سامانه اینترنتی سازمان فداییان خلق ایران (اکثریت)

GOL-768x768-1

۲۹ اردیبهشت, ۱۴۰۵ ۰۴:۱۹

سه شنبه ۲۹ اردیبهشت ۱۴۰۵ - ۰۴:۱۹

توصیه به اوباما درباره ایران

آنچه در لیبی رخ داد می تواند منجر به تقویت موضع ایران در گسترش فن آوری هسته ای شود.

توجه به تبعات خواسته و ناخواسته این جنگ. ما باید بدانیم که چگونه می توانیم شهروندان حامی قذافی را از دستان شبه نظامیانی که تنها به انتقام فکر می کنند نجات دهیم. آنچه در لیبی رخ داد می تواند منجر به تقویت موضع ایران در گسترش فن آوری هسته ای شود. ایرانی ها گمان می کنند که قذافی تسلیحات خود را به غرب داد تا در ازای آن دوستی آنها را در اختیار داشته باشد و این در حالیست که اکنون غرب اصلی ترین دشمن اوست.

هنری کسینجر و جیمز بیکر*

واشنگتن پست نهم آوریل ۲۰۱۱

 

تغییرات در خاورمیانه بحثی را به راه انداخت که تاریخ آن به نخستین روزهای قانون نویسی برای ایالات متحده باز می گردد. آیا آمریکا می تواند از ارتش در اختیار خود به دلایل موجه در کشوری دیگر استفاده کند و یا زمانی که بحث منافع ملی در میان است این قوای نظامی را به رخ بکشد؟ ما به عنوان مردانی که دوران چهار رئیس جمهوری آمریکا را به چشم دیده ایم و در قلب بحرانها حاضر بودیم اعتقاد داریم که حق انتخاب میان ایده آلیسم و رئالیسم در عالم سیاست، گزینه ای اشتباه است. درست همان گونه که ایده ال ها باید در شرایط خاص مورد استفاده قرار گیرند و یا به زبانی دیگر در شرایط خاص معنا دارند، رئالیسم نیز به متنی نیاز دارد که در آن متن ارزشهای ملی ما معنا پیدا می کند. جدا و منفک کردن این دو مساله از هم به معنای قرار دادن بنای سیاست بر شن و ماسه است.

ما نیز درست مانند هر آمریکایی دیگری اعتقاد داریم که واشنگتن باید همواره از دموکراسی و حقوق بشر در عالم سیاست حمایت کند. این حمایت هم صرفا حمایت سیاسی نیست و باید ابعاد اقتصادی و دیپلماتیک هم به خود بگیرد. این ارزشهای ما هستند که به ما اجازه می دهند تا از آلام بشریت بکاهیم. اما همین قاعده حکم می کند که کشور ما نباید تنها زمانی دست به سلاح شود که منافع ما در خطر است. این رویکرد را در این چنین فضایی به ایده آلیسم کاربردی یا عملگرایی تعبیر خواهند کرد.

لیبی را بسیاری به استناد بحثهای سیاسی استثنایی بر این قاعده می دانند. در حالی که آمریکا منفعت حاضر و آماده ای نداشت که در لیبی به خطر افتاده باشد، دخالت نظامی محدود آن هم تنها به دلیل دغدغه بشری می توانست توجیه پذیر باشد. نیروهای معمر قذافی تا همین امروز تلفات انسانی بسیاری در میان شهروندان غیرنظامی به راه انداخته اند. وفاداران به قذافی حتی تا دروازه های بنغازی هم پیشروی کردند. البته باید اذعان داشت که مردان مسلح قذافی از آن چنان قدرتی برخوردار نبودند. سرهنگ در خانه منفور است و البته در خارج از مرزهای لیبی هم دوست و رفیقی ندارد. در نخستین روزهای این ناآرامی هم اتحادیه عرب و هم شورای امنیت خواهان حمله به لیبی و تنبیه سرهنگ شدند.

با این وجود اهداف ایده آلیستی نمی تواند تنها انگیره ای برای توسل به زور در دستگاه سیاست خارجی آمریکا باشد. ما نمی توانیم پلیس بین الملل باشیم. ما نمی توانیم ارتش خود را برای هر بحران انسانی که در هر گوشه و کنار آغاز می شود به این نقطه و آن نقطه بفرستیم. اگر مبنا بر این دخالتهای نظامی باشد، نقطه پایان این نظامیگری کجا خواهد بود؟ سوریه؟ یمن؟ ایران؟ تکلیف ما با کشورهایی که متحدان جدی ما هستند اما منافع و ارزشهای مشترک با ما ندارند، چه می شود؟ کشورهایی مانند مراکش، بحرین و یا عربستان سعودی؟ تکلیف خشونتهای انسانی که در دیگر کشورها مانند ساحل عاج رخ می دهد، چیست؟

