمی، کروبی و من انجام گرفته است. او می گوید تهدید، سرکوب و ارعاب مردم جواب نمی دهد، حتی کشتن ما (موسوی و کروبی) هم مشکل را حل نمی کند. به مسئولان نظام پیشنهاد می دهد که به جای سیاست سرکوب، وجود بحران را بپذیرید تا راه حل برایش پیدا شود. او افزوده است که رادیکال شدن شعارها، در نتیجه خشونت حکومت صورت گرفته است و از حق مردم برای دفاع از خود، پشتیبانی کرده است. می گوید حکومت هم خودش خشونت می کند و هم از طریق رسانه ملی و نمایندگان نظام، خشونت را تبلیغ و مردم را تشویق به درگیری می کند. در ادامه بیانیه آمده است که سهامدار کردن سپاه پاسداران به فساد می انجامد. و اعلام کرده است بدترین حرمت شکنی کشتن مردم در این روزهاست. از جنبش سبز نیز این تعریف را ارائه داده است: “من لازم می دانم قبل از آنکه راه حل خودم را برای خروج از بحران مطرح سازم ، برهویت اسلامی و ملی و مخالف سلطه بیگانگان و وفادار به قانون اساسی ما و جنبش سبز تاکید نمایم”.

در رابطه با راه حل برای خروج از بحران نیز به ۵ خواست اشاره دارد که به اختصار اینگونه اند: نخستین مساله اعلام مسئولیت پذیری مستقیم دولت در مقابل ملت و مجلس و قوه قضائیه است. گفته است دولت باید پاسخگوی مشکلاتی باشد که برای کشور ایجاد کرده است. دومین بند آن، تدوین قانون شفاف و اعتمادبرانگیز برای انتخابات هاست. قانونی که شرکت همه ملت را علیرغم تفاوت در آراء و اندیشه ها تضمین کند. تاکید کرده است که مجالس اولیه انقلاب می تواند به عنوان الگوئی مورد توجه قرار گیرد. سومین خواست برای خروج از بحران، آزادی زندانیان سیاسی و احیای حیثیت و آبروی آنها عنوان شده است. چهارمین موضوع، آزادی مطبوعات و رسانه ها و اجازه نشر مجدد روزنامه های توقیف شده و بالاخره پنجمین بند بیانیه، به رسمیت شناختن حقوق مردم برای اجتماعات قانونی و تشکیل احزاب و تشکل ها و پایبندی به اصل ۲۷ قانون اساسی ذکر شده است.

این بیانیه چند روز پس از تهاجم افسارگسیخته حکومت در روز عاشورا، در شرایط بس حساسی صادر شده است. تهاجمی که با وحشیگری و قتل و خشونت همراه بود. در این تهاجم، خواهرزاده موسوی را نیز به شکل کاملا علنی به قتل رساندند تا پیام روشن دستگاه ولایت، ملکه ذهن موسوی و فعالان شناخته شده این جنبش شود. تمام این اقدامات برای ارعاب مردم و با هدف عقب نشاندن آنها و برای خاموش کردن صدای فعالان جنبش صورت گرفت. در چنین شرایطی، نفس صدور بیانیه و ستودن ایستادگی و مقاومت مردم، مثبت و قابل دفاع است. من جدا از برخی ابهامات و اشکالات این بیانیه، بر این باورم که می بایست از این ایستادگی و جوهر خواسته های دموکراتیک طرح شده در آن، قاطعانه دفاع نمود.

