سامانه اینترنتی سازمان فداییان خلق ایران (اکثریت)

GOL-768x768-1

۱۹ بهمن, ۱۴۰۴ ۱۹:۳۵

یکشنبه ۱۹ بهمن ۱۴۰۴ - ۱۹:۳۵

آیا سازمان‎های غیردولتی از تحلیل‎گران آمریکایی، مشاوران بهتری نیستند؟

در جهان ما، هستند دولت‎هاي عاقلي كه با ايجاد انگيزه و بستر مناسب، سعي مي‎كنند تا نهادهاي مستقل مدني در كشورشان هرچه بيشتر گسترش يابد. زيرا متوجه شده‎اند كه -ان.جي.او-ها و كار داوطلبانه مردم در اين نهادها، به حل بخشي از مشكلات عديده جامعه ياري مي‎رساند

سازمان‎های غیردولتی ما و نظام سرمایه‎داری- که در روزنامه جمهوری اسلامی به ‎تازگی منتشر شد و تبعات آن برای نهادهای مدنی زنان و فعالان آن از جمله دستگیری فرشته قاضی، امید معماریان، محبوبه عباسقلی‎زاده و… حیرت بسیاری را برانگیخته است؛ زیرا برای دولتی که ۲۵ سال است خود را تثبیت کرده و در عرصه‎ی جهانی در حال -دسته و پنجه نرم کردن- با کشوری است که ترس بین‎المللی را برانگیخته، به ‎راستی تعجب‎آور است که از -تعداد معدودی زن- در کشورش بهراسد و برای آن‎ها شاخ و شانه بکشد! آن هم زنانی که بدون هیچ پشتوانه و حقوقی، با وجود مشکلات فراوان و پس از فراغت از هزاران گرفتاری ریز و درشت زندگی شخصی، ساعاتی از وقت خود را صرف فعالیت اجتماعی و آموزشی برای هم‎جنسان‎شان می‎کنند؛ کسانی که از خودسوزی زنان، فرار دختران از خانه، خشونت‎های اعمال شده به زنان و نبود کمترین حمایت قانونی از آنان، قلبشان به ‎درد می‎آید و تعهد انسانی‎شان به آن‎ها فشار می‎آورد تا ساعاتی از زندگی خود را داوطلبانه صرف قدم‎های کوچکی برای حل دریای معضلات موجود جامعه زنان کنند.

تعجب ‎برانگیزتر آن ‎که مخالفان نهادهای مدنی ـ که یک دستشان درگیر – ابرقدرت جهانی- است و دست دیگرشان دستبند به زنان می‎زند ـ گویا خطر تشکل‎های زنان را با خطر – آمریکا- در یک کفه گذاشته‎اند ـ اگر می‎دانستیم واقعا چنین قدرت عظیمی داریم شاید همت‎مان برای ایجاد خانه‎ی امنی برای زنان آسیب‎دیده، فزونی می‎یافت!!!

جالبتر آن‎‎که گویا به ‎تازگی نظریه ‎پردازان آمریکایی، مرجع عمل و تحلیل مخالفان نهادهای مدنی شده‎اند چرا که نویسندگان مقاله مذکور برای اثبات خطر تشکل‎های مستقل زنان، به -مایکل لدین- مشاور امنیت ملی آمریکا رجوع و نظر او را مبنای سیاست‎ خود برای سرکوب تشکل‎های زنان قرار داده‎اند. به‎راستی چطور می‎توان باور کرد که سخنان ساده‎ لوحانه‎ی مایکل لدین ـ مبنی بر این‎که آمریکا می‎خواهد با حمایت از سازمان‎های غیردولتی ایران در برابر جمهوری اسلامی بایستد ـ مرجع مستند و قطعی نویسندگان مقاله مذکور قرار گیرد و سخنان او چنان -عالمانه- و -واقعی- تلقی گردد که به زنجیر کردن شهروندان کشور منجر شود؟

اما سئوال اینجاست که تاکنون در کجای این کره خاکی، تشکل‎های مدنی توانسته‎اند حکومتی را ساقط و تغییر دهند که در ایران این چهار تا و نصفی تشکل غیردولتی بتواند چنین کاری کند؟ در آمریکا با وجود یک میلیون تشکل مستقل مدنی و آن همه فشار و تظاهرات، مردمش حتا نتوانستند جلوی تهاجم حکومتشان را به عراق بگیرند، حالا آقایان ایرانی با استناد به گفته‎ و افکار متوهم یک عضو شورای امنیت ملی آمریکا، با قطعیت به این نتیجه رسیده‎اند که این تعداد اندک تشکل‎های زنان که اکثرشان کار خیریه می‎کنند یا حداکثر سمینارها و کارگاه‎ های آموزشی برپا می‎کنند می‎خواهند حکومت را ساقط کنند و از این ‎رو باید تنبیه و مجازات شوند! درحالی‎که اکثر مردم فکر می‎کنند اگر قرار است اتفاقی برای دولت ایران رخ دهد، نه از ناحیه چند نهاد مدنی انگشت‎شمار، که به ‎واسطه درگیری‎های بین‎المللی بر سر تکنولوژی هسته‎ای خواهد بود! 

