چهارشنبه ۹ اسفند ۱۴۰۲ - ۱۵:۲۰

چهارشنبه ۹ اسفند ۱۴۰۲ - ۱۵:۲۰

جوانان آفتاب

آینه‌ی غبارگرفته، چهره‌اش را کدر نشان می‌داد. نفسی به آن دمید و دست به گیسوانی برد که رگه‌های نقره در لابه‌لای سیاهی‌اش پدیدار شده بود. بعد تاب بلندش را در دست پیچاند و پشت سر جمع کرد. نگاهی دوباره در آینه به خود انداخت... آینه‌ای که یادگار مادر بود. وقتی لاله‌شمعدان مس را روشن می‌کرد، نرمه‌ی نور به روی تارهای ظریف مس دورش می‌افتاد و او را به یاد توصیف مادر از آسمان پرستاره‌ی شب‌های شهرشان می‌انداخت.

 

جوانان آفتاب

آینه‌ی غبارگرفته، چهره‌اش را کدر نشان می‌داد. نفسی به آن دمید و دست به گیسوانی برد که رگه‌های نقره در لابه‌لای سیاهی‌اش پدیدار شده بود. بعد تاب بلندش را در دست پیچاند و پشت سر جمع کرد. نگاهی دوباره در آینه به خود انداخت… آینه‌ای که یادگار مادر بود. وقتی لاله‌شمعدان مس را روشن می‌کرد، نرمه‌ی نور به روی تارهای ظریف مس دورش می‌افتاد و او را به یاد توصیف مادر از آسمان پرستاره‌ی شب‌های شهرشان می‌انداخت. شهری در دل کویر و آرامش درونش مثل آب انبار قدیمی نزدیک خانه‌شان، عمیق…

دخترِ سال‌های جوانی حالا بر‌ای خودش مادربزرگی شده‌… مادربزرگی مهربان و فداکار و با نوه‌هایی… درجوانی آن هنگام که آسمان شهرش زیبا بود؛ حال اوهم خوب بود. آرزوها داشت و«عشق‌های زودگذر ماندگار^!…»

حالِ آدم‌ها که خوب بشود؛ امید در دل‌های‌شان جوانه می‌زند. شور و شوق دارند برای زندگی… دخترِ جوان ِآن سال‌ها و بانویِ پیرِ این روزها حالا می‌گوید: «… دلم‌ می‌خواهد وقتی که دیگر در این جهان نیستم؛ جوانی که مرا دوست دارد به یادم بادبادک‌های رنگی جورواجور به آسمان آبی شهر بفرستد و تا جایی که چشم کار می‌کند؛ بادبادک‌ها را تعقیب کند تا محو شوند و دیگر دیده نشوند…» او چنین آرزویی دارد… دلش می‌خواهد هم آسمان شهرش آبی باشد و هم همه بتوانند به راحتی نفس بکشند…

می‌گوید: «… مثل پروازی که دست جوانی‌ام را‌ گُم کرده بود!، رها ‌شده بودم ‌در آسمانش… آسمان جوانی او! … یادت نیست!؟ او اما مرا نتوانست ببیند! شعرِ «پرواز رابخاطر بسپار» را برایم خواند و رفت… رفتن‌اش طولانی شد ومن دیگر ندیدم اورا… چه غروب‌ها همان مسیر خیابان، کوچه و محله را به یادش بارها و بارها گذر کردم؛ اما او دیگر نیامد… نبود که ببیند. زمین برایم معنا نداشت؛ درست از وقتی که دست‌هایم را گرفت؛ پاهایم دیگر روی زمین نبود… جوانی‌ام با آرزوهایم به پاییز و زمستانی رسید…» او می‌گفت و نگاهش به دوردست‌ها بود…

در این شب‌ها که با همه‌ی شب‌های دیگر فرق دارد؛ بانو غرق در خاطراتی دور به یاد نوجوانی‌اش می‌افتد. یاد آن روزها که به مدرسه ‌می‌رفت. عاشقِ پوشیدنِ روپوشِ اُرمک ِخوش‌رنگِ مدرسه‌‌اش بود. با آن یقهٔ سفیدرنگش… بعد در خیالش به یاد می‌آورد جوانی‌اش را… و آن روزهایی که با سارافونِ سرمه‌ای‌رنگش در مسیر خانه و مدرسه، در خیالش می‌توانست آرزوهایش را به باد! بگوید تا آن‌ها وقتی به ستاره‌ها می‌رسند؛ برای‌شان بازگو کنند تا برآورده شوند…

