دوشنبه ۲۷ فروردین ۱۴۰۳ - ۰۰:۳۸

دوشنبه ۲۷ فروردین ۱۴۰۳ - ۰۰:۳۸

مبدا این رادیکالیسم در کجاست؟

در چنین شرایطی تنها راه ماندگاری جنبش سبز گسترده تر کردن خواسته های مدنی آن است تا بتواند تمامی گرو ها را در حمایت از جنبش سبز به وجد آورد و نشانه هایی بزرگ برای این جنبش ثبت کند

سنت ایرانیان بر پایه نفی استوار است، معروف است که می گویند انقلاب ۵۷ سرشار بود از آنچه نمی خواستیم و کمتر از خواسته ها و مصداق ها سخن گفته ایم.

شعار علیه سلطنت پهلوی تنها به مفهوم ملغاء کردن یک رژیم سیاسی بود، اما در همان زمان هیچ استراتژی برای آینده ترسیم نشده بود و کمتر فرد یا گروهی از مختصات یک حکومت دموکراتیک سخن می گفت و حتی اگر فردی از ملزم کردن پهلوی به اجرای قانون اساسی سخن می گفت متهم به نوعی مصالحه گری بود.

روند انقلاب با شتاب چشم گیری به جلو حرکت کرد و این شتاب رادیکال گفتمان تعاملی و دموکراسی خواه را پس می زد.

از سویی زمانی که تعامل به کنار گذاشته شود مشی نیز دچار ایراد می گردد و بینش نیز وسعت خود را از دست می دهد. لذا نتایج انقلاب در شیب ناگواری افتاد.

مهمترین دلیل برای عدم تعامل پذیری ایرانیان بر پایه نقد مداوم را می توان در عدم تربیت و آموزش صحیح جستجو کرد و اینکه ساخت سیاسی در ایران در طی قرن ها اجازه تضارب آرا و رقابت برای عرضه شدن را نداشته است، لذا در ایران تنها می توان به صورت آکادمیک در مورد دموکراسی و الزامات آن سخن گفت ولی در عرصه واقعیت ماجرا همان بوده که هست.

از ۱۳ آبان تا به امروزبحث های فراوانی روی محتوای شعار ها و مطالبات ونیز نحوه حضور نیروها از سوی جریان های سیاسی و روشن فکران صورت گرفته است و تفاوت آ را تنها به سوی نفی یکدیگر اوج گرفته است و در عمل هم حرکت های عمومی در قالب تظاهرات ها، روز به روز مسیر تند تری را به خود گرفته است؛ و در نهایت کم کم به مرحله ای نزدیک شده ایم که دستاورد های مبارزات مدنی که شامل سری مبارزات مرحله بندی شده است، به سوی یک هدف نهایی و شتابان در حال حرکت است و به راحتی می توان پیش بینی کرد که سیر این حوادث و بی قراری ها، ساختاری را به ما تحمیل خواهد کرد که چون این ساختار در ماهیت خشونت شکل گرفته است، دو محصول مشابه بیشتر ندارد:

۱- یا آنکه ساخت قدرت فعلی را مستحکم تر خواهد نمود وتمام تلاش ها با یک سرکوب گسترده از دست خواهد و زمینی بدون دستاورد را همراه با مردمی سیاست زده و منفعل شده باقی خواهد گذاشت، تا کار به جایی برسد که مشارکت عمومی و مبارزه سیاسی – اجتماعی به صورت واژه هایی گنگ و نا مفهوم در آیند و امید به منجی در جامعه به خرافات گرایی و اسطوره سازی منجر می شود.

۲- صورت دوم می تواند انقلابی ناقص را بر اساس ادبیات مسبوق به حق و باطل شکل دهد. انقلابی که می تواند تمام نقایص ۱۰۰ ساله را به صورت یک جا در خود داشته باشد؛ و قدرت در جدال رادیکال ها و فرادست حوزه عمومی دست به دست شود و نوعی دموکراسی تحمیلی به جامعه وارد شود و از دل این مدل و در جدال سنت و مدرنیسم، بنیاد گرایی تنها دست آورد قابل لمس باشد.