همزمان با گسترده شدن ناآرامی ها در شمال آفریقا و خاورمیانه باید به تک تک این کشورها نگاهی منفک و جداگانه داشته باشیم.در این مرحله ما دست به تعریف راهنمایی برای شما زده ایم:

۱- زمانی که ما به زور متوسل می شویم باید هدفی واضح و روشن داشته باشیم. هدف حمایت از شهروندان با ارزشهای ما همخوانی دارد. اما همواره محدود نگاه داشتن دامنه این تلاش کار بسیار سختی است. مسئله دیگر هم این است که لازمه حمایت از شهروندان غیرنظامی یا ایستادن در برابر دولتهای آنها است و یا ایستادن در برابر افرادی که می خواهند دولت آنها را سرنگون کنند. این مساله نیازمند تعریف هدفی برای دستگاه سیاست خارجی در این بازی است : یا تغییر رژیم و یا بازسازی کشور. اگر هدف نهایی ما تغییر رژیم باشد باید ابزار لازم برای پیشبرد اهداف پس از سقوط دولت مرکزی را هم در اختیار داشته باشیم. هر گونه شکستی در برآورده کردن این نیاز می تواند منجر به عقبگردی دیپلماتیک برای ما شود.

۲- ما باید بحران در هر کشور را با توجه به شرایط موجود و فرهنگ و تاریخچه همان کشور مدیریت کنیم. در برآورد منافع اقتصادی و استراتژیک باید این مسائل را مد نظر بگیریم. این مساله به ما اجازه می دهد که انگیزه ها را محک بزنیم و البته بهترین پاسخ ها را بیابیم.

۳- شناسایی هویت افرادی که از آنها حمایت می کنیم و البته استراتژی این افراد. در لیبی به عنوان نمونه ما یک سوی جنگ داخلی ایستادیم. اما تنها حمایت از فرد خاطی در این مرحله کافی نیست. باید تضمینهایی بدهیم دال بر اینکه قرار نیست حل یک مشکل خود مشکل بزرگ تری را خلق کند. باید پس از سقوط دولت مرکزی نوعی نظم سیاسی به اوضاع در لیبی داده شود. آخرین چیزی که منطقه به آن نیاز دارد کشورهایی است که پشت سر هم شکست و بی سامانی را تجربه می کنند.

۴- برخورداری کاخ سفید از حمایت مردمی که عمدتا کانال احیای آن همان نمایندگان مردم در کنگره هستند. ادامه دادن سیاست جنگ بدون حمایتهای مردمی امری بسیار دشوار است. این مساله در کوتاه مدت شریان ادمه مسیر را مسدود می کند و در بلند مدت بی ثباتی سیاسی را به همراه می آورد. تجربه کره، ویتنام و عراق نشان داد که تنها زمانی می توان از موفقیت نام برد که افکار عمومی آمریکا پشت سر دولت به صف شده باشد.

۵- توجه به تبعات خواسته و ناخواسته این جنگ. ما باید بدانیم که چگونه می توانیم شهروندان حامی قذافی را از دستان شبه نظامیانی که تنها به انتقام فکر می کنند نجات دهیم. آنچه در لیبی رخ داد می تواند منجر به تقویت موضع ایران در گسترش فن آوری هسته ای شود. ایرانی ها گمان می کنند که قذافی تسلیحات خود را به غرب داد تا در ازای آن دوستی آنها را در اختیار داشته باشد و این در حالیست که اکنون غرب اصلی ترین دشمن اوست. دیگر کشورها باید بدانند که ما هنوز در قبال گسترش تسلیحات هسته ای همان موضع قبلی را داریم.

۶- ایالات متحده باید تعریفی جامع از منافع ملی خود داشته باشد. تمامی خیزشهای عمومی در منطقه یک ریشه واحد ندارند. بهار اعراب می تواند فرصتی طلایی در اختیار مردم منطقه و جهان قرار دهد. در دراز مدت کمک به دموکراسی می تواند منجر به جایگزینی اسلام افراطی با اسلام مدرن شود.

ما در منطقه خلیج فارس و کشورهای عربی این حوزه منافع بسیاری داریم. علاوه بر این به راه افتادن اسلام افراطی در این کشورها به هیچ وجه نمی تواند به نفع ما باشد.

