سامانه اینترنتی سازمان فداییان خلق ایران (اکثریت)

GOL-768x768-1

۳ بهمن, ۱۴۰۴ ۱۶:۴۳

جمعه ۳ بهمن ۱۴۰۴ - ۱۶:۴۳

تهدید به اشد مجازات؛ هشداری جدی نسبت به خطر کشتار زندانیان است
در روزهای اخیر، تهدیدهای مکرر مقامات قضایی، نظامی، امنیتی و سیاسی جمهوری اسلامی برای برخورد «با اشد مجازات» با بازداشت‌شدگانِ اعتراض‌های اخیر، زنگ خطری جدی در مورد امنیت جانی و...
۳ بهمن, ۱۴۰۴
تصویر نویسنده: هیئت سیاسی ـ اجرایی سازمان فداییان خلق ایران (اکثریت)
نویسنده: هیئت سیاسی ـ اجرایی سازمان فداییان خلق ایران (اکثریت)
بین اسکایلا و چاریبدیس
اسکندر صادقی بروجردی: یک قیام سراسری، که ریشه در سال‌ها تخریب اجتماعی و اقتصادی دارد، را نمی‌توان به دسیسه‌های سرویس‌های اطلاعاتی خارجی تقلیل داد، حتی اگر شکی نباشد که سازمان‌های...
۳ بهمن, ۱۴۰۴
تصویر نویسنده: اسکندر صادقی بروجردی
نویسنده: اسکندر صادقی بروجردی
دو مسیر سیاسی پیشِ‌روی ایران معاصر
بدیل تاریخی پیشِ‌روی ایران را نمی‌توان صرفاً به انتخاب یک چهره یا تغییر یک رژیم سیاسی فروکاست. آنچه در میان است، انتخاب میان دو جهت‌گیری کلان تاریخی است: تداوم چرخه‌های...
۲ بهمن, ۱۴۰۴
تصویر نویسنده: حمید رفیع
نویسنده: حمید رفیع
زایش نظم نوین جهانی و شدت‌عمل آمریکا
تحرکات بعضاً بسیار افراطی آقای ترامپ تراوش تنها ذهن عامی و سوداگرانۀ خود او نیست. در پشت همۀ این جنجال‌ها مانند همیشه حکومت پنهان موضع گرفته است. برخورد خشن، تعرضی...
۲ بهمن, ۱۴۰۴
تصویر نویسنده: اسدالله کشتمند
نویسنده: اسدالله کشتمند
روایتی تلخ از آن پنجشنبه و جمعه خبرساز در بازار رشت
مردی حدود ۴۰ساله که صحبت‌های ما را گوش می‌داد، گفت: «آتش‌نشانی در صیقلان است. صیقلان تا اینجا ۵۰۰ متر بیشتر فاصله ندارد، ولی دیر آمدند. آن‌قدر دیر آمدند که آتش...
۲ بهمن, ۱۴۰۴
تصویر نویسنده: اطلاعات آن‌لاین
نویسنده: اطلاعات آن‌لاین
Annuncio del Comitato di redazione di KAR – Presentazione di KAR Internazionale in altre lingue…
Il sito web di International KAR è pubblicato in quattro lingue: inglese, tedesco, francese e italiano. Crediamo che questo sia l'unico sito politico di sinistra iraniano pubblicato in così tante...
۲ بهمن, ۱۴۰۴
تصویر نویسنده: شورای سردبیری کار
نویسنده: شورای سردبیری کار
Annonce du comité de rédaction de KAR – Présentation de la version internationale de KAR en d'autres langues…
Le site International KAR est publié en quatre langues : anglais, allemand, français et italien. Nous pensons qu'il s'agit du seul site politique de gauche iranien publié dans autant de...
۲ بهمن, ۱۴۰۴
تصویر نویسنده: شورای سردبیری کار
نویسنده: شورای سردبیری کار

چپ و فرهنگ استبدادزده جامعه ایران

چریكهای خالق «سیاهكل» در گفتگو با مازیار بهروز

سیاهكل آغاز یك فرآیند بود. این عملیات به عنوان یك عملیات تاكتیكی و نظامی ناموفق بود ولی به عنوان جرقهای كه آغاز یك روند یا فرآیند را نوید میداد از اهمیت تاریخی برخوردار است