لذا باید حق داد که نگرانی ها نسبت به گسترده شدن رادیکالیسم، در شکلی که در روز عاشورای حسینی شاهد بودیم، نگران کننده باشد.

نگارنده و بسیاری تا به حال معتقد بر آن بوده ایم که هر کجا و در تظاهرات ها حاکمیت سرکوب را گسترد ه کرده، با پاسخ کوبنده از سوی جنبش روبرو شده است و شعار ها و مطالبات عمومی و نیز نحوه حضور به صورت عکس العملی و بدون محتوا گردیده و اشخاص را به جای برنامه ها و خواسته ها، نشانه می رود. اما در مراسم تشعیع پیکر ایت الله منتظری شاهد بودیم که بدون سرکوب حاکمیت نیز سیر حوادث به سوی رادیکالیسم است. در مراسم عاشورا نیز با وجود آنکه سرکوب گسترده بود باز هم محتوای عملکرد جنبش سبز به سمت رادیکالیسم بود و شخص آقای خامنه ای را نشانه گرفته است.

پس این دو نحوه از بروز رفتار ها نشان می دهد که بایستی مبداء گستردگی رادیکالیسم را در مناطق دیگر نیز جستجو کرد.

مشکل ما در صد سال اخیر چه مذهبی و چه غیر مذهبی،عدالت خواه یا آزادی خواه، آن است که سقف آرمان هایمان بدون توجه به توان و شرایط جامعه بوده است.

از همین روی اگر از آزادی و عدالت می گوییم، کلی ساده و جامع می گوییم، اما در دوره جدید به جای کلی گویی باید جزئی، به جای ساده باید روشن و مرحله ای و در برابر جامعیت باید مانع گذاشت و مبانی نظری را خرد کرد تا قدمی به پیش برویم . این گونه پرداخت کلی به مخاطب اجازه نمی دهد که بیاندیشد و احساس به جای منطق قرار می گیرد؛ لذا تمام راه حل ها همگی تکراری می شود به عنوان مثال وقتی بن بست اصلاحات پارلمانی و کلایسک را می بیند، به سرعت از آن عبور می کند و یا در زمانی که در برابر اصلاحات از پایین مانع استبداد را می بیند، سریعا گفتمان انقلابی پیدا می کند. این عبور و آن تاختن انقلابی سا ده ترین راه حل موجود است، و در واقع خط زدن صورت مسئله است.

امروز وقت آن رسیده است که از آزادی مصداقی سخن بگوییم حتی اگر قرار باشد بن بست استبداد همه راه ها را ببندد؛ زیرا امروز حضور میلیونی جنبش سبز پشتیبان اصلاحات اجتماعی می باشد و باید در چنین شرایطی به جای آنکه از آزادی در مفهوم رهایی یا ازادی حتی در مفهوم دموکراسی بگوییم ، باید خرد تر و عینی تر یعنی آزادی به مثابه حقوق مدنی فردی و جمعی گفت. این گونه می توانیم به آزادی مفهوم بدهیم، و الا شعار های مرگ طلب و رهایی بخش در بطن خود به هیچ عنوان حامل آزادی نمی باشند.

زمانی که مفهومی و کلی سخن می گوییم دچار اشتباهات مضاعف در درک شرایط تاریخی می شویم، به عبارتی زمانی که ندانیم چه چیز مصداقی و عملی می خواهیم و به عبارتی مطالبه محور نباشیم قلمرو آرمان و مطلوب را یکی می کنیم وتجربه تاریخی را از دست می دهیم.

اما تجربه تاریخی نباید الگوی عملی باشد که مثلا چون پهلوی ایران را دچار بن بست کرد وانقلاب انسداد را باز کرد و چون جمهوری اسلامی در آستانه انسداد است باید گفتمان را قهر آمیز کرد.

