سامانه اینترنتی سازمان فداییان خلق ایران (اکثریت)

GOL-768x768-1

۲۸ اسفند, ۱۴۰۴ ۱۶:۰۹

پنجشنبه ۲۸ اسفند ۱۴۰۴ - ۱۶:۰۹

افغانستان در انتظار!

شرايط ويژه منطقه ای که کشورهای ايران و افغانستان و پاکستان در آن قرار دارند، تنها راهی را که به عنوان انتخاب عقل سليم، پيش پای سياست گزاران اصلی اين کشورها می گذارد، همانا ايجاد فضای گفتمان و مذاکره و توانايی در سازش کردن به سود صلح و آرامش در منطقه است که در نهايت به سود منافع استراتژيک و ملی هرکدام از اين کشورها خواهد بود

روز بیستم ماه اوت، درافغانستان انتخابات ریاست جمهوری برگزار گردید. تا زمان نگارش این سطور، نزدیک به ۷۴* درصد آرا مورد شمارش قرار گرفته اند و بنا بر گزارش “کمیسیون مستقل برگزاری انتخابات”، تا این لحظه حمید کرزای در صدر و پس از او عبدالله عبدالله و در مکان سوم، رمضان بشردوست قرار دارند. این البته در حالی است که همین کمیسیون خبر از تقلبات و رأی سازیهای قابل توجهی در پاره ای از حوزه های رأی گیری نیز، که عموماً علیه کرزای و مؤید دعاوی عبدالله اند، داده است.

برای بسیاری از ناظران مسائل افغانستان روشن بود که رقابت اصلی در این انتخابات میان رئیس جمهور کنونی حمید کرزای و عبدالله عبدلله، خواهد بود. اما با بررسی برخی نکات در رابطه مستقیم با ویژگیهای کشور افغانستان و نیز تحرکات سیاسی، چه در درون و چه در پیرامون افغانستان، شاید بتوان گفت که انتخاب عبدالله عبدالله، به عنوان رقیب اصلی حمید کرزای، گامی بود عجولانه با هدف ایجاد آلترناتیو برای حمید کرزای، که ازدو سه سال اخیر به این سو، برای آمریکا و پیمان ناتو، دیگرآن چهره “مطلوب” و “مطمئن” محسو ب نمی شود.

آنچه که به تبلیغات رسانه ای در رابطه با وجود حد معینی از “ثبات” و “آرامش” در افغانستان مربوط می شود، امری است طبیعی و درهرگوشه دنیا، هرجا که انتخابات تعیین کننده است و نه لوله تفنگ، قطعا نشان از آرامش و ثبات، اگر نه همه جا بطور کامل، ولی شکل نسبی آن را می توان مشاهده نمود. اما در مورد افغانستان قضیه کمی فرق می کند و با توجه به تعداد “اندک” گزارشهای خبری در مورد درگیریهای نظامی در روز انتخابات و شدت گرفتن آنها در روزهای پس از انتخابات، می توان این طور نتیجه گرفت که یا در روزانتخابات تمامی نیروهای نظامی، چه نیروهای دولتی و چه نیروهای ناتو و ارتش آمریکا، در آماده باش کامل برای سرکوب هرگونه تحرکی از جانب طالبان قرار داشته اند، و یا این که کنترل و سانسور معینی روی اخبار ارسالی در آن روز صورت گرفته است؛ شاید هم هر دو امکان، همزمان به کار گرفته شده اند.

