پنجشنبه ۲۴ خرداد ۱۴۰۳ - ۱۵:۱۷

پنجشنبه ۲۴ خرداد ۱۴۰۳ - ۱۵:۱۷

دختر تهیدست
دختری خرد، بمهمانی رفت، در صف دخترکی چند، خزید، آن یک افکند بر ابروی گره، وین یکی جامه بیکسوی کشید، این یکی، وصلهٔ زانوش نمود، وان، به پیراهن تنگش خندید
۲۴ خرداد, ۱۴۰۳
نویسنده: پروین اعتصامی
نویسنده: پروین اعتصامی
نامه سرگشاده به دفتر مقابله با مواد مخدر و جرم سازمان ملل متحد: همکاری با ایران را به توقف اعدام‌های مواد مخدر مشروط کنید!
ایران یکی از کشورهای عمده ترانزیت مواد‌ مخدر به اروپاست و برای محدود کردن ورود مواد مخدر از طریق مرزهای ایران به اروپا، دفتر مقابله با مواد مخدر و جرم...
۲۳ خرداد, ۱۴۰۳
نویسنده: سازمان حقوق بشر ایران
نویسنده: سازمان حقوق بشر ایران
پروندۀ شنیداری نشست سوم فرایند تدوین اصول و محورهای حداقلی برای حکومت
نشست سوم فرایند تدوین اصول و محورهای حداقلی برای حکومت روز یکشنبه ۱۳ خرداد ١۴٠۳ (۲ ژوئن ۲۰۲۴ میلادی) در تالار مجازی در سامانۀ Zoom برگزار شد. دستور نشست بحث...
۲۳ خرداد, ۱۴۰۳
نویسنده: گروه سازمان‌دهی تدوین اصول و محورهای حداقلی برای حکومت
نویسنده: گروه سازمان‌دهی تدوین اصول و محورهای حداقلی برای حکومت
حاتم اوزدمیر؛ شهروند ترکیه محکوم به اعدام در ایران-  بدون دادرسی بی‌طرفانه و خدمات کنسولی
حاتم اوزدمیر، شهروند کشور ترکیه و عضو حزب کارگران کردستان (پ. ک. ک) که در حال حاضر در زندان مرکزی ارومیه در حبس به سر می‌برد، بار دیگر از سوی...
۲۳ خرداد, ۱۴۰۳
نویسنده: سازمان حقوق بشر ایران
نویسنده: سازمان حقوق بشر ایران
کودکان کار: کودکانی که کودکی را در نبرد با فقر از دست میدهند
دوازده  ژوئن، روز جهانی منع کار کودکان است؛ کودکانی که کودکی‌های‌شان در سر چهار‌راه‌ها یا در کارگاه‌های زیرزمینی از بین می‌رود و هیچ فرصتی برای کودکی کردن ندارند‌..
۲۳ خرداد, ۱۴۰۳
نویسنده: گروه کار زنان سازمان فداییان خلق ایران (اکثریت)
نویسنده: گروه کار زنان سازمان فداییان خلق ایران (اکثریت)
بیایید به تعهدات خود عمل کنیم: به کار کودکان پایان دهیم!
اگر چه در طول زمان پیشرفت زیادی در کاهش کار کودکان حاصل شده، ولی در سال‌های اخیر شاهد معکوس شدن روندهای جهانی در همین رابطه بوده‌ ایم
۲۲ خرداد, ۱۴۰۳
نویسنده: سازمان بین‌المللی کار
نویسنده: سازمان بین‌المللی کار
نگر به لاله و طبعِ بهارِ رنگ‌پذیر ...
نگر به لاله و طبعِ بهارِ رنگ‌پذیر، یکی به رنگِ عقیق و دگر به بویِ عبیر، چو جعد زلف بتان شاخ‌های بید و خَوید، یکی همه زره است و دگر...
۲۲ خرداد, ۱۴۰۳
نویسنده: عنصری بلخی
نویسنده: عنصری بلخی

با «بهمن احمدی اموی» در یک شب سرد زمستانی

از روزنامه نگارانی که با بهمن احمدی اموی کار کرده اند اگر بپرسی که خصوصیت بارز بهمن چیه، قریب به 90 درصدشان پاسخ می دهند "روحیه اعتراضی اش". الحق که بهمن تجسم یک شهروند/ خبرنگار همیشه معترض است. این بشر به همه چیز و همه کس اعتراض دارد: به گرانی مواد خوراکی، به دزدیهای میلیاردی، به کمبود بخاری تو این زمستان سرد سر کلاسهای درس، ...