مهمترین مساله بحث انگیز این بیانیه، نخستین بند آن است. این بند از دو سو مورد تائید قرار گرفته و برداشت متضادی از آن شده است. جریانات حکومتی مخالف دولت، اما گوش به فرمان رهبر، نظیر رضائی از بیانیه، عقب نشینی از موضع پیشین را استنباط کرده و آن را تائید کرده اند. بسیاری از اصلاح طلبان و بخشی از جریانات لائیک نیز از آن، برداشت متفاوتی کرده، مضمون آن را مثبت و قابل دفاع دانسته و نتیجه اجرای این بند را برکناری دولت فرض کرده اند. به نظر من جدا از انگیزه و روش دسته نخست، این ادعا که این بند، عقب نشینی از موضع پیشین موسوی است، سخن نادرستی نیست. فراموش نکرده ایم که درست پس از اعلام نتیجه انتخابات، موسوی از ابطال انتخابات سخن راند. با گذشت مدتی او به درستی، نامشروع بودن دولت را طرح و از آن دفاع کرده است. اکنون در بند نخست این بیانیه، جدا از مضمون درست یا غلط آن، و جدا از نتیجه و عاقبت اجرای چنین خواستی، دولت احمدی نژاد به صورت نه چندان صریح، به رسمیت شناخته شده است. همین که گفته می شود دولت باید پاسخگوی مشکلاتی باشد که برای کشور ایجاد کرده است یعنی این که دولت دیگر غیرمشروع نیست. از دولت غیر مشروع که پاسخگوئی و مسئولیت پذیری در مقابل ملت و مجلس و قوه قضائیه نمی خواهند. بنابراین، بند نخست بیانیه عقبنشینی است از مواضع تا کنونی. به باور من برخی از جریانات اصولگرا که بر این نکته انگشت گذاشته اند، چندان پرت نمی گویند. از سوی دیگر بسیاری از اصلاح طلبان مضمون این بند را مثبت دانسته و نتیجه اجرای آن را به سود مردم ارزیابی کرده اند. این سخن هم نادرست نیست. اما ابتدا باید پذیرفت که عقب نشینی صورت گرفته است، یا نه، پس از آن به نتیجه مثبت آن پرداخت. ایراد این است که ما پیشرفت جنبش را ملاک قرار نمی دهیم. واژه ها برایمان اصل می شوند. عقب نشینی، سازش و .. از این جمله اند. مگر عقب نشینی همواره غلط است؟ آن عقب نشینی که امکان پیشروی ایجاد کند می تواند بسیار هم مثبت و قابل تحسین باشد. از اینرو نیازمندیم بدانیم که این عقب نشینی کار درستی بوده یا به ضرر جنبش تمام می شود. من فکر می کنم مساله ای که در بند نخست بیانیه مورد تاکید قرار گرفته، یک عقب نشینی از مواضع پیشین بوده، برای ایجاد شکاف در صفوف نیروی مقابل. می دانیم که در جریان انتخابات، بخشی از اصولگرایان، دولت کنونی را قبول نداشتند. اما در جریان حرکات مردم و پیشرفت جنبش به تدریج در موضع دفاع از کل نظام قرار گرفتند که نتیجه آن در عمل، به همراهی با دولت کنونی هم، امتداد می یافت. سیاست طرح شده در بند نخست بیانیه، صف بندی درون اصولگرایان را تغییر داده، اتحاد کاذب و اجباری آنان را به هم زده و به ایجاد شکاف در صفوف آنان دامن خواهد زد. بدون شک این شکاف به سود جنبش خواهد بود. اکنون باید دید که این عقب نشینی زیانش به دستاورد های آن می چربد یا نه. بر این باورم که اگر موسوی و کروبی و خاتمی بر مواضع تا کنونی خود ایستادگی کنند، که تجربه و عملکرد تا کنونی آنها، بر ایستادگی شان گواهی می دهد، در صف مقابل شکاف ایجاد شده و اراده واحد آنها برای سرکوب تضعیف می شود. از اینرو به نظرم چنین می رسد که این اقدام به سود جنبش تمام شده و باید این تاکتیک را هوشمندانه ارزیابی نمود.

اما قوت اصلی بیانیه این است که چهار بند از خواسته های پنجگانه آن، به انتخابات آزاد و الزامات آن اختصاص یافته است. طرح انتخابات آزاد به عنوان راه حل، یکی از نکات قدرت این بیانیه است. این بیانیه با طرح این خواسته، صرفا در موضع نفی قرار نمی گیرد. به صورت اثباتی بر یکی از مهمترین اهدافی انگشت می گذارد که می تواند جنبشی وسیع حول آن شکل گیرد. اهمیت طرح چنین خواستی برای جنبش کنونی ما در این است که امکان وحدت در عین تکثر را فراهم می کند. این خواست امکان همصدائی، همراهی، و اتحاد بین جریانات و گروهبندی های مختلف با حفظ رنگارنگیشان ایجاد می کند. نکته ای که اهمیت دارد بدان توجه شود این است که در این بند از بیانیه، صحبت از اصلاح قانون انتخابات، به میان نیامده است. تدوین قانون انتخابات مورد تاکید قرار گرفته است. یعنی تدوین قانونی که شرکت همه ملت را علیرغم تفاوت در آراء و اندیشه ها تضمین کند. در پی آن به مواردی اشاره شده است که همگی برای یک انتخابات آزاد لازمند. من پیش از این در باره اهمیت طرح شعار انتخابات آزاد سخن گفته ام. چند روز پیش نیز در مطلب مشترکی که همراه دوست گرامیم، بهزاد کریمی، منتشر نمودیم اهمیت این خواست را چنین مورد تاکید قرار دادیم:

” خواست انتخابات آزاد، ادامه و تکامل طبیعی و منطقی جنبشی است که با ابراز و اعلام “حق رای ” میلیونها شهروند ایرانی سر بر آورد ، در اعتراض به تعرض حکومت زور و تقلب به این حق شهروندی شعله ور شد ، و اینک با ایستادگی اش در برابر سرکوب استبداد حاکم، عزم خود به پیروزی را نشان همگان می دهد. انتخابات آزاد، می تواند و باید به شناسنامه این جنبش شهروندی تبدیل شود و به هویت آن بدل گردد تا شور و شعور جنبش برای پیش روی هدفمند را جلا دهد. انتخابات آزاد، نشانه حقانیت مردم ایران درنزد افکار عمومی جهانی است. در این وضعیت انزوای بین المللی رژیم و آمادگی شرایط جهانی برای تحت فشار قرار دادن آن به خاطر نقض خشن و فاشیستی حقوق بشردر ایران و ماجراجویی های منطقه ای و بین المللی، انتخابات آزاد آنسان رویکردی است که دولت ها و نهادهای بین المللی را در چالش با حکومت خامنه ای می تواند به دفاع از مبارزه مردم ایران کشاند…”

اما ضعف این بیانیه در این است که تاکیدات مثبت خود را در زمینه آزادی انتخابات، با الگوی مجالس اولیه پس از انقلاب، معنا می کند. این مجالس به جز مجلس نخست که در چارچوب انتخاباتی آزاد قرار داشت، سایر انتخابات، اساسا غیر دموکراتیک بوده، الگو قرار دادن آنها ابهام آفرین خواهد شد. این مجالس به هیچوجه قابل پذیرش نبوده و نیستند. آنها دقیقا همان مجالسی هستند که مطابق قانون اساسی غیر دموکراتیک و تبعیض آمیز جمهوری اسلامی، شکل گرفته اند.

مورد دیگر صحبت کردن از آزادی اجتماعات و پایبندی به اصل ۲۷ قانون اساسی است. در اصل ۲۷ قانون اساسی، آزادی اجتماعات مشروط پذیرفته شده است. این امکان فقط شامل اجتماعاتی است که مخل به مبانی اسلام نباشند. یعنی این همان اصلی است که بر اساس آن به کروبی رئیس مجلس پیشین و موسوی ،نخست وزیر سابق هم، اجازه راه پیمائی داده نشد. مفسر این اصل افرادی چون جنتی هستند.

ضعف دیگر این بیانیه این است که بار دیگر آقای موسوی رنگارنگی جنبش سبز را که پیش از این بارها مورد تائید قرار داده بود از یاد می برد و جنبش سبز را دوباره اسلامی معرفی می کند. او می گوید: “من لازم می دانم قبل از آنکه راه حل خودم را برای خروج از بحران مطرح سازم ، برهویت اسلامی و ملی و مخالف سلطه بیگانگان و وفادار به قانون اساسی ما و جنبش سبز تاکید نمایم”. هیچکس از آقای موسوی نمی خواهد که از اعتقادات اسلامی خود دست بشوید. ایشان هم خوبست چتر اسلام را بالای سر کسانی که مسلمان نیستند، اما جنبش سبز را قبول دارند، نگیرد. زبان و فرهنگی که خصوصا طی این چند ماهه آقای موسوی به کار گرفته است، با زبان حاکمان جمهوری اسلامی، فاصله زیادی دارد. چنین سخنان و برخوردهایی، زبان او را به حاکمان کنونی نزدیک می کند.

بخش : سياست
تاریخ انتشار : ۱۳ دی, ۱۳۸۸ ۶:۱۳ ب٫ظ

آخرین نوشته‌ها:

لینک کوتاه

نظرات

Comments are closed.

