سامانه اینترنتی سازمان فداییان خلق ایران (اکثریت)

GOL-768x768-1

۳۱ اردیبهشت, ۱۴۰۵ ۱۲:۴۴

پنجشنبه ۳۱ اردیبهشت ۱۴۰۵ - ۱۲:۴۴

نیچه: شاعر و فیلسوف

در آغاز، تئوری اخلاق نیچه تحت تاثیر نظریه اخلاق اسپینوزا بود. نیچه اخلاق غرب در طول تاریخ را به دو بخش تقسیم می کند: اخلاق مثبت اربابانه یونانی و اخلاق منفی برده وار ادیان ابراهیمی. امروزه اشاره می شود که انتقاد او از اخلاق، جانبداری از بی اخلاقی در اجتماع نیست

سفر به ابدیت خوش باد.

کاش آخرین واژه را

از دهانت می بوسیدیم.

لبخند مقدس ات علیه مرگ نابکار،

ولی بیخیال ما زنده ایم.

گرچه در لحظه مرگ

غیاب شاگردانت

احساس شد.

استادان دانشگاهی غرب از میانه قرن بیست دیگر پیرامون شاعر یا فیلسوف بودن نیچه پرسشی ننمودند. نیچه یکی از روشنفکران اریستوکراتی و خالق اشعار ایمپرسیونیستی، خود تحت تاثیر اشعار گوته، هلدرلین و کلوپاستوک در ادبیات آلمان بود. او بعد از سال ۱۸۹۰ تاثیر مهمی روی ادبیات آلمان گذاشت. هیچ فیلسوفی مانند او ادبیات پایان قرن ۱۹ و آغاز قرن ۲۰ غرب را آنچنان تحت تاثیر خود قرار نداد. امروزه بعضی از محافل ادبی، او را نماینده ادبیات سمبولیسم، امپرسیونیسم، رمانتیک نو و اکسپرسیونیسم بشمار می آورند. بعدها ناتورالیستها نیز متکی به آثار او، خالق ادبیاتی شدند. او حتی امروزه روی فرم و محتوای آثار بعضی از نویسندگان زمان حال مانند پیتر هندکه، نویسنده اتریشی اثر داشته. نیچه خود قضاوت اش در باره هنر و ادبیات، احتیاط آمیز یا در چهار چوب نظرات استتیک هگل بود. اگزیستنسیالیسم و فلسفه زندگی نیچه در جستجوی نوعی انسان جدید است.

نیچه بیشتر مرد هنر است تا مرد علم. او رمان نویسانی مانند هسه، موسیل، توماس و هاینریش مان را تحت تاثیر خود قرار داد. نیچه خود از نظر سبک نویسندگی عالی، تحت تاثیر قلم توانای مارتین لوتر، اصلاحگر مسیحیت و مترجم کتاب انجیل به آلمانی، در قرن ۱۶ بود. جریانات ادبی دیگر تاکنون حداقل مدتی زیر تاثیر نظرات نیچه بوده اند. ناتورالیستها آن زمان فکر می کردند دلایلی را که نزد مارکس نیافتند، نزد نیچه یافته اند. نیچه در غالب آثارش به بحث پیرامون مقوله های هنر، علم و اخلاق پرداخت. فلسفه نیچه غیر از موضوعات اخلاق و انسانشناسی، به مقوله های هنر و فرهنگ نیزمی پردازد. امروزه اشاره می شود که هیچ کس مثل او به جنبه های منفی هنر و فرهنگ یونان باستان نپرداخته است. نیچه در جوانی آثار متنوعی در باره فرهنگ یونان نوشت ولی آشنایی او با نظرات شوپنهاور باعث شد که او سراغ فلسفه برود.