باران پر و پیمانی داشته ایم امسال. از اوایل پاییز هوا خوب و با برکت بود. ولی سرما و این سوز لعنتی را نمی توانم تاب بیاورم. هوا تاریک شده، دارم می رسم به خانه بهمن. دومین بار است که به منزل شان می روم. دفعه اول برای ابراز همدردی و تسلیت به خاطر درگذشت ناگهانی برادرش بود.

آپارتمان شان کوچک و نقلی است ولی از چیدمان داخلی آپارتمان خوشم می آید. شاید به خاطر نوع و رنگ کاغذ دیواری شان، که بهمن با دستان خودش چسبانده، شاید هم حضور قفسه کتابخانه چوبی در سالن پذیرایی باشد که محیط کوچک سالن را فرهنگی و متفاوت کرده، و شاید هم طرز رفتار بی تکلّف و صمیمانه اش، باعث شده که فضا به دلم بنشیند. به ویژه حالا که انگشتان پاهام یخ کرده و تا برسم، بهمن فنجان چای را که حتماَ داغ هم است، می گذارد روی میز و حتماَ با لحن نجیبانه اش اضافه می کند که “نسکافه هم هست” و من در پاسخ اش خواهم گفت: “فقط اگر شیر تازه دارید!”

با شیطنت از گوشه چشم نگاهم می کند و با لهجه نیمه خوزستانی، تیکه می اندازد: “إند انگلیسی ان، عادت به خوردن شیرچایی! کا، ببین! جون تو جونشون کنن خوزستانیا ته اش انگلیسی از آب در می یان.”

از پراندن این تیکه ناگهانی از یک همولایتی روزنامه نگار، خنده ام می گیرد. در حالی که نمی توانم جلوی خنده ام را بگیرم به اش می گویم: “یک به هیچ… یکی طلبم!”

خودش را به کوچه علی چپ می زند.

هفته پیش بود که تعارف کرد به منزل شان بروم. من هم از خدا خواسته بی که مکثی کرده باشم پذیرفته بودم اما به شرط بازگفت خاطراتش از جنگ. و او با رویی گشاده پذیرفته بود. ماه گذشته همدیگر را در انجمن صنفی روزنامه نگاران دیده بودیم و فرصتی دست داده بود که گوشه هایی از خاطراتش را از درگیری و کشاکشهایی که حین مصاحبه با شخصیت های مشهور سیاسی تجربه کرده بود و گوشه هایی از آن را در جلد دوم کتابش آورده بود ـ که در انتظار مجوز، در وزارت ارشاد خاک می خورد ـ برایم باز گوید. بهمن آن قدر سرشار از انرژی و لبریز است که معمولا اجازه نمی دهد خودم را جمع و جور بکنم و ماجراها را در ذهنم نظم بدهم. هر که هم جای من بود تسلیم می شد. به ویژه وقتی در مورد سفرش به عراق در همان بحبوحه جنگ و بمب گذاریها می گفت و انفجارهایی که خیلی نزدیک به آنها اتفاق بود و زنده ماندن شان را به معجزه شبیه کرده بود…

یک لحظه به خودم می آیم: “بهمن جان موافقی همین قسمت را البته با نظم و ترتیب، مرور کنیم؟”

“این که چیزی نیست، سفر افغانستان از این هم هیجانی تر بود!”

و نقل مفصل خطر کردنهایش برای تهیه گزارش در افغانستان در اوج درگیریها و در همان وضع خطرناک و پرواز سایه مرگ، درست بالای سرش، می دود و می ترسد و می خندد… تا اگر زنده ماند گزارشی بنویسد در روزنامه و اگر هم پولی بگیرد بابت تهیه گزارش، هزینه سفرش را هم تامین نکند.

نخیر، انگار نمی شود برای ثبت یک گزارش شسته رفته، برنامه ریزی کرد. مردد می شوم و با خودم کلنجار می روم: “انگار مجبورم برنامه ریزی را اساسا فراموش کنم”. قهقه می زند. یادآوری خاطرات و مرور هیجانات تهیه گزارش در فضای جنگی و رعب آور عراق و افغانستان، حسابی سرحال اش آورده. به ساعتم نگاه می کنم. بی که صحبت اش را قطع کند بلند می شود انگار دست پختی آماده کرده!