او هنوز هم عاشق بادبادک‌هاست! می‌گوید یک روز همه با هم، بادبادک‌های رنگی زیبا را از پنجره‌های خانه‌های‌مان به هوا می‌فرستیم تا آسمان شهر به یک‌باره پُر بشود از رنگ‌های چشم‌نواز… رنگین‌کمانی از خوش‌حالی روی آسمان آبی… راستش این ‌است که او ما را به ضیافتی می بَرَد … به بزم و جشنی به یاد جوانی، به باورِ زیبایی‌ها و رستاخیز زندگی…

«و آستانه پر از عشق می‌شود ^^…»

 

^.«عشق‌های زودگذر ماندگار» نام کتابی از «آندری سرگیویچ مَکین» (۱۹۵۷) نویسنده‌ای با تجربه‌های زیستی بسیار عجیب و تلخ. شیفته‌ی ادبیات. اولین قصه‌های کودکی‌اش را از جد مادری‌اش به زبان فرانسه شنید و همین بی‌گمان باعث دلبستگی فراوانش به زندگی در فرانسه و ادبیات شد.

^^ به آفتاب سلامی دوباره خواهم داد، از دفتر تولدی دیگر. فروغ‌زمان فرخ‌زاد ۸ دی ۱۳۱۳ – ۲۴ بهمن ۱۳۴۵ شاعر، نویسنده و مستندساز.

 

بهمن‌‌ماه ۱۴۰۱

 

 

 

 

تاریخ انتشار : ۲۰ بهمن, ۱۴۰۱ ۳:۴۱ ب٫ظ
لینک کوتاه
مطالب بیشتر

نظرات

Comments are closed.

سخن روز

انتخابات! کدام انتخابات؟

با عنایت به این وضع و شرایط عملا موجود آنچه در ایران برگزار میشود فاقد حداقل شرایط برای شناخته شدن بعنوان یک انتخابات است. با تمام محدودیت ها و کنترل های نظام امنیتی و سیاسی انتخابی در کار نیست و دقیقا با استعاره از آقای خمینی « در این رژیم آزادی های فردی پایمال و انتخابات واقعی و مطبوعات و احزاب از میان برده شده اند.

مطالعه »
یادداشت

در مورد انقلاب بهمن ۵۷

اگر امروز شعار حق من کو، برقرار باد جمهوریت و همبستگی برای استقرار دموکراسی، از خواسته های مهم مردم شده که نشان از زنده بودن انقلاب ۵۷ و نیاز مبرم ترمیم آن توسط خود مردم دارد. اگر در این مبارزه زنان ایرانی در مبارزه علیه حجاب اجباری روسری خود را پرچم مبارزه قرار داده اند قبل از هر چیز بخاطر این است که در انقلاب تمامی زنان از هر قشری وارد صحنه شدند…..

مطالعه »
آخرین مطالب

یک قتل سهوی: گزارشی داستانی از ماجرایی بسیار واقعی

نام الیاس و خبر قتل‌اش چند روز بعد از مرگ او در یکی دو روزنامه علنی شد. نباید صدایش را در می‌آوردند، راننده از خودی‌های نظام بود. او را به راحتی کشتند؛ مثل خیلی از دخترها و پسرهایی که در خیابان فریاد می‌زدند: زن، زندگی، آزادی….

انتخابات و مواضع نیروها؛ با شرکت مجید عبدالرحیم‌پور، فرهاد فرجاد و فرخ نگهدار؛ پادکست صوتی و تصویری

پادکست صوتی و تصویری؛ در ارتباط با انتخابات دوازدهمین دوره مجلس در ایران، سازمان فداییان خلق ایران (اکثریت) – سوئد اقدام به برگزاری جلسه گفتگو و تبادل نظری درمورد “انتخابات پیش‌رو و مواضع نیروها” نمود. در این برنامه رفقای فدایی مجید عبدالرحیم‌پور و فرخ نگهدار و همچنین رفیق فرهاد فرجاد از مسئولین حزب دموکراتیک مردم ایران حضور داشتند که به طرح …

خیمه شب بازی انتخاباتی

هرگونه مشروعیت سازی برای حکومت جنایتکاری که ساچمه به چشم‌ معترضین می‌زند، هواپیمای مسافربری را سرنگون می‌کند و ملت را از حقوق ابتدایی خود محروم میکند اشتباهی تاریخی است.

