سه شنبه ۲۸ فروردین ۱۴۰۳ - ۱۷:۴۳

سه شنبه ۲۸ فروردین ۱۴۰۳ - ۱۷:۴۳

روز کارگر و نشانه هائی از بلوغ جنبش کارگری

... سالی که امید است جنبش طبقه کارگر با برافراشتن پرچم رزم خود، نه فقط در سیمای دفاع از مطالبات اخص خود بلکه هم چنین در سیمای دفاع از مطالبات اساسی و پایه ای جامعه و شهروندان ... با حضورملموس و اثرگذارخود به میدان بیاید

قطعنامه ها و بیانیه های تشکلهای کارگری به مناسبت روزجهانی کارگر حاوی “نه” ها و “آری” های قاطع و روشنی است:

نه به استبداد و خفقان!

نه به سرمایه داری و استثمار!

نه به محدودنگهداشتن مبارزه در چارچوب نظام حاکم و قانون اساسی آن!

نه به سرمایه داری در هرلباسی که باشد، چه در هیئت اسلامی آن اعم از حاکمیت کنونی و یا اصلاح طلبانه ای که در سودای بازگشت به دوران اول انقلاب است؛ و چه در قامت نئولیبرالها و حامیان جهانی آنها!

نه به جمهوری اسلامی اعم از مطلقه کنونی و یا از نوع مشروطه طلبانه ای که اصلاح طلبان مجدداً وعده اش را می دهند، و نه به سلطنت و هرگونه نظامهای لیبرالی! زنده باد قدرت متعلق به خود مردم و توسط خود آنها.

نه به سیاست ازادسازی قیمتها و باصطلاح هدفمندسازی یارانه ها و سیاست حذف سوبسیدها که هدفی جزسرشکن کردن بحران سنگین سرمایه داری بیمار بردوش نحیف کارگران و زحمتکشان ندارد!

نه به حداقل دستمزدها که زیریک سوم خط فقر اذعان شده توسط خود دست اندرکاران رژیم قراردارد!

نه به آپارتاید جنسی و فقدان آزادی پوشش! و آری به برابری همه جانبه بین زن و مرد.

و نه به …

آری به آزادی فوری و بی قید و شرط همه زنداینان سیاسی و زندانیان کارگر و معلم و … و اسالو و مددی و نجاتی و فرزاد کمانگر و …

آری به تشکلهای مستقل کارگری، به سازماندهی شورائی محله ها، به سازمانیابی از پائین، توسط خود مردم و حول مطالبات سیاسی، اقتصادی و اجتماعی آنها!

آری به آزادی بیان و تشکل و نفی اعدام …

و بالاخره آری به پیوندهای جهانی طبقه کارگر و محکوم کردن برخورد غیرانسانی رژیم با کارگران افغان!

و آری به …

*****

برآمد اول ماه مه روزی است که رویش بذرهای کاشته سالهای گذشته را می توان مشاهده کرد. فرصتی است برای رؤیت میزان پیشرفت کارگران در حوزه های گوناگون مطالبات اقتصادی و سیاسی و اجتماعی. از همین رو برش مناسبی است برای مشاهده تنگناها، کم وکیف مطالبات و پیشرفتها و افقهای پیشارو. حتی در شرایط استبدادی چون ایران هم می توان کم و بیش، نشانه هائی از تحول صورت گرفته در کارگران را در کنشهای مربوط به مناسبتهای روزجهانی شاهد بود.