اوه … باورم نمی شود. بهمن «قلیه ماهی» تدارک دیده. آره واقعا قلیه ماهی درست کرده به همراه برنج ایرانی درجه یک. سرماخوردگی لعنتی و کیپ بودن مجرای بینی ام باعث شده بود که به هنگام ورود، بوی مطبوع غذا را متوجه نشوم. حالا با تمام وجودم بوی قلیه و سیر و سبزی اش را می بلعم.

بوی شمبلیل و گشنیز و تمر هندی، یادآور خاطره های دور است. بوی خوزستان و شط و شرجی، بوی فیدوس شرکت نفت، بوی سلیمه دخترک شیطون و چشمان سیاهش، خاطرات بلوغ و بچگی… به یاد دستپخت مادرم می افتم و مهربانیهایش، و زندگی بی تنش و آرام خانوادگی مان پیش از انقلاب و جنگ… که مادر، به دور از چشم پدر به رادیو ترانزیستوری دل می داد و گوش جان می سپرد به فایز دشتی و ترانه های دلکش…

به دنبالش از روی مبل بلند می شوم و به آشپزخانه که «اوپن» است می روم. هنگام ورودم که جویای احوال اهل بیت شده بودم، گفته بود که «اهل بیت رفته اند برای تهیه گزارش». حین رسیدگی به آخرین مراحل طبخ قلیه ماهی، صحبت را ادامه می دهد. دلم می خواهد بپرسم “از وضعیت روزنامه چه خبر؟” بهمن در روزنامه «سرمایه» دبیرسرویس اقتصادی روزنامه است. گزارشهای انتقادی سرویس اقتصادی روزنامه سرمایه گویا برخی از مسئولان مملکتی را عصبانی کرده. ولی امانم نمی دهد و در حالی که پیشانی اش را دانه های ریز عرق پوشانده ادامه می دهد: “همیشه به روزنامه نگاران جوانتر می گویم آقاجان! اگر می خواهید واقعا روزنامه نگار شوید باید شجاعت داشته باشید، شجاعت شکستن خط قرمزهای مسخره ای که هر روزنامه برای کارکنانش می تراشد. آخر معنی نمی دهد که یک گزارشگر مثلا بنا باشد از رانت خواری و فساد مالی و چه می دانم از این دزدیها و تبهکاریها گزارش تهیه کند، بعد طوری بنویسد که خدایی نکرده به تریش قبای هیچکس برنخورد! خواننده بدبخت هم اصلا متوجه نشود منظور گزارشگر از غارتگر اموال مردم، چه کسی بوده و رانت خورها اصلا ایرانی هستند یا مافیایی در بورکینافاسو!”

ـ خب، شاید احتیاط می کنند بهمن جان! بالاخره احتیاط، شرط عقل است. ببین عزیز! خودت که بهتر می دانی و بارها چوب اش را هم خورده ای که چنین گزارشگرانی نه تنها خودشان که مجموعه روزنامه را تو هوا می برند. مافیای اقتصادی آنقدر قوی و خشن است که سر طرف را ممکن است به کلی زیر آب بکند. مگر نمی بینی چقدر این بچه ها را به زندان برده اند؟ بابا جان طرف نه در روزنامه سراسری، بلکه در وبلاگ شخصی اش هم که بنویسد و انتقادی بکند با «مهرورزی» باهاش برخورد می کنند و بعد خانواده بیچاره اش باید هر دوشنبه برود دم زندان اوین که تازه معلوم هم نیست اصلا اجازه ملاقات بدهند، بعد تو می گویی با مافیای رانت خوار در بیفتد؟

با نگاهی که نگاه نبود انگار، مثل نگاه ببر بود وقتی می خواهد به ات حمله کند، به چشمانم زل زد: “سید جان چقدر عافیت طلب شدی”

دستپاچه شده بودم، شاید می خواستم حرفم را تصحیح و منظورم را آبرومندتر بکنم ولی امان نداد: “بالاخره که چی؟ حتما باید سکوت کنیم و خفه خون بگیریم دیگه؟ یا می بخشی باید از گرمابه وگلستان و سوتک بلبل و هواشناسی گزارش کنیم، آنهم وقتی که همسایه ات با یک عمر کار خیاطی، نمی تواند شکم زن و بچه هایش را سیر کند؟ چندتا از این خانواده های پرجمعیت نشانت بدهم که شام اکثر شبهایشان فقط نان و سیب زمینی آبپز است و بر اثر فقر و ناداری هر شب خدا، تو خانه شان دعوا مرافعه دارند، چه بسیارند پدرانی که چون دست شان خالی است شرمنده زن و بچه شان هستند، چند هزار مادرانی که همه ی محرومیتها و بدبختی وحسرت بچه هاشان را به دل می زنند و شبها از فرط استیصال، بالش خودشان را از اشک و گریه های شبانه خیس می کنند، … سیدجان راست و حسینی از خودمان بپرسیم که پس چرا اصلا آمدیم تو این شغل لعنتی و در حرف یک عالمه شعار می دهیم که ما روزنامه نگاریم و رسالت مان چه و چه؟”