تجربه تاریخی تجربه است. به عنوان نمونه بسیاری از چپ ها از انقلاب اکتبر و حتی تاکتیک های لنین تقلید می کردند. در حالیکه تجربه انقلاب روسیه شوروی در جغرافیا و زمان تاریخی خاص رخ داده بود. تجربه تاریخی اسیر پندار و باور های مفهومی و کلان می شود در نتیجه به کار مردم و شرایط حال نمی اید. مثال دیگر میتواند مسئله را شفاف تر کند.

سران موسس مجاهدین خلق در تشریح مشی مسلحانه به این اشاره می کنند که چون محمد رضا شاه در کنار قانون اساسی سلطنت و اصلاحات را به مردم تحمیل کرد راهی جز مبارزه مسلحانه و قهر آمیز باقی نماند و از مدل مبارزات الجزایر به صورت عینی تجربه اندوزی می کنند بدون توجه به آنکه تجربه انقلاب الجزایرهم شکست خورد و هم تنها یک تجربه بدون دستاورد بود. و از سویی پیش از آن مدل گسترده تر مبارزات چریکی در جنگل با شکست استراتژیک روبرو گردیده بود.

همین سازمان سیاسی – نظامی در بعد از انقلاب در تجربه تاریخی به دست آمده از ویتنام می خواست به یک باره امکانات سرخ را سپید کند؛ لذا به جای تحلیل تاریخی به سوی برداشت عینی روی آوردند و کل مبارزات پارلمانی را در بن بست قرار دادند.

با نشانه های مدنی مطالبات بزرگ بسازیم؛

باب است که در شرایط فعلی پتانسیل و استعداد تحمیل فرسایش به حاکمیت و فشار از پایین وجود دارد اما امکان مذاکره از بالا مسدود شده است؛ شاید این مهم ترین دلیل بر گسترد ه شدن روز به روز رادیکالیسم در جنبش سبز باشد .

حاکمیت با بستن تمامی امکان ها ی گفتگو میدان را تبدیل به عرصه رقابت نا برابر کرده است به نوعی تنها منتظر است تا اتفاقی روی دهد تا به گسیل نیروها به میدان بپردازد، امری که تا نهایت امکان آن وجود ندارد زیرا روز به روز توجیه نیروها سخت تر می گردد. از سوی دیگر چنین شرایطی بی قراری ها را نیز در جنبش سبز بیشتر می کند و شعار ها اشخاص را نشانه می روند، و قهر آمیز و مرگ طلب می گردند. در چنین شرایطی تنها راه ماندگاری جنبش سبز گسترده تر کردن خواسته های مدنی آن است تا بتواند تمامی گرو ها را در حمایت از جنبش سبز به وجد آورد و نشانه هایی بزرگ برای این جنبش ثبت کند.

جنبش سبز با آرا متفاوت و بحث بر انگیز(چون شعار های قهر آمیز) نمی تواند نشانه های بزرگ ایجاد کند، نشانه های بزرگ حتی حد اقلی، بهتر از بی برنامه گی حد اکثری است. نشانه های بزرگ از سویی هم مورد وثوق همگان است وهم قانونی و قانونمند بودن جنبش را گسترده می کند. یادمان باشد اینکه ما منتظر باشیم که حاکمیت تمام خواسته های جنبش سبز را با رضایت بپذیرد، امری عبث است و از سویی بستن تمامی امکان های قابل دسترس در جهت یک مبارزه قهر آمیز نیز بحث انحرافی محسوب می شود، لذا جنبش سبز باید با نشانه سازی و دستاورد طلبی عقلانی به نحوه ای رفتار کند تا بتواند دموکراسی را به ایران تحمیل کند. حرکات قانونمند،علنی و شفاف و پرهیز از گفتمان مرگ طلب و قهر آمیز حاکمان را در موقعیت سختی قرار می دهد و هر نوع بر خورد خشن با چنین جنبشی، عواقب بدی را در بر خواهد داشت. استمرار اعتراضات غیر انقلابی که ماهیت بر انداز نداشته باشد، مشروعیت حاکمیت را با هزینه کم زیر سوال می برد. لذا باید میزان حوصله نیروها و صبر طلبی آنها را بالا برد، اینکه جنبشی با ماهیت مدنی ظرف ۶ ماه نقش خود را عوض می کند، هیچ گاه ایران را به بازی برد – برد که در آن همه به حق خود برسند نخواهد رساند.