دررابطه با ایجاد “آلترناتیو” برای حمید کرزای، مسئله با ظرافتهای معینی همراه است که مکث و بررسی دقیقتری را ایجاب می کند. در دو سال آخر دوران ریاست جمهوری جرج بوش، بارها در اخبار مربوط به اوضاع افغانستان، از یکسو نارضایتی مقامات واشنگتن از سیاستهای حمید کرزای در اداره امور کشور و نبود سیاست روشن و شفاف در قبال فساد اداری و نداشتن برنامه مشخص در مبارزه با تولید و قاچاق مواد مخدر** و از دیگر سو سخنرانیهای حمید کرزای درانتقاد از حضور نیروهای نظامی بیگانه در این کشور و نیز عدم رضایت او از برقراری تماس و مذاکرات میان فرستادگان آمریکا و همچنین دیگر کشورهای درگیر جنگ در افغانستان با نیروهای طالبان، در سر تیتراخبار رسانه های گروهی بین المللی انتشار می یافتند. با نزدیکتر شدن هرچه بیشتر حمید کرزای و دولت افغانستان به پیمان شانگهای فاصله میان حمید کرزای و واشنگتن رو به افزایش نهاد. پس از پیروزی باراک اوباما درانتخابات ریاست جمهوری آمریکا و اعلام “سیاست نوین واشنگتن در قبال عراق و افغانستان” نوعی از خوشبینی و رفع کدورتها میان کابل و واشنگتن در میان محافل سیاسی و ناظران مسائل افغانستان به وجود آمد. به ویژه که عملیات گسترده ای از جانب نیروهای آمریکایی و نیز ارتش پاکستان در مناطق مرزی میان پاکستان و افغانستان، علیه نیروهای طالبان صورت گرفت که به زبان دیگر حکایت از قطع امید واشنگتن به مذاکره با “طالبان معتدل” بود؛ اما دو حرکت آشکار سیاسی از جانب نمایندگان سیاسی آمریکا درکابل، به این “خوشبینی”، حداقل ازجانب حمید کرزای نقطه پایان نهادند. یکی برگزاری کنفرانس مطبوعاتی سفیر آمریکا در کابل و حضور عبدالله عبدالله در این کنفرانس، آن هم نه به عنوان یکی از تماشاکنندگان این کنفرانس مطبوعاتی، بلکه نشستن او در پشت میز کنفرانس و درکنار دست سفیر آمریکا، هرچند که حتی کلمه ای هم بر زبان نیاورد، نشان از یک ژست سیاسی معنا دار بود که به شدت از جانب حمید کرزای و دوایر دولتی اش مورد انتقاد قرار گرفت.

حرکت دوم که نقطه پایان تکمیلی حرکت یادشده گردید، نخستین سفر ریچارد هالبروک، نماینده تام الاختیار باراک اوباما در امور پاکستان و افغانستان به کابل بود. این سفر می توانست مانند همه مسافرتهای مقامات بین المللی به کابل، روند عادی و طبیعی خود را طی نماید، اما اصرار ریچارد هالبروک به دیدار با مقامات بلند پایه نظامی و امنیتی افغانستان، قبل از رفتن به دیدار با حمید کرزای، سؤالات و ابهامات جدیدی را در روابط میان حمید کرزای و واشنگتن دامن زد، به گونه ای که پس از آن مقامات مختلف آمریکایی مجبور شدند که در مناسبتهای گوناگون، با نزدیکتر شدن تاریخ انتخابات، موضع بیطرفی و عدم حمایت شان از نامزد معینی در انتخابات افغانستان را اعلام نمایند.

هنوز زمان لازم است تا در مورد انگیزه های واقعی انتخاب شخص عبدالله عبدالله به عنوان رقیب حمید کرزای در انتخابات اظهار نظرقطعی نمود. اما وجود برخی فاکتها تا حدودی در سمت دادن به گمانه زنی ها می توانند یاری رسان باشند. پدرعبدالله عبدالله، سناتور دوران ظاهرشاه، پشتون بود و مادر وی تاجیک. به همین دلیل برخی انتظارداشتند که او بتواند هم از پشتونها و هم از تاجیکها، تعداد قابل ملاحظه ای رای جمع آوری نماید. حتی “جبهه ملی افغانستان” وی را به عنوان نامزد مورد پشتیبانی این جبهه در انتخابات معرفی نمود. جالب این است که عبدالله در موارد مختلف به هنگام برگزاری اجتماعات انتخاباتی، با تاکید بر مستقل بودنش، داشتن هرگونه رابطه با این جبهه را انکار نمود. در اینجا نکته مهمی که وجود دارد این است که اگر قصد حامیان عبدالله، از موقعیت نیمه پشتون و نیمه تاجیک او تنها به امید جذب آرای پشتونها بوده باشد، باید اذعان داشت که خطای بزرگی در ارزیابی از موقعیت وی در میان قبایل پشتون، صورت گرفته است. با توجه به گذشته سیاسی عبدالله و همکاری فعال او با “اتحاد شمال”، وزن و جایگاه او در میان قبایل پشتون، به هیچ وجه قابل مقایسه با موقعیت حمید کرزای نیست. اگرهم هدف تکیه به آرا تاجیکها و احیاناً ازبکها بوده باشد، بازهم خطای بزرگی صورت گرفته است، زیرا در ولایات مختلف شمال افغانستان حتی اگر کسی مورد حمایت وسیع مقامات بالای محلی قرار گیرد، مانند حمایت عطا نور، والی ولایت بلخ، اما در نهایت همه این والی ها از کانال حمید کرزای عبور کرده اند و حمید کرزای هنوز توانایی آن را دارد که درصورت لزوم، اگر نه پشتیبانی، ولی حداقل به خنثی سازی سمتگیری مسئولین ولایتی مبادرت ورزد. نمونه والی بلخ خود دلیلی است بر این مدعا. عطا نور در یکی از آخرین سخنانش، علی رغم این که هنوز نتیجه کامل شمارش آرا اعلام نشده اند، نسبت به برگزاری دور دوم انتخابات ابراز تردید نموده است.