از روزنامه نگارانی که با بهمن احمدی اموی کار کرده اند اگر بپرسی که خصوصیت بارز بهمن چیه، قریب به ۹۰ درصدشان پاسخ می دهند “روحیه اعتراضی اش”. الحق که بهمن تجسم یک شهروند/ خبرنگار همیشه معترض است. این بشر به همه چیز و همه کس اعتراض دارد: به گرانی مواد خوراکی، به دزدیهای میلیاردی، به کمبود بخاری تو این زمستان سرد سر کلاسهای درس، به روحیه انتقادناپذیری اصلاح طلبان، به برخورد حذفی سردبیران محافظه کار روزنامه ها، به قوانین نابرابر در مورد بانوان، به حمله نظامی به خاک ایران، خلاصه به عالم و آدم و زمین و زمان معترض است. من مانده ام که با این مرد حقیقتاً روزنامه نگار آیا اصلا می توانم برای شنیدن یک گزارش روتین و شسته رفته به توافق برسم؟

در فضای گرم و دلنشین آپارتمان، بوی مطبوع قلیه ماهی، یک قوری پر از چای تازه دم و آهنگ ملایم و آرامش بخش «لایت موزیک» که از استریو پخش می شود،.. . بویژه احساس راحتی و امنیتی که از نجابت بیش از حد صاحبخانه و کنترل نشدن رفتارت توسط او، به تو دست می دهد… آره، چرا که نه، چه اشکالی دارد مگر فرصت و بهانه ای از این بهتر هم دست می دهد؟ اگر امشب نتوانستم خاطراتش را بشنوم، بسیار خوب یک شب دیگر می آیم، چرا که نه، … من عاشق قلیه ماهی و طعم گس چای تازه دم ام.

تاریخ انتشار : ۱ اسفند, ۱۳۸۸ ۱۱:۱۰ ب٫ظ
لینک کوتاه
مطالب بیشتر

نظرات

Comments are closed.

بیانیه‌های هیئت‌ سیاسی‌ـ‌اجرایی

به مناسبت انتخابات ریاست جمهوری اسلامی در روز ۸ تیر ۱۴۰۳ مردم درپی تغییرات بنیادین، حکومت درپی تداوم استبداد!

اگر اندیشۀ راهنمای حکومت منافع مردم و کشور می‌بود، انتخابات ۸ تیر می توانست گامی بسیار بزرگ در جهت کاهش چشمگیر نارضایی‌ها و نومیدی‌ها در جامعه باشد؛ در چنین حالتی می‌توانست شرایط موجود برای غلبه بر بحران‌های اقتصادی ناشی از تحریم‌ها و تنش‌های چندین دهساله مورد بهره‌برداری قرار گیرد.

ادامه »
سرمقاله

روز جهانی کارگر بر همۀ کارگران، مزد‌بگیران و زحمتکشان مبارک باد!

در یک سالی که گذشت شرایط سخت زندگی کارگران و مزدبگیران ایران سخت‌تر شد. علاوه بر پیامدهای موقتی کردن هر چه بیشتر مشاغل که منجر به فقر هر چه بیشتر طبقۀ کارگر شده، بالا رفتن نرخ تورم ارزش دستمزد کارگران و قدرت خرید آنان را بسیار ناچیز کرده است. در این شرایط، امنیت شغلی و ایمنی کارگران در محل‌های کارشان نیز در معرض خطر دائمی است. بر بستر چنین شرایطی نیروهای کار در سراسر کشور مرتب دست به تظاهرات و تجمع‌های اعتراضی می‌زنند. در چنین شرایطی اتحاد و همبستگی نیروهای کار با جامعۀ مدنی و دیگر زحمتکشان و تقویت تشکل های مستقل کارگری تنها راه رهایی مزدبگیران است …