بیشتر آثار نیچه انتقادی از اخلاق و دین مسیحی آن زمان هستند. او می گفت که دین همچون اخلاق تبدیل به یک ایدئولوژی شده است. توماس مان نوشت که او دارای یک روانشناسی تیزبینانه است که دگمهای اخلاقی گذشته را به نقد می کشد. در آغاز، تئوری اخلاق نیچه تحت تاثیر نظریه اخلاق اسپینوزا بود. نیچه اخلاق غرب در طول تاریخ را به دو بخش تقسیم می کند: اخلاق مثبت اربابانه یونانی و اخلاق منفی برده وار ادیان ابراهیمی. امروزه اشاره می شود که انتقاد او از اخلاق، جانبداری از بی اخلاقی در اجتماع نیست. کتاب جملات قصار او غیر از اخلاقگرایان فرانسوی و رمانتیکها، زیر تاثیر آثار گوته، هاینه و لیشتنبرگ است.

مورخان فلسفه، آثار او را شامل سه دوره می دانند. مرحله اول شامل هنر و فلسفه است. در مرحله دوم او به نقد و اهمیت تاریخ گرایی در زندگی می پردازد. در مرحله سوم و در کتاب ” چنین گفت زردشت ” او غیر از فلسفه زندگی به رستاخیر ابرمرد یا انسان برتر اشاره می کند. ابرمرد نیچه می کوشد تا ورای اخلاق مسیحی قرار گیرد. امروزه گفته می شود که ابرمرد او مخلوطی از اسطوره های رمانتیک و دارونیسم بی پایه بود. او به طنز می نویسد که انسان اروپایی، خدای مسیحی را کشت تا می دانی به ظهور انسان برتر بدهد. در نظر نیچه در طول تاریخ به کسانی که تجاوز شد، سراغ ادیان ابراهیمی رفتند و از برابری، برادری، همدردی، و آزادی، بجای شعار غرور یونانیها و رومیها، سخن گفتند. در نظر او معنی تاریخ خلاف خواسته اخلاق، نه رضایت بشر بلکه انتخاب و رشد ابرمرد است. بالاترین ایده، در مقابل مرگ، بیماری، ضعف و همدردی، ارزش زندگی است. در نظر نیچه، زردشت سنبل تکرار چرخ فلک است چون او نه خدایی می شناسد و نه متافیزیک و نه روح ابدی. نیچه می نویسد که از زندگی می توان فقط بصورت پدیده ای استتیک دفاع کرد. ابرمرد صوری نیچه غیراخلاقی ولی استتیک است. اوتوپیهای نیچه مفاهیمی خیالی هستند. امروزه اشاره می شود که نیچه آنزمان طبقه و قشر ارتجاعی خودرا ترک نمود تابا کمک ابرمرد خیالی اش، ایده آلی تازه بیابد. بعدها ادعا شد که چون خواهر نیچه هوادار فاشیسم آلمان بود به یکی از آثار او عنوان جعلی ” اراده برای قدرت ” را داد تا نزد نازیها خودشیرینی نموده باشد. او حتی عصای پیری و راه پیمایی برادرش یعنی نیچه را به هیتلر شخصا هدیه داد.

نیچه در زمان خود مخالف علم و تاریخ گرایی مرسوم بود. او حرکت جهان و تاریخگرایی را تکراری، پوچ و نیهلیستی می دانست. انتقاد او از سوسیالیسم و امپریالیسم، انتقاد از انقلاب و تمایلات امپراتوری دوم آلمان در قرن ۱۹ بود. او با تحقیر اصلاحگرایان و انقلابیون می گفت که می ان ایده آلها و زندگی انسان، تضادی غیرقابل حل وجود دارد. نیچه با تبدیل متافیزیک اراده به متافیزیک هنری، قطع رابطه با عقلگرایی را تکمیل نمود. او نوع زندگی هنرمندانه را وسیله ای برای حل تضادهای جهان مدرن برای انسان می نامید. نیچه می گفت چون جهانی منطقی و عقلگرا وجود ندارد، از جهان می توان فقط دفاعی استتیک نمو د. زندگی نیچه و خلق آثارش، با هم وحدتی آشکار دارند. در نظر او تاریخ انسان حرکتی است بدون هدف و پیشرفت، چون انگیزهها و شرایط آن مدام فقط تکرار می شوند. نیچه با همه بدنامی اش در فلسفه، علیه شونیسم آلمان آنزمان و علیه یهودی ستیزی راسیستها در اروپا، مبارزه نمود. او خود را فیلسوف آینده تاریخ اروپا می دانست.

