سامانه اینترنتی سازمان فداییان خلق ایران (اکثریت)

GOL-768x768-1

۷ بهمن, ۱۴۰۴ ۲۰:۱۵

سه شنبه ۷ بهمن ۱۴۰۴ - ۲۰:۱۵

رفع تحقیر از سیمای پیکر جریان طبقه متوسط

در پایان دهه اول قرن پیش رو گرچه شاهد شکست پارلمانی سوسیال دموکراسی در اسکاندیناوی بویژه سوئد بعد 4 دهه شدیم. اما در آغاز دهه دوم قرن کنونی " جنبش تسخیر وال استریت " در مهد سرمایه داری آمریکا پرچمدارنئولیبرالیسم نوید بخش طلیعه نوینی از تاریخ مبارزات مردم در سراسر جهان گردید

دهه آخرین قرن گذشته یأس و نومیدی بر پیکرجریان چپ به مفهوم کلی جاری نمود. یأس و نومیدی که بر آمد شکلی از استقرارسوسیالیسم در منطقه اروپا- آسیا بود. در پایان دهه اول قرن پیش رو گرچه شاهد شکست پارلمانی سوسیال دموکراسی در اسکاندیناوی بویژه سوئد بعد ۴ دهه شدیم. اما در آغاز دهه دوم قرن کنونی ” جنبش تسخیر وال استریت ” در مهد سرمایه داری آمریکا پرچمدارنئولیبرالیسم نوید بخش طلیعه نوینی از تاریخ مبارزات مردم در سراسر جهان گردید. هر چند در غیاب گفتمان منتقد مارکسیسم، سرمایه داری یکه تازی می کرد، اما بهار دموکراسی در مدل تناسب با جوامع اسلامی علیرغم تفاوت های متنوع ساختاری آنها حاکی از وقوع در محاصره قرار دادن قدرت جهانی میباشد. محاصره قدرت جهانی و پیشگیری از یکه تازی آمریکا علیرغم فراهم ساختن جامعه ای دموکراتیک بر مبنای اومانیسم بدین خاطر در دستور کار قرار گرفته که نخست در مهد دموکراسی جهانی به پدیده اقتصاد نا مطمئن، بیشترین قدرت سیاسی را وا گذاشتند تا عدالت اجتماعی در برابر آزادی و دموکراسی قربانی شود. عامل دیگر سرمایه داری مدعی طرفداری از حقوق بشر و دموکراسی، عدم توجه لازم به حق انتخاب مردم در تعیین

الگوی سیاسی خاص زیست اجتماعی شان بود.

.