آیا بهراستی رخداد سیاهکل – حمله چریک های مارکسیست مسلح به پاسگاه ژاندارمری – در بهمن ماه ۱۳۴۹ یک حماسه بود که تا مدتها پس از آن برایش شعرها سروده و شعار سر داده شد؟ آیا جوانان مارکسیست ایرانی در دوران مبارزه با رژیم استبدادی محمدرضا پهلوی توانستند به تزهایی محکم در باب سیاست و مبارزات سیاسی دست یابند؟ آیا میتوان فقرتئوریک در جنبش چپ مسلح ایران را با حرفهایی نظیر زیستن در وضعیت بن بست و انسداد و تورهای امنیتی ساواک توجیه کرد؟ و آیا می توان گفت جنبش چریکی چپ در ایران آنگونه که باید مورد بررسی و شناخت در بستر تاریخ معاصر ایران قرار نگرفته اند؟
اینها و پرسش هایی دیگر هنوز بعد از گذشته نزدیک به چهار دهه از آن دوران، در ذهن پژوهشگران و علاقهمندان تاریخ معاصر میچرخد اما پاسخ ها کماکان متفاوت اند! یکی رمانتیسم انقلابی را به رسمیت می شناسد و یکی دیگر آن را تخطئه میکند. مازیار بهروز استاد دانشگاه ایالتی سانفرانسیسکو و نویسنده کتاب شورشیان آرمانخواه یکی از کسانی است که باید در جست وجوی پاسخ این پرسش ها به سراغ او رفت. آقای بهروز معتقد است که چریک های مسلح چپ در ایران بر پوسته سخت استبداد شاهنشاهی ترکی سخت انداختند.

———————–

آقای بهروز، شما سازمان چریکهای فدایی خلق ایران را بزرگترین و موثرترین جریان مسلحانه مخالف رژیم شاهنشاهی در دهه ۵۰ ایران میدانید. اگر ممکن است قدری درباره ابعاد کمی و کیفی این سازمان توضیح بدهید. چرا به زعم شما این سازمان بزرگترین جریان مسلح مخالف شاه محسوب میشود؟ ممکن است این سازمان را با سازمانهای مسلح دیگر مقایسه تطبیقی کرد؟
سازمان چریکهای فدایی در سال ۱۳۴۹ تشکیل شد و یکی از بزرگترین سازمانهای جریان مسلحانه در دهه ۵۰ بود. در دهه ۵۰ و تا پیش از انقلاب، در قیاس با سازمانها و گروههای پیروی مشی چریکی، سازمان فدایی از لحاظ تعداد و امکانات بر دیگران برتری داشت و بنابراین به قضاوت من بزرگترین و موثرترین جریان مسلحانه مخالف رژیم شاهنشاهی بود. برای نمونه سازمان فدایی چه از لحاظ دارا بودن افراد مسلح و فعال و چه از لحاظ امکان عملیات نظامی از سازمان مجاهدین خلق امکانات بهتر و گستردهتری داشت. نمونهاش را میتوان در تعداد عملیات نظامی سازمان فدایی در طول سالهای ۵۷-۵۶ مشاهده کرد که بخشی از آن در کتاب «شورشیان آرمانخواه» ثبت شده است.