ناگفته نماند که پشتونها در صحنه سیاست افغانستان، همواره به عنوان پایه گذاران وتشکیل دهندگان دولت در افغانستان شناخته شده اند. در تمام دوره های تاریخ معاصر افغانستان همواره بالاترین مقامات دولتی و کشوری در اختیار پشتونها قرار داشته اند. لذا اگردر انگیزه حامیان عبدالله در مطرح نمودن وی به عنوان رقیب حمید کرزای، ایحاد خدشه در این سنت جا افتاده در افغانستان قرار داشته باشد، با توجه به ترکیب جمعیتی در افغانستان و نیز وزنه سنگین پشتونها در دوایر دولتی این کشور، باز هم باید اذعان نمود که خطای بزرگی صورت گرفته است. حال اگر این خطا ناآگاهانه ارزیابی شود، باید انتظار داشت طراحان این سیاست، درسهای لازم را از نتایج این انتخابات، نه فقط از جنبه شمارش آرا، بگیرند. اما اگر این خطا در حقیقت “خطا” نبوده و بلکه یک انتخاب استراتژیک است، آن وقت موضوع کاملا رنگ و بوی دیگری به خود می گیرد. روشن بگویم: اگر قصد نهایی از این حرکت، ارزیابی امکان تجزیه افغانستان بوده باشد، با توجه به وضعیت سیاسی، اقتصادی و اجتماعی افغانستان و تجربیات جامعه جهانی از فروپاشی شوروی سابق و یوگسلاوی سابق، بایستی در انتظار وقوع فاجعه ای باشیم که دامنه آن نه فقط به خود افغانستان، بلکه به همسایگان آن نیز سرایت خواهد نمود.

علی رغم تمامی انتقادات درستی که به سیاستها و عملکرد حمید کرزای در افغانستان وجود دارد، اما در این برهه حساس از تاریخ افغانستان، سیاست درست نه کنار زدن او از قدرت در هر شکل آن، بلکه تلاش برای ارتقای فرهنگ سیاسی و رشد نهادهای مدنی در افغانستان است، تا به برکت این تلاشها، شهروند افغانی به آن درجه از آگاهی سیاسی و شعور اجتماعی برسد که برای رأی دادن نه از انگشت آغشته به جوهر، بلکه از قلم استفاده نماید.

شرایط ویژه منطقه ای که کشورهای ایران و افغانستان و پاکستان در آن قرار دارند، تنها راهی را که به عنوان انتخاب عقل سلیم، پیش پای سیاست گزاران اصلی این کشورها می گذارد، همانا ایجاد فضای گفتمان و مذاکره و توانایی در سازش کردن به سود صلح و آرامش در منطقه است که در نهایت به سود منافع استراتژیک و ملی هرکدام از این کشورها خواهد بود. وظیفه هر انسان طرفدار صلح و حقوق بشر آن است که در مواجهه با هرگونه زمزمه ای که آغشته به سیاست ایجاد تفرقه و در نهایت تجزیه باشد، با دعوت به مذاکره و گفتگو، به روشنگری پرداخته و افکار عمومی کشور مطلوبش را ازخطرات این زمزمه ها، آگاه سازد.

——————————————–

* بر اساس آخرین گزارش “کمیسیون مستقل انتخابات” که امروزدر رسانه های گروهی انتشار یافت، حمید کرزای تاکنون ۵۴ درصد از آرای شمارش شده را کسب کرده است. این در حالی است که عبدالله عبدالله تاکنون فقط موفق به کسب ۲۸ درصد آرا گشته است. بدین ترتیب از هم اکنون می توان انتظار داشت که کمیسیون، حمید کرزای را به عنوان پیروز انتخابات معرفی نماید. بر اساس قانون اساسی افغانستان، نامزد انتخابات، که ۵۱ درصد آرا را به دست آورده باشد، به عنوان پیروز انتخابات، معرفی می گردد.

** در دوره معینی از جانب سازمان سیا اسنادی دال بر شرکت برادر حمید کرزای درتولید و قاچاق مواد مخدر منتشرگردید.

تاریخ انتشار : ۱۷ شهریور, ۱۳۸۸ ۱۱:۳۰ ب٫ظ

آخرین نوشته‌ها:

لینک کوتاه

نظرات

Comments are closed.

