سامانه اینترنتی سازمان فداییان خلق ایران (اکثریت)

GOL-768x768-1

۲۵ بهمن, ۱۴۰۴ ۱۹:۵۲

شنبه ۲۵ بهمن ۱۴۰۴ - ۱۹:۵۲

در شب جشن تولدت، ۴۸ شمع خواهیم افروخت تابناک

9 خرداد سالروز تولد نسرین ستوده، وکیل و فعال جنبش زنان است. مادری که 47 سالگی را پشت سر گذاشته و بهار 48 سالگی اش را اکنون در زندان اوین سر می کند، به دور از فرزندان و خانواده اش. لابد در روز تولد نسرین زندانبانان اش، در چشمان او، شعله های تصویر فرزندان اش را نظاره خواهند کرد و گرمای آن را تاب نخواهند آورد. لابد در روز تولد او، همبندان اش 48 سالگی اش را در آغوش می گیرند ولی احساس خواهند کرد که نمی توانند آغوش مادری که دلتنگ بغل کردن فرزندانش است، پُر کنند.

و قطعا ما در این سوی دیوارهای زندان، هیچ نداریم که پیشکش سالروز تولدش کنیم، به جز نشان دادن زخمی که هر روز در قلب مان عمیق تر می شود. و شاید گفتن تبریکی از سوی یاران او در مدرسه فمینیستی به نسرین و خانواده اش، فقط یارای کم کردن التهاب این زخم باشد. در ادامه، دل نوشته آزاده دواچی را که به همین مناسبت به نگارش درآمده می خوانید.

 

تو قلم به دست می گیری و بر پاره های دستمال کاغذی که شاید بارها از دوری کودکان ات بر آن گریسته ای، دردل های مادرانه ات را می نویسی، و من می خواهم با خطوطی بر کاغذ دوباره و چندباره نام تو را جاری کنم و از تو بنویسم، تا راوی روایت های ناگفته ات باشم. از روزهایی حرف بزنم که اینجا نبوده ای، از روزهایی که بر تو گذشته است بگویم، از رنجی که از دوری فرزندات کشیده ای، از دوری از خانواده ات، از ندیدن پدرت برای آخرین بار. باید از تو بنویسم، از مادری که در آن سوی میله ها با کوچکترین امکاناتش، حس مادری اش را به فرزندنش منتقل می کند، دل می سوزاند و نگران حقوق از دست رفته اش است. راستی می دانم که در آن سو هم هنوز به این فکر می کنی مبادا حق کسی ضایع شده باشد، به حکمی فکر می کنی که به ناحق به تو داده شده، گاهی غمگین می شوی  از رنجی که تو و کسانی چون تو برای بازگردان حقوق از دست رفته، برای برقراری عدالت کشیدند و آخر میله های زندان نصیب شان شد. اما می دانی که حتی آنهایی که تو را به بند کشیده اند در خلوتشان به زنی چون تو فکر می کنند که هرگز تسلیم بی عدالتی نشد.

می خواهم از تو بگویم، از تو که سردی میله ها، از پایت نیانداخته است و همچنان از قانون می گویی، از ظلمی که بر تو روا داشته اند. بارها برایت اشک ریخته ایم، از خواندن دردل هایت، بارها هرکدام از ما در هر گوشه از جغرافیایی که شاید فکرش را هم نکنی، از تو یاد کرده ایم با تو همدردی کرده ایم و از تو نوشته ایم. تو در گوشه ی سلولی انفرادی، در روزهای حساس زندگی ات، وقتی قرار بوده است باشی، غایب بوده ای. وقتی نیاز به همدردی داشته ای، وقتی می خواستی دستی را در دست بفشاری و سر بر شانه های کسی بگذاری، اشکهایت را در سلول های سرد و تاریک فرو خورده ای و بغض ات را آرام آرام فرو خورده ای، ولی  ما صدای تو را شنیده ایم. تو دست فرزندانت را در دل شب های سرد و بی کسی کم داشتی و فرزندانت صدای مهربان قلب ات را . تو اشک ریختی در نبودن روزهایی که گذشته اند و در تنهایی هایت سوگواری کردی، خبر نداشتی که در این سو، ما از تو نوشته ایم. تو صبوری، آن قدر که این همه رنج نه تنها تو را از پای در نیاورد که محکم و استوارتر کرد.