شما در اظهارنظری برای چریکهای فدایی خلق سه برجستگی ویژه قایل شدهاید: یکی اعتراض نسل جوان ایران به حکومت خودکامه، دیگری همان تز دو مطلق و درهم شکستن مطلق قدرت شاه و مطلق ضعف مردم و سومی بازیافت و ترمیم چهره چپ انقلابی و مارکسیست ایرانی که در دوران کودتای ۲۸ مرداد در انفعال – حزب توده – عمل کرد. عدهای از منتقدان میگویند این هر سه فاکتور و با اندکی اغماض دو فاکتور آخر خیلی هم اصولی نیستند! آیا واقعا چریکها مطلق شاه را شکستند؟ آیا آنها بهراستی توانستند عملکرد بد حزب توده را جبران کنند؟
باید دید آنانی که این سه برداشت را نفی میکنند دلایل خود را بر چه اساسی استوار کردهاند. شاید آسانترین کارها این باشد که فردی مسایل را حلاجی کند یا بنایی را بسازد و دیگری با نگاهی بگوید که چنین نیست یا دیوار این بنا کج است و بس! اینکه مشی مسلحانه اعتراض نسل جوان به حکومت خودکامه بود از برگهای بازجویی و آخرین دفاعیات این نسل در دادگاههای رژیم پیشین متبلور است و نیم نگاهی به آنان مسایل را کمی روشن میکند. اینکه نظریه دو مطلق کاربرد داشت یا نه را میتوان در مسایل زیر جستوجو کرد: آیا تا قبل از جنبش مسلحانه در ایران، سازمان سیاسی مستقل (چه علنی و چه غیرعلنی) وجود داشت؟ با تشکیل سازمانهای مسلحانه زیرزمینی در دهه ۱۳۵۰ تاثیری بر روحیه مبارزاتی جامعه گذاشته شد؟پاسخ به تمام پرسشهای بالا مثبت است. پس قدرت مطلق اختناق حکومتی و قدر قدرتی دستگاه سرکوب آن در این دوران دچار خدشه شد و ترک خورد و این خود اثبات صحت نظریه دو مطلق است. اما اینکه جریان چپ در ایران بدون جنبش مسلحانه چه شکل و شمایلی میتوانست بعد از انقلاب داشته باشد، کافی است مقایسهای شود میان وضعیت چپ قبل از ۲۸ مرداد و وضعیت آن در اوایل دهه ۱۳۴۰ خورشیدی. در مورد اول چپ سازماندهی وسیعی داشت و حداقل در شهرها از حمایت اجتماعی برخوردار بود. در مورد دوم چپ از لحاظ سازماندهی متلاشی شده بود و سازمان واحدی نداشت. از لحاظ وجهه اجتماعی هم در شرایط مناسبی نبود. بیجا نبود که چپ در دوران دوم تحت لوای احزاب دیگر ظاهر شد و نه به عنوان سازمان یا حزبی مستقل و فراگیر.
خود شما چطور میتوانید ماجرای سیاهکل را توجیه منطقی کنید؟ حتی به نظر میرسد چریکهای فدایی خلق در سیاهکل الگوی چریک روستایی را هم درست پیادهسازی نکردهاند…
سیاهکل آغاز یک فرآیند بود. این عملیات به عنوان یک عملیات تاکتیکی و نظامی ناموفق بود ولی به عنوان جرقهای که آغاز یک روند یا فرآیند را نوید میداد از اهمیت تاریخی برخوردار است.
آقای بهروز، بگذارید بپردازیم به دوران بعد از ضربه ۴۹ و ۵۰ به چریکها و سازمان مجاهیدن خلق. آن الگوی اعتراضی به حکومت خودکامه که شما میگویید در فضای فوقالعاده امنیتی آغاز دهه ۵۰ دچار انشعاب میشود. آرامآرام از درون چپ مصطفی شعاعیانها درمیآید و از دل سازمان، تقی شهرامها! این مساله را چگونه باید توضیح داد؟ به عبارت بهتر چرا اپوزیسیون مسلح دست به تجدید نظر از درون میزند؟
سازمانها و احزاب سیاسی را باید به عنوان موجود زنده نگاه کرد. از این منظر دست به تجدید نظر زدن در منطق طبیعی اینگونه حرکات است. اگر اینان در مواجهه با مسایل عینی و مشکلات مبارزاتی دست به تجدید نظر نزنند یا نزده باشند، جای تعجب میبود. با این حال به نظر من تجدید نظر در افکار، یک مساله است و چگونه این عمل را انجام دادن مقولهای جداست. چه رفتاری که تقی شهرام و همراهانش با گروه مخالف انجام دادند و چه طریقی که به مصطفی شعاعیان برخورد کرد قابل توجیه در چارچوب برخورد رای سالم درونگروهی نیست. همانگونه که من مفصل در اینباره نوشتهام، ریشه اینگونه برخوردها را باید در بدفهمی چپ ایران از مارکسیسم (یعنی برداشت استالینی) و فرهنگ استبدادزده جامعه ایرانی یافت.
چپ ایرانی و خاصه جوانانی که جذب سازمان چریکهای فدایی خلق شدند به یک معنا دچار ضعف شدید تئوریک بودند، زندگی مخفی و تورهای امنیتی ساواک هم که اجازه نمیداد کار تئوریک و آموزشی به خوبی دنبال شود. آیا به نظرتان در چنین وضعیتی – ضعف شدید تئوریک – میشد وجهه ازدسترفته چپ در ایران را بازیابی کرد؟ خاصه آنکه شهرنشینان ایرانی بیشتر دل در گرو نهاد مذهبی و بازار داشتند و خردهبورژوازی سنتی بود که اتوماتیکوار با مارکسیسم سر عناد داشت…