تاریخ انتشار : ۸ دی, ۱۳۸۸ ۹:۳۲ ب٫ظ
لینک کوتاه
مطالب بیشتر

نظرات

Comments are closed.

سخن روز

حملۀ تروریستی در مسکو را محکوم می‌کنیم!

روشن است که چنین حمله‌ای نیاز به تیمی حرفه‌ای و سازماندهی و تدارکی نسبتاً طولانی و گسترده دارد. در عین حال، زود است که بتوان تحلیل جامع و روشنی از ابعاد پشت پردۀ این جنایت و اهداف سازمان‌دهندگان آن ارائه داد. هدف از این یادداشت کوتاه نیز  در وهلۀ نخست مکثی است بر قربانیان این حمله و حملاتی از این دست. قربانیانی که تنها سهم‌شان از سازمان‌دهی و تدارک چنین جنایاتی و علل پشت پردۀ آن، هزینه‌ای است که با جان و سلامتی‌شان می‌پردازند.

مطالعه »
یادداشت
تظاهرات آتش بس در آمریکا

شعبده بازی بایدن بر روی جنگ غزه

ممکن است به اشتباه کسی را با تیر زد یا جایی را تصادفی بمباران کرد ولی امکان ندارد که دو میلیون نفر را تصادفی با قحطی و گرسنگی بکشید.
قحطی در غزه قریب الوقوع است و پیامدهای آنی و بلندمدت سلامتی نسلی را به همراه خواهد داشت.

مطالعه »
آخرین مطالب

همه‌ی چلچله‌‌ها برگشتند

گلها از این‌که روزی پژمرده شوند؛ نگران نیستند!
از نهایت جلوه‌گری دست نمی‌کشند!
زیبایی‌ها‌یشان، از عطر و بو و تا تجلی سحرانگیز را بدون هیچ کینه‌ای پیشکش می‌‌‌کنند.

اجازه است که خودم باشم، آزاد باشم؟

اجازه است زمانی که از خانه بیرون می‌روم با احساس آرامش بیرون بروم، راه بروم سرک‌ها یا مسیر هدفم را طی کنم، بدون داشتن هراس، ترس، دلهره و وحشت از این ‌که مبادا طالبان مرا با خود ببرد، یا اینکه در انتحار و انفجار زخمی و یا شهید شوم، یا دزد راهم را بگیرد و تمام اموالم را غارت کند؟

مثل یک باد

شبیه آن رنگین کمان،
پس از باران,
دیدم او را,
گریان بود,
مانده بودم در خود،
این گریه از بهر چه هست؟
شادی یا اندوه دگر؟

نامه ۶۰۰ نفر از کارمندان دولت آلمان درباره غزه …

ما شما را مورد خطاب قرار می‌دهیم زیرا به عنوان کارمندان دولت فدرال و کارکنان دولتی به اصول قانون اساسی متعهد هستیم. ماده ۲۵ تبصره ۱ قانون اساسی دستور عمل عمومی در خصوص حقوق بین‌الملل است. طبق نظر دادگاه قانون اساسی فدرال، این ماده به این معنی است که «قواعد عمومی حقوق بین‌الملل، بدون وجود یک قانون تبدیلی، یعنی بدون واسطه، مستقیماً به سیستم حقوقی آلمان راه پیدا می‌کند.

۸۲ سازمان حقوق بشری: یک نهاد سازمان ملل نباید شریک اعدام‌های مواد مخدر باشد!

