یکشنبه ۶ اسفند ۱۴۰۲ - ۱۵:۵۰

یکشنبه ۶ اسفند ۱۴۰۲ - ۱۵:۵۰

یک عقب نشینی بیادماندنی!

هنرآزاد وآزادی جعفرپناهی

زندان وزندانی کردن بهمراه خشونت هائی که درنظام اسلامی همراه آن است، همواره ابزارمهمی بوده است برای خاموش کردن شعله های اعتراض. ولی وقتی زندان خود تبدیل به عرصه مقاومت می شود، درمورد آن چه می توان گفت؟ بی شک چنین پدیده ای به معنی آن است که تیغ سرکوب کند شده وسیاست ایجادرعب و وحشت حتی در مصادیق عریان وهراس افکن خود، آسیب پذیربوده و کارآئی مورد نظررژیم را ندارد

اعتصاب بند۳۵۰ اوین،محکوم کردن اعدام های اخیروازجمله اعتراض بند زنان به اعدام شیرین،اعتصاب مجید توکلی ونوری زاد ونمونه های مشابه دیگرهمه بیانگر آن است که می توان – هم چون نمونه جعفرپناهی- بافوران چشمه های جوشان مقاومت ،رژیم را واداربه عقب نشینی کرد ونهایتا ماشین سرکوب را به مثابه تنها ابزاربقائش ازکارانداخت. نیروی خود را برای آزادی همه زندانیان سیاسی بکارگیریم!

اکنون چه کسی میتواند دروجودهنرمقاومت مردمی،هنری که رزمنده است وبالنده تردید کند؟

هنری که بسهم خود جبهه مهمی را درنبردبین آزادی و بندگی گشوده است.فریادش اززندان وبیرون زندان وتریبون های جهانی آن چنان رساست که حتا گوشهای سنگین ولایت فقیهی که سوگند خورده است صدای مردم را هرگزنشود، نیزناچارازشنیدن آن گردد.درواقع با دستگیری وفشاروشکنجه جعفرپناهی رژیم به وجود یک هنرمقاومت وتهدید آمیز اعتراف کرده بودو مهم ترازآن درمصافی تن به تن با آن، ناچارشد که تن به یک عقب نشینی بیادماندنی بدهد. معلوم شدکه هنرمقاومت راکه دارای پژواکی نیرومندو جهانی است به این سادگی نمی توان زندانی کرد.

سرانجام اعتصاب عذا،صندلی خالی فستیوال کن و فشارافکارعمومی داخلی و جهانی دست بدست هم دادند ورژیم را به عقب راندند. ومعلوم شد که که حتی ازکام درنده ای هم چون جمهوری اسلامی هم می توان طعمه را بیرون کشید. وقتی سردمداران و کارگزاران امنیتی رژیم جعفرپناهی را علیرعم اشتهارجهانی اش وباوقوف به اینکه داورفستیوال جشنواره کن است،برای زهرچشم گرفتن ازهنراعتراضی به زندان افکندند،بی گمان ازبازتاب جهانی وپی آمدهای آن آگاه بودند. ولی زندانی کردن هنروسودای سترون ساختن آن که اکنون به بخشی جداناپذیر ازجنبش ضداستبدادی وآزادیخواهانه مردم تبدیل شده،برای رژیم ازچنان اهمیتی برخورداربود که پیه این رسوائی را به تن خودمالیده بود.بااینهمه همچون همه دشمنان آزادی،دامنه نیروی مقاومت را دستکم گرفته بود ودربرابرآن غافلگیرشد. دامنه مقاومت، بخصوص اقدام شجاعانه جعفرپناهی به اعتصاب عذای خشک وطرح مطالبات مشخص توسط وی به مثابه شرط پایان دادن به آن والبته درهماهنگی و همزمانی با کارزار جهانی وفشارهای وارده آن چنان بودکه سرانجام تبه کاران حاکم را ناچارساخت که فورا دادستان خود را به دیدارجعفرپناهی بفرستند وباپذیرش خواستهای وی خود را ازمخمصه ای که درآن گرفتارآمده اند برهانند.

آنچه که خشم رژیم را برانگیخته بوداقدام جعفرپناهی برای تهیه فیلمی ازجنبش اعتراضی مردم بودبدون آنکه آن را مقید به دریافت مجوزی ازدولت بکند. او درنوشته کوتاه مربوط به اعلام اعتصاب غذای خشک خود، اعلام کرده بود که مرگ را برتبدیل شدن به موش آزمایشگاهی توسط رژیم ترجیح میدهد.بنابراین اعتصاب غذا، کانونی شدن افکارعمومی جهان حول صندلی خالی فستیوال جهانی کن و درخواست مکررآزادی وی ازسوی سرشناس ترین هنرمندان، نهاد ها وبرخی سران سیاسی دول غرب کارخود را کرد و رژیم را دراوج تهاجم همه جانبه خود مستأصل ساخت ودرحوزه معینی واداربه عقب نشینی کرد.تهاجمی که اگرتوسط موج گیرهای مقاومت درهم شکسته شود، جنبش مقاومت را بطورکیفی وارد فازجدیدی ازرشد خود خواهد کرد.