*هنری کسینجر وزیر امور خارجه آمریکا از ۱۹۷۳ تا ۱۹۷۷

جیمز بیکر وزیر امور خارجه آمریکا از ۱۹۸۹ تا ۱۹۹۲

تاریخ انتشار : ۲۲ فروردین, ۱۳۹۰ ۱۱:۳۲ ق٫ظ

آخرین نوشته‌ها:

لینک کوتاه

نظرات

Comments are closed.

به مناسبت سالروز پیروزی بر نازیسم؛ هیچ نیروی اهریمنی نمی‌تواند بر مردمی متحد پیروز شود

هیئت سیاسی- اجرایی سازمان فداییان خلق ایران (اکثریت): همان‌گونه که اتحاد شوروی در ژوئن ۱۹۴۱ با اتکای به اتحاد مردمی در برابر تجاوز ایستاد، ایران نیز در اسفند ۱۴۰۴ دچار تحولی بزرگ شد. همبستگی مردم در دفاع از میهن، که به عین دریافتند فرزندانشان در نیروهای مسلح، به اتکای پشتیبانی جامعه است که قادرند از کشورشان در برابر خطر موجودیتی دفاع کنند.

ادامه »

ایران در آستانه فروپاشی: اعتراضات، عدم حقانیت حاکمان و بن‌بست‌های پیش‌رو…

شورای سردبیری کار: تجربه تمامی طول دوران حیات حکومت اسلامی نشان می‌دهد که هر موج سرکوب، به‌جای تثبیت پایدار نظام، پایگاه اجتماعی نظام را کوچک‌تر می‌کند، شمار بیشتری از شهروندان را به صف مخالفان می‌راند و پس از مدتی، اعتراضات گسترده‌تری دوباره سر برمی‌آورد. این بار اما فشار از پایین با خطر تشدید تنش در سطح منطقه‌ای و بین‌المللی نیز هم‌زمان شده است. در چنین فضایی، اسرائیل ـ با سابقه حملات تحریک آمیز و تلاش مستمر برای تضعیف جمهوری اسلامی ـ ممکن است اعتراضات داخلی را فرصتی برای ازسرگیری حملات علیه ایران تلقی کند. این هم‌زمانی نارضایتی داخلی و تهدید خارجی، معادله‌ای بسیار خطرناک برای کشور ما ایجاد کرده است.

مطالعه »

سایه سنگین ۱۹۴۸: چگونه «نکبت» برای فلسطین یک فرآیند زنده و روزمره شد؟

در سطحی کلان‌تر از روایت‌های تاریخی و تحلیل‌های موردی، می‌توان استدلال کرد که «نکبت» نه صرفاً یک رخداد تاریخی با نقطه آغاز مشخص در سال ۱۹۴۸، بلکه نوعی منطق تاریخی-فضایی در حال تداوم است که رابطه میان قدرت، سرزمین و جمعیت را در یک چارچوب ساختاری بازتعریف کرده است. در این خوانش، ۱۹۴۸ نه لحظه پایان یک نظم پیشین، بلکه لحظه تثبیت یک الگوی جدید از سازمان‌دهی سیاسی فضا و جمعیت است؛ الگویی که قابلیت انطباق با شرایط تاریخی متغیر را در دهه‌های بعد حفظ کرده است.

مطالعه »

«تنبیه خاموش» یا آزادی بیان!

فارغ‌التحصیلان مطالعات خاورمیانه نتیجه گرفته اند که: «برکناری فانی پیام تکان‌دهنده‌ای به دانشجویان و محققان مطالعات خاورمیانه می‌فرستد مبنی بر اینکه تحقیق، تدریس، خدمات نهادی و بحث آزاد در مورد موضوعات حساس سیاسی، مانند جنگ جاری در ایران، مشمول سانسور سیاسی و تحریم‌های نهادی است. چنین پیامی نه تنها با ارزش‌های اصلی مأموریت آموزشی و علمی دانشگاه واشنگتن در تضاد است، بلکه با اصول آموزش دانشگاهی و آموزشی ما نیز مغایرت دارد، اصولی که ما را به تفکر انتقادی، مشارکت در بحث‌های علمی آزاد و مواجهه با سوالات سیاسی فوری با دقت و صداقت فرا می‌خواند.

مطالعه »
شبکه های اجتماعی سازمان
آخرین مطالب

بررسی وضعیت اسف‌بار زندانیان زن در ایران

وکلای تسخیری به ابزار تسریع اعدام معترضان تبدیل شده‌اند

اعتراف قوه قضاییه به اعدام دست‌کم ۳۹ زندانی سیاسی تنها در ۷۸ روز

Statement by More Than 150 Former Political Prisoners Opposing the Resumption of War

اعلامیه حزب دمکراتیک مردم ایران: نه به اعدام، نه به سرکوب

«تنبیه خاموش» یا آزادی بیان!