به مناسبت سالگرد تجاوز نظامی امریکا-اسراییل به ایران در جنگ ۱۲ روزه

هیئت سیاسی- اجرایی سازمان فداییان خلق ایران (اکثریت): بدون اصلاحات ساختاری در نهادهای تصمیم‌سازی و تصمیم‌گیری سیاسی، اقتصادی و اجتماعی و بدون توانمندسازی جامعه مدنی، تقویت انسجام ملی ممکن نخواهد بود؛ آن هم در جهانی که معادلات قدرت، امنیت و توسعه با شتابی بی‌سابقه در حال تغییر است. در چنین شرایطی، راه دیگری برای بقا نیست

ادامه »

ایران در آستانه فروپاشی: اعتراضات، عدم حقانیت حاکمان و بن‌بست‌های پیش‌رو…

شورای سردبیری کار: تجربه تمامی طول دوران حیات حکومت اسلامی نشان می‌دهد که هر موج سرکوب، به‌جای تثبیت پایدار نظام، پایگاه اجتماعی نظام را کوچک‌تر می‌کند، شمار بیشتری از شهروندان را به صف مخالفان می‌راند و پس از مدتی، اعتراضات گسترده‌تری دوباره سر برمی‌آورد. این بار اما فشار از پایین با خطر تشدید تنش در سطح منطقه‌ای و بین‌المللی نیز هم‌زمان شده است. در چنین فضایی، اسرائیل ـ با سابقه حملات تحریک آمیز و تلاش مستمر برای تضعیف جمهوری اسلامی ـ ممکن است اعتراضات داخلی را فرصتی برای ازسرگیری حملات علیه ایران تلقی کند. این هم‌زمانی نارضایتی داخلی و تهدید خارجی، معادله‌ای بسیار خطرناک برای کشور ما ایجاد کرده است.

مطالعه »

ترامپ با تحقیر نتانیاهو ممکن است موجب شود او خاورمیانه را به آتش بکشد.

استر سلومان: نتانیاهو در پرونده ایران خود را پیروز جنگ معرفی می‌کرد، اما اکنون ترامپ در حال رفتن به سمت توافقی با ایران است. این یعنی به جای روایت نتانیاهو از «پیروزی کامل» باید «تحقیر شدن در جبهه ایران» را جایگزین آن کرد. حال اما ترامپ ظاهراً می‌خواهد با ایران به توافقی برسد که جنگ را متوقف کند، تنگه هرمز را باز کند و پرونده هسته‌ای را به یک روند مذاکراتی بعدی بسپارد. این نوع توافق، از نگاه نتانیاهو، ایران را نابود نمی‌کند؛ بلکه آن را از مرحله بقا وارد مرحله تثبیت می‌کند.

مطالعه »

گل به‌خودی فیفا در دادن میزبانی جام جهانی به آمریکا و کانادا و نادیده گرفتن تبعیض نسبت به تیم های شرکت کننده…

گودرز اقتداری: تیم ملی همانگونه که در جام جهانی ۲۰۲۲ در قطر هم هدف تظاهرات مخالفین جمهوری اسلامی قرار گرفت در این بازیها نیز با تقابل مخالفین جمهوری اسلامی بویژه طرفداران سلطنت روبرو خواهذ بود. پیش بینی ها اما انست که این بار شاید بخاطر میزبانی در امریکا و کانادا که هر دو میزبان صد ها هزار ایرانی متمایل به رضا پهلوی هستند، امکان در گیری های بیشتر محتمل‌تر است…. در دیدگاه ما اما تیم ملی تیم تمام مردم ایران است و در این شرایط که کشور هدف حملات و خسارات بی‌بدیل در تاریخ معاصر خود بوده است پیروزی تیم ملی و حمایت عمومی هم‌وطنان برای ایجاد اتحاد و هم‌بستگی ملی بیش لز پیش ضروری و مورد انتظار است. ما مانند همه هنرمندان و روشنفکران میهن تحت ستم‌مان ورزش‌کارانی که با پرچم ایران در هر میدانی مبارزه میکنند را نیز فرزند ایران و از ان خود میدانیم و پیروزی هایشان را در میدان‌های جهانی ارج می‌گذاریم.

مطالعه »
شبکه های اجتماعی سازمان
آخرین مطالب

بازتولید خشونت و رویکرد حذفی در سپهر سیاسی ایران

بیانیه حزب اتحاد ملت در استقبال از تفاهم و پایان جنگ: توفیق در میدان، مسئولیت در حکمرانی

مطالعه‌ای جامعه‌شناختی در نگرش انسان‌محور و توسعه‌گرای هدی صابر

«عظمت دوران پهلوی»، بازسازی یک دروغ!

نقش عوامل غیرعقلانی در تصمیم‌گیری‌های نظامی آمریکا: شواهدی از ویتنام، عراق، لیبی و ایران