شاید ندانی، شاید هنوز دیوارها و حصارهای بلند نگذاشته اند انعکاس حق خواهی ات  به گوشت برسد،  اما کاش می دانستی  که مادران از این پس نام کسانی چون تو را به افسانه های شبانه شان می افزایند، از تو در قصه ها دوباره نام خواهند برد. مگر می شود تو را کسی از خاطر ببرد؟ نامت روزهاست که بر زبان های این مردم جاری است. آدم هایی که هرگز تو را ندیده اند اما داستان روزهای پرهراست  را خوانده اند و شنیده اند.  داستان صبوری هایت را و همان ها را دوباره برای فرزندان شان باز می گویند، روایت کسانی چون تو، نسل به نسل در هر افسانه ای جاری خواهد گشت. کاش بدانی که هر درد دلت که از دل سرد زندانت بیرون آمد، دل چند مادر را به لرزه درآورد و اشک را بر هرچشمی جاری ساخت.

دیگر برای تو و زنان دربندی چون تو که صبورند و استوار، غمگین نیستیم. برای آنهایی تأسف می خوریم که مادرانه هایت را، اشک های گرمت را و صدای حق خواهی اند را نشنیدند و ندیدند و به خیال شان تو را به بند کشیدند تا دیگران را خاموش کنند، تا صداهایی چون تو نباشد. خبر ندارند که صدای تو و صدای همه زندانیان دیگری چون تو، آن قدر بلند است که لرزه بر دل هر ظالمی می افکند.  می خواهم صفتی برای تو بیابم و هنوز در گستره ی کلماتم آن چیزی را که لایق ات باشد، نمی یابم.

روز تولدت است و تو نمی توانی مثل هزاران زن دیگر در این روز در کنار فرزندانت باشی، نمی توانی دست در دست همسرت بگذاری و شادی ات را با آنها قسمت کنی، تو آزاد نیستی. اما سرخم نمی کنی،  دستانت را با افتخار بالا می بری،  به میله های سرد زندان، به زندانبان ها لبخند می زنی و در دلت به رؤیای آزادی فکر می کنی که حضور تو در زندان هم از میانش نبرده است. احساس پیشمانی نمی کنی، هدف تو والاتر از پیشمانی است و این را می شود در دردل هایت، در حرفهایت و در نگاه محکم و استوارت دید.

لبخند بزن، ما از این سو هم خنده های مهربان تو را می بینیم. سرزمین ما از وجود مادرانی چون تو جان می گیرد،  آزادی به سراغ مان می آید تا پایه های  ظلم و بی عدالتی  آن هایی که تو و کسانی چون تو را به زندان افکندند، به لرزه اندازد.

وجودت در هر سویی که باشد یک تولد است،  تو نه یک بار، که هزاران بار در نسل های متفاوت این سرزمین متولد شده ای. از تو می نویسم و تو را می ستایم.  عاشقانه های مادرانه ات را نیز، و چه خیال باطلی داشتند آنهایی که کاغذ و قلم را از تو دریغ کردند. امروز را به یادت هستیم و به خاطر می آوریم که سرزمین مان از حضور کسانی چون تو روزی رنگ آزادی را خواهد دید.

نمی دانم از تو چگونه باید نوشت.  هرچند از تو بارها نوشته ام و بازهم می نویسم و نامت را در قابی بر دیوار خانه ام آویزان می کنم تا تو برگردی، تا از پشت آن میله های سرد و سیاه بیرون آیی و دیر نیست لحظه ای که من و تو در خردادی دیگر شنیدن صدای پای آزادی  را  همراه با روز تولدت جشن گیریم.

به تو امید داریم، هم من و هم همه ی مردان و زنان سرزمینم.  به زنانی چون تو که هرگز در برابر ظلم و بی عدالتی سر خم نکردند. زنانی چون من از حضور کسانی چون تو معنای بودن را می یابند.

آن روز باز می گردد، روزی که تو را در میان مان داشته باشیم، روزی که برای چند کلمه حرف حساب  به زندان مان نیافکنند. روزی که هر زن از خود گذشته ای چون تو جایش آن سوی میله ها نباشد.  روزی که قلم را از کسی دریغ نکنند و تا آن روز از تو می نویسیم. از صبوری هایت، از دلگرمی هایت، از تو که به ما نشان دادی چه طور به خاطر دفاع از حقوق انسانی از حق مادر بودنت درگذری و حتی از آن سوی میله ها هم هنوز در کنار فرزندات باشی. روز میلادت را بارها باید تبریک گفت چرا که میلاد کسی چون تو یک اتفاق نیست، بلکه موهبتی برای سرزمینی است که اسطوره هایش را هر روز به بند می کشند.

تاریخ انتشار : ۷ خرداد, ۱۳۹۰ ۹:۱۷ ب٫ظ

آخرین نوشته‌ها:

لینک کوتاه

نظرات

Comments are closed.

انقلاب بهمن، ٢٢ بهمن

انقلاب بهمن زنده است؛ خائنان به انقلاب مردم باید از مسند نامشروع قدرت طرد شوند!

