سامانه اینترنتی سازمان فداییان خلق ایران (اکثریت)

GOL-768x768-1

۲۱ تیر, ۱۴۰۵ ۰۳:۰۱

یکشنبه ۲۱ تیر ۱۴۰۵ - ۰۳:۰۱

جمهوری سکوت

"ما هيچ وقت به اندازه دوران اشغال توسط آلمانها آزاد نبودهايم. ما همه حقوقمان و اولاً حق بيان را ازدست داده بوديم. هر روز، رو دررو، به ما توهين میشد و بايد سكوت میكرديم؛ ما را دسته دسته تبعيد میكردند، به نام كارگر، يهودی و زندانی سياسی؛ هر جايی، روِی ديوارها، در روزنامهها و بر روی پرده سينما، آن تصوير بیروح و دل به همزنی را میديديم كه جباران میخواستند از خودمان به خوردمان بدهند و، به خاطر همه اينها، ما آزاد بوديم."

Getting your Trinity Audio player ready...

نوشتهای خواندنی از ژان پل سارتر

 

از آن جایی که به نظر میرسید زهر نازی در ذهن ما رخنه کرده است، هر اندیشه صحیحی یک پیروزی به شمار میآمد؛ از آن جایی که یک پلیس تمام عیار در پی آن بود که ساکتمان نگه دارد، هر سخنی اعلام دوباره اصولمان محسوب میشد؛ از آن جایی که ما را به دام انداخته بودند، هر حرکت ما ارزش یک تعهد را مییافت. اوضاع و احوال غالباً دهشتناک مبارزه ما، نهایتاً این امکان را برایمان فراهم میآورد که، بدون نقاب و بدون حجاب، آن وضعیت بیقرار کننده و تحمل ناپذیری را زندگی کنیم که شرایط انسانی میخوانندش.

تبعید، اسارت و علیالخصوص مرگ (که از مواجهه با آن در دورانهای خوشتر شانه خالی میکنیم) دغدغه دائمی ما میشد. میآموختیم که اینها نه اتفاقات قابل اجتنابند و نه حتی تهدیدات همیشگی و ظاهری: اینها سهم ما، سرنوشت ما و اساسا واقعیت ما به مثابه انسان است؛ هر لحظه از زندگیمان تعبیر کامل این عبارت پیش پا افتاده بود: “انسان فانی است” و هر تصمیمی که هریک از ما برای خود میگرفت تصمیمی معتبر به حساب میآمد چرا که رو در روی مرگ گرفته میشد، چرا که هر بار میتوانست به صورت “مرگ بهتر است تا…” بیان شود.

 

چهگوارا، سارتر و سیمون دوبوار

من در این جا روی سخنم آن دسته سرآمد از ما نیست که در نهضت مقاومت بودند، بلکه همه آن فرانسویانی است که در هر ساعت شبانه روز در این چهار سال گفتند نه! اما سبعیت دشمن هریک از ما را به منتهی الیه این طیف سوق داد و از خودمان سؤالاتی را پرسیدیم که کسی از خود در زمان صلح نمیپرسد؛ هریک از آنهایی بین ما که از جزئیات مقاومت اطلاع داشتند – و کدام فرانسوی دست کم یک بار در این موقعیت قرار نگرفته بود؟ – با اضطراب از خود میپرسیدند: “آیا اگر شکنجه شوم، تاب میآورم؟”

به این ترتیب پایهایترین پرسش آزادی مطرح میشد و ما مشرف به ژرفترین معرفتی بودیم که انسان میتواند از خودش داشته باشد. چرا که راز انسان عقده اودیپ یا عقده حقارت نیست، بلکه حد آزادی خویش است، توانایی وی در مقاومت در مقابل مصیبت و مرگ است. شرایط کوشش کسانی که درگیر فعالیتهای زیرزمینی بودند برایشان تجربه جدیدی فراهم آورد؛ آنها مانند سربازان در روز روشن نمیجنگیدند. آنها تنها به دام میافتادند و در تنهایی در بند میشدند.

بییار و یاور و بیدوست و رفیق مقاومت میکردند، تنها و برهنه پیش روی جلادانی قرار میگرفتند که صورتشان تراشیده بود، خوب خورده و خوب پوشیده بودند و بر جسم بینوای آنها میخندیدند، شکنجهگرانی که وجدان بی مشکل و قدرت اجتماعیشان ایشان را محق جلوه میداد. تنها، بدون دستی محبتآمیز یا کلامی تشویق کننده. به هر حال، در بن تنهاییشان، داشتند از دیگران حمایت میکردند، همه دیگران، همه رفقای آنها در نهضت مقاومت. یک کلمه کافی بود که دهها و صدها دستگیری دیگر رخ دهد. مسئولیت تمام عیار در تنهایی تمام عیار – آیا این همان تعریف آزادی ما نیست؟

این محرومیت، این تنهایی، این مخاطره عظیم برای همه یکسان بود. برای رهبران و افراد آنها؛ مجازات برای کسانی که پیغامها را میرساندند، بیآن که بدانند محتوای آنها چیست و برای کسانی که کل نهضت مقاومت را فرماندهی میکردند یکسان بود؛ اسارت، تبعید و مرگ. هیچ ارتشی در جهان وجود ندارد که خطر برای فرمانده کل آن با یک سرجوخه چنین یکسان باشد و برای همین نهضت مقاومت یک جمهوری راستین بود؛ سرباز و فرمانده در معرض همان خطر، همان طردشدگی، همان مسئولیت تمام عیار و همان آزادی مطلق درون این نظام بودند.

به این ترتیب، در خون و تیرگی قویترین جمهوریها بنا شد. هر یک از شهروندان این جمهوری میدانست که مدیون همه دیگر است و فقط میتواند بر خودش تکیه کند؛ هر کدام از آنها در تنهاییاش به نقش تاریخی خود واقف بود. هر یک از آنها، در مقابله با جباران، پای قراردادی آزادانه و غیرقابل فسخ با خود ایستاده بود و با انتخاب آزادانه خود، آزادی را برای همه انتخاب میکرد. این جمهوری بدون نهادها، بدون ارتش و بدون پلیس چیزی بود که هر فرانسوی میبایست در هر لحظه به دست میآورد و بر آن علیه نازیسم شهادت میداد. کسی در وظیفهاش در نماند.

ما امروز در آستانه جمهوری دیگری هستیم: باشد که این جمهوری که در روشنی روز برپا میشود فضایل تلخ آن جمهوری شب و سکوت را حفظ کند.

ژان پل سارتر – ۱۹۴۴

برگرفته از: وبلاگ فلسفه علم / ترجمه از مهدی نسرین

تاریخ انتشار : ۲۶ آبان, ۱۳۸۸ ۹:۳۰ ب٫ظ

آخرین نوشته‌ها:

لینک کوتاه

نظرات

Comments are closed.

افزایش تنش در تنگه هرمز و جنوب ایران، روند مذاکرات را تهدید می‌کند!

هیئت سیاسی- اجرایی سازمان فداییان خلق ایران (اکثریت): افزایش تنش در تنگه هرمز و جنوب ایران، در پی تلاش امریکا برای ایجاد مسیر جنوبی کشتیرانی و حملات متقابل دو کشور، تفاهم‌نامه را در معرض فروپاشی قرار داده است؛ وضعیتی که بدون خویشتنداری و دیپلماسی می‌تواند روند مذاکرات و ثبات منطقه را به‌شدت تهدید کند.

ادامه »

ایران در آستانه فروپاشی: اعتراضات، عدم حقانیت حاکمان و بن‌بست‌های پیش‌رو…

شورای سردبیری کار: تجربه تمامی طول دوران حیات حکومت اسلامی نشان می‌دهد که هر موج سرکوب، به‌جای تثبیت پایدار نظام، پایگاه اجتماعی نظام را کوچک‌تر می‌کند، شمار بیشتری از شهروندان را به صف مخالفان می‌راند و پس از مدتی، اعتراضات گسترده‌تری دوباره سر برمی‌آورد. این بار اما فشار از پایین با خطر تشدید تنش در سطح منطقه‌ای و بین‌المللی نیز هم‌زمان شده است. در چنین فضایی، اسرائیل ـ با سابقه حملات تحریک آمیز و تلاش مستمر برای تضعیف جمهوری اسلامی ـ ممکن است اعتراضات داخلی را فرصتی برای ازسرگیری حملات علیه ایران تلقی کند. این هم‌زمانی نارضایتی داخلی و تهدید خارجی، معادله‌ای بسیار خطرناک برای کشور ما ایجاد کرده است.

مطالعه »

چگونه می‌توان درگیری آمریکا و ایران در تنگه هرمز را حل کرد، قبل از اینکه کل تفاهم‌نامه را از بین ببرد؟

تریتا پارسی: هر دو طرف به وضوح در حال آزمایش خطوط قرمز یکدیگر هستند. اگر اختلاف صرفاً در مورد تضمین عبور ایمن کشتی‌های تجاری بود، کشتی‌ها می‌توانستند به سادگی از طریق خط کشتیرانی ایران عبور کنند. مشخصا تهران مانع استفاده هیچ یک از کشتی‌ها از کریدور شمالی نشده است. در عوض، اصرار بر استفاده از کریدور جنوبی بدون اطلاع ایران، به نظر می‌رسد برای به چالش کشیدن ادعای تهران مبنی بر اعمال حاکمیت بر تنگه هرمز طراحی شده است.

مطالعه »

گل به‌خودی فیفا در دادن میزبانی جام جهانی به آمریکا و کانادا و نادیده گرفتن تبعیض نسبت به تیم های شرکت کننده…

گودرز اقتداری: تیم ملی همانگونه که در جام جهانی ۲۰۲۲ در قطر هم هدف تظاهرات مخالفین جمهوری اسلامی قرار گرفت در این بازیها نیز با تقابل مخالفین جمهوری اسلامی بویژه طرفداران سلطنت روبرو خواهذ بود. پیش بینی ها اما انست که این بار شاید بخاطر میزبانی در امریکا و کانادا که هر دو میزبان صد ها هزار ایرانی متمایل به رضا پهلوی هستند، امکان در گیری های بیشتر محتمل‌تر است…. در دیدگاه ما اما تیم ملی تیم تمام مردم ایران است و در این شرایط که کشور هدف حملات و خسارات بی‌بدیل در تاریخ معاصر خود بوده است پیروزی تیم ملی و حمایت عمومی هم‌وطنان برای ایجاد اتحاد و هم‌بستگی ملی بیش لز پیش ضروری و مورد انتظار است. ما مانند همه هنرمندان و روشنفکران میهن تحت ستم‌مان ورزش‌کارانی که با پرچم ایران در هر میدانی مبارزه میکنند را نیز فرزند ایران و از ان خود میدانیم و پیروزی هایشان را در میدان‌های جهانی ارج می‌گذاریم.

مطالعه »
شبکه های اجتماعی سازمان
آخرین مطالب

افسانه «جنگ خوب»

خانه اینجاست، جایی برای رفتن نداریم

چرا آزمایشگاه‌های بزرگ هوش مصنوعی این‌همه فیلسوف استخدام می‌کنند؟

بازتاب شکست در «اجاره‌نشین‌ها»ی داریوش مهرجویی و «سراسر حادثه»ی بهرام صادقی

«درها را بگشایید»، روایت مهوش ثابت از سال‌های زندان

کنگره سراسری حزب چپ آلمان در پوتسدام؛ بازسازی یک حزب، جدال بر سر رادیکالیسم و تلاش برای پاسخ به راست افراطی