نگاهی به قطعنامه سال گذشته و منشورکارگری و قطعنامه امسال و بیانیه های شورای برگزاری مراسم، حاکی از برداشتن گامی رو به جلو توسط نشکلها و فعالین کارگری است؛ بطوری که می توان نشانه هائی از بلوغ در آگاهی و عمل اجتماعی را دراین بیانیه ها مشاهده کرد. آنها بسهم خود حاوی پاسخهائی هستند به برخی چالشها و پرسشهای انباشته شده در میان صفوف کارگران و فعالین و ارائه یا صراحت دادن به جهت گیریهای نوین. این جهتگیریها را می توان در مورد چگونگی سازمان یابی و اهمیت آن و پذیرش صفوف پلورالیستی و ترسیم گستره عظیم نیروی کار و زحمت بدور از نگرشهای فرقه ای و محدودنگرانه سنتی مشاهده کرد. گره خوردگی مطالبات جاری و عاجل با مطالبات کلان اقتصادی و سیاسی و پیوند جنبش کارگری با سایرجنبشهای مترقی اجتماعی، به فشرده ترین بیان، تأکید برپیوند جدانشدنی بین رهائی سیاسی و رهائی اقتصادی و مبارزه برای مطالبات موجود و جاری در پیوند با افقها و اهداف کلان نیزازدیگرتجلیات این بلوغ در حال تکوین است. بی شک فرایند دست یابی و وقوف به جایگاه اجتماعی خود به مثابه یک طبقه بزرگ و متکثرکه در عین داشتن تنوعات و تفاوتهای بیشمار اما دارای وجه مشترکی بنام فروشندگی نیروی کار و استثمارشدن توسط سرمایه داری و هم سودرمبارزه علیه آن هستند، فی نفسه دارای اهمیت زیادی است. و در همین رابطه ضرورت پیوند این گردانهای پراکنده برای ایجاد شط خروشان و بقول بیانیه سیلاب وار، به یک طبقه فرارونده و نفی کننده نظام مزدی و استثمار نیز از اهمیت راهبردی بزرگی برخورداراست؛ که طبعا به تناسب فراگیرشدن دامنه این خود آگاهی در آحاد طبقه، قدرت تعیین کنندگی اش مشهود و مشهودترخواهد شد. مدعی آن نیستم که گویا این بیانیه ها کامل هستندو شامل پاسخهای لازم به همه چالشهای موجود، و یا این که گویا آگاهی تشکلها و فعالین، بلافاصله معادل وجود همان آگاهی در میان آحاد طبقه کارگراست. آن چه که مهم است فرایندی است که شروع شده و جوانه هائی که روئیده اند و بستری که برای رویش بیشتر آنها فراهم شده و یادرحال فراهم شدن است و مبین دست یابی به آن درجه از آگاهی است که برون رفت از وضعیت نکبت بار و غیرتحمل کنونی را جزدرپیوند نبردهای موضعی با نبردهائی بزرگ نمی بیند. خودآگاهی به منافع مشترک د ربرابر سرمایه داری چه از نوع اسلامی اش باشد و چه غیراسلامی اش، درعین اذعان به واقعیت متکثروپلورالیستی صفوف خود و این که هیچ ناجی ی جزاراده و قدرت جمعی خودشان وجود ندارد؛عناصر مهمی هستند برای نشاندادن جهت گیری نوین و امیدوارکننده. می دانیم که واقعیت سرسخت سرکوب، بقایای جان سخت فرقه گرائی و تفرفه پراکنی در صفوف طبقه و انواع پرسشها و ابهامات هنوزحل ناشده وجود دارند؛ اما گذاشتن درست خشت اول بسیارمهم است:

اگرنگاهی به بیانیه و یا قطعنامه اول و دوم شورای برگزاری مراسم ماه مه امسال توسط تشکلهای مستقل و معتبری که مکمل مفاد قطعنامه های سال گذشته به مناسبت روزکارگر و منشورکارگری هستند بیافکنیم، نشان می دهندکه مخاطب این بیانیه ها، کارگران و معلمان و پرستاران و مزدبگیران و همه لایه های گوناگون نیروی کاراعم از یدی و خدماتی و فکری و کل جنبش مزدوحقوق بگیران هستند. پذیرش رویکردهای گوناگون نسبت به تشکلهای مستقل نیزجلوه ای دیگرازاین آگاهی است که می تواند برتفرقه موجود حول این مناقشه قدیمی (ونه البته گفتگوی سازنده)پایان بدهد. تأکیدهمزمان برمطالبات کلان و مطالبات حول رفرمها می تواند برتفرقه و مناقشه میان تکیه یک جانبه بررفرم و یا از آن سو به هدف نهائی را برطرف سازد و مساله رابطه رفرم و انقلاب را بربستردرست خویش قراربدهد. مرزبندی روشن و قاطع با سرمایه اعم از نوع اسلامی و مطلقه و غیرمطلقه آن و یا لیبرالی اش، به مثابه شالوده می تواندمبین حضور اجتماعی و بالنده گفتمان آزادی و برابری اجتماعی در برابر سایر گفتمانهائی که در چارچوب نظام حاکم و نظام سرمایه داری عمل می کنند و بنام مردم و کارگران سخن می گویند باشد. پیوند بین آزادی و برابری اجتماعی می تواند نشانه ای از آغازپایان شکاف تاریخی بین آزادی و عدالت و برابری اجتماعی و قراردادن ایندو در برابرهم باشدکه تجربه شکستهای قرن بیستم و فاجعه شکست انقلاب بهمن در کشورخود و یک سویه زدنهای بسیاری از گروه های بعضا مدعی چپ از نتایج آن یک جانبه گری بود. تأکید بربرابری کامل زنان و مردان و برحقوق کودکان و کارگران افغانی و پیوند با کارگران جهان و … همه و همه بخشی از این رویکردهای نگاه کلان به صفوف طبقه می باشد.

به عنوان یک فرازدیگرازاین بیانیه ها می توانیم به نکته مهم زیراشاره کنیم:

اتلاق طبقه متوسط به معلمان و کارمندان و کارگران فکری و خدماتی و … و به اصطلاح یقه سفیدها، و یا کلیت دانشجویان (که اکثرآنان را فرزندان کارگران و زحمتکشان یدی و فکری و خدماتی تشکیل می دهند و با سطح زندگی فرودستانه گذران می کنند و در محل درس هم عمدتا به عنوان نیروی کار ذخیره و متخصص مشغول هستند و جغد بیکاری هم بر فراز سر اکثر آنان از هم اکنون در حال پروازاست) ترفندی است برای انکار اهمیت صفوف پرشمار فروشندگان نیروی کار و کسانی که از طریق نیروی کار خود زندگی می کنند، به مثابه یک طبقه و انتساب نیروی محرکه جنبش به طبقات بورژوائی و ایجاد تفرقه و شکاف در طبقه بزرگ کاروزحمت که در کُر بزرگی به همین عنوان در ادبیات سیاسی و رسانه های متعلق به آنها، مدام تکرارمی شود و مـتأسفانه توسط برخی نیروهای مدعی چپ نیز آگاهانه و یا ناآگاهانه مورد دفاع قرار می گیرد. در واقع بیانیه های تشکلهای کارگری با صراحت و قاطعیت تحسین برانگیزی خط بطلانی بر این نوع افسانه سرائیها و تفرقه افکنیها کشیده و بر صفوف همبسته این بخشها و گردانهای گوناگون متعلق به نیروی کار انگشت تأکید نهاده است که بی شک برای هموارساختن حضور همبسته و متحد آنها در نبردهای مهم پیش رو دارای اهمیت تعیین کننده است. پرداختن به همه فرایافتهای موجود در بیانیه ها، خارج از حوصله این نوشته است. اما در یک کلام می توان گفت بیرون آمدن کارگران از لاک خود و از معضلات اخص این یا آن واحد و این یا آن بخش (به مثابه طبقه در خود) بدون آن که آنها را به فراموشی بسپارند، و ورود آن به صحنه مطالبات کلان و سیاسی ( به مثابه طبقه برای خود) آن هم در قامت وجود اجتماعی گسترده و متکثرش و در سیمای دفاع از آزادی و شأن انسان و انسانیت، رویش آن جوانه هائی هستند که در این بیانیه ها و برخی بیانیه های دیگر از سوی بخشهای دیگری از کارگران دیده می شوند. بی شک چنین برآمدی حاکی از نگاه چند بعدی کارگران، امری غیرمنتظره نیست و متکی به گامهای طی شده و دستاوردهای قبلا بدست آمده شده است. مثلا اگر در نظر بگیریم که بر اساس آخرین اخبار منتشرشده ده نفر از جانباختگان جنبش اخیر توسط جنایتکاران حاکم را کارگران تشکیل می دهندوتازه این اسامی استخراج شده تنها بخشی از جان باختگان متعلق به این طبقه است، و علاوه بر آنها اگر لیست قربانیان سایراقشار متعلق به مزدبگیران و فروشندگان نیروی کار یعنی معلمان و کارمندان را به لیست فوق اضافه کنیم آشکارا معلوم می شود که بیشترین رقم جانباختگان جنبش ضداستبدادی و آزادی متعلق به این طبقه است و تاوانی است که تاکنون برای دستیابی به آزادی و برابری پرداخته است. بی شک بیان بیرونی و مطالباتی و یا به عبارت دیگربیان گفتمانی این حضور، بدلیل سرکوب و فرادستی امکانات گفتمانهای دیگروابسته به نظام سرمایه داری، متناسب با حضورعینی این طبقه نبوده است و همین شکاف است که مورد بهره برداری سایرگفتمانها از پتانسیل و نیروی محرکه این جنبش بسود اهداف و منافع خود شده است. البته تطابق آگاهی اجتماعی متناسب با وجود اجتماعی و اهمیت آن، به خصوص در بزنگاه ها و بحرانهای تاریخی آنهم گاه با جهشهای غافلگیرکننده اجتناب ناپذیراست. صدوراین فراخوانها راباید طلیعه حرکتی نوین در جهت مرتفع کردن شکافهای فوق و حضورآگاهانه تر و متشکلتر جنبش کارگران و زحمتکشان و همه مزدوحقوق بگیران در جنبش ضداستبدادی حاضرازمنظرگفتمان سوم و تعمیق آن در جهت مطالبات ضداستبدادی-ضدسرمایه داری دانست.

