سامانه اینترنتی سازمان فداییان خلق ایران (اکثریت)

GOL-768x768-1

۲۹ اردیبهشت, ۱۴۰۵ ۰۵:۰۲

سه شنبه ۲۹ اردیبهشت ۱۴۰۵ - ۰۵:۰۲

جمهوری اسلامی و فرآیند فروپاشی

آقای موسوی نیز می داند که این سبز، دیگر "سبز سادات" نیست، فریاد سبز انسان ایرانی بویژه زن ایرانی است علیه هرگونه تبعیض و تحمیل و برای رویش آزاد زیر آفتاب رها از حجاب ابر. و حتا آن فریاد "الله اکبر" نیز در یک نطام دین سالار همان فریاد "مرگ بر دیکتاتور" است و اینکه می خواهد به پاسدار حکومت اسلامی بگوید: " من اعتراض دارم اما مرا مکش".

پیش از انتخابات و در روند رویارویی های انتخاباتی، عقلانیت نظام جمهوری اسلامی از سویی و افراط و گارد نظام از سوی دیگر در برابر یکدیگر صف آرایی کردند. این صف آرایی به تدریج مضمون روشن تری یافت و عقلانیت نظام در سمت دفاع از جمهوریت آن و گارد آن در هیات ولایت و اسلامیت ولایی بروز بیرونی یافت. دو جنبه تضادمند جمهوریت و اسلامیت ولایی نظام، همزاد جمهوری اسلامی است. سالها تسلط جنبه ولایی و نقش نمادین و اجرایی وجه دیگر، نوعی همزیستی میان این دو وجه را امکان پذیر می کرد. سیاه کاری های فزون از حد چهار ساله دولت احمدی نژاد، زیاده خواهی ولایت فقیه و کوشش امنیتی – نظامی های پشت سر آن برای یکسره کردن آن تضاد، تعارضات ساختاری نظام را تشدید کرد و به آن خصلتی حذفی بخشید. یکی باید جای را برای دیگری خالی می کرد. در اختیار داشتن دولت وامکانات و قدرت ناشی از میلیارد ها دلار درآمد نفتی کشور، در یک نظام فاسد، هرگونه فساد و تقلب و جنایتی رابرای بخش ولایی- پادگانی مقبول جلوه می دهد. از سوی دیگر پایداری و پیگیر بودن مدافعین عقلانیت و جمهوریت نظام در مجموعه و سیستمی تئوکراتیک که اساسا و در بنیاد با عقلانیت و منطق و نیاز زمانه در تعارض قرار دارد، لاجرم این مدافعین را به سوی تقابل با اساس و به قول خودشان عمود و ستون خیمه نظام که همان ولایت باشد سوق می دهد. این همان سیری است که تاکنون آقایان میر حسین موسوی و کروبی پیموده اند و خاتمی در دوره خود نخواست بپیماید .
خواست اصلاح نظام و عقلایی کردن کارکرد آن همسو و همزمان است با برآمد جنبشی عمیق و گسترده برای حقوق مدنی و شهروندی در ایران و همزمان است با گسترش و غلبه گفتمان دموکراسی و حقوق بشر و سکولاریسم در سطح کنشگران فرهنگی، سیاسی جامعه بر گفتمان ها و دیسکورس های دیگر. آن تقلب و توهین بزرگ به خرد و موجودیت و رای و عاطفه مردم ایران، آتش پنهان را برافروخت و بغض فروخفته جامعه را ترکاند.
با به میدان آمدن مستقیم آیت الله خامنه ای و حکم صریح او مبنی بر سرکوب خونین و عیان جنبش مدنی مردم ایران، این مبارزات وارد فاز جدیدی شد. او در خطبه های نماز جمعه قدرت و سرنوشت سیاسی خود را با سرنوشت احمدی نژاد پیوند زد. خامنه ای بر این ارزیابی و باور که او برای جلوگیری از دامنه و ژرفش یافتن اعتراضات، بر مبنای “عقلانیت” و مصالح نظام در مقابل خواست مردم دایر بر لغو انتخابات نرمش نشان داده و به نوعی “مصالحه” تن خواهد داد، خط بطلان کشید. پاسخ مشت آهنین وی را روز شنبه جوانان شجاع ایرانی با مشت های گره کرده و سینه های فراخ در برابر گلوله های پاسداران نظام دادند. ازآن شنبه سرخ، سی خرداد، دیگر تحولات در ایران سیر و مضمون دیگری یافت. باور کنیم آنچه که اینک در ایران می گذرد، این جنبش همگانی برای آزادی و دموکراسی، سرآغاز یک انقلاب است. انسان ایرانی قامت افراشته بانگ برآورده است که اینک منم برای همه حقوقم هم به مثابه فرد، هم به مثابه یک ملت به میدان آمده ام.
این جنبش، رنگ ها و سمبل ها را نیز باز تعریف می کند. از جمله است رنگ سبز و موج سبز. آقای موسوی نیز می داند که این سبز، دیگر “سبز سادات” نیست، فریاد سبز انسان ایرانی بویژه زن ایرانی است علیه هرگونه تبعیض و تحمیل و برای رویش آزاد زیر آفتاب رها از حجاب ابر. و حتا آن فریاد “الله اکبر” نیز نه فراخوان به دین و بازگشت به ارزش های انقلاب اسلامی، بلکه در یک نطام دین سالار همان فریاد “مرگ بر دیکتاتور” است و اینکه می خواهد به پاسدار حکومت اسلامی بگوید: “من اعتراض دارم اما مرا مکش”.
اینکه فرجام این جنبش چه باشد و چه از درون آن بیرون آید روشن نیست اما روشن است که حتا در صورت در هم شکستن آن هم ایران ما به دوران پیش از انتخابات بر نخواهد گشت، قطعی است جمهوری اسلامی امکان بازسازی خود به گونه ای که پیش از تحولات اخیر بود را به هیچ وجه نخواهد داشت وتوازن نوینی بین حکومت و مردم شکل خواهد گرفت، و دیگر اینکه دستاوردهای دموکراتیک ارزشمند مردم در مبارزات اخیر که حاصل آن همه پایداری و جانفشانی اعجاب انگیز جوانان ماست، بازپس گرفتنی نیست.
روزگار دشواری است و جان های عزیزی از کف رفته اند اما افق روشن است. فرآیند فروپاشی آغاز شده است و به فرجام خواهد رسید. نه در آینده ای دور، نه چند سالی دیگر که در آینده ای نزدیک. تاریخ هم اکنون و همین جا دارد نوشته می شود. “ندا” را نمی شنوید؟ از شب دو دانگی نیز نمانده است. مطمئن باشید. مطمئن!

فریدون احمدی
اول تیرماه ۱۳۸۸
f_ahmadi@gmx.net

بخش : سياست
تاریخ انتشار : ۴ تیر, ۱۳۸۸ ۱۰:۱۶ ب٫ظ

آخرین نوشته‌ها:

لینک کوتاه

نظرات

Comments are closed.

به مناسبت سالروز پیروزی بر نازیسم؛ هیچ نیروی اهریمنی نمی‌تواند بر مردمی متحد پیروز شود

هیئت سیاسی- اجرایی سازمان فداییان خلق ایران (اکثریت): همان‌گونه که اتحاد شوروی در ژوئن ۱۹۴۱ با اتکای به اتحاد مردمی در برابر تجاوز ایستاد، ایران نیز در اسفند ۱۴۰۴ دچار تحولی بزرگ شد. همبستگی مردم در دفاع از میهن، که به عین دریافتند فرزندانشان در نیروهای مسلح، به اتکای پشتیبانی جامعه است که قادرند از کشورشان در برابر خطر موجودیتی دفاع کنند.

ادامه »

ایران در آستانه فروپاشی: اعتراضات، عدم حقانیت حاکمان و بن‌بست‌های پیش‌رو…

شورای سردبیری کار: تجربه تمامی طول دوران حیات حکومت اسلامی نشان می‌دهد که هر موج سرکوب، به‌جای تثبیت پایدار نظام، پایگاه اجتماعی نظام را کوچک‌تر می‌کند، شمار بیشتری از شهروندان را به صف مخالفان می‌راند و پس از مدتی، اعتراضات گسترده‌تری دوباره سر برمی‌آورد. این بار اما فشار از پایین با خطر تشدید تنش در سطح منطقه‌ای و بین‌المللی نیز هم‌زمان شده است. در چنین فضایی، اسرائیل ـ با سابقه حملات تحریک آمیز و تلاش مستمر برای تضعیف جمهوری اسلامی ـ ممکن است اعتراضات داخلی را فرصتی برای ازسرگیری حملات علیه ایران تلقی کند. این هم‌زمانی نارضایتی داخلی و تهدید خارجی، معادله‌ای بسیار خطرناک برای کشور ما ایجاد کرده است.

مطالعه »

سایه سنگین ۱۹۴۸: چگونه «نکبت» برای فلسطین یک فرآیند زنده و روزمره شد؟

در سطحی کلان‌تر از روایت‌های تاریخی و تحلیل‌های موردی، می‌توان استدلال کرد که «نکبت» نه صرفاً یک رخداد تاریخی با نقطه آغاز مشخص در سال ۱۹۴۸، بلکه نوعی منطق تاریخی-فضایی در حال تداوم است که رابطه میان قدرت، سرزمین و جمعیت را در یک چارچوب ساختاری بازتعریف کرده است. در این خوانش، ۱۹۴۸ نه لحظه پایان یک نظم پیشین، بلکه لحظه تثبیت یک الگوی جدید از سازمان‌دهی سیاسی فضا و جمعیت است؛ الگویی که قابلیت انطباق با شرایط تاریخی متغیر را در دهه‌های بعد حفظ کرده است.

مطالعه »

«تنبیه خاموش» یا آزادی بیان!

فارغ‌التحصیلان مطالعات خاورمیانه نتیجه گرفته اند که: «برکناری فانی پیام تکان‌دهنده‌ای به دانشجویان و محققان مطالعات خاورمیانه می‌فرستد مبنی بر اینکه تحقیق، تدریس، خدمات نهادی و بحث آزاد در مورد موضوعات حساس سیاسی، مانند جنگ جاری در ایران، مشمول سانسور سیاسی و تحریم‌های نهادی است. چنین پیامی نه تنها با ارزش‌های اصلی مأموریت آموزشی و علمی دانشگاه واشنگتن در تضاد است، بلکه با اصول آموزش دانشگاهی و آموزشی ما نیز مغایرت دارد، اصولی که ما را به تفکر انتقادی، مشارکت در بحث‌های علمی آزاد و مواجهه با سوالات سیاسی فوری با دقت و صداقت فرا می‌خواند.

مطالعه »
شبکه های اجتماعی سازمان
آخرین مطالب

بررسی وضعیت اسف‌بار زندانیان زن در ایران

وکلای تسخیری به ابزار تسریع اعدام معترضان تبدیل شده‌اند

اعتراف قوه قضاییه به اعدام دست‌کم ۳۹ زندانی سیاسی تنها در ۷۸ روز

Statement by More Than 150 Former Political Prisoners Opposing the Resumption of War

اعلامیه حزب دمکراتیک مردم ایران: نه به اعدام، نه به سرکوب

«تنبیه خاموش» یا آزادی بیان!