از نظر بیوگرافی، نیچه در سال ۱۸۴۴ در یک خانواده مسیحی در جنوب شرقی آلمان بدنیا آمد و در سال ۱۹۰۰ بعد از ۱۰ سال جنون، در شهر فرهنگی وایمار در گذشت. نیچه در جوانی به سبب نشر چند کار علمی دعوت به شغل استادی در دانشگاه باسل در سوئیس گردید. او آنزمان ۲۵ ساله بود و پایاننامه دکترایش را هنوز تحویل نداده بود. وی بعد از بازنشستگی زودرس به سبب بیماری، زندگی بی خانمانی را در جنوب آلمان، ایتالیا و فرانسه آغاز کرد. نیچه سالها در مسافرخانه های ارزان در درههای کوههای آلپ برای کاهش رنج بیماری اش، زندگی کرد.

نیچه در جوانی زیر تاثیر فلسفه شوپنهاور و موسیقی واگنر قرار گرفت. مسیحیت گرایی پایانی آثار واگنر موجب شد که او از واگنر جدا گردد. نیچه زیر تاثیر آثار ولتیر به انتقاد از فرهنگ آلمان زمان خود پرداخت. خلاف شوپنهاور هنر برای نیچه نقش آزادی بخش داشت نه برای فرورفتن در عالم خلسه. فلسفه او بیش از شوپنهاور با زندگی اش گره خورده لست. امروزه ادعا می شود که او غیر از فاشیسم روی مارکسیسم و اگزیستنسیالیسم نیز بی تاثیر نبوده است. توماس مان نوشت که او روانشناسی زوال اروپای پیش از دو جنگ جهانی اول و دوم را پیش بینی نمود. نیچه غیر از تاثیر روی اگزیستنسیالیسم و علم فیلولوگی روی فیلسوفانی مانند کاسپارس و هایدگر نیز اثر گذاشت. در کتاب ” چنین گفت زردشت ” او شعر اکسپرسیونیستی را به اوج خود رساند. نویسندگان جریانات مختلف ادبی اروپا مانند شلاف، ارنست یونگر، توماس و هاینریش مان، تسوایگ، بن، و هرمان هسه، درباره او کتاب و مقاله نوشتند. نیچه مدعی بود که سقراط مقصر سقوط خلاقیت فکری در یونان باستان بود. نیچه را امروزه یکی از فیلسوفان خردگریز فلسفه غرب می دانند.

تاریخ انتشار : ۶ اردیبهشت, ۱۳۸۹ ۱۱:۵۱ ب٫ظ

آخرین نوشته‌ها:

لینک کوتاه

نظرات

Comments are closed.

به مناسبت سالروز پیروزی بر نازیسم؛ هیچ نیروی اهریمنی نمی‌تواند بر مردمی متحد پیروز شود

هیئت سیاسی- اجرایی سازمان فداییان خلق ایران (اکثریت): همان‌گونه که اتحاد شوروی در ژوئن ۱۹۴۱ با اتکای به اتحاد مردمی در برابر تجاوز ایستاد، ایران نیز در اسفند ۱۴۰۴ دچار تحولی بزرگ شد. همبستگی مردم در دفاع از میهن، که به عین دریافتند فرزندانشان در نیروهای مسلح، به اتکای پشتیبانی جامعه است که قادرند از کشورشان در برابر خطر موجودیتی دفاع کنند.