در سال گذشته گسترش روند سازمان یابی مستقل در برخی کارخانه ها و واحدهای مهم چون کارخانه ذوب آهن نیزوجود داشت که حاکی از پیشروی طبقه کارگر بوده است.

بخشی از کارگران ایران خود در وب سایت خود پلان مفصلی را برای روزهای گوناگون هفته کارگر پیشنهاد کرده اند که فشرده آن بشرح زیراست:

شعاراصلی آنها آزادی بیان و تشکل است و برنامه های پیشنهادی روزانه اشان شامل محورهای اصلی و تکمیلی است که بطورهمزمان شامل کارگران کشور و نیزجهانی و انترناسیونالیستی است. مساله آزادی همه زندانیان سیاسی و کارگران زندانی از جمله اسالو و مددی و محکوم کردن اعدام و اختصاص روزهای هفته به بزرگداشت بخشهای گوناگون طبقه گارگردرمعنای از جمله آنهاست. تأکید برحقوق زنان و برابری آن باحقوق مردان و علیه آپارتاید جنسیتی و یا بیکاران و کودکان و خانواده های کارگری و بازنشستگان و یا علیه قراردادهای موقتی و … همه همه بخشی از این برنامه هستند. بیانیه های کارگران عسلویه و یا برخی پالایشگاه ها و کارخانه ها و … و دانشجویان همه و همه گوشه ای دیگرازوسعت توجه به این روزاست. به خصوص بیانیه برخی از زندانیان سیاسی به مناسبت روزکارگر و نیزاعلام برگزاری مراسم به همین مناسبت و یا نامه پرشوروشجاعانه فرزاد کمانگراززندان و اعتصاب غذای زندانیان برخی از معلمین و زندانیان به مناسبت اول ماه مه و روز معلم نیزگوشه های از دامنه جنبش مقاومت و میزان توجه به روزجهانی کارگر و هم چنین هفته معلمان را به نمایش می گذارد. بی شک اعلام اعتصاب غذا به مناسبت روزمعلم و آزادی زندانیان و برگزاری هفته معلم را نیزباید بخشی از برآمد جنبش ضداستبدادی مطالبه محور و ناظر برپیوند مطالبات سیاسی و معیشتی دانست. و اگر در نظر بگیریم که روزکارگر فقط اختصاص به یک روزمعین ندارد بلکه برتداوم مبارزه برای دست یابی به مطالبات و خواستهای به حق سیاسی و اقتصادی و خرد و کلان و برهمبستگی همه نیروهای تحت استثمارسرمایه دارد، آنگاه به اهمیت تلاقی روزکارگر و معلم و اهمیت پیوند این دوبیشترپی خواهیم برد.

