سامانه اینترنتی سازمان فداییان خلق ایران (اکثریت)

GOL-768x768-1

۲ خرداد, ۱۴۰۵ ۰۹:۲۴

شنبه ۲ خرداد ۱۴۰۵ - ۰۹:۲۴

اصول فرضی و دغدغەهای اتوپیایی خامنەای

آنچە در این سخنان جلب توجە می کند همانا کلمە "نهایتا" می باشد. در واقع خامنەای بە شیوەای ضمنی این اصل را پذیرفتە است کە در زمان حال این انقلابها رنگ و بوی اسلامی ندارند، و این رنگ و بو چیزی است کە بعدها بە خصیصە آنها تبدیل خواهد شد. معلوم نیست امری کە خود اول علت بود حال چگونە در حال غائب می شود و بعد بە عنصری مابعد و غائی تبدیل می شود؟

ماهیت، اصول، ویژگی و آیندە خیزش مردم در کشورهای عرب کە عنوان بهار عربی بخود گرفتە است، امری تنها مختص بە ذهن تحلیل گران سیاسی در عرصە رسانەای نیست، بلکە همزمان مقولەای است کاملا مرتبط بە ذهن و اندیشە دولتهای منطقە و جهان، بخصوص مرتبط بە حکومت جمهوری اسلامی ایران بە عنوان یکی از بازیگران اصلی منطقە خاورمیانە. امری کە نە ناشی تنها از نوع خود این واقعە، بلکە بیشتر نشان از تاثیرات مشخص و قاطعی دارد کە تحولات بهار عربی می توانند بر منطقە و کل جهان بە جای بگذارند. در واقع بدون بازخوانی این تحولات، دولتهای منطقە و جهان از سیاست گذاری و پیشبرد آن در این بخش مهم دنیا ناتوان خواهند ماند. امری تحمیلی کە عقل سیاسی را چارەای باید! جمهوری اسلامی بعنوان رژیمی موجود در منطقە کە مستقیما درگیر پیامدهای امر تحول در خاورمیانە می باشد، تاکنون واکنشهایی نسبتا متناسب با موقعیت سیاسی و ایدئولوژیکی خود بە این امر بروز دادە است، کە آخرین مورد مهم و مورد توجە آن می تواند سخنان خامنەای رهبر نظام در اجلاس بیداری اسلامی در تهران با شرکت ششصد مهمان از کشورهای بە اصطلاح اسلامی باشد. خامنەای در سخنرانی خود در نخستین روز اجلاس به بررسی هویت قیام ها و انقلابات در منطقه پرداخت، و علاوە بر تبیین ماهیت و آیندە این خیزشها، از دلهرەهای خود در این مورد نیز گفت. از دیدگاه خامنەای اصول خیزشهای کنونی منطقه در درجه اول احیاء و تجدید عزت و کرامت ملی که در طول زمان بواسطە دیکتاتوری و سلطه سیاسی آمریکا و غرب درهم شکسته و پایمال شده است می باشد، و در درجات بعدی برافراشتن پرچم اسلام و برخورداری از امنیت روانی و عدالت و پیشرفت و شکوفایی در سایه شریعت اسلامی، ایستادگی در برابر نفوذ و سلطه آمریکا و اروپا، و سرانجام مبارزه با دولت اسراییل. آنچە در سخنان خامنەای می تواند مورد توجە باشد، همانا برجستە کردن علت یا علل خارجی این خیزشها در ارزیابیهای ارائە شدە می باشد. در هر چهار موردی کە وی از آن نام می برد تنها در مورد دوم از عدالت و پیشرفت (آنهم بە شیوە اسلامی) سخن بە میان آوردە می شود، وگرنە در سە مورد دیگر تاکید بر عنصر خارجی و بیگانە ستیزی این خیزشها می باشد کە خود را بطور خلاصە در ضد آمریکایی، ضد اروپایی و ضد اسراییلی بودن باز می یابد. خامنەای در سخنان خود در واقع بر یک فاکتور اصلی و واقعی در علت شعلەور شدن این خیزشها انگشت می گذارد، اما اشارە وی، اشارەای مسخ شدە می باشد. در واقع او از حقیقت سخن می گوید تا حقیقت را واژگونە کند. دلایل وی در توجیە این امر در گذشتە گیر می کنند و در حقیقت نمی توانند توضیح دهندە بستر تحولات بعدی در رویدادهای این کشورها باشند. دلایل این امر نیز چنین می توانند فورمولە شوند: ـ تئوری خامنەای توضیح نمی دهد کە چطور غرب دشمن می تواند خود بە عامل کمک در امر تحول در این کشورها تبدیل شود. این تئوری نمی تواند نشان دهد کە چطور غرب در مرحلەای از دشمن بە دوست فرارویید، و خود بە عاملی برای تضعیف مقاومت رژیمهای دیکتاتور تبدیل شد. مورد تونس و مصر می توانند نمونەهای خوبی در این مورد باشند. ـ ارزیابی خامنەای نشان نمی دهد کە چطور غرب دشمن، چنین سریع می تواند از لحاظ روانشناسی اگە نە بە دوست، اما لااقل بە عنصری “نە دوست نە دشمن” در ذهن مردمان این کشورها تبدیل شود، و از موقعیت صرف دشمن بودن بە موقعیت دیگری تغییر مکان دهد. ـ استدلال خامنەای نشان نمی دهد کە اگر از چهار پایە علل، سە پایە آن بیگانە ستیزی است پس چرا در کشورهایی مانند لیبی و سوریە قیام صورت گرفت؟ کشورهایی کە دوست غرب محسوب نمی شدند، و برعکس سوریە خود کشوری است کە در صف مقدم رقابت با کشور اسراییل قرار دارد. ـ و سرانجام توضیحات او کاملا بی توجە بە نوع شعارهایی است کە در جریان قیامها در این کشورها مطرح شدند. شعارها و خواستەهای مردم حول دمکراسی، آزادی و زدودن فقر و نابرابری و ایجاد یک زندگی بهتر، وقایع زندەای هستند کە در جریان این قیامها بوضوح می شد آن را در پهنە رسانەها دید. مورد خودسوزی جوان بیکار تونسی کە جرقە قیام را زد، می تواند بهترین فاکت در این خصوص باشد. اما سخنان خامنەای در مورد اصول این انقلابها تنها ناظر بر تحلیل نیست. وی از این اصول می گوید تا دغدغەهای خود را در مورد روندهای جاری و آیندە این کشورها بیان کند. او ضمن اشارە بە عدم یک راهبرد منسجم در سیاست غربیها و عملگرایی آنها در مورد رویدادهای منطقە، بە این نتیجە می رسد کە بە علت عنصر ضد غربی این قیامها و فرهنگ اسلامی در این کشورها، این خیزشها سرانجام رنگ و بوی دینی و اسلامی خواهند داشت و نهایتا آلترناتیوهای دیگر را کە همانا آلترناتیوهای لیبرالی و قومی و مارکسیستی هستند، کنار خواهد زد. آنچە در این سخنان جلب توجە می کند همانا کلمە “نهایتا” می باشد. در واقع خامنەای بە شیوەای ضمنی این اصل را پذیرفتە است کە در زمان حال این انقلابها رنگ و بوی اسلامی ندارند، و این رنگ و بو چیزی است کە بعدها بە خصیصە آنها تبدیل خواهد شد. و این درست نکتە دیگری است کە با نوع ارزیابیهای خامنەای از علل این انقلابها در تعارض قرار می گیرد. خامنەای چنانکە در بالا بدان اشارە شد از خواستە عدالت بە سبک اسلامی در این کشورها می گوید، اما در همان حال در این قسمت بحث خود از رنگ و بوی اسلامی این انقلابها در آیندە می گوید. معلوم نیست امری کە خود اول علت بود حال چگونە در حال غائب می شود و بعد بە عنصری مابعد و غائی تبدیل می شود؟ این ضد و نقیض گوییها خود بوضوح نشان می دهند کە ذهن خامنەای مشوش از تحمیل ارزیابیهای خیالی خود، بشدت نگران آن است کە این انقلابها امر دمکراسی، آزادی و عدالت را کماکان بعنوان راهکار خود در آیندە داشتە باشند، و بە این ترتیب الگوی جمهوری اسلامی را کە همانا غرب ستیزی و رژیمی اسلامی بر مبنای قرائت مستبدانە از دین می باشد را بە چالش جدی بکشند. خامنەای در سخنان خود از طریق گرە زدن اصول فرضی خود در مورد علل این انقلابات با خوابی کە برای آیندە این کشورها می بیند، پیش از آنکە از موضع ارزیابی حرکت کند، از موضع دغدغەها و نگرانیهای خود حرکت می کند. خیزش مردمان منطقە نشان دادە و می دهند کە مردم بە جان آمدە از ستم و دیکتاوری، درکی خامنەای مآبانە از غرب و از نظام آیندە سیاسی خود ندارند. آنان نشان دادند کە می شود غرب را تحت شرایطی با خود همراە کرد، و این کشورها را علیرغم میل خود بە ستیز با دیکتاتورهای مورد پشتیبانی فراخواندە و مجبور کرد. و بە علت دوستی این کشورها در مقطعی با دیکتاتورها، بە دشمنان ابدی آنان تبدیل نشد. همچنین امر تحول بر بستر خواست دمکراسی کە هم اکنون بە عنصر برجستەای در میان جنبش تبدیل شدە است، نکتە دیگری است کە این قیامها را با نوع دیدگاە علی خامنەای کاملا بیگانە می سازد. خامنەای کە رویای حکومتهای دیگری از نوع نظام دلخواە خود را در کشورهای بپاخواستە منطقە در ذهن و اندیشە می پروراند، بشدت نگران آیندە است. ایجاد نظامهای دمکراتیک در منطقە بە شیوەای کە در آن اسلامیها هم بسان دیگر جریانات بتوانند بر اساس رای مردم هرچند سال یکبار در قدرت سیاسی شریک شوند، ذهن خامنەای را کاملا پریشان کردەاست. زیرا ایجاد و قدرت گیری چنین نظامهایی در حقیقت بە چالش کشیدن نظام جمهوری اسلامی در بطن اندیشە اسلامی است.    

