سامانه اینترنتی سازمان فداییان خلق ایران (اکثریت)

GOL-768x768-1

۲۸ خرداد, ۱۴۰۵ ۰۰:۰۰

پنجشنبه ۲۸ خرداد ۱۴۰۵ - ۰۰:۰۰

نیاز به بلوغ بیشتر سیاسی، و جسارت مدنی

اکنون بیش از هر زمان، نیاز حیاتی جامعۀ ایران بازیابی و تقویت «استقلال اندیشه» و «سازمان‌دهی مستقل سیاسی» است. ما باید بتوانیم در دل بحران، بدون اتکا به حاکمیت یا قدرت‌های متجاوز، ظرفیت‌های مدنی، سیاسی و فکری خود را احیا کنیم.
Getting your Trinity Audio player ready...

بسیاری بر این باورند که موساد، این سازمان مخوف که قادر است حتی تعداد موهای درون بینی مخالفان خود را بشمارد، نمی‌تواند از آمادگی برای عملیات تروریستی ۷ اکتبر حماس به اسراییل، بی‌اطلاع بوده باشد. به احتمال نزدیک به یقین این واقعه نه یک غافل‌گیری، بلکه بخشی از برنامۀ‌ چندلایه‌ای بوده که در مخالفت با پروژۀ دو کشوری فلسطین و اسراییل، توسط موساد طرح‌ریزی شده است.

بی‌جا نخواهد بود، اگر بگوییم که در چنین چارچوبی، دیگر حتی فروپاشی اتحاد شکل‌گرفته در اسفند ۱۴۰۱، تحت عنوان «منشور زن، زندگی، آزادی»، بین رضا پهلوی و تعدادی از کنشگران سیاسی اپوزیسیون نیز صرفاً با دخالت نهادهای امنیتی جمهوری‌اسلامی قابل توضیح نیست. دعوت از رضا پهلوی برای سفر به اسراییل، دقیقاً در ماه‌های آغازین شکل‌گیری چنین ائتلافی توسط وزیر اطلاعات اسراییل،  شاید حامل پیامی روشن این‌چنینی از طرف نتانیاهو بوده است: آقای رضا پهلوی از اتحاد ملی با دیگر نیروهای سیاسی اپوزیسیون دست بکش، به آن نیازمند نیستی. کمی صبر کن، به ایران حملۀ نظامی خواهیم کرد و ما تو را به عنوان پادشاه آینده بازخواهیم گرداند.

با به حاشیه رانده شدن آن گفتمان دموکراتیک و مشارکتی (درست یا غلط) باعث شد جنبش زن، زندگی، آزادی در بُعد سیاسی صدمه بخورد، و در ضمن زمینۀ انشقاق داخلی و تضعیف ایران بیش از پیش فراهم گردد و در نهایت فضا برای حملۀ نظامی اسراییل و آمریکا، که الان شاهدش هستیم، مهیا شود. البته خوشبختانه جنبش انقلابی زن، زندگی، آزادی در بُعد مدنی خود مستقل و پیروزمند پیش رفت.

در دکترین صهیونیستی “اسراییل بزرگ”  تضعیف کشورهای بزرگ در خاورمیانه از طریق تجزیه، بی‌ثبات‌سازی و ایجاد دولت‌های کوچک و وابسته یا خنثی، با رهبری ضعیف و حلقه به گوش، یک راهبرد کلیدی تلقی شده است. در این طرح کشورهای منطقه باید به هم ریخته، ناامن، تجزیه شده و دارای رهبری ضعیف و ناتوان باشند. نمونۀ بارز آن عراق و اقلیم کردستان است.

دیگر می‌توان با اطمینان گفت که شعار نابودی اسراییل، پروژه ایجاد “هلال شیعی” در منطقه، و تأکید اغراق‌آمیز بر برنامۀ هسته‌ای از سوی جمهوری اسلامی، بهانه‌ها و ابزار‌های طلایی برای اسراییل بوده‌اند تا بر دکترین افراطی و قدیمی و نژادپرستانۀ خود اصرار ورزیده و با کسب آسان حمایت‌های لازم جهانی، آن را مرحله‌به‌مرحله پیش ببرد.