ایران واحد؛ حاصل همبستگی هزاران‌سالهٔ اقوام گوناگون این سرزمین؛ همبستگی‌ای گسست‌ناپذیر

هیئت سیاسی – اجرایی سازمان فداییان خلق ایران (اکثریت): از احزاب کرد می‌خواهیم به شعار زنده‌یاد رفیق قاسملو ـ «دموکراسی برای ایران و خودمختاری برای کردستان» ـ که سال‌های طولانی راهنمای عمل احزاب کرد و مردم کردستان در ایران بوده است پایبند بمانند، به دیگر جریان‌های سرتاسر ی بپیوندید و در روند گذار مسالمت آمیزاز جمهوری اسلامی ایران به حاکمیت مردم، نقش تاثیر گزار ایفا کنید. جنگ این امکان را ناممکن می کند.

ادامه »

ایران در آستانه فروپاشی: اعتراضات، عدم حقانیت حاکمان و بن‌بست‌های پیش‌رو…

شورای سردبیری کار: تجربه تمامی طول دوران حیات حکومت اسلامی نشان می‌دهد که هر موج سرکوب، به‌جای تثبیت پایدار نظام، پایگاه اجتماعی نظام را کوچک‌تر می‌کند، شمار بیشتری از شهروندان را به صف مخالفان می‌راند و پس از مدتی، اعتراضات گسترده‌تری دوباره سر برمی‌آورد. این بار اما فشار از پایین با خطر تشدید تنش در سطح منطقه‌ای و بین‌المللی نیز هم‌زمان شده است. در چنین فضایی، اسرائیل ـ با سابقه حملات تحریک آمیز و تلاش مستمر برای تضعیف جمهوری اسلامی ـ ممکن است اعتراضات داخلی را فرصتی برای ازسرگیری حملات علیه ایران تلقی کند. این هم‌زمانی نارضایتی داخلی و تهدید خارجی، معادله‌ای بسیار خطرناک برای کشور ما ایجاد کرده است.

مطالعه »

شکست مفتضحانه چهارشنبه سوری اسرائیلی علیرغم ترور لاریجانی و سلیمانی

این لحظه تاریخی که ایران از سر می گذراند، مشابه لحظه تاریخی ژوئن ۱۹۴۱ برای اتحاد شوروی است. دشمنی غدار که به قوانین هزاران ساله جنگ پایبندنیست، برای نابودی ایران به سراغ آن آمده است. به یاد داشته باشیم که در دهه ۱۹۳۰ در اتحاد شوروی، سرکوب ده ها برابر بیش از ابعاد نیم قرن اخیر در ایران صورت گرفته بود. اتحاد شورویِ ژوئن ۱۹۴۱ بسیار تنها بود. ارتش نازی عملا سراسر قاره اروپا را فتح کرده بود. هیچ نیرویی در مقابل ارتش هیتلر نمانده بود. این ارتش، در نخستین ماه ها، برق آسا تا دروازه مسکو پیش رفت. مابقی ماجرا، تاریخ است. نتانیاهو و ترامپ نیز مانند هیتلر قادر به درک قدرت ملتی که از خود دفاع می کند نیستند.

مطالعه »

یک جنایت جنگی ظالمانه بر طبق قوانین ناظر بر دریاها!

گودرز اقتداری: دانیل لامبرت یک دیپلمات سابق در سازمان ملل در این مورد چنین نوشته است: ” فرماندهان زیردریایی‌های نازی اغلب قایق‌های نجات، آب، غذا و مسیرهای ناوبری برای فرود آمدن به بازماندگان کشتی‌هایی که به آنها برخورد می‌کردند، می‌دادند. ایالات متحده بدون هیچ هشداری، امروز بیش از ۱۵۰ ملوان را کشت و سپس با سرعت فرار کرد. به معنای واقعی کلمه بدتر از نازی‌ها و یک جنایت جنگی ظالمانه.”

مطالعه »
شبکه های اجتماعی سازمان
آخرین مطالب

۲۷مین تحلیل هفته | موضع نیروهای سیاسی در قبال جنگ| رامین پرهام، فرخ نگهدار

جنگ؛ فشار مضاعف بر زندانیان با کمبود آب، غذا و خدمات درمانی در بسیاری زندان‌های کشور

تأثیر تنش‌های خاورمیانه از تنگه هرمز تا سفره مردم

جنگ ما را زخمی‌تر کرد و کمکی به مبارزه‌ علیه جمهوری اسلامی نبود

از حمله به ایران تا بازآرایی نظم جهانی: رقابت قدرت‌ها و جایگاه متزلزل اروپا

روایت جنگ از درون: انفجار سهمگین در مسیر عمه زهرا و پاپ‌کورن و شله زرد