مطالعه »
سخن روز و مرور اخبارهفته

آن‌چه در هفته ۱۳ – ۲۰ خرداد گذشت

در ایران شعله تنوری به‌نام انتخابات روشن شده است. در یک چشم به‌هم زدن هشتاد نفر خود را نامزد جایگاه نفر دوم حکومت کردند. زان میان آقای احمدی‌نژاد و تنی چند از دستیارانش. و، هشت ماه است که اسرائیل به کشتار فلسطینیان می‌تازد. اسرائیل نتانیاهو در این هشت ماه با فلسطینیان و غزه آن کرده است که روزی، ۷۹ سال پیشتر؛ امریکا با هیروشیما و ناکازاکی کرد.

مطالعه »
یادداشت

انتخابات ۸ تیر و اعتلای نقش جبهه اصلاحات

انتخابات ۸ تیر در حساس ترین لحظات از عمر ۸۰ ساله خاورمیانه برگذار می شود و نتیجه آن قطعا نه فقط بر جایگاه ایران و بر سرنوشت مردم، که بر اوضاع منطقه و جهان، تاثیر گذار است. جای تاسف بسیار است که در این لحظات حساس جای زخم های به جا مانده بر قلب و روح بخش عمده ای از شهروندان ایران چنان عمیق، و جای تمایل حاکمیت به درمان این زخم ها چنان خالی است که بیگمان در ۸ تیر یکی از بی رمق ترین انتخابات ها در تاریخ جمهوری اسلامی ثبت خواهد شد.

مطالعه »
بیانیه ها

به مناسبت انتخابات ریاست جمهوری اسلامی در روز ۸ تیر ۱۴۰۳ مردم درپی تغییرات بنیادین، حکومت درپی تداوم استبداد!

اگر اندیشۀ راهنمای حکومت منافع مردم و کشور می‌بود، انتخابات ۸ تیر می توانست گامی بسیار بزرگ در جهت کاهش چشمگیر نارضایی‌ها و نومیدی‌ها در جامعه باشد؛ در چنین حالتی می‌توانست شرایط موجود برای غلبه بر بحران‌های اقتصادی ناشی از تحریم‌ها و تنش‌های چندین دهساله مورد بهره‌برداری قرار گیرد.

مطالعه »
پيام ها

بدرود رفیق البرز!

رفیق البرز شخصیتی آرام، فروتن و کم‌توقع داشت. بی‌ادعایی، رفتار اعتمادآفرین و لبخند ملایم‌اش آرام‌بخش جمع رفقای‌اش بود. فقدان این انسان نازنین، این رفیق باورمند، این رفیق به‌معنای واقعی رفیق، دردناک است و خسران بزرگی است برای سازمان‌مان، سازمان البرز و ما!

مطالعه »
بیانیه ها

به مناسبت انتخابات ریاست جمهوری اسلامی در روز ۸ تیر ۱۴۰۳ مردم درپی تغییرات بنیادین، حکومت درپی تداوم استبداد!

اگر اندیشۀ راهنمای حکومت منافع مردم و کشور می‌بود، انتخابات ۸ تیر می توانست گامی بسیار بزرگ در جهت کاهش چشمگیر نارضایی‌ها و نومیدی‌ها در جامعه باشد؛ در چنین حالتی می‌توانست شرایط موجود برای غلبه بر بحران‌های اقتصادی ناشی از تحریم‌ها و تنش‌های چندین دهساله مورد بهره‌برداری قرار گیرد.

مطالعه »
برنامه و اساسنامه
برنامه سازمان فدائیان خلق ایران (اکثریت)
اساسنامه
اساسنامه سازمان فدائیان خلق ایران (اکثریت)
بولتن کارگری
شبکه های اجتماعی سازمان
آخرین مطالب

دختر تهیدست

نامه سرگشاده به دفتر مقابله با مواد مخدر و جرم سازمان ملل متحد: همکاری با ایران را به توقف اعدام‌های مواد مخدر مشروط کنید!

پروندۀ شنیداری نشست سوم فرایند تدوین اصول و محورهای حداقلی برای حکومت

حاتم اوزدمیر؛ شهروند ترکیه محکوم به اعدام در ایران-  بدون دادرسی بی‌طرفانه و خدمات کنسولی

کودکان کار: کودکانی که کودکی را در نبرد با فقر از دست میدهند

بیایید به تعهدات خود عمل کنیم: به کار کودکان پایان دهیم!