سامانه اینترنتی سازمان فداییان خلق ایران (اکثریت)

GOL-768x768-1

۱۵ اردیبهشت, ۱۴۰۵ ۰۶:۲۲

سه شنبه ۱۵ اردیبهشت ۱۴۰۵ - ۰۶:۲۲

ایکاش شاعر بودم!

برای منصور خاکسار

این جور فهمیدم که "چریکها"، پژواک رنج و اعتراض جامعه روشنفکری ایران زمان "شاه" بودند. رنج و اعتراض، پیچیده در شولای آرمان عدالت و آزادی. فکر می کنم نقطۀ ارتباط و اتصال منصور خاکسار با چریکها همین بوده و بعد از "انقلاب"، در زندان جمهوری اسلامی و در تمامیت هستی تبعیدی-اش، در زندگی و در این طرز رفتنش هم، در آن کس که بوده؛ امتداد بالندۀ همین رنج و اعتراض بوده است ...

همیشه این طور بوده ام؛ وقتی اتفاقی تکانم می دهد، تا ننویسم آرام نمی گیرم و حالا که منصور رفته، برای همیشه رفته، با پاهای خودش رفته، من برای این که “رفتن” او را تحمل کنم! دارم این سطرها را می نویسم. دروغ چرا!؟ این بار هم برای راحت خودم می نویسم. برای پس راندن سرزنشی می نویسم که پشت نا آرامی های من ایستاده و این بار اسم منصور را فریاد می کند!

در “تاشکند” که بودم می دانستم “منصور” در “باکو” است اما من پایم هیچوقت به زمین “باکو” نرسید. بعد هم که بساط شوروی برچیده شد و همه ما – زودتر و دیر تر- به “غرب” پناهنده شدیم، من نمی دانستم که منصور “امریکا” است! با مرگ او این را دانستم! تا آدم ها حی و حاضرند، نسبت ما با آنها بی خبری است و وقتی هم که می روند برای آن که رفتن-شان را فراموش کنیم، “یاد” هوا می کنیم و شیون می کشیم!

در سالیان تأملی که بر من گذشت، این جور فهمیدم که “چریکها”، پژواک رنج و اعتراض جامعه روشنفکری ایران زمان “شاه” بودند. رنج و اعتراض، پیچیده در شولای آرمان عدالت و آزادی. فکر می کنم نقطه-ی ارتباط و اتصال منصور خاکسار با چریکها همین بوده و بعد از “انقلاب”، در زندان جمهوری اسلامی و در تمامیت هستی تبعیدی-اش، در زندگی و در این طرز رفتنش هم، در آن کس که بوده؛ امتداد بالنده-ی همین رنج و اعتراض بوده است! گوهر زندگی او و بن مایه شعرهایش همین است. اتفاق رفتن منصور خاکسار از جنس طرز رفتن صادق هدایت است: آشکار کردن رنج زندگی در حبس “گذشته” که “خنزرپنزری” نماد و نگهبان آن است و اعتراض به نظام دروغ و تبعیض “رجاله ها” که کوشیدند مسخ و مرده وارگی را به ایرانیان تحمیل کنند! “رفتن” او؛ انسانی ترین و آزاداندیش ترین شعر اوست.

در سوگ منصورخاکسار نوشتن کار دشواری است، برای او که نه تنها “شاعر” بلکه شرافت “کار” بود؛

شیرین دخت دقیقیان در یاد و خاطره-ی “منش و لحظه” او نوشته است؛ “… منش منصور خاکسار عیب جوئی نبود که کاری بس آسان و بی مقدار است. تشخیص اشتباه دیگران، هنر نیست؛ هنر، دیدن خطای خود است. این راز صلح درون او در زندگی بود تا آن لحظه.”.

مسعود نقره کار “تراژدی رنج خلاق” او را نوشته: “خودکشی منصور تراژدی هیجان های حسی و عاطفی, توهم, هذیان و هراس نبود, والا تکان دهنده ترین لحظه را نمی ساخت تا به همه ی آنچه, و به همه آنهایی که به دالان سیاه مرگ کشاندنش اعتراض کند. گفته اند خودکشی می تواند اوج خودخواهی آدمی باشداما خودکشی منصور اینگونه نبود. او با جنون خودکشی, و با ویرانی اش واقعه ای ماندگار و شگفت انگیز رقم زد. خودکشی منصور اعتراضی هولناک بود, اعتراض شاعری مهربان به بی مهری ها و به بی عدالتی هایی که حتی تا بن خانه اش ریشه دوانده بودند, تا هستی اش را ویران کنند, و کردند.”

و ناصر کاخساز در سایه سار ” درخت مهر” او، با درد و دریغ سروده:

ژرفای مهربانی را

بر شانه هایم

که بال های نگاه ات را بر آن می بستی

به عبث اندازه می گیرم

کبوتر نگاه ات دیگر

بر شانه هایم نمی نشیند

چرا نخواندی ام

نازنین!

