حضور دو تن از سوی سندیکای شرکت واحد و یکنفر از انجمن صنفی معلمان- مریوان فرصتی برای کارگران و معلمان ایران فراهم ساخت که برخلاف تصویرهای دروغین و بزک شد رژیم و خانه کارگر و نمایندگان قلابی و برگزیده رژیم، تصویری روشن تر ازسیمای جنبش کارگری ومعلمی در سطح جهانی مطرح شود. بی تردید بهره گرفتن از چنین تریبون هائی برای طرح مطالبات و تقویت همبستگی کارگران و زحمتکشان جهان واجد اهمیت است. سوای آن دو نکته زیر در رابطه با حضور و سخنان آن ها درخور توجه است:
الف– این که چگونه رژیم برخلاف روال همیشسگی این بار اجازه خروج به آن ها را داده است؟ پرسشی که توسط برخی حاضران مطرح گردید و پاسخ هائی نیز از سوی سخنرانان داده شده. در اصل پاسخ این پرشش را باید رژیم و صادرکنندگان مجوز خروج باید بدهند. در سیستم که عملا دو دولت موازی وجودارد و هرکس سازکار خود را می زند و تصمیم ها نیز اساسا درپشت پرده اتخاذ می شود و کسی از نحوه و عامل آن خبرندارد تنها می توان در توضیح آن به حدس گمان بسنده کرد: در این رابطه جناح دولت از یکسو سعی می کند که علیرغم کارشکنی های جناح دیگر نظر مساعد اروپائی ها را به حمایت از برجام و مقابله با تحریم های دولت آمریکا جلب کند. عامل دیگر هم رشد جنبش های اعتراضی کارگران و معلمان و کلا جنبش های مطالباتی و اعتراضی و بی خاصیت شدن تشکل های دولتی و وابسته به رژیم مثل خانه کارگر است که جناح حاکم با درک موقعیت شکننده ای که حاکمیت با آن مواجه شده سعی می کند که به سهم خود دریچه هائی برای کاهش از آسیب پذیری سیستم و غلیان اعتراضات بگشاید. نمونه باصطلاح طرح عفو عمومی ایرانیان خارج از کشور (در اصل برای سرمایه های ایرانیان و لابی گری آنها در خارج) و یا تصویب اماکنی برای اعتراضات مردمی (که مضحکه ای بیش نیست) و یا تلاش برای لوایج چهارگانه اسنیف که با مقاومت و مخالف سپاه و جناح دیگر مواجه و فعلا تا دو ماه به محاق رفته است و یک سری از این قبیل اقدامات مبادرت کرده است. اجازه خروج را که ممکن است فردا جناج دیگر به همان خاطر آن ها را دستگیر و یا تحت فشارقراردهد را نیز باید کلا از این نوع اقدامات بشمارآورد… . اقداماتی که در کل در زیر فشار داخلی مردم و بین المللی صورت می گیرد. بدیهی است که ضمن فهم تاکتیک و سیاست رژیم و خنثی کردن سوءاستفاده های آن می توان و باید از گشوده شدن این نوع دریچه ها که ممکن است کوتاه مدت باشد و حتی هزینه هم داشته باشد برای رساندن صدا و مطالبات کارگران و تقویت همبستگی کارگران و زحمتکشان جهان بهره گرفت.
ب– سخنان دو تن از سوی سندیکای شرکت واحد یعنی سخنرانی های رضا شهابی و داوود رضوی مجموعا و بطورعمده در چهارچوب مطالبات صنفی قراردارد، اما سخنان لقمان ویسی از مطالبات صرف صنفی فراتررفته و با برقراری پیوند با مبارزه طبقاتی و طرح موضوعات و مبارزات مهمی که جامعه ما در گیرآن است، به شکلی شیوا و منسجم از چهارچوب تنگ صنفی فراتررفته و به طرح واقعی معضلات جامعه پرداخته است. انتقاد از پولی و خصوصی شدن تحصیل و از محتوای برنامه های درسی و رابطه این نوع نظام آموزشی با افزایش شکاف طبقاتی و تولید کودکان کار و دانش آموزانی در منطقه که ناچارند کولبری کنند، انتقاد از سیاست های نئولیبرالی رژیم، مردسالاری و اهمیت جنبش زنان و… از نکات مهم سخنرانی اوست. البته این نوع رویکرد توسط یک نماینده جنبش معلمان تصادفی نیست و بازتابی است از مطالباتی که در میان قشر بزرگ معلمان به عنوان یک نیروی وسیع و سراسری و پیشرو و دارای نقش استراتژیک در صفوف متکثر و گسترده مزد حقوق بیگران اعم از کارگران صنعتنی و خدماتی مطرح هستند. او به اهمیت جنبش معلمان به عنوان یک جنبش گسترده و پیوندی که با میلیون ها دانش آموز دارد اشاره می کند. چنین رویکردی در گوهرخود برخاسته از آن نوع کنشگری است که در سطح جنبش های صنفی-مطالباتی متوقف نمانده، بلکه بطور همزمان از یکسو در سطح افقی به جنبش صداستبدادی سراسری گره می خورند و از سوی دیگر به لحاظ محتوائی و حرکت در عمق با مبارزه و مطالبات طبقاتی پیوندتنگاتنگی برقرار می نمایند. ناگفته نماند که در نظام سرمایه داری رابطه کارگر- سرمایه یک رابطه وجودی و سرشتی است. بدون کار کارگر سرمایه نمی تواند فربه شود و به حیات خویش ادامه دهد، همانطور که بدون مناسبات سرمایه داری هم کارگر به عنوان کارگرمزدبگیر بی معنا خواهد بود و در واقع آن ها یکدیگر را بازتولید می کنند. از همین رو بدیهی است که مبارزه در چهارچوب سیستم فی نفسه نمی تواند خللی به این سیکل معیوب وارد کند. خروج از این سیکل مستلزم پیوندمبارزه صنفی با مبارزه طبقاتی و ضد سیستم است، و تا مادامی که جنبش طبقه کارگر به این آمادگی و خودآگاهی نرسد که برای تغییر واقعی شرایط لازم است که از مطالبات صنفی فراتر برود، قادر نخواهد بود که بطور عینی به عنوان نیروی پیشرو و رهائی از شرایطی که او وجامعه را زنجیرکرده است، نقش آفرینی کند.
در پایان این یادداشت جا دارد که به این بخش از سخنان بیادماندنی و پرمعنای لقمان ویسی از انجمن صنفی معلمان کردستان- مریوان مروری داشته باشیم: او ضمن اشاره به فضای آموزشی نامناسب با ذکر عبارتی از صمد بهرنگی نتیجه گرفت زمانی که یک دانشآموز در چادر درس میخواند و عکس روی کتاب درسی، مدرسهای چند طبقه و مجهز هست، معلم به ناگزیر از چارچوب متعارف فعالیت سندیکایی خود خارج میشود و به کودکان توضیح میدهد که شکاف طبقاتی سبب شده است همه کودکان از امکانات آموزشی مناسب برخوردار نباشند.
منبع گزارش:
https://www.radiozamaneh.com/399644
در اهمیت استراتژیک جنبش معلمان می توانید به مطلب زیر نگاه کنید: