در مواجهه با آرایش انتخاباتی شکل گرفته ، موسوم به پنج+یک ، اولین نکته ای که به ذهن متبادر می شود، چرایی چنین چینش انتخاباتی توسط شورای نگهبان است. ترجمان این نوع مهندسی انتخابات از بالا، نه تنها از منظر روشنفکران، بلکه وقتی از نگاه عقل سلیم عامه هم بدان نگریسته شود، چیزی جز تلاش برای داغ کردن تنور انتخابات، با هدف ترمیم مشروعیت ویا هژمونی از دست رفته نیست. در درستی این قضاوت نمی توان چند وچون نمود ویا خدشه ای بر آن وارد آورد.
نگارنده این سطور، در۲۴ اردیبهشت ۱۴۰۰ و پیش از شکل گیری آریش نهایی انتخابات ریاست جمهوری ۱۴۰۰، مسعود پزشکیان را، تنها گزینه ممکن و رای آوراصلاح طلبان، در انتخابات دانستم. همچنین در نوشته ای مفصل، در اسفند ماه سال گذشته با عنوان “سلطه بدون هژمونی” و به بهانه انتخابات مجلس، به نکات مهمی پرداختم و اکنون نیز به مناسبت انتخابات ریاست جمهوری ۱۴۰۳ در تحلیلی کوتاه و در همان چهارچوب، سعی میکنم به انکشاف بحث، بپردازم:
چرا به پزشکیان، فرصت رقابت داده شد؟
یکم- قوه عاقله و عاقبت اندیش بلوک قدرت مستقر، نیک دریافته تدوام سلطه بدون هژمون ، در میان مدت ودراز مدت،کارساز نیست. از سوی دیگر به تجربه می داند تکرار تئاتر انتخاباتی به سبک وسیاق ۱۴۰۰ میزان مشارکت را به زیر ۴۰% خواهد رساند. چرا که باز سازی رضایت واقناع و تولید مشروعیت، با خطبه وفرمان و توصیه کار نمی کند. حتی تضمینی نیست، که با جو هیجانی ایجاد شده بعد از کشته شدن ابراهیم رئیسی و نماد سازی تحت عنوان “حماسه وداع”، میزان مشارکت در انتخابات ریاست جمهوری به نصاب انتخابات مجلس یعنی ۴۲% برسد.شکی نیست ترکیب کاندیداهای انتخاباتی “پنج بعللاوه ی یک”، برای افزایش امکان مشارکت انتخاباتی است و این موضوع را نباید به “فریب حکومت” تقلیل داد. چرا که، هم امکانی را در پایین، برای انتخاب فراهم می کند وهم هدف ساختارقدرت ، در خرید مشروعیت را متحقق می سازد. این تصمیم شورای نگهبان در فضای انتزاعی شکل نگرفته بلکه حاصل دیالکتیک و رابطه متقابل قدرت و جامعه است.
دوم- نباید تصور کرد، عبور پزشکیان از فیلتر شورای نگهبان، تصادفا و یا سهوا اتفاق افتاده ویا اینکه قرار است پزشکیان، به عنوان نامزد پیشاپیش شکست خورده ،تنها تنور انتخابات را داغ کند. تجربه انتخاب خاتمی و حسن روحانی در سالهای ۷۶ و۹۲ پیش روی ساختار قدرت است. پس باید قبول کرد شورای نگهبان ومشاورانش، با این تصمیم خویش پیه انتخاب شدن پزشکیان را هرچند با احتمال کم به تن ساختار قدرت مالیده اند. یعنی این باراحتیاج به افزایش مشارکت (باز تولید هژمونی ازدست رفته) برای حکومت، آنقدر مهم بوده که ریسک این تصمیم را هم پذیرفته اند.
سوم- با نگاهی پس نگرانه به وقایع سه سال اخیر، در می یابیم که یک دست سازی قدرت، لزوما به معنای انسداد سیاسی نیست و هیچ ارتباط ضروری بین این دو وجود ندارد. این نکته ای مهم است که در نوشته قبلی خود به آن اشاره کردم و هم پروژه های گذارگرایانه دموکراسی خواهانه و هم لاف وگزاف های براندازانه ی شکست خورده را به چالش کشیدم. چندلایگی وپیچیدگی و تکثر ذینفعان در منظومه وساختار قدرت در ایران، نوعی دینامیسم را در مواجهه با تحولات داخلی و جهانی بازتاب می دهد،که در لحظات حساس، همواره به نوعی انعطاف و عمل گرایی می انجامد. از منظر خارجی گویی دستان ماهر شعبده باز و بازی گردان بازی قدرت در ایران، هردم شعبده ای جدید از آستین بیرون می آورد.
اتفاقات چند ماهه اخیر وموضع مستحکم ایران در دفاع از فلسطین و عملیات “وعده ی صادق” ایران در برابر اسرائیل و دیپلماسی نسبتا موفق ایران در ارتباط با کشورهای منطقه و این آخری انتخابات ریاست جمهوری زودهنگام و فراهم آمدن امکان اصلاح طلبان برای شرکت در انتخابات پیش رو همگی درستی این نظریه را به اثبات می رساند.
چهارم- شورای نگهبان با این تائید صلاحیت، فرصتی دیگر برای وزن کشی سیاسی اصلاح طلبان فراهم خواهد ساخت. کاری که در سال ۱۴۰۰ نکرد.که اگر چنین می کرد التیامی بود بر ترمیم زخم آبان ۹۸ و سقوط هواپیمای اوکراینی. هرچند نگارنده براین باور است که اصلاح طلبان در صورت داشتن کاندیدا هم، امکان بر انگیختن جامعه، برای شرکت در انتخابات ۱۴۰۰ را نداشتند.
پنجم- درتحلیل آرایش انتخاباتی ۵+۱ که فرمول جدید شورای نگهبان برای رقابت برسر منصب ریاست جمهوری است، عدد یک سرنخ مهمی به ما می دهد. چرا که به مسعود پزشکیان ارجاع می دهد. جالب است که در تبلیغات انتخاباتی پزشکیان هم نشانه ای تکرار شونده و پر بسامد وجود دارد.نشانه ای که به زبان ساده ریاضی، بر کمیت اشاره دارد و می گوید یک (پزشکیان) بزرگتر از پنج (آن پنج نفر دیگر) است. اما من نه برجنبه کمی قضیه، که بر اهمیت کیفی و سر نخی که این عدد یک و دالی که بر مدلول پزشکیان ارجاع می دهد تاکید می کنم. بازی گردانان منظومه قدرت در ج.ا.ا با تائید پزشکیان می خواهند بگویند:
- زمین بازی قدرت پیشاپیش مشخص شده است و قابل تغییر نیست.
- قواعد بازی قدرت هم در این زمین پیشاپیش نوشته شده و قابل تغییر نیست.
- اما بازیگران مختلف در چهارچوب موارد بالا می توانند دست به بازی سازی بزنند.
- تاکتیک ساختار قدرت درمیدان دادن به یک تکنوکرات و پزشکی پاکدست و بی حاشیه یعنی پزشکیان نشان از دو چیز دارد:
اول اینکه: در فقدان شخص رئیسی، تیم باقی مانده همه مدعی اند وهرکدام سازی می زنند، در عین این که چیزی در چنته ندارند.نه تنها توانایی حل مسائل مبتلا به جامعه را ندارند ،بل مشکل بر مشکل می انبارند.
دوم: علیرغم مانور مشروعیت در وداع با رئیسی ، اشباح “جنبش سبز” در سال ۸۸ و “آبان ۹۸” و “زن زندگی آزادی” در سال ۱۴۰۱ در سپهر قدرت و سیاست ایران همچنان در گشت و گذارند و اضطراب ناشی از احتمال بازگشت این اشباح وامکان تجسد آنها، در کالبدی دیگر اصحاب قدرت را می آزارد. لذا نتیجه انتخابات پیش رو چه با انتخاب پزشکیان و چه با انتخاب قالیباف و یا جلیلی چند صباحی و یا حتی در میان مدت این اشباح را، از سپهر سیاست ایران دور می کند.بنا بر این، با انگاره فایده گرایانه، هم برای جامعه و هم برای ساختار قدرت، کنش انتخاباتی مشارکت، نوعی بازی دو سر برد است.
ساختار قدرت از اتهام یکدست سازی مبرا می شود و چه بسا دستگاه دولت با انتخاب پزشکیان کارآ مد تر شود و جامعه ناراضی هم از طلاق عاطفی با حکومت، به سیاست بازنمایی ونمایندگی رجوع می کند.
پی آمدها و نتایج انتخاب مسعود پزشکیان
در مقاله قبلی موسوم به “سلطه بدون هژمونی” به اختلافات و ادعاهای طیف وسیع اصلاح طلبان با دولت اصول گرای رئیسی پرداختم. اندک سالاری، فرقه گرایی، انحصار طلبی، فساد وتبعیض وتخریب دستگاه تکنوکراتیک وبوروکراتیک کشور از مهمترین آنها بود .نگارنده این سطور، تا حد محدودی که به رصد فضای مدیریتی در عرصه های اقتصادی وسیاسی وفرهنگی و آموزشی کشور طی این سه سال پرداخته ، این انتقادات را وارد دانستم.عرصه مدیریت کشور نباید بستری برای اطفای شهوت قدرت ویا یکه تازی های باندی وجناحی باشد.
بنابراین انتخاب مسعود پزشکیان به عنوان رئیس جمهور، فرصتی برای ترمیم ساختار بورکراتیک وتکنوکراتیک کشور و فراهم آوری اجماع نخبگانی، برای روند توسعه کشور و ترمیم رابطه گسیخته دولت با جامعه مدنی است.
شوربختانه پرچم عدالت خواهی و اعتراض به شکاف هردم فزاینده طبقاتی، در نبود و یا ضعف تشکل های اصیل وارگانیک چپ و کارگری وکارمندی همواره دستاویزی برای جریان های راست در جهان و ایران بوده است.
وقتی چپ ایران در دهه شصت سرکوب شد و جریان چپ مذهبی، در جنبش موسوم به اصلاحات، پرچم عدالت اجتماعی و کاهش شکاف طبقاتی را فرونهاد و با شیفتگی به تغییرات وتنظیمات نو لیبرالی گردن نهاد، عملا فرصت مفصل بندی مطالبات فرودستان ،با مطالبات طبقه متوسط جدید ایران از دست رفت. جنبش اصلاحات ،با این غفلت تاریخی خود، فرصتی برای پوپولیسم راست در ایران، فراهم ساخت وبدترین شکل تاچریسم در ایران، به دست محمود احمدی نژاد رقم خورد.
با توجه به موارد پیش گفته، امروز در می یابیم که پرچم عدالت خواهی و نقاب انقلابی ضد رانت وفساد، در جریان اصول گرایی ، نه امری خود بنیاد و ارگانیک، بلکه زیوری عاریه ای و همواره یکی از دوبال پرواز جبهه پایداری بوده است. بال دیگر پایداری چی ها، بال عفاف وحجاب است که تبدیل کردن آن به یک اصل مقدس وغیر قابل خدشه در ساختارقدرت علاوه بر فعال کردن گسل جنسیتی، باعث فعال شدن گسل های مختلف دیگر، از جمله گسل قومیتی در جریان اعتراضات موسوم به زن زندگی وآزادی شد وبه مدت شش ماه کشور را، در نا آرامی فرو برد. لذا فریب پرچم عاریتی عدالتخواهی را، که یاران محصولی در جبهه پایداری و حلقه سعید جلیلی برافراشته اند، نباید خورد.
سوال اصلی امروز این است: که شعار حق و عدالت مسعود پزشکیان، چه نسبتی با مطالبات فرودستان و کارگران و کارمندان دارد؟ نکته مهم دیگر این است که طیف چپ اصلاح طلب هنوز بدون لکنت از عدالت اجتماعی و عواقب فاجعه بار واگذاری ها، ذیل نام خصوصی سازی و کالایی سازی آموزش و بهداشت سخن نمی گوید. آیا اصلاح طلبان، این بار وزن و اعتبار بیشتری به نابرابری و مبارزه به فقر وفساد می دهند؟ آیا کلید واژه های حق و عدالت در سخنان پزشکیان، امکان مفصل بندی مطالبات فرودستان و طیف های موسوم به طبقه متوسط را فراهم می کند؟ آیا ائتلاف و جبهه ای تاریخی که بتواند، گفتمان عدالت اجتماعی و مبارزه با تبعیض و نابرابری را به عنصری مهم در گفتمانهای توسعه و “دولت توسعه بخش” تبدیل کند در حال شکل گیری است؟
تحقق این مهم نه در گرو تنزه طلبی و اتخاذ تاکتیک همیشگی تحریم انتخابات، بل مستلزم دو راهبرد مشخص، از سوی جنبش کارگری و دانشجویی وزنان و طیف های مختلف فرودست شده از یک سو و درک یک “غیاب” و “فقدان” مطالبات فرودستان و نا شهروندان و کارگران، در گفتمان مستهلک شده و اشباع شده اصلاح طلبی است.
پزشکیان یک فرصت و دالی تهی است که می تواند:
اولا از یکسو غیاب و فقدان دال عدالت در گفتمان اصلاح طلبی را جبران کند، مشروط به این که کالبد پیر و کرخت اصلاح طلبی این پیوند را پس نزند و دنبال هضم پزشکیان، در گفتمان و راهبرد های مسلط، اما شکست خورده نئو لیبرالی نباشد.
ثانیا: طبقات مختلف فرو دست شده و بیرون افتاده از دایره تنگ قدرت و نمایندگان آنان یعنی تشکل های مختلف کارگری و کارمندی و زنان و غیره کارزارهای سخت مطالباتی خویش را، در ایام انتخابات سامان دهند و با حمایت مشروط خویش از پزشکیان، مطالبات خود را در گفتمان حق و عدالت پزشکیان جا سازی کنند.
من با دست بردن در این بیت زیبای دیوان حافظ که می گوید:
عیب می جمله بگفتی هنرش نیز بگو
نفی حکمت مکن از بهر دل خامی چند
می خواهم بگویم :
حسن می جمله بگفتی ضررش نیز بگو
نفی حکمت مکن از بهر دل عامی چند!
متاسفانه آنچه کمپین های انتخاباتی پزشکیان را داغ کرده است، کمتر مطالبات واقعی بی صدایان و فرودستان، بلکه اسطوره و افسانه برجام است که در اواسط سال ۲۰۲۵ به تاریخ می پیوندد. شرطی کردن دوباره جامعه ایران با برجام و گره زدن حل همه نابسامانی ها به امری نا ممکن، یعنی مصالحه با آمریکا به حبابی ذهنی دامن می زند. حبابی سیاسی که چند ماه پس از پیروزی پزشکیان در انتخابات خواهد ترکید. امیدوارم باز گرداندن برجام به مرکز دعواهای سیاسی در ایران، از یک تاکتیک انتخاباتی ورای آور فراتر نرود و مطالبات انباشته اقشار وسیع مردم ایران را تنها به تجارت خارجی آزاد ورفع تحریم ها فرو نکاهد.
به غیر از برجام، کلید واژه پر بسامد اصلاح طلبان، رابط متوازان با شرق و غرب جهان است. گویی که تا کنون، این غربیان نبوده اند که با تحریم ها دست رد برسینه ایران زده اند ،بلکه حکومت ایران به صورت اراده گرایانه، در سه سال اخیر، عاشق چشم و ابروی شرق شده است. تجارت بیش از سیصد میلیارد دلاری جهان عرب با چین در سال ۲۰۲۲ و تجارت ده تا پانزده میلیارد دلاری ما، با چینی ها به خودی خود گویا است.
باری، چون نتیجه گیری من از این تحلیل، رای دادن به پزشکیان است، از اطاله بیشتر کلام می پرهیزم. تنها به این نکته بسنده می کنم که باخت اصول گرایان در این انتخابات، قابل دسترس است. به خاطر فقر و فساد و تبعیض و ستمی که در این سالها بر زنان ایرانی روا داشته اند و جنبش اعتراضی نیمه دوم سال ۱۴۰۱، دستکار این طیف از حکومت گران بوده است.