آنچه در بالا آمد مدخل ورود به نقش طبقه متوسط صرف نه در دو کانون آشوب که در آمریکا تا حدودی شعله ور، و در منطقه خاور میانه در حال فرو کش است بلکه بررسی گذار از وضعیت طبقه متوسط ایران و نقش اقشار آن در مبارزات دموکراتیک جامعه مان میباشد. بد نیست پیش از پرداختن به تشریح اقشاران گوناگون طبقه متوسط ایران نظری بر اصول تجریدی در خصوص طبقه متوسط بیفکنیم. ادوارد تامپسون در مقدمه کتاب شکل گیری طبقه کارگردر انگلیس نوشته است .” جامعه شناسانی که ماشین زمان را متوقف کرده اند و با تلاش فراوان وارد موتور خانه آن شده اند تا نقش طبقه را در مسیر تاریخ پیدا کنند میگویند که نتوانسته اند جای طبقه را پیدا کنند. آنها تنها توانستند افراد بیشمار را با مشاغل و درآمدها سلسله مراتب متفاوت مشاهده کنند. البته که آنان درست می گویند. چرا که طبقه اجتماعی یک بخش از ماشین نیست بلکه کار کردن و طرز حرکت آنان است. طبقه مدافع این یا آن گروه نیست بلکه تضاد منافع است. گرما و صدای غرش حرکت ماشین است. طبقه ساخت نیست بلکه واقعه و حرکت است. اما وقتی که بررسی های طبقات اجتماعی در ایران بویژه طبقه متوسط نگاه می افکنیم در این میان مبهم ترین بحث ها در باره طبقه متوسط را تقسیم بندی کرده اند. بعضی دیگر هم تقسیم بندی خود را بر پایه دهک های درآمد استوار نموده اند و دسته آخر بر مبنای شاخص های فرهنگی مانندشان و منزلت و مصرف پی ریزی شده اند. اما همه این بررسی ها فاقد اشکال و عاری از هر نقصان میباشند یا نه هریک نقیصه های خود را دارا میباشند. مثلأدر تقسیم بندب درآمدی در ایران آیا درآمد در حوزه صنعت میتوانند ملاک تشخیص باشد. در نگاه کلاسیک یا مارکسیستی کارمندان دولت بالاتر از طبقه کارگر در جایگاه طبقه متوسط قرار داده می شوند یا باصطلاح می ایستند. اما در ایران کنونی در یک کارخانه صنعتی شما میتوانید کارگر یا به اصطلاح مارکسیستی، ارتدکس یقه سفید ببینید. اساسأ در ایران کارگران صنعتی درآمد بیشتری از معلمان، پرستاران و دیگر کارمندان دولت دارند. اما از سوی دیگر از نگاه مارکسیستی ارتدکس طبقه یک متوسط در میانه طبقه کارگر و طبقه سرمایه داری دیده میشود. و آنرا خرده بورژوازی مینامد. این طبقه در نگاه و متون مارکسیستی بسیار تحقیر شده است. مارکس اعتقاد داشت که تمام دغدغه خرده بورژوازی آن است که به دامن طبقه کارگر نغلطد واز سوی دیگر تمام آمال و آرزویش این است که به دامن طبقه سرمایه داری صعود کند. آیا در نگاه تطبیقی مارکس و جامعه شناسان مورد نظر تامپون کدام نگاه دقیق تر است؟ آیا طبقات اجتماعی ماکس وبر به مارکس نزدیک تر است یا نه؟ آیا مارکس و ماکس وبر در دست یافتن جامعه شناسان به آموزه پیشگفته به چه میزان تاثیر گذار بوده اند ؟ بنابر این در بحث از طبقه متوسط بویژه در ایران آرای سنتی و کلاسیک بر آموزه های جامعه شناسان ارجحیت دارد یا بالعکس آنچه که در ایران و طبقه متوسط آن میتواند در کانون نگاه قرار گیرد. تنها رویگردانی طبقهخ متوسط از رفتارهای خشونت آمیزو تمکین به رفرمیسم نیست زیرا در کشورایران متکی بر درآمد نفتی ، فهم رابطه و جایگاه طبقات به عنصر اقتصادی دارد. عامل رویگردانی طبقه متوسط از رفتار انقلابی و پناه گرفتن در کنار مبارزات پارلمانتاریستی تنها به فربه شدن دهک های میانی و بالایی ارتباط ندارد. چنانچه دهک های پایینی علیرغم نحیف بودن پیکر اقتصادشان با گفتمان انقلابی نیز قهر کامل نموده اند. آیا نگرش فرهنگی و سبک زندگی طبقات بویژه اقشار گوناگون طبقه متوسط ایران دستخوش تغییر نگردیده است ؟ و اگر دستخوش تغییر شده به چه میزان از فرهنگ سنتی و اصول زیست اجتماعی فاصله گرفته است؟ آیا شکل گیری گرایش اصلاح طلبی و محافظه کاری در اقشار آن بدون در نظر گرفتن باورمندان به سکولارفقط به نگرانی از آینده به خاطر فربه شدن و قوام خرده مالکی در آنان است؟ آیا در پیکار های پارلمانتاریستی سکان کشتی طبقه متوسط ایران کاملأ به سمت اصلاح طلبان خواهد چرخید؟ یا نه تمایل قوی به سمت محافظه کار و باور به اصول گرایی آنان را در برهه انتخابات دچار انشقاق موقتی قابل برگشت خواهد ساخت؟

در بخش دوم در حد بضاعت قلم به پرسش های مزبور پاسخ داده خواهد شد.

تاریخ انتشار : ۱۳ آبان, ۱۳۹۰ ۹:۳۷ ب٫ظ

آخرین نوشته‌ها:

لینک کوتاه

نظرات

Comments are closed.

در همایش‌ها، گردهم‌آیی‌ها و تظاهرات جمهوری‌خواهان مردمی و میهن‌دوست شرکت می‌کنیم!

