سامانه اینترنتی سازمان فداییان خلق ایران (اکثریت)

GOL-768x768-1

۲۷ بهمن, ۱۴۰۴ ۲۳:۳۴

دوشنبه ۲۷ بهمن ۱۴۰۴ - ۲۳:۳۴

بازرسی بند ۳۵۰، چرا حالا؟

حمله به بند ۳۵۰ اوین که نماد مقاومت جنبش سبز است قسمتی از هجوم راست افراطی است که چون جریان کوی دانشگاه مقصود دو گانه دارد: ۱- ترساندن افکار عمومی جامعه، ۲- شکاف بیشتر میان دولت روحانی و سیاسیون معترض به وضع موجود که به روحانی رای داده اند.

 


بازرسی بند در حالت عادی مانند آتش سوزی منزل است که هست و نیست زندانی بر فنا می رود. اما زمانی که بازرسی به نیت و قصد درگیری صورت می گیرد آن وقت دیگر زلزله همراه با آتش سوزی است.

در حالت اول می آیند و می ریزنند با سرو صدای وحشتناک و گیج کننده همه را از اتاق بیرون می کنند و به حیاط می برند. چون عنصر غافلگیری در بازرسی حرف اول را می زند و بعد اصل آچمز کردن زندانی تا اگر چیزی دارد جا سازی نکند. اما اتاق را شخم می زنند، همه کارهای دستی و ملاتها را پاره می کنند یا برمی دارند. در نتیجه دو باره برای زندانی کار درست می کنند. اما بعد از بازرسی وقتی به اتاق خود باز می گردی غم دنیا بر دلت می نشیند. چرا که چون مغولان رفتار می کنند. باید همه چیز را از نو در اتاق بسازی، آرامش زندانی را بر هم می زنند. البته قابل تذکر است که همیشه بازرسیها این گونه نیستند.

زمانی هم بازرسی بهانه است و به دلیل انتقام گیری صورت می گیرد. آن گاه زلزله همراه با آتش سوزی کامل است. در این حالت قرار است که به اصطلاح خودشان “رو کم کنند” و بند را نقره داغ نمایند تا مدتی راحت باشند. یا می خواهند ضرب شستی نشان دهند تا فضای زندان و بند را در دست بگیرند، یا به افرادی پیام بدهند.

اما حمله به بند ۳۵۰ چند منظوره بوده است. به همین خاطر با ضربه و کتک و “تونل استقبال” (البته برای کتک زدن) همراه بوده و در این شیوه خلاصه زندانی یا زندانیانی را عصبانی می کنند و وسایل زندانی را تخریب می کنند تا او را وادار به واکنشی کنند و بعد بند را تنبیه دست جمعی می کنند.

در این حالت دیگر میدان جنگ درست می کنند. یک طرف دستش باز برای هر کاری و شدت عمل و طرف دیگر فقط اعتراض می کند و باید مراقب باشد که وقتی کتک می خورد ناکار نشود یا کمتر آسیب ببیند. چون در هجوم باتونها و ضربات، دیگر دقتی وجود ندارد. در “تونل” استقبال با باتون و ضربات مشت و لگد است و زندانی در این تونل استقبال فقط مراقب است که به سرش ضربه نخورد. اما ماموران آن قدر به حفاظ سر که دستان زندانی باشد می زنند تا سر زندانی بی محافظ شود و بعد ضربه ای هم به سر زندانی می زنند. البته در این حملات هم همه ماموران مانند هم ضربه نمی زنند. برخی انجام وظیفه می کنند و اما در میان ماموران افرادی گزینش می شوند که شدت عمل داشته باشند.

انعکاس برق آسای حمله به بند ۳۵۰ زندان اوین به بیرون از زندان خانواده های آنان را ناراحت کرده است. اما این انعکاس می تواند با افشاگری و پیگیری، راه تکرار این اعمال را ببندد.