تاریخ انتشار : ۳۰ شهریور, ۱۳۹۰ ۱۱:۰۱ ب٫ظ

آخرین نوشته‌ها:

لینک کوتاه

نظرات

Comments are closed.

به مناسبت سالروز پیروزی بر نازیسم؛ هیچ نیروی اهریمنی نمی‌تواند بر مردمی متحد پیروز شود

هیئت سیاسی- اجرایی سازمان فداییان خلق ایران (اکثریت): همان‌گونه که اتحاد شوروی در ژوئن ۱۹۴۱ با اتکای به اتحاد مردمی در برابر تجاوز ایستاد، ایران نیز در اسفند ۱۴۰۴ دچار تحولی بزرگ شد. همبستگی مردم در دفاع از میهن، که به عین دریافتند فرزندانشان در نیروهای مسلح، به اتکای پشتیبانی جامعه است که قادرند از کشورشان در برابر خطر موجودیتی دفاع کنند.

ادامه »

ایران در آستانه فروپاشی: اعتراضات، عدم حقانیت حاکمان و بن‌بست‌های پیش‌رو…

شورای سردبیری کار: تجربه تمامی طول دوران حیات حکومت اسلامی نشان می‌دهد که هر موج سرکوب، به‌جای تثبیت پایدار نظام، پایگاه اجتماعی نظام را کوچک‌تر می‌کند، شمار بیشتری از شهروندان را به صف مخالفان می‌راند و پس از مدتی، اعتراضات گسترده‌تری دوباره سر برمی‌آورد. این بار اما فشار از پایین با خطر تشدید تنش در سطح منطقه‌ای و بین‌المللی نیز هم‌زمان شده است. در چنین فضایی، اسرائیل ـ با سابقه حملات تحریک آمیز و تلاش مستمر برای تضعیف جمهوری اسلامی ـ ممکن است اعتراضات داخلی را فرصتی برای ازسرگیری حملات علیه ایران تلقی کند. این هم‌زمانی نارضایتی داخلی و تهدید خارجی، معادله‌ای بسیار خطرناک برای کشور ما ایجاد کرده است.

مطالعه »

سایه سنگین ۱۹۴۸: چگونه «نکبت» برای فلسطین یک فرآیند زنده و روزمره شد؟

در سطحی کلان‌تر از روایت‌های تاریخی و تحلیل‌های موردی، می‌توان استدلال کرد که «نکبت» نه صرفاً یک رخداد تاریخی با نقطه آغاز مشخص در سال ۱۹۴۸، بلکه نوعی منطق تاریخی-فضایی در حال تداوم است که رابطه میان قدرت، سرزمین و جمعیت را در یک چارچوب ساختاری بازتعریف کرده است. در این خوانش، ۱۹۴۸ نه لحظه پایان یک نظم پیشین، بلکه لحظه تثبیت یک الگوی جدید از سازمان‌دهی سیاسی فضا و جمعیت است؛ الگویی که قابلیت انطباق با شرایط تاریخی متغیر را در دهه‌های بعد حفظ کرده است.

مطالعه »

«تنبیه خاموش» یا آزادی بیان!

فارغ‌التحصیلان مطالعات خاورمیانه نتیجه گرفته اند که: «برکناری فانی پیام تکان‌دهنده‌ای به دانشجویان و محققان مطالعات خاورمیانه می‌فرستد مبنی بر اینکه تحقیق، تدریس، خدمات نهادی و بحث آزاد در مورد موضوعات حساس سیاسی، مانند جنگ جاری در ایران، مشمول سانسور سیاسی و تحریم‌های نهادی است. چنین پیامی نه تنها با ارزش‌های اصلی مأموریت آموزشی و علمی دانشگاه واشنگتن در تضاد است، بلکه با اصول آموزش دانشگاهی و آموزشی ما نیز مغایرت دارد، اصولی که ما را به تفکر انتقادی، مشارکت در بحث‌های علمی آزاد و مواجهه با سوالات سیاسی فوری با دقت و صداقت فرا می‌خواند.

مطالعه »
شبکه های اجتماعی سازمان
آخرین مطالب

وقتی «فقر» چهره زنانه پیدا می کند / زنان اولین قربانیان شوک‌های اقتصادی پی‌در‌پی

فیلسوفان یهودی تبار؛ آته ایسم ناتمام، سوسیالیسم احساسی

محاکمه مجدد احمدرضا حائری هم‌زمان با ادامه حبس او در قزل‌حصار

زادروز دکتر محمد مصدق؛ کابوس جاودانِ مستبدان، وابستگان و دشمنانِ حاکمیت ملت ایران، گرامی و مبارک باد

پیش به سوی اتحاد گسترده «چپ»:  برای میهن، نان، کار، خانه؛ برای کودک، مرد، زن، زندگی، آزادی

بررسی وضعیت اسف‌بار زندانیان زن در ایران