روزجهانی کارگروسپس روزمعلم امسال در شرایطی برگزارمی شود که یک شوک عظیم حرکت آزادیخواهانه در جامعه بوجود آمده است و در زیر پوست همه شهروندان جاری است. از همین رو هردو نشانی از وضعیت پرالتهاب سیاسی را برپیشانی خود دارند. ارگانهای سرکوب رژیم باوقوف به همین واقعیت، نگران بقول خودشان شعله ورشدن مجدد “موج دوم فتنه” و کلید خوردن آن از دل مناسبتهای کارگری و معلمان هستند. حالت آماده باش برای مقابله با اعتراضات احتمالی و دستگیریها و قدرت نمائیها برای مرعوب کردن و کنترل فضای عمومی از جمله این اقدامات است. پرونده سازی و کشاندن منصوراسانلو با دست بند و پای بند به دادگاه چیزی جز تحقیر و قدرت نمائی احمقانه در برابرکارگران و دهن کجی آشکاربه آنها، ولاجرم کاشتن طوفان نیست. در عرصه برگزاری و بزرگداشت روزکارگر در کل شاهد آرایش سه گانه ای هستیم. که تحت عنوان هفته کارگر و سپس هفته معلمان تدارکات خود را پیش می برند:

صف و آرایش حاکمیت البته رسواترازآن است که نیازی به افشاء آن باشد. آنها هفته نمایش چندش آور و مختص به خود را دارندد که چیزی جزتوهین و تحقیر کارگران و کشاندن آنها به آستان بوس خامنه ای و خمینی و ستایش از سپاه و بسیج و سایر جنایتکاران نیست. آنچه که برای آنها مطرح نیست همانا مطالبات واقعی کارگران و شأن انسانی آنهاست. این مراسم گرچه با مشارکت اندک کارگران همراه است و بیانگراوج انزوای رژیم و همواره با تحریم گسترده کارگران مواجه است، با این وجود باوقاحتی که در رژیم سراغ داریم با دمیدن در بوق و کرنای تبلیغاتی خود تلاش می کند که آن را تنها مراسم موجود وانمود ساخته و کارگران را حامی خود جابزند.

صف دوم برگزاری مراسم در میان جنبش و از سوی اصلاح طلبان و طرفداران قانون اساسی بی تنازل صورت می گیرد، که باشعارآزادی و عدالت و یا حسین میرحسین تلاش دارند که طبقه کارگر را بقول خودشان جذب صفوف سبز خود کرده و آن را به عنوان اهرم نیرومندی در خدمت اهداف چانه زنی خود قراردهند. آنها باین مناسبات انواع پوسترها و شعارها و مراکزتجمع و اعتراضی گوناگونی را در سطح کشورتحت عنوان هفته کارگر(وسپس معلم) تدارک دیده اند و پیامهای گوناگونی منتشرمی سازند. در این رابطه خانه کارگرکه پیوندهایش با رفسنجانی و جناحهای قدرت از دیربازشناخته شده است، با چرخشی به راست و به سوی قبله قدرت، تلاش می کند که بین جناح حاکم و مغضوب بالانس کندوباصطلاح هم از توبره بخورد هم از آخور، اختلاف و یا اگربتوان گفت شکاف بین جناح حامی جنبش سبز و جناح متمایل به حاکمیت نیزبازتابی است از همین رویکرد.