بی‌تردید در آینده تاریخ‌نگاران به این سئوال پاسخ خواهند داد که چرا شعار «محو کشور اسراییل» از دورۀ احمدی‌نژاد، به یکی از ارکان سیاست‌های مورد حمایت آقای خامنه‌ای تبدیل شد؟ پروژه‌ای که بیشترین بهرۀ تجاوزکارانه را برای اسراییل در بر داشته است.

آقای خامنه‌ای نشان داد که در جایگاه رهبری، فردی متوهم و ناتوان است؛ رهبری که بیش از آن‌که راه‌حل باشد، خود به مشکلی بنیادین تبدیل شده و نهایتاً به قربانی تصمیمات نادرست و توهمات ایدئولوژیک خود بدل شد. تصمیماتی که زمینه‌ساز وقوع جنگی ویرانگر شدند و بلایی چنین بزرگ بر سر مردم و کشورمان، ایران، آوردند.

در حالی‌که سیستم امنیتی کشور مشغول سرکوب مردم بوده، سازماندهی چندین‌ساله موساد در داخل ایران، تولید گسترده پهپادهای انتحاری، حملۀ خونین روز جمعه ۲۳ خرداد، بمباران‌ها، و ترور جنایتکارانه پاره‌ای از نظامیان کلیدی، دانشمندان و مدیران هسته‌ای، همگی حلقه‌هایی از یک زنجیره‌اند که نشان می‌دهند اسراییل از مدت‌ها پیش در حال آماده‌سازی خود برای حمله به کشور عزیزمان بوده است.

با آغاز جنگ و حملۀ مستقیم اسراییل، و در پی آن، حملۀ نظامی آمریکا به خاک ایران، شاید بتوان گفت که رهبری جمهوری اسلامی به مرحله‌ای رسیده که اعتبار، اقتدار و مشروعیت خود را حتی در میان مدیران، نیروهای وفادار و بدنۀ حامی‌اش به‌شدت از دست داده است.

در عین حال، واقعیت تلخ این است که در بحبوحۀ جنگ، مردم همچنان برای گذران حداقلی زندگی روزمره، ناگزیر از تداوم برخی ساختارهای نظامی و لجیستکی حاکمیتی هستند؛ نهادهایی که باید حداقل‌هایی دفاعی و تهیه اقلامی نظیر نان، آب، برق، بهداشت، امنیت عمومی و دسترسی به دارو را تأمین کنند  تا از فروپاشی کامل اجتماعی جلوگیری شود.

اما اکنون بیش از هر زمان، نیاز حیاتی جامعۀ ایران بازیابی و تقویت «استقلال اندیشه» و «سازمان‌دهی مستقل سیاسی» است. ما باید بتوانیم در دل بحران، بدون اتکا به حاکمیت یا قدرت‌های متجاوز، ظرفیت‌های مدنی، سیاسی و فکری خود را احیا کنیم. گذار به صلح و آینده‌ای بهتر، بدون بازسازی اعتماد اجتماعی و ایجاد شبکه‌های مستقل و مترقی سیاسی، ممکن نخواهد بود.

در این شرایط بحرانی، فرصتی در دل فاجعه نهفته است؛ فرصتی برای تولد نیروهای تازه‌نفس مردمی، همبسته، و باورمند به صلح، دموکراسی، عدالت و کرامت انسانی. این لحظۀ تاریخی نیازمند همت، بلوغ بیشتر سیاسی، و جسارت مدنی همۀ ماست.

تاریخ انتشار : ۱۲ تیر, ۱۴۰۴ ۱:۱۹ ق٫ظ

آخرین نوشته‌ها:

لینک کوتاه

نظرات

Comments are closed.