در پاسخ به این پرسش باید گفت که حداقل بخش طبقه متوسط مدرن به چپ تا حدودی با اقبال برخورد کردند و این را هم باید اضافه کرد که فقر نظر چپ ارتباط مستقیمی به محبوبیت آن میان عوام ندارد. حزب کمونیست چین هم از سطح نظری بالایی برخوردار نبود اما جامعه چین را حداقل میشناخت. یک جریان سیاسی میتواند در سطح مسایل نظری کم رشد کرده باشد ولی در مسایل عملی و شناخت جامعه در سطح مراوده روزمره با مردم موفقتر باشد. هم جامعه چین و هم جامعه ویتنام، هم دینی بودند، هم سنتی و هم روستایی و احزاب کمونیست این کشورها توانستند با شناخت درست از جامعه و گره زدن دغدغههای آن با مسایلی مانند مبارزه با استعمار و مبارزه طبقاتی، جامعه را پیرامون برنامه خود متحد کنند.
من فکر میکنم وضعیت بیثبات در یافتن هژمونی سیاسی در اوایل دهه ۵۰ در سازمان چریکها، تا پایان همان دهه و بعد از انقلاب هم ادامه یافت و باعث شد آنها در ساختار قدرت بعد از انقلاب هم هژمونی نیابند و برچیده شوند. حالا با این حساب مساله ضعف در ارتباطگیری با تودهها و اقشار مختلف اجتماعی پیش میآید که سازمانهای مسلح و بهخصوص چریکها با آن درگیر بودند. شما در اینباره چه فکر میکنید؟ آیا چریکهای مسلح با قدرت قلم و مقاومت مدنی بهتر نمیتوانستند به هژمونی سیاسی – اجتماعی بیشتری دست یابند؟ البته در اینباره زیاد حرف زده شده اما مایلم شما بفرمایید در اتمسفر وقت ایران اصلا مبارزه مدنی با ابزارهای روشنفکری امکانپذیر بود یا خیر؟