وبالأخره صف سوم را باید جریانات مستقل جنبش کارگری دانست که باوجود قرارداشتن در زیرفشار سرکوب سنگین، اما حاضرنشده اندکه به زیرچتراصلاح طلبان بخزند. آنها هم چون سالیان پیش ولی با دامنه و عمق بیتشری شعارها و مراسم مستقل* خود را دارند که با توجه به فضای ملهتب سیاسی صف و گفتمان مستقل آنها دارای اهمیت ویژه ای است.

یکی از دستاوردهای مهم کارگران راباید در گسترش آگاهی عمومی در میان اقشاروسیعی از جنبش ضداستبدادی و حتی از سوی دشمنانش نسبت به نقش پراهمیت آنان در تأثیرگذاری برسیررویدادها دانست. مشخصا عروج و ارتقاء مجدد شعار عدالت اجتماعی-که سالیان سال تحت تبلیغات لیبرالها و عملکرد مزورانه احمدی نژاد و ادعاهای دروغین جمهوری اسلامی، وهم چنین تبلیغات نظام سرمایه داری جهانی، عملابه یک شعارمنزوی تبدیل شده بود، مجددا و البته این باردرکنارشعارآزادی و در پیوند تنگاتنک و جدانشدنی با آن به میدان آمده است. دو خواست بنیادین که در تجربه انقلاب بهمن بدلیل بی توجهی به واقعیت جداناپذیری آن دو و قربانی شدن آزادی در پای باصطلاح عدالت و مبارزه ضداستکباری، تاوان سنگینی بابت این غفلت تاریخی پرداخته شد. که البته بدون آزادی نه نشانی از عدالت وجود داشت و نه می توانست وجود داشته باشد. مطرح شدن مجدد این دو مطالبه و این باردرپیوند جدانشدنی بایکدیگر می تواند در عین حال به معنی خلع سلاح کردن قدرت مانور احمدی نژاد و شعارهای شبه پوپولیستی و عوامفریبانه وی گردد. با این وجود هم چنان ضرورت تعمیق و شفاف شدن این دو شعار و رابطه ناگسستنی آنها از منظرگفتمان آزادی و برابری اجتماعی وجود دارد. چنین شفافیتی باید بتواند استفاده ابزاری جناح اصلاح طلب از طرح این شعارها را افشاء کند، آن را از حالت کلی گوئی و فریبندگی درآورد و درجهت غنای یک جنبش ضداستبدادی مطالبه محور بکارگیرد.

بی شک سال پیشارو با هدف آزادی قیمتها و حذف بودجه های اجتماعی و گسترش “خصوصی سازیها” و بیکاریها و بی حقوقیها و کاهش سطح زندگی و افزایش شتابان تورم و … همراه است. همان طور که بیانیه برگزاری مراسم ماه مه هم خاطرنشان کرده است باید آن را سال تهاجم گسترده استبداد و سرمایه داران به طبقه کارگروهمه زحمتکشان نامید. در چنین شرایطی بهره گیری از همه دستاوردها و توان بالفعل و بالقوه آن برای برافراشتن پرچم مقاومت در برابر تهاجم حاکمیت و سرمایه داران، دارای اهمیت زیادی است. در این رابطه است که بیانیه های تشکلهای کارگری می تواند افقهای جدیدی را پیش روی کارگران بگشاید: ضرورت گسترش پیوند مطالبات و مبارزات جنبش کارگران و معلمان و دانشجویان و زنان و هم چنین پیوند آنها با سایرجنبشها از جمله جنبش ملتهای تحت ستم ملی، برای دفع تهاجم همه جانبه و تدارک دیده شده رژیم اسلامی سرمایه، به حوزه های گوناگون معیشتی و اجتماعی و سیاسی و هموارکردن راه پیشروی بسوی دموکراسی و آزادی و برابری اجتماعی باشد. سالی که امید است جنبش طبقه کارگر با برافراشتن پرچم رزم خود، نه فقط در سیمای دفاع از مطالبات اخص خود بلکه هم چنین در سیمای دفاع از مطالبات اساسی و پایه ای جامعه و شهروندان هم چون رهائی زندانیان سیاسی، آزادی و عدالت اجتماعی در معنای واقعی خود، جدائی دین از دولت، برچیدن دیوارهای آپارتاید جنسیتی و ملی و حمایت از حقوق کودکان و سایر مطالبات اساسی و پایه ای، با حضورملموس و اثرگذارخودبه میدان بیاید.