گاهی با خود می‎اندیشم که آیا تهاجم فرهنگی آن‎ چنان که برخی می‎گویند، تهاجم و تاثیرگذاری بر نوع لباس و مدل موی جوانان ماست، یا تاثیر بر افکار سیاستگذاران ما؟ کسانی که منتظرند ببیند سیاستمداران غربی چه می‎گویند تا بر اساس آن به مردم‎شان چماق، یا شیرینی هدیه کنند! وقتی معیار بیرونی و نگاه غربی‎ها ملاک عمل برخی مسئولین قرار می‎گیرد و عده‎ای از آنان، معیار و ملاک عملشان را بر آن گذاشته‎اند که هرچه -دشمنانشان- خوب دانستند، آن را بد بدانند و هرچه آن‎ها بد دانستند، خوب قلمداد کنند، به ‎راستی چه نامی می‎توان جز تاثیر ذهنی یا -وابستگی ذهنی- بر آن گذاشت؟ گویا این آقایان خود ارتباط مستقیمی با جامعه ندارند و اطلاعات خود را صرفا از منابع غربی اخذ می‎کنند!!
به‎ هرحال اگر کسانی که شروع به احضار و بازداشت زنان فعال در تشکل‎های غیردولتی کرده‎اند، از خود تشکل‎های مستقل زنان مشاوره می‎گرفتند بنظرم به درک واقعی‎تری دست می‎یافتند. چرا که معمولا نهادهای مدنی مستقل به دلیل آنکه بیرون از ساخت حکومت‎ها قرار دارند بهتر می‎توانند مسائل و مشکلات جامعه‎شان را ببینند و مرجعشان نه سخنان اعضای شورای امنیت ملی آمریکا که مشاهدات واقعی و تجربیاتشان در بین مردم است. اتفاقا از همین‎ رو است که اکثر حکومت‎ها در جوامع پیشرفته، وجود تشکل‎های مدنی و روزنامه‎های مستقل را برای بقای خود و ثبات کشورشان لازم می‎دانند چون به ‎تجربه و در عمل، متوجه شده‎اند که قرار گرفتن در مقام و قدرت دولتی، آن‎ها را به‎ ناگزیر از مردم دور می‎کند در نتیجه نمی‎توانند بسیاری از مسائل را به ‎درستی تحلیل کنند.

مشاوران دولتی در اکثر کشورها به‎خاطر حضور در معادلات و بازیهای قدرت سیاسی، به توهم و نابینایی دچار می‎شوند و گاه معادلات ساده‎ای که از نظر اکثر مردم بدیهی است واقعا نمی‎بینند و این چنین می‎شود که به قول بعضی تحلیل ‎گران، با اصرار و پافشاری بر – غنی‎سازی اورانیوم- اساس حکومتشان را دچار چنان خطری می‎کنند که بر همه‎ی مردم آشکار است! ولی در عوض، دشمن خود را تشکل‎های ضعیف و کم‎توان زنان می‎دانند، تشکل‎هایی که وجودشان در همه‎ی کشورهای جهان، عامل تعادل در جامعه است.

اگر این آقایان به جای استناد و تکیه به تحلیل‎ افراد خارجی، از خود تشکل‎های غیردولتی زنان می‎پرسیدند حتما پاسخ می‎گرفتند که: فریب آمارهای کاذبی را ـ که از تعداد انبوه و پرشمار سازمان‎‎های غیردولتی خبر می‎دهد ـ نخورید زیرا بزرگنمایی تعداد این تشکل‎ها توسط خود دولت برای ارائه به مجامع بین‎المللی ساخته و پرداخته شده است. همچنین تشکل‎های مستقل زنان به شما ثابت می‎کردند که حالاحالاها جامعه‎ی مدنی در این مملکت شکل نخواهد گرفت و حتما متذکر می‎شدند بچه‎ای را که هنوز نطفه‎اش هم در رحم مادر بسته نشده نمی‎توان سقط کرد. آری به این آقایان می‎گفتیم که ما زنان در این تشکل‎های انگشت‎شمار با اجرای مثلا چند کارگاه و سمینار آموزشی در سال، فقط دلمان را خوش کرده‎ایم وگرنه ته دلمان می‎داند که دخترهایمان هم مانند خود ما باید که سال‎ها به‎دنبال ایجاد -خانه امن- بدوند و البته مثل ما احتمالا موفق به ایجاد آن نشوند! 