اگر میشد با قدرت قلم و مقاومت مدنی با مردم ارتباط برقرار کرد، تشکیلات سیاسی درست کرد و از آن طریق هژمونی سیاسی به وجود آورد که دیگر نیازی به جنبش مسلحانه نبود. اصل منطق جنبش مسلحانه این بود که حکومت، جامعه مدنی را قبضه کرده است و با بیقانونی آن کاری را میکند که خودش درست میداند. منطق جنبش مسلحانه از دید بیژن جزنی این بود که جنبش مسلحانه اول سازمان انقلابی را به وجود میآورد و تحکیم میکند و سپس در یک دوران طولانی مبارزه سیاسی و نظامی جنبش انقلابی را به سرانجام پیروز خود میرساند. حکومت پیشین نتوانست جلو تشکیل و تحکیم سازمان انقلابی را بگیرد اما توانست خط ارتباط آن با عوام را محدود کند. نکته دیگری که باید به آن توجه کرد این است که منتقدان جنبش مسلحانه در آن سالها میتوانستند با مقاومت مدنی و با قدرت قلم (چه قبل و چه بعد از شکلگیری جنبش مسلحانه) اقدام به فعالیت کنند و به قول شما هژمونی سیاسی را به وجود آورند. اما میدانیم که چنین نشد و دلیل آن نمیتواند جنبش مسلحانه باشد!
اگر بخواهیم بحث را در ساحت کلیتر دنبال کنیم، پرسش اصلی من این است که آیا میتوان چریک را روشنفکر دانست؟ آیا اساسا چریک بودن با روشنفکر بودن یک جا جمع میشود؟ مثلا اگر شعاعیان نقد لنین و انقلاب را نوشت و به ساحت روشنفکری نزدیک شد سایرین که کماکان در خانههای تیمی مانده بودند و دست به ماشه کلت کمری داشتند هرگز نتوانستند تئوری بخوانند و بنویسند.
پاسخ کوتاه خیر است. باید میان فعال سیاسی و روشنفکر تفاوت قایل شد. نه هر روشنفکری فعال سیاسی است و نه هر فعال سیاسی، روشنفکر است. کار اصلی یک روشنفکر نقد مسایل اجتماعی است و از این رهگذر بسیاری از حرفهایش بار سیاسی دارد اما او الزاما فعال سیاسی نیست. در جنبش مسلحانه هم بودند آنان که صاحب امکانات فکری بودند و در عین فعالیتهای انقلابی دست به نقد هم میزدند. اما اکثر فعالان این جنبش روشنفکر نبودند. بسیاری از آنان تحصیلکرده و کتابخوانده بودند اما باز این مقوله با مقوله روشنفکری متفاوت است. باید بین مقولات روشنفکر، تحصیلکرده و فعال سیاسی تفاوت قایل شد.
آقای بهروز، به عقیده شما مساله ما امروزه با چریکهای فدایی خلق باید چه باشد؟ باید دست به تحسین رمانتیسم انقلابی ایشان بزنیم یا در نقد کنش غیردموکراتیکشان بیرحمانه رفتار کنیم؟

به نظر من برخورد با این جریان سیاسی باید نظیر برخورد با هر مقوله تاریخی دیگری باشد. برای نمونه شما اگر از من بپرسید چگونه باید به جنبش جنگل و میرزاکوچکخان و مشروطیت و ستارخان برخورد کرد، پاسخ من در همه موارد یکی است؛ نقد تاریخی. نقد تاریخی یعنی بررسی نقاط قوت و ضعف یک مقوله و تا حد امکان جدا از پیشداوری و اینکه آن مقوله تاریخی چه نسبتی به زندگی امروز ما دارد. یادمان نرود که ما تاریخ را مطالعه نمیکنیم که آن را تکرار نکرده باشیم. تاریخ هیچگاه تکرار نمیشود. انسان تاریخ را مطالعه میکند تا خود را بهتر بشناسد.
شما تاکنون توانستهاید دست به تاریخنگاری اجتماعی مبارزان مسلح ایران بزنید؟ تاکنون- به جز موارد اندکی – همواره مارکسیسم ایرانی از بیرون دیده شده است و در بسیاری مواقع نیز از منظر نهادهای قدرت. آیا این جریانات مبارز در تاریخ معاصر ایران تا بهحال از درون دیده شدهاند؟ مثلا پژوهش در خاطرات به جامانده از آنها و …

مساله پژوهش در تاریخ ایران، چه موردی که شما اشاره کردید و چه در موارد دیگر، یک روند است. این روند با یک شاهکار به اتمام نمیرسد. هیچ کس حرف آخر را نمیزند. اصولا حرف آخری وجود ندارد. هر نسلی تاریخ را مورد بازنگری قرار میدهد و نتیجه کارش مورد نقد و بازنگری نسل بعد قرار میگیرد. از این منظر جنبش چپ ایران به طور عام و جنبش مسلحانه به طور خاص و توسط نسلهای گوناگون باید مورد نقد و بررسیهای متعدد قرار گیرد. هستند پژوهشگرانی که با حوصله این کار را انجام میدهند. در طول ۱۰سال گذشته چندین رساله در این مورد به چاپ رسیده است و باید منتظر کارهای جدید بود. این تازه آغاز راه است.

تاریخ انتشار : ۱۹ بهمن, ۱۳۹۰ ۱۱:۵۲ ب٫ظ
لینک کوتاه
مطالب بیشتر

نظرات

Comments are closed.