* باتوجه به جوسرکوب و حساسیت رژیم نسبت به نیروهای مستقل، تصمیم گیری نسبت به اشکال اعتراضی مساله حساسی است و از جمله بسته به آن که دامنه حضورتوده ای چقدر گسترده باشد یا نه، میزان دقت و درستی یانادرستی آن سنجیده می شود. در یک اقدام میدانی، البته خود این فراخوان دهندگان و کسانی که اشراف بیشتری برفضا و مکان مشخص دارند، باعنایت به تجربیات قبلی و تسلیم نشدن به جوزدگی، می توانند تصمیمات درست را اتخاذ کنند.

—————————————————–

http://www. taghi-roozbeh. blogspot. com

تاریخ انتشار : ۱۱ اردیبهشت, ۱۳۸۹ ۹:۱۹ ب٫ظ
لینک کوتاه
مطالب بیشتر

نظرات

Comments are closed.

سخن روز

حملۀ تروریستی در مسکو را محکوم می‌کنیم!

روشن است که چنین حمله‌ای نیاز به تیمی حرفه‌ای و سازماندهی و تدارکی نسبتاً طولانی و گسترده دارد. در عین حال، زود است که بتوان تحلیل جامع و روشنی از ابعاد پشت پردۀ این جنایت و اهداف سازمان‌دهندگان آن ارائه داد. هدف از این یادداشت کوتاه نیز  در وهلۀ نخست مکثی است بر قربانیان این حمله و حملاتی از این دست. قربانیانی که تنها سهم‌شان از سازمان‌دهی و تدارک چنین جنایاتی و علل پشت پردۀ آن، هزینه‌ای است که با جان و سلامتی‌شان می‌پردازند.

مطالعه »
یادداشت
تظاهرات آتش بس در آمریکا

شعبده بازی بایدن بر روی جنگ غزه

ممکن است به اشتباه کسی را با تیر زد یا جایی را تصادفی بمباران کرد ولی امکان ندارد که دو میلیون نفر را تصادفی با قحطی و گرسنگی بکشید.
قحطی در غزه قریب الوقوع است و پیامدهای آنی و بلندمدت سلامتی نسلی را به همراه خواهد داشت.

مطالعه »
آخرین مطالب

در انتظار باران

دیروز از صبح،
در انتظار باران بودم،
می‌گفتند نمی‌آید،
ابرهای بارور را باد،
به آن سوی اقیانوس‌ها برده،
و چنین می‌پنداشتند، اما آمد …
چه روز زیبایی بود

همه‌ی چلچله‌‌ها برگشتند

گلها از این‌که روزی پژمرده شوند؛ نگران نیستند!
از نهایت جلوه‌گری دست نمی‌کشند!
زیبایی‌ها‌یشان، از عطر و بو و تا تجلی سحرانگیز را بدون هیچ کینه‌ای پیشکش می‌‌‌کنند.

اجازه است که خودم باشم، آزاد باشم؟

اجازه است زمانی که از خانه بیرون می‌روم با احساس آرامش بیرون بروم، راه بروم سرک‌ها یا مسیر هدفم را طی کنم، بدون داشتن هراس، ترس، دلهره و وحشت از این ‌که مبادا طالبان مرا با خود ببرد، یا اینکه در انتحار و انفجار زخمی و یا شهید شوم، یا دزد راهم را بگیرد و تمام اموالم را غارت کند؟

مثل یک باد

شبیه آن رنگین کمان،
پس از باران,
دیدم او را,
گریان بود,
مانده بودم در خود،
این گریه از بهر چه هست؟
شادی یا اندوه دگر؟

نامه ۶۰۰ نفر از کارمندان دولت آلمان درباره غزه …

ما شما را مورد خطاب قرار می‌دهیم زیرا به عنوان کارمندان دولت فدرال و کارکنان دولتی به اصول قانون اساسی متعهد هستیم. ماده ۲۵ تبصره ۱ قانون اساسی دستور عمل عمومی در خصوص حقوق بین‌الملل است. طبق نظر دادگاه قانون اساسی فدرال، این ماده به این معنی است که «قواعد عمومی حقوق بین‌الملل، بدون وجود یک قانون تبدیلی، یعنی بدون واسطه، مستقیماً به سیستم حقوقی آلمان راه پیدا می‌کند.

