چرا جمهوری اسلامی محل مذاکرات را از استانبول تغییر داد؟
این ترس از کردها نیست، هراس از “داعشِ بازبرندشده” است.
اصرار جمهوری اسلامی بر تغییر محل مذاکرات از استانبول، برخلاف ظاهر دیپلماتیک و توضیحات فنی، ریشه در یک هراس سیاسی جغرافیایی عمیق دارد، هراسی که نه به رسانه مربوط است، نه به پروتکل، و نه حتی به کردها.
این ترس، ترس از سوریهی پساداعش است، سوریهای که در آن، داعش با چهرهای تازه، نامی تازه و لباسی دیپلماتیک بازتولید شده است.
و آیا استانبول، میتواند شهر مذاکره باشد یا اتاق عملیات است. در هر حال استانبول در این معادله، خاک بیطرف نیست. این شهر سالهاست به محل تلاقی نهادهای امنیتی ناتو، پروژههای منطقهای ترکیه و کانالهای غیررسمی هماهنگی با اسرائیل تبدیل شده است.
برای تهران، نشستن پای میز مذاکره در استانبول، یعنی مذاکره در زمین بازی رقیبی که مستقیماً در حال مهندسی سوریه جدید است، سوریهای که دیگر بشار اسد ندارد، اما هنوز ثبات مردمی هم ندارد.
و وجود احمد الشرع، یعنی داعش بدون پرچم سیاه که در این خوانش، احمد الشرع نه یک رهبر انقلابی و نه یک سیاستمدار تازهکار است. او نسخهی جدید همان پروژهای است که یکبار با نام داعش آزموده شد و وقتی بیش از حد بیمهار شد، در نهایت با کمک و فداکاری روژآوا کنار گذاشته شد.
احمد الشرع، دیگر خلافت اعلام نمیکند، دیگر گردنزنی نمایشی ندارد و بهجای دشمنی علنی با غرب، نقش امنیتی مفید ایفا میکند.
او همان شرّ قابلمدیریت است، نه آنقدر خشن که غیرقابلکنترل شود، نه آنقدر سیاسی که مشروعیت مردمی بسازد. و دقیقاً به همین دلیل برای اسرائیل تهدید نیست، بلکه ابزار است و همکار پروژه هایش.
اما در این بین چرا روژآوا باید حذف میشد، کردستان سوریه فقط داعش را شکست نداد، امکان دیگری از زندگی را نشان داد.
زنِ مسلح، آزاد و سیاسی، خود گردانی بدون دولت متمرکز جامعهای که نه خلافت بود، نه اقتدارگرایی قومی. و اینها همه، خط قرمز برای همه در منطقه بود. برای ترکیه، الگوی کردِ مسلح و مشروع، برای اسلامگرایان، فروپاشی نظم مردسالار، برای دولتهای منطقه، خطر سرایت خود سازمانیابی و برای اسرائیل، ثبات مردمیِ غیرقابل مهندسی.
پس داعش شکست خورد، اما پیروزِ بر او نباید میماند. هیولا باید برمیگشت، با نامی تازه، چهرهای آراستهتر، و مقبولیتی دیپلماتیک.
و اما در اینجا باید به یافتن ترس واقعی تهران نیز پی برد. جمهوری اسلامی نه دلسوز کردهاست و نه از آنها میترسد. ترس واقعی تهران از این است که، پروژه احمد الشرع، پس از بلعیدن روژآوا، از سوریه به عراق، و از آنجا به مرزهای ایران برسد. یعنی مرزهایی از نیل تا فرات.
اینجا دیگر داعشی نوین با ظاهر دیپلماتیک، دشمن اسرائیل نیست، بلکه در تعادل امنیتی آن حل شده است.
در این چارچوب، استانبول فقط یک شهر نیست، نماد قلمرویی است که این پروژه در آن هماهنگ میشود.
اما چرا تغییر مکان، پاسخش دلایل گوناگونی ممکن است داشته باشد. اما آنچه را که من میبینم نه برای ترس از افشای رسانه ای موضع بلکه، چون تهران هنوز نمیخواهد، با ترکیه وارد تقابل علنی شود و نقش اسرائیل را مستقیماً روی میز بکشد و یا اعتراف کند که از الشرع میترسد.
پس تاکتیک این است که جابهجایی جغرافیا، بدون افشای علت واقعی، نه تغییر موضع، بلکه تغییر زمین بازی. اصرار ایران بر تغییر محل مذاکرات از استانبول،نه ناشی از حساسیت رسانهای است و نه بازی دیپلماتیک ساده.
این تصمیم، بازتاب هراس از داعشِ بازطراحیشدهای است که، با حمایت ترکیه،با چشمپوشی وحمایت اسرائیل و آمریکا ، و با حذف کردستان سوریه،در حال تثبیت قدرت است.
استانبول، در این معادله، نه میز مذاکره، بلکه نشانی از میدان دشمن است.