به مناسبت سالگرد تجاوز نظامی امریکا-اسراییل به ایران در جنگ ۱۲ روزه

هیئت سیاسی- اجرایی سازمان فداییان خلق ایران (اکثریت): بدون اصلاحات ساختاری در نهادهای تصمیم‌سازی و تصمیم‌گیری سیاسی، اقتصادی و اجتماعی و بدون توانمندسازی جامعه مدنی، تقویت انسجام ملی ممکن نخواهد بود؛ آن هم در جهانی که معادلات قدرت، امنیت و توسعه با شتابی بی‌سابقه در حال تغییر است. در چنین شرایطی، راه دیگری برای بقا نیست

ادامه »

ایران در آستانه فروپاشی: اعتراضات، عدم حقانیت حاکمان و بن‌بست‌های پیش‌رو…

شورای سردبیری کار: تجربه تمامی طول دوران حیات حکومت اسلامی نشان می‌دهد که هر موج سرکوب، به‌جای تثبیت پایدار نظام، پایگاه اجتماعی نظام را کوچک‌تر می‌کند، شمار بیشتری از شهروندان را به صف مخالفان می‌راند و پس از مدتی، اعتراضات گسترده‌تری دوباره سر برمی‌آورد. این بار اما فشار از پایین با خطر تشدید تنش در سطح منطقه‌ای و بین‌المللی نیز هم‌زمان شده است. در چنین فضایی، اسرائیل ـ با سابقه حملات تحریک آمیز و تلاش مستمر برای تضعیف جمهوری اسلامی ـ ممکن است اعتراضات داخلی را فرصتی برای ازسرگیری حملات علیه ایران تلقی کند. این هم‌زمانی نارضایتی داخلی و تهدید خارجی، معادله‌ای بسیار خطرناک برای کشور ما ایجاد کرده است.

مطالعه »

ترامپ با تحقیر نتانیاهو ممکن است موجب شود او خاورمیانه را به آتش بکشد.

استر سلومان: نتانیاهو در پرونده ایران خود را پیروز جنگ معرفی می‌کرد، اما اکنون ترامپ در حال رفتن به سمت توافقی با ایران است. این یعنی به جای روایت نتانیاهو از «پیروزی کامل» باید «تحقیر شدن در جبهه ایران» را جایگزین آن کرد. حال اما ترامپ ظاهراً می‌خواهد با ایران به توافقی برسد که جنگ را متوقف کند، تنگه هرمز را باز کند و پرونده هسته‌ای را به یک روند مذاکراتی بعدی بسپارد. این نوع توافق، از نگاه نتانیاهو، ایران را نابود نمی‌کند؛ بلکه آن را از مرحله بقا وارد مرحله تثبیت می‌کند.

مطالعه »

گل به‌خودی فیفا در دادن میزبانی جام جهانی به آمریکا و کانادا و نادیده گرفتن تبعیض نسبت به تیم های شرکت کننده…

گودرز اقتداری: تیم ملی همانگونه که در جام جهانی ۲۰۲۲ در قطر هم هدف تظاهرات مخالفین جمهوری اسلامی قرار گرفت در این بازیها نیز با تقابل مخالفین جمهوری اسلامی بویژه طرفداران سلطنت روبرو خواهذ بود. پیش بینی ها اما انست که این بار شاید بخاطر میزبانی در امریکا و کانادا که هر دو میزبان صد ها هزار ایرانی متمایل به رضا پهلوی هستند، امکان در گیری های بیشتر محتمل‌تر است…. در دیدگاه ما اما تیم ملی تیم تمام مردم ایران است و در این شرایط که کشور هدف حملات و خسارات بی‌بدیل در تاریخ معاصر خود بوده است پیروزی تیم ملی و حمایت عمومی هم‌وطنان برای ایجاد اتحاد و هم‌بستگی ملی بیش لز پیش ضروری و مورد انتظار است. ما مانند همه هنرمندان و روشنفکران میهن تحت ستم‌مان ورزش‌کارانی که با پرچم ایران در هر میدانی مبارزه میکنند را نیز فرزند ایران و از ان خود میدانیم و پیروزی هایشان را در میدان‌های جهانی ارج می‌گذاریم.

مطالعه »
شبکه های اجتماعی سازمان
آخرین مطالب

جنگ، آزمون واقعی چپ ایران بود

بازتولید خشونت و رویکرد حذفی در سپهر سیاسی ایران

بیانیه حزب اتحاد ملت در استقبال از تفاهم و پایان جنگ: توفیق در میدان، مسئولیت در حکمرانی

مطالعه‌ای جامعه‌شناختی در نگرش انسان‌محور و توسعه‌گرای هدی صابر

«عظمت دوران پهلوی»، بازسازی یک دروغ!