در تداوم پای‌بندی به این وظیفهٔ انسانی و میهنی، هیئت سیاسی – اجرایی سازمان فداییان خلق ایران (اکثریت) از برگزاری تظاهراتی که با نام «همبستگی جمهوری خواهان در حمایت از مبارزات مردم ایران» از ساعت ۱۴:۰۰ روز یک‌شنبه، ۵ بهمن ۱۴۰۴ (۲۵ ژانویهٔ ۲۰۲۶ میلادی) در شهر کلن آلمان برگزار می‌شود پشتیبانی کرده و شرکت هرچه گسترده‌تر در تظاهرات جمهوری‌خواهان مردمی و میهن‌دوست را در خدمت دست‌یابی به آینده‌ای روشن برای مردم و سرزمین ایران می‌داند.

ادامه »

تجربۀ خونین بازتولید استبداد و مصادرهٔ مبارزات مردمی در تاریخ معاصر ایران

اگر قرار است این‌بار سرنوشتی متفاوت رقم بخورد، باید چرخهٔ تاریخی مصادرۀ مبارزات مردم از سوی نیرویی اقتدارگر و استقرار استبدادی تازه شکسته شود. ایران امروز تنها زمانی می‌تواند مبارزهٔ خود را به ثمر برساند که با تکیه بر جامعهٔ مدنی مستقل، مطالبات مسالمت‌آمیز و مطالبه‌محور خود را پی بگیرد. جامعهٔ ما هوشیارتر از آن است که با وجود خشمِ برحق ناشی از نادیده‌گرفته‌شدن، وعده‌های بی‌پایه و متکی بر مداخلهٔ بیگانه را بنیان مبارزات حق‌طلبانه‌اش قرار دهد. تجربه‌های تلخ و خونین تاریخ معاصر ایران گواه آن است که صرفاً «نه» گفتن کافی نیست

مطالعه »

چگونه رژیم ایران خیابان‌ها را دوباره تصرف کرد!

فینانشال تایمز: این اعتراضات به سرعت به جنبشی بسیار گسترده‌تر علیه خود رژیم تبدیل شد و شعارهای «مرگ بر خامنه‌ای» و «مرگ بر دیکتاتور» در شهرهای مختلف کشور طنین‌انداز شد. شاهد دیگری در غرب تهران به فایننشال تایمز گفت که حدود دوازده مرد تنومند، «شبیه کماندوها» را دیده است که لباس‌های سیاه مشابهی پوشیده بودند و در منطقه می‌دویدند و از مردم می‌خواستند خانه‌های خود را ترک کنند و به اعتراضات بپیوندند. او گفت: «آنها قطعاً سازماندهی شده بودند، اما من نمی‌دانم چه کسی پشت آنها بود.»

مطالعه »

اهریمن‌سازی از چپ و کنش ما

یک همگرایی ایدئولوژیک طولانی‌مدت بین رسانه‌های قدرتمند و تحت حمایت خارجی و جریان‌های تأثیرگذار در درون حاکمیت و رسانه های وابسته به آنها وجود داشته است که هر دو، اهریمن‌سازی چپ و نسبت دادن مسئولیت مشکلات ایران به آن را مفید یافته‌اند. خشم عمومی از نابرابری، فساد و بی‌عدالتی اقتصادی بسیار واقعی است، اما این خشم به طور کامل با حمایت از جایگزین‌های سوسیالیستی یا برابری‌خواهانه همخوانی ندارد.

مطالعه »
شبکه های اجتماعی سازمان
آخرین مطالب

*می‌گویمت بدان که این شعر صیقل نخورده‌است!*

عقلانیت پس از فاجعه…

بدون وجود آلترناتیو دموکراتیک، تحقق دموکراسی ناممکن است!

زایش نظم نوین جهانی وشدت عمل امریکا – بخش دوم: ایران دردهنه طوفان!

«خانه با دشمن سپردی تا برُوبد زان غبار» – سیاوش قائنی

نشست ویژه شورای حقوق بشر سازمان ملل درباره ایران؛ محکومیت سرکوب اعتراضات دی‌ماه و تمدید مأموریت کمیته حقیقت‌یاب