دلایل گوناگون این حمله چه می توانند باشند:

این شدت عمل پیام های گوناگون دارد. ۱- به بیرون از زندان می گویند که مراقب باشید که ما اهل سرکوب ایم. به سخنان سردار نقدی توجه کنید که می گوید برای حمایت از ولی فقیه زمان در سال ۱۳۸۸ ه.ش. سرکوب کردیم. پس در بند ۳۵۰ هم سرکوب می کنند. حتی به نهادهای حقوق بشری هم پیام داده می شود که رفتار ما این است.

۲- دولت روحانی را در وضعیت دشواری قرار می دهد. با این وصف وزارت اطلاعات باید پاسخگوی این اقدام باشد. شایع است که معاون اقوام رئیس جمهور به وزیر اطلاعات گفته است که شما حریف ماموران وزارت نمی شوی.

۳- این حمله پاسخی است به فعالیت دانشجویان امیرکبیر و هم سخنرانی عارف در مشهد و هم فضایی که بعد از آزادی سربازان اسیر به وجود آمده است.

مجموع حرکات راست افراطی بعد از تعطیلات نوروزی هشداردهنده بوده است.

محسنی اژه ای از محاکمه غیابی متهمان خارج از کشور می گوید. فرمانده سپاه از دولت گله دارد که چرا به دستورات اقتصادی سپاه توجه نمی کند. یکی از فرماندهان اعلام می کند که “هر توافقی را در مورد مذاکرات ژنو نمی پذیریم.” در حالی که این مقامات نظامی در جایگاهی نیستند که چنین اعلام نظر کنند.

حمله به بند ۳۵۰ اوین که نماد مقاومت جنبش سبز است قسمتی از هجوم راست افراطی است که چون جریان کوی دانشگاه مقصود دو گانه دارد: ۱- ترساندن افکار عمومی جامعه، ۲- شکاف بیشتر میان دولت روحانی و سیاسیون معترض به وضع موجود که به روحانی رای داده اند.

در همین راستا ضمن نقد و محکوم کردن وزارت اطلاعات و رفتار آن و توضیح خواستن از وزیر مربوطه و رفتار سنجیده از سوی روحانی، باید توجه کرد که راست افراطی را خطاب اصلی قرار داد. به افشای آن پرداخت و هم ریاست قوه قضائیه را مسئول دانست و توجه کرد که بخشی از این قوه همراه با نهادهای امنیتی در عمل در خدمت سرکوب قرار دارد. در نتیجه باید پاسخگوی اعمال خود باشد.

این حادثه درد آور را می توان تبدیل به برنامه ای علیه اعمال سرکوبگرانه و مسئولان آن کرد و در داخل و خارج علیه این سرکوب موج راه انداخت. بیگمان می توان با دقت جلو این قبیل اعمال را گرفت. چون با امکانات و ارتباطات امروزی می توان شدت سرکوب را مهار کرد. منتها باید تلاش کرد و با هدف مشخص راست افراطی را عقب زد.

تاریخ انتشار : ۲۹ فروردین, ۱۳۹۳ ۱۱:۲۳ ب٫ظ

آخرین نوشته‌ها:

لینک کوتاه

نظرات

Comments are closed.

انقلاب بهمن، ٢٢ بهمن

انقلاب بهمن زنده است؛ خائنان به انقلاب مردم باید از مسند نامشروع قدرت طرد شوند!

هیئت سیاسی – اجرایی سازمان فداییان خلق ایران (اکثریت): در شرایطی سالگرد انقلاب بهمن را گرامی می‌داریم که جامعهٔ ایران هنوز در اندوه جان‌باختن هزاران انسان بی‌گناه در فاجعهٔ دی‌ماه گذشته به‌سر می‌برد؛ فاجعه‌ای که مسئولیت مستقیم آن بر عهدهٔ حاکمیتی است که جان و امنیت شهروندان را قربانی ناکارآمدی، فساد و بی‌مسئولیتی خود کرده است.