یادداشت

در مورد انقلاب بهمن ۵۷

اگر امروز شعار حق من کو، برقرار باد جمهوریت و همبستگی برای استقرار دموکراسی، از خواسته های مهم مردم شده که نشان از زنده بودن انقلاب ۵۷ و نیاز مبرم ترمیم آن توسط خود مردم دارد. اگر در این مبارزه زنان ایرانی در مبارزه علیه حجاب اجباری روسری خود را پرچم مبارزه قرار داده اند قبل از هر چیز بخاطر این است که در انقلاب تمامی زنان از هر قشری وارد صحنه شدند…..

مطالعه »
بیانیه ها

پاس‌داشت زبان مادری، غنابخش تنوع و تکثر زبانی و فرهنگی است!

سازمان فداییان خلق ایران (اکثریت) با باور عمیق به مبانی حقوق بشر و قائم به ذات بودن این حقوق و با توجه به جایگاه تعیین‌کنندهٔ زبان مادری در هستی هر یک از آحاد بشر، تأمین و تضمین و تحقّق حق قانونی هر ایرانی در دست‌رسی و قوام ودوام بخشیدن به زبان مادری خود را از حقوق بنیادین بشر می‌داند و همۀ نیروهای میهن‌دوست و ترقی‌خواه کشور را به حمایت فعال از حق آموزش زبان مادری و حفظ و زنده‌داشت این میراث گران‌قدر ایرانی فرامی‌خواند.

مطالعه »
پيام ها

باید یکی شویم و قلب‌مان را سرود و پرچم‌مان سازیم تا بهاران خجسته به ارمغان به میهن‌مان فراز آید!

کرامت و خسرو دو جوان روشنفکر انسان‌دوست چپ بودند و غم مردم فقرزدهٔ میهن و جهان به دل داشتند. آنان شیفتۀ جنبش فداییان خلق بودند. خسرو گلسرخی در وصیت‌نامه‌اش می‌نویسد: «من یک فدایی خلق ایران هستم و شناسنامه من جز  عشق به مردم چیز دیگری نیست … شما آقایان فاشیست‌ها که فرزندان خلق ایران را بدون هیج مدرکی به قتل‌گاه میفرستید، ایمان داشته باشید که خلق محروم ایران، انتقام خون فرزندان خود را خواهد گرفت». تاثیر ایستادگی جانانه آنان در برابر نظام حاکم و پشتیبانان جهانی آن موجی از شور و ایمان در جنبش فداییان پدید آورد

مطالعه »
بیانیه ها

پاس‌داشت زبان مادری، غنابخش تنوع و تکثر زبانی و فرهنگی است!

سازمان فداییان خلق ایران (اکثریت) با باور عمیق به مبانی حقوق بشر و قائم به ذات بودن این حقوق و با توجه به جایگاه تعیین‌کنندهٔ زبان مادری در هستی هر یک از آحاد بشر، تأمین و تضمین و تحقّق حق قانونی هر ایرانی در دست‌رسی و قوام ودوام بخشیدن به زبان مادری خود را از حقوق بنیادین بشر می‌داند و همۀ نیروهای میهن‌دوست و ترقی‌خواه کشور را به حمایت فعال از حق آموزش زبان مادری و حفظ و زنده‌داشت این میراث گران‌قدر ایرانی فرامی‌خواند.

مطالعه »
برنامه و اساسنامه
برنامه سازمان فدائیان خلق ایران (اکثریت)
اساسنامه
اساسنامه سازمان فدائیان خلق ایران (اکثریت)
بولتن کارگری
شبکه های اجتماعی سازمان
آخرین مطالب

یک قتل سهوی: گزارشی داستانی از ماجرایی بسیار واقعی

مصاحبه با رفیق فرخ نعمت‌پور در مورد انتخابات مجلس و خبرگان ١۴٠٢

انتخابات و مواضع نیروها؛ با شرکت مجید عبدالرحیم‌پور، فرهاد فرجاد و فرخ نگهدار؛ پادکست صوتی و تصویری

با تحریم فعال نمایش انتخاباتی رژیم، به جمهوری اسلامی «نه» می‌گوییم

خیمه شب بازی انتخاباتی

انتخابات مجلس و مواضع نیروهای سیاسی