اگر این آقایان محترم از خود تشکل‎های زنان مشاوره می‎گرفتند به آن‎ها می‎گفتیم بر مرده چوب می‎زنید و وقت خود را تلف می‎کنید، -دشمن اصلی- اگر وجود داشته باشد همانا دردها و کینه‎هایی است که میان مردم متراکم شده، کینه‎هایی که ما هم نتوانستیم با ایجاد تشکل‎های زنان و بحث‎های به اصطلاح -اصلاح‎گرایانه- آن را به انرژی مثبت برای ساختن و اصلاح و پیشرفت مملکت، تبدیل بکنیم، یعنی کاری که اگر اتفاق می‎افتاد هم به نفع خود مردم بود و هم ثبات جامعه را از پی می‎آورد. اگر از خود تشکل‎های زنان مشاوره می‎گرفتید بهتان می‎گفتیم که ما عاقلتر از آن هستیم که راه حل مشکلات‎ خودمان را صرفا در گرو حیات و ممات حکومت‎ها بدانیم و برای همین هم ترجیح می‎دهیم انرژی ناچیز‎مان را صرف حل ریشه‎ای و تاریخی مشکلات زنان کنیم نه براندازی این یا آن دولت فخیمه!

اگر از خود تشکل‎های زنان مشاوره می‎گرفتند به ‎ایشان می‎گفتیم که متاسفانه اطلاعات ما از جامعه‎ی آمریکا و اروپا بیش از جامعه‎ی خودمان است چون در غرب -مزدورهای بیشتری- سکونت دارند و اگر بیان مشکلات و انتشار آمارهای خودکشی، بزهکاری، اعتیاد، فحشا و تجاوز واقعا مزدوری و جاسوسی برای یک کشور بیگانه ب ه‎شمار می‎آمد پس تشکل‎های مدنی در کشورهای غربی -مزدورترین- جاسوسان روی زمین هستند که در همه‎ بلندگوهای خودشان (اینترنت، مجله و روزنامه‎های پرتیراژ خود و در سخنرانی‎های‎شان و…) از ریز تا درشت‎ترین مشکلات‎شان را -افشا- می‎کنند و لابد از نظر حکومت‎های خودشان -برای ما در ایران مزدوری می‎کنند-؟! آیا هیچ فکر کرده‎ایم که شاید همین نوع -مزدوری- و -جاسوسی-هاست که جامعه و دولت‎های باثباتی در غرب به‎وجود آورده است؟

در جهان ما، هستند دولت‎های عاقلی که با ایجاد انگیزه و بستر مناسب، سعی می‎کنند تا نهادهای مستقل مدنی در کشورشان هرچه بیشتر گسترش یابد. زیرا متوجه شده‎اند که -ان.جی.او-ها و کار داوطلبانه مردم در این نهادها، به حل بخشی از مشکلات عدیده جامعه یاری می‎رساند. یعنی درک کرده‎اند که دوره‎ی حکومت‎های فراگیر و تامه، سپری شده و یک دولت ـ هرچند قدرتمند ـ به تنهایی نمی‎تواند کلیه معضلات جامعه را حل کند. 

به‎هرحال به ‎نظر می‎رسد سیاستمداران ایرانی نیز بالاخره یک روز باید این نکته را بپذیرند که با ساکت کردن تشکل‎های غیردولتی زنان و ایجاد محدودیت در فعالیت‎های مردمی، مسائلی هم‎چون فاجعه‎ی -دختران فراری-، – افزایش خودکشی زنان-، -گسترش فحشا-، – کتک زدن زنان-، افزایش فروش کلیه از فرط فقر، زنان خیابان خواب، بیکاری فزاینده، رشد حیرت‎انگیز اعتیاد، نداشتن امید به آینده یا فجایعی مانند فاجعه پاکدشت برای فروش اعضای بدن کودکان و… از بین نمی‎رود! چون این فجایع، معضلاتی هستند که هر کشوری را با داشتن تکنولوژی هسته‎ای یا بدون آن، به زانو درمی‎آورد، ازاین‎رو به‎نظر می‎رسد آزادی فعالیت تشکل‎های غیردولتی و ایجاد امنیت فعالیت برای آنان بیش از صرف میلیاردها دلار برای ساخت چیزهای غیرضروری، برای دولت‎های عقل ‎گرا مفید است و اگر در مملکتی فعالان اجتماعی آن ارج نبینند و برعکس به داغ و درفش کشیده شوند، هیچ سلاح اتمی نمی‎تواند حکومت‎ها را نگه دارد زیرا خطر اصلی در بطن جامعه قرار دارد و انفجار، از تلنبار شدن همین معضلات حل نشده، آغاز می‎شود. 