بی شک سنفونی مقاومت بدون مشارکت فعال هنرمندان به عنوان زبان گویای آن، ناقص ونارس خواهد بود. هرمقاومت اصیل ورهائی بخش،علی القاعده، هنرمندان مترقی ومردمی را درکنارخود دارد. برهمین اساس است که مثلا محمدرضا شجریان که مناجات “ربنایش” صرفنظرازنیات وهدف های خودوی، به عنوان ابزاری درخدمت ترویج وتبلیغ حکومت مذهبی قرارگرفته بود، اکنون درمقابل تریبون های جهانی باعلم به هزینه های آن، ازجدائی دین و دولت سخن می گوید و بقول خودش آماده زندان رفتن است. ویا کیارستمی که همواره بدلیل سکوتش درمورد سرکوب های رژیم ازجمله علیه هنرمندان، مورد انتقاد قرارمی گرفت اکنون لازم می بیند زندانی شدن جعفرپناهی را زندانی کردن هنرعنوا ن کند وزبان به اعتراض بگشاید وآن را محکوم کند.

زندان وزندانی کردن بهمراه خشونت هائی که درنظام اسلامی همراه آن است، همواره ابزارمهمی بوده است برای خاموش کردن شعله های اعتراض. ولی وقتی زندان خود تبدیل به عرصه مقاومت می شود، درمورد آن چه می توان گفت؟ بی شک چنین پدیده ای به معنی آن است که تیغ سرکوب کند شده وسیاست ایجادرعب و وحشت حتی در مصادیق عریان وهراس افکن خود، آسیب پذیربوده و کارآئی مورد نظررژیم را ندارد. اعتصاب بند۳۵۰ اوین، محکوم کردن اعدام های اخیروازجمله اعتراض بند زنان به اعدام شیرین، اعتصاب مجید توکلی ونوری زاد ونمونه های مشابه دیگرهمه بیانگر آن است که می توان – هم چون نمونه جعفرپناهی- بافوران چشمه های جوشان مقاومت، رژیم را واداربه عقب نشینی کرد ونهایتا ماشین سرکوب را به مثابه تنها ابزاربقائش ازکارانداخت. نیروی خود را برای آزادی همه زندانیان سیاسی بکارگیریم!

تاریخ انتشار : ۵ خرداد, ۱۳۸۹ ۸:۳۵ ب٫ظ
لینک کوتاه
مطالب بیشتر

نظرات

Comments are closed.

سخن روز

انتخابات! کدام انتخابات؟

با عنایت به این وضع و شرایط عملا موجود آنچه در ایران برگزار میشود فاقد حداقل شرایط برای شناخته شدن بعنوان یک انتخابات است. با تمام محدودیت ها و کنترل های نظام امنیتی و سیاسی انتخابی در کار نیست و دقیقا با استعاره از آقای خمینی « در این رژیم آزادی های فردی پایمال و انتخابات واقعی و مطبوعات و احزاب از میان برده شده اند.

مطالعه »
یادداشت

در مورد انقلاب بهمن ۵۷

اگر امروز شعار حق من کو، برقرار باد جمهوریت و همبستگی برای استقرار دموکراسی، از خواسته های مهم مردم شده که نشان از زنده بودن انقلاب ۵۷ و نیاز مبرم ترمیم آن توسط خود مردم دارد. اگر در این مبارزه زنان ایرانی در مبارزه علیه حجاب اجباری روسری خود را پرچم مبارزه قرار داده اند قبل از هر چیز بخاطر این است که در انقلاب تمامی زنان از هر قشری وارد صحنه شدند…..

مطالعه »
آخرین مطالب

عدم شرکت در انتخابات، همراهی با مردم و در جهت حفظ مصالح ملی است

بی اعتمادی ۸۰ درصد مردم نسبت به نظام حاکم گویای آن است که حکومت با همین سیاست ها و برنامه ها که علیه مصالح ملی و منافع مردم است ، پیش می راند. از این رو برای نجات کشور راهی جز ایستادن در کنار….

«انتخابات» نمایشی برای مشروعیت بخشی به تمامیت ‌خواهی نظام و تمرکز و خالص سازی قدرت

جمهوری اسلامی اکنون در شرایطی قرار دارد که ادامۀ وضع موجود بدون تغییرات در ساختار نظام هر روز سخت‌تر می‌شود. پروسه و روند تحولات تاکنونی و تجربه نشان میدهد که انتظار هیچ تغییر مثبتی از حکومت به شکل امروزی آن برای بهتر شدن اوضاع کشور متصور نیست، بلکه برعکس وضع بدتر از امروز خواهد شد. از این‌ رو عدم شرکت در انتخابات، آغاز راهی دشوار برای فشار مدنی بیشتر مردم به نظام برای تغییرات است. تنها نافرمانی مدنی و اعتراضات گسترده، یک‌پارچه و متحد مردم در مقیاس وسیع است که می‌تواند جمهوری اسلامی را در برابر پرسش سخت تن دادن به خواست مردم، یا سرنوشتی نا معلوم و تلخ برای خودش قرار دهد.