«اگر هزینه این اعدام‌ها را برای جمهوری‌اسلامی بالا نبریم، بیم آن می‌رود که در ماه‌های آینده صدها نفر به اتهام‌های مرتبط با مواد مخدر اعدام شوند. ما از تمام نهاد‌ها و فعالان حقوق‌بشری و کنشگران سیاسی می‌خواهیم تا در یک کارزار جهانی ویژه برای توقف اعدام‌های مرتبط به جرائم مواد مخدر شرکت کنند.»

یادداشت
تظاهرات آتش بس در آمریکا

شعبده بازی بایدن بر روی جنگ غزه

ممکن است به اشتباه کسی را با تیر زد یا جایی را تصادفی بمباران کرد ولی امکان ندارد که دو میلیون نفر را تصادفی با قحطی و گرسنگی بکشید.
قحطی در غزه قریب الوقوع است و پیامدهای آنی و بلندمدت سلامتی نسلی را به همراه خواهد داشت.

مطالعه »
بیانیه ها

حملۀ ماجراجویانۀ اسرائیل به کنسولگرى ایران در سوریه و افزایش خطر جنگ در منطقه را محکوم مى‌کنیم!

سازمان فداییان خلق ایران (اکثریت) ضمن محکوم کردن حملۀ اسرائیل به کنسولگرى ایران در سوریه، به جمهورى اسلامى نیز هشدار می‌دهد ماجراجویی دولت اسرائیل را نه با ماجراجویی متقابل و اقدام تلافی‌جویانه، که از طریق شورای امنیت و با اتکا به قوانین بین‌الملل پاسخ بدهد. اولین اقدام می‌تواند درخواست نشست فوری شورای امنیت برای محکوم کردن اسرائیل باشد.

مطالعه »
پيام ها

از قطعنامۀ شورای امنیت سازمان ملل و برقراری آتش‌بس فوری و پایدار در غزّه حمایت می‌کنیم!

ما فداییان خلق ایران از نخستین روز آغاز جنگ ضمن محکوم کردن و غیرقابل توجیه خواندن عملیات مسلحانه و نظامی علیه مردم بی‌دفاع غیرنظامی، همراه و هم‌صدا با آزادی‌خواهان جهان خواهان آتش‌بس فوری و تأمین حقوق حقّهٔ مردم فلسطین شدیم. با این رویکرد ما مهار مقاومت آمریکا و تصویب قطعنامهٔ شورای امنیت را یک پیروزی بزرگ برای مردم بی‌گناه غزّه و فلسطین و تمامی آزادی‌خواهان جهان می‌دانیم.

مطالعه »
بیانیه ها

حملۀ ماجراجویانۀ اسرائیل به کنسولگرى ایران در سوریه و افزایش خطر جنگ در منطقه را محکوم مى‌کنیم!

سازمان فداییان خلق ایران (اکثریت) ضمن محکوم کردن حملۀ اسرائیل به کنسولگرى ایران در سوریه، به جمهورى اسلامى نیز هشدار می‌دهد ماجراجویی دولت اسرائیل را نه با ماجراجویی متقابل و اقدام تلافی‌جویانه، که از طریق شورای امنیت و با اتکا به قوانین بین‌الملل پاسخ بدهد. اولین اقدام می‌تواند درخواست نشست فوری شورای امنیت برای محکوم کردن اسرائیل باشد.

مطالعه »
برنامه و اساسنامه
برنامه سازمان فدائیان خلق ایران (اکثریت)
اساسنامه
اساسنامه سازمان فدائیان خلق ایران (اکثریت)
بولتن کارگری
شبکه های اجتماعی سازمان
آخرین مطالب

همه‌ی چلچله‌‌ها برگشتند

اجازه است که خودم باشم، آزاد باشم؟

مثل یک باد

نامه ۶۰۰ نفر از کارمندان دولت آلمان درباره غزه …

۸۲ سازمان حقوق بشری: یک نهاد سازمان ملل نباید شریک اعدام‌های مواد مخدر باشد!

یک روشنگر منتقد و عدالتخواه، دمکرات، مردمی آرامانگرا