تسلیت را، باشد اندکی آرام بگیرم. من؛ که در برساختن صلیب رنج منصور، خود را مسئول و پاسخگو می شناسم. در صفوف رهبران نسل دوم و سوم “جنبش فدائی”، تک و توک کسانی حضور داشته –اند که به زحمت می توان آنان را “روشنفکر” توصیف کرد. رویکرد مسلط در دستگاه رهبری، “تحقیر” روشنفکری بوده است. این تحقیر بر انبان رنج منصور و منصورهای ما بسی افزود و افزوده است. سالیان است که رنج و اعتراض “منصور”، متوجه-ی امتناعی است که از نگاه به خود و گفتگو با خود می گریزد! من لازم دانستم در این یادداشت پژواکی از این اعتراض باشم، زیرا تنها به قوت چنین پژواکی ما را توان آزادی از “حبس گذشته” و رهائی از رنج –هامان، ما را توانائی رسیدن به “چگاد”* قله-ای که انتظار انسان را می کشد فراهم خواهد بود.

تاریخ انتشار : ۵ فروردین, ۱۳۸۹ ۹:۳۰ ب٫ظ

آخرین نوشته‌ها:

لینک کوتاه

نظرات

Comments are closed.

اول ماه مه، حزب دمکراتیک مردم ایران، سازمان فداییان خلق ایران (اکثریت)

اعلامیهٔ مشترک حزب دمکراتیک مردم ایران و سازمان فداییان خلق ایران (اکثریت) به‌مناسبت روز جهانی کارگر – اول ماه مه (۱۱ اردیبهشت)

حزب دمکراتیک مردم ایران و سازمان فداییان خلق ایران (اکثریت): ما از تمامی نیروهای مترقی، نهادهای کارگری، روشنفکران و مردم آزادی‌خواه ایران دعوت می‌کنیم تا در راه تحقق صلحی پایدار و عزتمند، عدالت اجتماعی، و در دفاع از کرامت انسانی، برابری در برابر قانون و حق انتخاب زندگی شایسته برای تمامی مردم ایران، و از جمله کارگران و فرودستان میهن عزیزمان ایران، اتحاد و مبارزهٔ خود را گسترش دهند.

ادامه »

ایران در آستانه فروپاشی: اعتراضات، عدم حقانیت حاکمان و بن‌بست‌های پیش‌رو…

شورای سردبیری کار: تجربه تمامی طول دوران حیات حکومت اسلامی نشان می‌دهد که هر موج سرکوب، به‌جای تثبیت پایدار نظام، پایگاه اجتماعی نظام را کوچک‌تر می‌کند، شمار بیشتری از شهروندان را به صف مخالفان می‌راند و پس از مدتی، اعتراضات گسترده‌تری دوباره سر برمی‌آورد. این بار اما فشار از پایین با خطر تشدید تنش در سطح منطقه‌ای و بین‌المللی نیز هم‌زمان شده است. در چنین فضایی، اسرائیل ـ با سابقه حملات تحریک آمیز و تلاش مستمر برای تضعیف جمهوری اسلامی ـ ممکن است اعتراضات داخلی را فرصتی برای ازسرگیری حملات علیه ایران تلقی کند. این هم‌زمانی نارضایتی داخلی و تهدید خارجی، معادله‌ای بسیار خطرناک برای کشور ما ایجاد کرده است.

مطالعه »

طبیعتِ زخمی؛ خسارت‌هایی که در هیاهوی جنگ گم می‌شوند

شهناز قراگزلو: ۱۳ منطقه حفاظت‌شده کشور در اثر بمباران‌ها آسیب دیده‌اند؛ مناطقی که هر کدام بخشی از ذخیره‌گاه‌های تنوع زیستی ایران‌اند و نابودی‌شان، نابودی بخشی از آینده ماست. افزون بر آن، جزایر مرجانی خلیج‌فارس، تنگه هرمز، هنگام و لارک، که از ارزشمندترین اکوسیستم‌های جهان‌اند، در جریان حملات دریایی و غرق‌شدن کشتی‌ها و نفتکش‌ها دچار تخریب شده‌اند.

مطالعه »

سپر انسانی و تناقض روایت‌ها..

گٖودرز اقتداری: آن مدعیان همیشگی که حماس و ایران را به سوء استفاده از سپر انسانی برای پوشش از نیروها و مهمات متهم می‌کنند، اینجا حضور ندارد که پاسخ دهند اگر ایران ساختمان هتلی و یا ساختمان تجاری را در بحرین هدف گرفته باشد آیا به یک منطقه جنگی و نیروی متخاصم حمله کرده است یا یک هتل را هدف قرار داده است.

مطالعه »
شبکه های اجتماعی سازمان
آخرین مطالب

حق حیات و مسئولیت قضاوت

حضور دهها هزار نفر از کارگران و کارکنان در خیابان های برلین

غرق‌شدن در هیچ

پایان دیکتاتوری در گرو تمرکز بر اشتراکات

سلطنت مطلقه ؛ آنارشی جنگل گرگ ها

بیانیه مشترک تشکل های مستقل: اول ماه مه ( یازدهم اردیبهشت ) روز مبارزه و نمایش قدرت طبقه کارگر در برابر نظام سرمایه داری