انقلاب ۲۲ بهمن ۱۳۵۷ رویدادی تصادفی یا گسسته از تاریخ نبود، بلکه حلقه‌ای از زنجیرهٔ مبارزات تاریخی مردم ایران برای آزادی، استقلال، جمهوریت و حاکمیت شهروندان بر سرنوشت خویش بود؛ زنجیره‌ای که از انقلاب مشروطه، سرکوب آن توسط کودتای رضاخان، اشغال ایران در جنگ جهانی دوم، نهضت ملی شدن نفت و کودتای ۲۸ مرداد ۱۳۳۲ عبور کرد و به قیام علیه سلطنت پهلوی رسید. …

ادامه »

ایران در آستانه فروپاشی: اعتراضات، عدم حقانیت حاکمان و بن‌بست‌های پیش‌رو…

شورای سردبیری کار: تجربه تمامی طول دوران حیات حکومت اسلامی نشان می‌دهد که هر موج سرکوب، به‌جای تثبیت پایدار نظام، پایگاه اجتماعی نظام را کوچک‌تر می‌کند، شمار بیشتری از شهروندان را به صف مخالفان می‌راند و پس از مدتی، اعتراضات گسترده‌تری دوباره سر برمی‌آورد. این بار اما فشار از پایین با خطر تشدید تنش در سطح منطقه‌ای و بین‌المللی نیز هم‌زمان شده است. در چنین فضایی، اسرائیل ـ با سابقه حملات تحریک آمیز و تلاش مستمر برای تضعیف جمهوری اسلامی ـ ممکن است اعتراضات داخلی را فرصتی برای ازسرگیری حملات علیه ایران تلقی کند. این هم‌زمانی نارضایتی داخلی و تهدید خارجی، معادله‌ای بسیار خطرناک برای کشور ما ایجاد کرده است.

مطالعه »

مصاحبهٔ مونیخ؛ آزمونی برای مسئولیت‌پذیری سیاسی

شهناز قراگزلو: نکتهٔ حساس‌تر در همان مصاحبه این بود که کسرا ناجی اشاره کرد بسیاری از نیروهای سیاسی و مخالفان جمهوری اسلامی رهبری رضا پهلوی را نمی‌پذیرند و زیر چتر او قرار نمی‌گیرند. پاسخ رضا پهلوی این بود که کسانی که با او همراه نیستند، احزاب و سازمان‌هایی‌اند که به دموکراسی اعتقاد ندارند. این پاسخ از نظر سیاسی و اخلاقی خطرناک است، چون به‌جای پذیرش تکثر طبیعی جامعه، مخالفان را با یک برچسب از دایرهٔ مشروعیت خارج می‌کند.

مطالعه »

اهریمن‌سازی از چپ و کنش ما

یک همگرایی ایدئولوژیک طولانی‌مدت بین رسانه‌های قدرتمند و تحت حمایت خارجی و جریان‌های تأثیرگذار در درون حاکمیت و رسانه های وابسته به آنها وجود داشته است که هر دو، اهریمن‌سازی چپ و نسبت دادن مسئولیت مشکلات ایران به آن را مفید یافته‌اند. خشم عمومی از نابرابری، فساد و بی‌عدالتی اقتصادی بسیار واقعی است، اما این خشم به طور کامل با حمایت از جایگزین‌های سوسیالیستی یا برابری‌خواهانه همخوانی ندارد.

مطالعه »
شبکه های اجتماعی سازمان
آخرین مطالب

گلهای خشم کلان شهرهای بورژوایی

«مزد خوب» یعنی مزدی نزدیک به سبد معیشت/ هزینه‌های زندگی کمتر از۶۰ میلیون تومان نیست!

کودکان گرفتار در سوگ جمعی

مصاحبهٔ مونیخ؛ آزمونی برای مسئولیت‌پذیری سیاسی

بیانیه حمایت اتحادیه آموزش هلند از معلمان و شورای هماهنگی تشکا‌های صنفی فرهنگیان ایران

سلطنت‌طلبی و سایه راست افراطی بر جنبش‌های اجتماعی ایران