بخش : سياست
تاریخ انتشار : ۱۹ دی, ۱۳۸۳ ۲:۳۰ ب٫ظ

آخرین نوشته‌ها:

لینک کوتاه

نظرات

Comments are closed.

در همایش‌ها، گردهم‌آیی‌ها و تظاهرات جمهوری‌خواهان مردمی و میهن‌دوست شرکت می‌کنیم!

در تداوم پای‌بندی به این وظیفهٔ انسانی و میهنی، هیئت سیاسی – اجرایی سازمان فداییان خلق ایران (اکثریت) از برگزاری تظاهراتی که با نام «همبستگی جمهوری خواهان در حمایت از مبارزات مردم ایران» از ساعت ۱۴:۰۰ روز یک‌شنبه، ۵ بهمن ۱۴۰۴ (۲۵ ژانویهٔ ۲۰۲۶ میلادی) در شهر کلن آلمان برگزار می‌شود پشتیبانی کرده و شرکت هرچه گسترده‌تر در تظاهرات جمهوری‌خواهان مردمی و میهن‌دوست را در خدمت دست‌یابی به آینده‌ای روشن برای مردم و سرزمین ایران می‌داند.

ادامه »

ایران در آستانه فروپاشی: اعتراضات، عدم حقانیت حاکمان و بن‌بست‌های پیش‌رو…

شورای سردبیری کار: تجربه تمامی طول دوران حیات حکومت اسلامی نشان می‌دهد که هر موج سرکوب، به‌جای تثبیت پایدار نظام، پایگاه اجتماعی نظام را کوچک‌تر می‌کند، شمار بیشتری از شهروندان را به صف مخالفان می‌راند و پس از مدتی، اعتراضات گسترده‌تری دوباره سر برمی‌آورد. این بار اما فشار از پایین با خطر تشدید تنش در سطح منطقه‌ای و بین‌المللی نیز هم‌زمان شده است. در چنین فضایی، اسرائیل ـ با سابقه حملات تحریک آمیز و تلاش مستمر برای تضعیف جمهوری اسلامی ـ ممکن است اعتراضات داخلی را فرصتی برای ازسرگیری حملات علیه ایران تلقی کند. این هم‌زمانی نارضایتی داخلی و تهدید خارجی، معادله‌ای بسیار خطرناک برای کشور ما ایجاد کرده است.

مطالعه »

جمهوری اسلامی و مذاکره با امریکا، چرا استانبول نه؟

اما در این بین چرا روژآوا باید حذف می‌شد، کردستان سوریه فقط داعش را شکست نداد، امکان دیگری از زندگی را نشان داد. زنِ مسلح، آزاد و سیاسی، خود گردانی بدون دولت متمرکز جامعه‌ای که نه خلافت بود، نه اقتدارگرایی قومی.  و اینها همه، خط قرمز برای همه در منطقه بود. برای ترکیه، الگوی کردِ مسلح و مشروع، برای اسلام‌گرایان، فروپاشی نظم مردسالار، برای دولت‌های منطقه، خطر سرایت خود سازمان‌یابی و برای اسرائیل، ثبات مردمیِ غیرقابل ‌مهندسی.

مطالعه »

اهریمن‌سازی از چپ و کنش ما

یک همگرایی ایدئولوژیک طولانی‌مدت بین رسانه‌های قدرتمند و تحت حمایت خارجی و جریان‌های تأثیرگذار در درون حاکمیت و رسانه های وابسته به آنها وجود داشته است که هر دو، اهریمن‌سازی چپ و نسبت دادن مسئولیت مشکلات ایران به آن را مفید یافته‌اند. خشم عمومی از نابرابری، فساد و بی‌عدالتی اقتصادی بسیار واقعی است، اما این خشم به طور کامل با حمایت از جایگزین‌های سوسیالیستی یا برابری‌خواهانه همخوانی ندارد.

مطالعه »
شبکه های اجتماعی سازمان
آخرین مطالب

اطلاعیهٔ پخش زندهٔ کنگرهٔ فوق‌العادهٔ سازمان فداییان خلق ایران (اکثریت)

در کنار مردم؛ علیه سرکوب؛ برای آزادی و عدالت – در دفاع از سوسیالیسم(۹۲)

۱۹ بهمن شعله‌ای که خاموش نمی‌شود- در دفاع از سوسیالیسم (۹۳)

فیروزه بنی‌صدر: چرا دفاع از اصل استقلال برای پیروزی جنبش حیاتی است؟

گرامی باد یاد و خاطره رزمندگان فدایی خلق

دی‌ماه خونین: آن‌جا که مرگِ کودک، جان‌ها را می‌سوزاند