تهدید به اشد مجازات؛ هشداری جدی نسبت به خطر کشتار زندانیان است

در روزهای اخیر، تهدیدهای مکرر مقامات قضایی، نظامی، امنیتی و سیاسی جمهوری اسلامی برای برخورد «با اشد مجازات» با بازداشت‌شدگانِ اعتراض‌های اخیر، زنگ خطری جدی در مورد امنیت جانی و سرنوشت دستگیرشدگان این وقایع را به صدا درآورده است. تجربهٔ جنایات وحشیانۀ دهۀ ۶۰ و به ویژه فاجعۀ ملی کشتار زندانیان سیاسی در سال ۱۳۶۷، امروز مسئولیتی سنگین بر دوش همهٔ ما می‌گذارد و ما در شرایط بحرانی کنونی،هشدار نسبت به وضعیت نگران‌کنندۀ زندانیان سیاسی و بازداشت‌شدگان اعتراض‌های اخیر و خطر تکرار جنایاتی آن‌چنانی را وظیفهٔ خود و ضرورتی اجتناب‌ناپذیر می‌دانیم.

ادامه »

تجربۀ خونین بازتولید استبداد و مصادرهٔ مبارزات مردمی در تاریخ معاصر ایران

اگر قرار است این‌بار سرنوشتی متفاوت رقم بخورد، باید چرخهٔ تاریخی مصادرۀ مبارزات مردم از سوی نیرویی اقتدارگر و استقرار استبدادی تازه شکسته شود. ایران امروز تنها زمانی می‌تواند مبارزهٔ خود را به ثمر برساند که با تکیه بر جامعهٔ مدنی مستقل، مطالبات مسالمت‌آمیز و مطالبه‌محور خود را پی بگیرد. جامعهٔ ما هوشیارتر از آن است که با وجود خشمِ برحق ناشی از نادیده‌گرفته‌شدن، وعده‌های بی‌پایه و متکی بر مداخلهٔ بیگانه را بنیان مبارزات حق‌طلبانه‌اش قرار دهد. تجربه‌های تلخ و خونین تاریخ معاصر ایران گواه آن است که صرفاً «نه» گفتن کافی نیست

مطالعه »

وسوسهٔ پیروزی‌های سریع: وقتی قدرت، خطرناک‌تر از شکست می‌شود

شهناز قراگزلو: ربودن نیکولاس مادورو، رئیس‌جمهور ونزوئلا، در روایت رسمی دولت ترامپ نه فقط یک پیروزی قاطع، بلکه نمونه‌ای ایده‌آل از شیوه‌ای تازه برای اعمال قدرت معرفی می‌شود؛ شیوه‌ای که قرار است بارها و در نقاط مختلف جهان تکرار شود. این عملیات در کنار ترور قاسم سلیمانی در سال ۲۰۱۹ و حمله به تأسیسات هسته‌ای ایران در سال گذشته قرار می‌گیرد؛ اقداماتی که وجه مشترکشان سرعت، دقت و پرهیز از جنگ‌های فرسایشی بوده است.

مطالعه »

اهریمن‌سازی از چپ و کنش ما

یک همگرایی ایدئولوژیک طولانی‌مدت بین رسانه‌های قدرتمند و تحت حمایت خارجی و جریان‌های تأثیرگذار در درون حاکمیت و رسانه های وابسته به آنها وجود داشته است که هر دو، اهریمن‌سازی چپ و نسبت دادن مسئولیت مشکلات ایران به آن را مفید یافته‌اند. خشم عمومی از نابرابری، فساد و بی‌عدالتی اقتصادی بسیار واقعی است، اما این خشم به طور کامل با حمایت از جایگزین‌های سوسیالیستی یا برابری‌خواهانه همخوانی ندارد.

مطالعه »
شبکه های اجتماعی سازمان
آخرین مطالب

تهدید به اشد مجازات؛ هشداری جدی نسبت به خطر کشتار زندانیان است

بین اسکایلا و چاریبدیس

دو مسیر سیاسی پیشِ‌روی ایران معاصر

زایش نظم نوین جهانی و شدت‌عمل آمریکا

روایتی تلخ از آن پنجشنبه و جمعه خبرساز در بازار رشت

Annuncio del Comitato di redazione di KAR – Presentazione di KAR Internazionale in altre lingue…