ادامه »

ایران در آستانه فروپاشی: اعتراضات، عدم حقانیت حاکمان و بن‌بست‌های پیش‌رو…

شورای سردبیری کار: تجربه تمامی طول دوران حیات حکومت اسلامی نشان می‌دهد که هر موج سرکوب، به‌جای تثبیت پایدار نظام، پایگاه اجتماعی نظام را کوچک‌تر می‌کند، شمار بیشتری از شهروندان را به صف مخالفان می‌راند و پس از مدتی، اعتراضات گسترده‌تری دوباره سر برمی‌آورد. این بار اما فشار از پایین با خطر تشدید تنش در سطح منطقه‌ای و بین‌المللی نیز هم‌زمان شده است. در چنین فضایی، اسرائیل ـ با سابقه حملات تحریک آمیز و تلاش مستمر برای تضعیف جمهوری اسلامی ـ ممکن است اعتراضات داخلی را فرصتی برای ازسرگیری حملات علیه ایران تلقی کند. این هم‌زمانی نارضایتی داخلی و تهدید خارجی، معادله‌ای بسیار خطرناک برای کشور ما ایجاد کرده است.

مطالعه »

سایه سنگین ۱۹۴۸: چگونه «نکبت» برای فلسطین یک فرآیند زنده و روزمره شد؟

در سطحی کلان‌تر از روایت‌های تاریخی و تحلیل‌های موردی، می‌توان استدلال کرد که «نکبت» نه صرفاً یک رخداد تاریخی با نقطه آغاز مشخص در سال ۱۹۴۸، بلکه نوعی منطق تاریخی-فضایی در حال تداوم است که رابطه میان قدرت، سرزمین و جمعیت را در یک چارچوب ساختاری بازتعریف کرده است. در این خوانش، ۱۹۴۸ نه لحظه پایان یک نظم پیشین، بلکه لحظه تثبیت یک الگوی جدید از سازمان‌دهی سیاسی فضا و جمعیت است؛ الگویی که قابلیت انطباق با شرایط تاریخی متغیر را در دهه‌های بعد حفظ کرده است.

مطالعه »

«تنبیه خاموش» یا آزادی بیان!

فارغ‌التحصیلان مطالعات خاورمیانه نتیجه گرفته اند که: «برکناری فانی پیام تکان‌دهنده‌ای به دانشجویان و محققان مطالعات خاورمیانه می‌فرستد مبنی بر اینکه تحقیق، تدریس، خدمات نهادی و بحث آزاد در مورد موضوعات حساس سیاسی، مانند جنگ جاری در ایران، مشمول سانسور سیاسی و تحریم‌های نهادی است. چنین پیامی نه تنها با ارزش‌های اصلی مأموریت آموزشی و علمی دانشگاه واشنگتن در تضاد است، بلکه با اصول آموزش دانشگاهی و آموزشی ما نیز مغایرت دارد، اصولی که ما را به تفکر انتقادی، مشارکت در بحث‌های علمی آزاد و مواجهه با سوالات سیاسی فوری با دقت و صداقت فرا می‌خواند.

مطالعه »
شبکه های اجتماعی سازمان
آخرین مطالب

محاکمه مجدد احمدرضا حائری هم‌زمان با ادامه حبس او در قزل‌حصار

زادروز دکتر محمد مصدق؛ کابوس جاودانِ مستبدان، وابستگان و دشمنانِ حاکمیت ملت ایران، گرامی و مبارک باد

پیش به سوی اتحاد گسترده «چپ»:  برای میهن، نان، کار، خانه؛ برای کودک، مرد، زن، زندگی، آزادی

بررسی وضعیت اسف‌بار زندانیان زن در ایران

وکلای تسخیری به ابزار تسریع اعدام معترضان تبدیل شده‌اند

اعتراف قوه قضاییه به اعدام دست‌کم ۳۹ زندانی سیاسی تنها در ۷۸ روز