مخلص کلام ، رای دادن به پزشکیان، رای دادن به حکمرانی کارآمدتر و بهتر است. رای دادن به پزشکیان، رای دادن به کاهش فشار به زنان و دختران ایرانی است. رای دادن به پزشکیان، رای دادن به کاهش تبعیض و کاهش فقر و مبارزه با فساد است.
رای دادن به پزشکیان، مشروعیت بخشی یک طرفه، به حکومتی نیست، که بسیاری ازمردم از آن طلاق عاطفی گرفته اند، بلکه رجوع مجدد با توافقی حداقلی، برای زیست مشترک در سرزمینی به نام ایران می باشد که فصل الخطاب آن صندوق رای است. لزوما در سوی دیگر فروپاشی ساختار قدرت و از دست رفتن مشروعیت، ملتی شکل نمی گیرد، بلکه در بسیاری از موارد دولت-ملتها با هم شکست می خورند و فرو می پاشند. در این تقاطع استراتژیک و لحظه و زمان تاریخی گذار به جهان چندقطبی ،مخاطرات و تلاطمات و جنگهای منطقه ای وجهانی ما را بیش از پیش تهدید می کند.
قمار انتخابات در ایران، همواره هم برای مردم وهم برای ساختار قدرت، قماری دو سویه بوده است. انتخابات سالهای ۱۳۷۶ و ۱۳۸۴ و ۱۳۸۸ و ۱۳۹۲ و ۱۳۹۶ گویای این امر است. کسی که قمار نمی کند و با تنزه طلبی و با تاکتیک ثابت تحریم، دنبال این است که از هر اتهامی در دادگاه تاریخ مبرا شود، در واقع، حال را به محال و امروز را به فردا حواله می دهد و حال آن که به قول جان مینارد کینز: “در دراز مدت ما همه مرده ایم”
م-نوید
چهارم خرداد
2 Comments
رفیق نوید درود،مجموعاً تحلیل تان تا حد زیادی منطقی و عینی ست،اما جامع و کامل نبوده ست.و به کلی گرایی بسنده کرده اید،شرکت در این دوره،معیار اعتبار سنجی چپ،بالاخص فدائیان خلق ،در پیشگاه ملت ایران ست.باید با تمام توان بفعالیت پرداخت واز تشتت و تکروی نیز پرهیز کرد.آگاهی اجتماعی با شعار و لابی و تبلیغات میسر نمیگردد،و در عرض چند روز بقول لنین کبیر،توده ها(کارگران، زحمتکشان و … به چنان درجه از آگاهی میرسند،که در طی بیست سال آموزش تئوریک بدان نمیرسند.بعبارتی درامواج شور اجتماعی شناور میگردند،و وظیفه ی مارکسیستها هدایت آگاهانه ی این نیروی مادی در جهتِ نیل به تحقق اهداف و آرمان انقلابی .رفقا مشارکت توده ای در این دوره زبانزد خواهد شد.بارها گفته ام و باز تاکید میکنم.این فرصت طلایی را که تاریخ بما ارزانی داشته،نفیس بشماریم و مثمر ثمر واقع گردیم
سلام .
چطور شما خطر پزشکیان که به دنبال احیای برجام و fatf است و روابط نیم بند ایران با چین و روسیه را زیر سوال برده است را بی اهمیت میدانید ؟
آیا صرف به حمایت از خواست اقشار متوسط و حمایت از حقوق زنان دلیل بر حمایت از ایشان میشود ؟
ایشان در این چند مناظره بارها به خرید نفت ایران توسط چین حمله کرده اند . آیا مشتری دیگری غیر از چین برای نفت ایران سراغ دارند که این همه معترض به مناسبات اقتصادی با چین هستند ؟
حمایت بی چون و چرایی کارگزاران و اتاق بازرگانی از آقای پزشکیان و حضور گستره وزرای دولت روحانی در ستاد انتخاباتی پزشکیان خاکی از دولت سوم روحانی است .
و شما چه راحت این معظلات را به صرف حمایت از حق حجاب اختیاری به فراموشی سپرده آید .