هیئت سیاسی – اجرایی سازمان فداییان خلق ایران (اکثریت): در شرایطی سالگرد انقلاب بهمن را گرامی می‌داریم که جامعهٔ ایران هنوز در اندوه جان‌باختن هزاران انسان بی‌گناه در فاجعهٔ دی‌ماه گذشته به‌سر می‌برد؛ فاجعه‌ای که مسئولیت مستقیم آن بر عهدهٔ حاکمیتی است که جان و امنیت شهروندان را قربانی ناکارآمدی، فساد و بی‌مسئولیتی خود کرده است.

انقلاب ۲۲ بهمن ۱۳۵۷ رویدادی تصادفی یا گسسته از تاریخ نبود، بلکه حلقه‌ای از زنجیرهٔ مبارزات تاریخی مردم ایران برای آزادی، استقلال، جمهوریت و حاکمیت شهروندان بر سرنوشت خویش بود؛ زنجیره‌ای که از انقلاب مشروطه، سرکوب آن توسط کودتای رضاخان، اشغال ایران در جنگ جهانی دوم، نهضت ملی شدن نفت و کودتای ۲۸ مرداد ۱۳۳۲ عبور کرد و به قیام علیه سلطنت پهلوی رسید. …

ادامه »

ایران در آستانه فروپاشی: اعتراضات، عدم حقانیت حاکمان و بن‌بست‌های پیش‌رو…

شورای سردبیری کار: تجربه تمامی طول دوران حیات حکومت اسلامی نشان می‌دهد که هر موج سرکوب، به‌جای تثبیت پایدار نظام، پایگاه اجتماعی نظام را کوچک‌تر می‌کند، شمار بیشتری از شهروندان را به صف مخالفان می‌راند و پس از مدتی، اعتراضات گسترده‌تری دوباره سر برمی‌آورد. این بار اما فشار از پایین با خطر تشدید تنش در سطح منطقه‌ای و بین‌المللی نیز هم‌زمان شده است. در چنین فضایی، اسرائیل ـ با سابقه حملات تحریک آمیز و تلاش مستمر برای تضعیف جمهوری اسلامی ـ ممکن است اعتراضات داخلی را فرصتی برای ازسرگیری حملات علیه ایران تلقی کند. این هم‌زمانی نارضایتی داخلی و تهدید خارجی، معادله‌ای بسیار خطرناک برای کشور ما ایجاد کرده است.

مطالعه »

جمهوری اسلامی و مذاکره با امریکا، چرا استانبول نه؟

اما در این بین چرا روژآوا باید حذف می‌شد، کردستان سوریه فقط داعش را شکست نداد، امکان دیگری از زندگی را نشان داد. زنِ مسلح، آزاد و سیاسی، خود گردانی بدون دولت متمرکز جامعه‌ای که نه خلافت بود، نه اقتدارگرایی قومی.  و اینها همه، خط قرمز برای همه در منطقه بود. برای ترکیه، الگوی کردِ مسلح و مشروع، برای اسلام‌گرایان، فروپاشی نظم مردسالار، برای دولت‌های منطقه، خطر سرایت خود سازمان‌یابی و برای اسرائیل، ثبات مردمیِ غیرقابل ‌مهندسی.

مطالعه »

اهریمن‌سازی از چپ و کنش ما

یک همگرایی ایدئولوژیک طولانی‌مدت بین رسانه‌های قدرتمند و تحت حمایت خارجی و جریان‌های تأثیرگذار در درون حاکمیت و رسانه های وابسته به آنها وجود داشته است که هر دو، اهریمن‌سازی چپ و نسبت دادن مسئولیت مشکلات ایران به آن را مفید یافته‌اند. خشم عمومی از نابرابری، فساد و بی‌عدالتی اقتصادی بسیار واقعی است، اما این خشم به طور کامل با حمایت از جایگزین‌های سوسیالیستی یا برابری‌خواهانه همخوانی ندارد.

مطالعه »
شبکه های اجتماعی سازمان
آخرین مطالب

خط فقر به ۶۰ میلیون تومان رسید / حقوق کارگر ۱۸ میلیونی در دام تورم ۴۰ درصدی گیر کرد

اجلاس مونیخ و رویای تاجِ پوسیده

هدف اکثریت ملت ایران رهایی از سلطنت استبدادی و استبداد دینی است

حزب دموکراتیک مردم ایران: به پیگرد و دستگیری فعالان سیاسی و مدنی پایان دهید

فاشیسم چیست؟ چرا باید فاشیست‌ها را جدی گرفت ولی باور نکرد؟

۳۰ گزارش میدانی از اعتراضات سرکوب شده در سراسر کشور