صدور و اجرای احکام اعدام را متوقف کنید!

ما خواهان توقف، ممنوعیت و لغو صدور و اجرای احکام اعدامیم! تنها با اعتراض گستردۀ مردمی و مبارزات پی‌گیر جامعۀ مدنی می‌توان صدور و اجرای احکام اعدام را متوقف  و در راستای ممنوعیت و لغو اعدام از قوانین کشور گام برداشت.

سلطه بدون هژمونی

در چنین شرایطی ، مشارکت نصف و نیمه اصلاح طلبان و میانه روها در کلان شهرها ، راه به جایی نخواهد برد . مقاله انتقادی تند محمد قوچانی خطاب به حزب اتحاد ملت و تاکیدش بر لزوم ” اصلاح اصلاحات ”  هم چیزی بیش از مرثیه زود هنگام  شکست اصلاح طلبان ، در این انتخابات نیست.

یادداشت

در مورد انقلاب بهمن ۵۷

اگر امروز شعار حق من کو، برقرار باد جمهوریت و همبستگی برای استقرار دموکراسی، از خواسته های مهم مردم شده که نشان از زنده بودن انقلاب ۵۷ و نیاز مبرم ترمیم آن توسط خود مردم دارد. اگر در این مبارزه زنان ایرانی در مبارزه علیه حجاب اجباری روسری خود را پرچم مبارزه قرار داده اند قبل از هر چیز بخاطر این است که در انقلاب تمامی زنان از هر قشری وارد صحنه شدند…..

مطالعه »
بیانیه ها

پاس‌داشت زبان مادری، غنابخش تنوع و تکثر زبانی و فرهنگی است!

سازمان فداییان خلق ایران (اکثریت) با باور عمیق به مبانی حقوق بشر و قائم به ذات بودن این حقوق و با توجه به جایگاه تعیین‌کنندهٔ زبان مادری در هستی هر یک از آحاد بشر، تأمین و تضمین و تحقّق حق قانونی هر ایرانی در دست‌رسی و قوام ودوام بخشیدن به زبان مادری خود را از حقوق بنیادین بشر می‌داند و همۀ نیروهای میهن‌دوست و ترقی‌خواه کشور را به حمایت فعال از حق آموزش زبان مادری و حفظ و زنده‌داشت این میراث گران‌قدر ایرانی فرامی‌خواند.

مطالعه »
پيام ها

باید یکی شویم و قلب‌مان را سرود و پرچم‌مان سازیم تا بهاران خجسته به ارمغان به میهن‌مان فراز آید!

کرامت و خسرو دو جوان روشنفکر انسان‌دوست چپ بودند و غم مردم فقرزدهٔ میهن و جهان به دل داشتند. آنان شیفتۀ جنبش فداییان خلق بودند. خسرو گلسرخی در وصیت‌نامه‌اش می‌نویسد: «من یک فدایی خلق ایران هستم و شناسنامه من جز  عشق به مردم چیز دیگری نیست … شما آقایان فاشیست‌ها که فرزندان خلق ایران را بدون هیج مدرکی به قتل‌گاه میفرستید، ایمان داشته باشید که خلق محروم ایران، انتقام خون فرزندان خود را خواهد گرفت». تاثیر ایستادگی جانانه آنان در برابر نظام حاکم و پشتیبانان جهانی آن موجی از شور و ایمان در جنبش فداییان پدید آورد

مطالعه »
بیانیه ها

پاس‌داشت زبان مادری، غنابخش تنوع و تکثر زبانی و فرهنگی است!

سازمان فداییان خلق ایران (اکثریت) با باور عمیق به مبانی حقوق بشر و قائم به ذات بودن این حقوق و با توجه به جایگاه تعیین‌کنندهٔ زبان مادری در هستی هر یک از آحاد بشر، تأمین و تضمین و تحقّق حق قانونی هر ایرانی در دست‌رسی و قوام ودوام بخشیدن به زبان مادری خود را از حقوق بنیادین بشر می‌داند و همۀ نیروهای میهن‌دوست و ترقی‌خواه کشور را به حمایت فعال از حق آموزش زبان مادری و حفظ و زنده‌داشت این میراث گران‌قدر ایرانی فرامی‌خواند.

مطالعه »
برنامه و اساسنامه
برنامه سازمان فدائیان خلق ایران (اکثریت)
اساسنامه
اساسنامه سازمان فدائیان خلق ایران (اکثریت)
بولتن کارگری
شبکه های اجتماعی سازمان
آخرین مطالب

عدم شرکت در انتخابات، همراهی با مردم و در جهت حفظ مصالح ملی است

«انتخابات» نمایشی برای مشروعیت بخشی به تمامیت ‌خواهی نظام و تمرکز و خالص سازی قدرت

صدور و اجرای احکام اعدام را متوقف کنید!

سلطه بدون هژمونی

هیئت سیاسی ـ اجرایی سازمان اکثریت خاطی برنامە سازمان

۲۹ بهمن روز ستایش زن در فرهنگ ایران