یادداشت
تظاهرات آتش بس در آمریکا

شعبده بازی بایدن بر روی جنگ غزه

ممکن است به اشتباه کسی را با تیر زد یا جایی را تصادفی بمباران کرد ولی امکان ندارد که دو میلیون نفر را تصادفی با قحطی و گرسنگی بکشید.
قحطی در غزه قریب الوقوع است و پیامدهای آنی و بلندمدت سلامتی نسلی را به همراه خواهد داشت.

مطالعه »
بیانیه ها

حملۀ ماجراجویانۀ اسرائیل به کنسولگرى ایران در سوریه و افزایش خطر جنگ در منطقه را محکوم مى‌کنیم!

سازمان فداییان خلق ایران (اکثریت) ضمن محکوم کردن حملۀ اسرائیل به کنسولگرى ایران در سوریه، به جمهورى اسلامى نیز هشدار می‌دهد ماجراجویی دولت اسرائیل را نه با ماجراجویی متقابل و اقدام تلافی‌جویانه، که از طریق شورای امنیت و با اتکا به قوانین بین‌الملل پاسخ بدهد. اولین اقدام می‌تواند درخواست نشست فوری شورای امنیت برای محکوم کردن اسرائیل باشد.

مطالعه »
پيام ها

از قطعنامۀ شورای امنیت سازمان ملل و برقراری آتش‌بس فوری و پایدار در غزّه حمایت می‌کنیم!

ما فداییان خلق ایران از نخستین روز آغاز جنگ ضمن محکوم کردن و غیرقابل توجیه خواندن عملیات مسلحانه و نظامی علیه مردم بی‌دفاع غیرنظامی، همراه و هم‌صدا با آزادی‌خواهان جهان خواهان آتش‌بس فوری و تأمین حقوق حقّهٔ مردم فلسطین شدیم. با این رویکرد ما مهار مقاومت آمریکا و تصویب قطعنامهٔ شورای امنیت را یک پیروزی بزرگ برای مردم بی‌گناه غزّه و فلسطین و تمامی آزادی‌خواهان جهان می‌دانیم.

مطالعه »
بیانیه ها

حملۀ ماجراجویانۀ اسرائیل به کنسولگرى ایران در سوریه و افزایش خطر جنگ در منطقه را محکوم مى‌کنیم!

سازمان فداییان خلق ایران (اکثریت) ضمن محکوم کردن حملۀ اسرائیل به کنسولگرى ایران در سوریه، به جمهورى اسلامى نیز هشدار می‌دهد ماجراجویی دولت اسرائیل را نه با ماجراجویی متقابل و اقدام تلافی‌جویانه، که از طریق شورای امنیت و با اتکا به قوانین بین‌الملل پاسخ بدهد. اولین اقدام می‌تواند درخواست نشست فوری شورای امنیت برای محکوم کردن اسرائیل باشد.

مطالعه »
برنامه و اساسنامه
برنامه سازمان فدائیان خلق ایران (اکثریت)
اساسنامه
اساسنامه سازمان فدائیان خلق ایران (اکثریت)
بولتن کارگری
شبکه های اجتماعی سازمان
آخرین مطالب

در انتظار باران

همه‌ی چلچله‌‌ها برگشتند

اجازه است که خودم باشم، آزاد باشم؟

مثل یک باد

نامه ۶۰۰ نفر از کارمندان دولت آلمان درباره غزه …

۸۲ سازمان حقوق بشری: یک نهاد سازمان ملل نباید شریک اعدام‌های مواد مخدر باشد!