سامانه اینترنتی سازمان فداییان خلق ایران (اکثریت)

GOL-768x768-1

۲۶ مرداد, ۱۴۰۵ ۰۰:۴۸

دوشنبه ۲۶ مرداد ۱۴۰۵ - ۰۰:۴۸

راست افراطی در ایران

سلطنت‌طلبی و سایه راست افراطی بر جنبش‌های اجتماعی ایران

جابر حسینی: اعتراضات دی‌ماه اساساً با مطالبات معیشتی آغاز شد. خاستگاه آن فشارهای اقتصادی و بازار بود، نه فراخوانی سیاسی. حذف شتاب‌زده ارز ترجیحی، خشم گسترده‌ای در جامعه ایجاد کرد و در روزهای ۱۶ و ۱۷ دی، هجوم مردم به فروشگاه‌ها و نگرانی از جهش قیمت کالاهای اساسی، فضای اجتماعی را ملتهب ساخت. این وضعیت شباهت زیادی به تجربه آبان ۹۸ داشت.
Getting your Trinity Audio player ready...

ظهور راست افراطی یکی از ویژگی‌های بارز لحظه تاریخی جهان امروز است. سلطنت‌طلبی در ایران نیز در همین چارچوب جهانی قابل تحلیل است. کنش‌های سیاسی چند سال اخیر سلطنت‌طلبان نشان می‌دهد که آن‌ها بسیاری از مؤلفه‌های راست افراطی را در خود دارند و زمینه‌های اجتماعی، سیاسی و اقتصادی شکل‌گیری این گرایش در ایران امروز مهیا شده است. با جریانی شبه‌فاشیستی مواجه‌ایم که برای رسیدن به قدرت، از هر شیوه‌ای بهره می‌گیرد؛ جریانی که به یکی از چالش‌های جدی جنبش‌های اجتماعی در ایران بدل شده است.

سعید مدنی، جامعه‌شناس و زندانی سیاسی برجسته، جامعه ایران را جامعه‌ای جنبشی می‌داند؛ جامعه‌ای که در آن کنش جمعی و اعتراض اجتماعی از حالت مقطعی و استثنایی خارج شده و به بخشی پایدار از زندگی اجتماعی بدل شده است. اعتراضات اجتماعی پیش از سال ۱۳۸۸ نیز وجود داشت، اما از جنبش سبز به بعد، تغییری کیفی رخ داد. اعتراض از یک رویداد گذرا به یک وضعیت مستمر تبدیل شد و در اشکال گوناگون تداوم یافت: جنبش سبز، دی ۹۶، آبان ۹۸، اعتراضات صنفی، جنبش زن، زندگی، آزادی و در نهایت جنبش دی.

اگرچه این جنبش‌ها در امتداد یکدیگر قرار دارند، اما یکسان و یکنواخت نیستند. هر موج اعتراضی متناسب با شرایط تاریخی و اجتماعی زمان خود، هویت و شیوه کنش متفاوتی یافته است. پیوند این جنبش‌ها نه در شباهت ظاهری، بلکه در استمرار نارضایتی‌های ساختاری و بازتولید مطالبات حل‌نشده نهفته است. هویت هر جنبش مستقیماً از دل وضعیت عینی جامعه شکل می‌گیرد و حاصل تعامل پویای شرایط اجتماعی، ساختار قدرت و کنش آگاهانه کنشگران است. ازاین‌رو، با تغییر وضعیت جامعه، هویت و شکل جنبش نیز دگرگون می‌شود. درک این دگرگونی برای تداوم، گسترش و پویایی جنبش امری حیاتی است.

در آغاز جنبش زن، زندگی، آزادی، اپوزیسیون خارج از کشور عمدتاً نقش بازتاب‌دهنده صدای داخل را ایفا می‌کرد و می‌کوشید خود را با حرکت اجتماعی هماهنگ نشان دهد. اما در ادامه، تغییر مهمی رخ داد. بخش بزرگی از اپوزیسیون رابطه خود را با منطق درونی جنبش قطع کرد و به‌جای بازتاب مطالبات مردم، تلاش کرد خواست‌های خود را بر جنبش تحمیل کند. با استفاده از امپراتوری رسانه‌ای و حمایت علنی آمریکا و اسرائیل، کوشیدند رضا پهلوی را به‌عنوان رهبر جنبش‌ها در افکار عمومی جا بیندازند. این روند مانع شکل‌گیری همگرایی سیاسی شد و در جنبش دی، این وضعیت به‌مراتب تشدید گردید.

هرگاه یک جریان سیاسی یا اپوزیسیون بخواهد خواست‌های خود را بر جنبش اجتماعی تحمیل کند، جنبش از منطق درونی و مطالبات واقعی جامعه فاصله می‌گیرد و دچار انحراف می‌شود. در جنبش‌های اخیر ایران، سلطنت‌طلبان با تمرکز بر رساندن رضا پهلوی به قدرت، فاصله خود را با واقعیت اجتماعی جنبش عمیق‌تر کردند و عملاً بیش از آنکه بازتاب‌دهنده صدای جامعه باشند، سخنگوی جریان سلطنت‌طلبی شدند. محور قرار دادن پهلوی، جنبش را از مسیر اصلی خود منحرف کرد.

تجربه کشورهایی که از اقتدارگرایی عبور کرده‌اند نشان می‌دهد مسیرهای گذار متنوع‌اند: گذار توافقی، گذار مبتنی بر فشار اجتماعی پایدار، گذار انقلابی، اصلاح از بالا یا حتی مداخله خارجی. موفقیت هر یک از این مسیرها به توازن نیروهای اجتماعی، انسجام جامعه مدنی و توان نهادسازی پس از اقتدارگرایی وابسته است. اما برای سلطنت‌طلبان تنها یک مسیر اهمیت دارد: مسیری که به بازگشت رضا پهلوی به قدرت منتهی شود. از همین‌رو، سایر جریان‌های سیاسی که به شیوه‌های دیگر گذار باور دارند، نه رقیب سیاسی بلکه دشمن تلقی می‌شوند و آماج حمله قرار می‌گیرند.

ناامیدی، فقدان چشم‌انداز سیاسی روشن و خلأ نمایندگی در بخش‌هایی از جامعه، زمینه گرایش مقطعی به رضا پهلوی را فراهم کرده است. با این حال، این گرایش را نمی‌توان به‌عنوان واقعیت غالب جامعه تفسیر کرد. در اعتراضات دی‌ماه، سوءبرداشتی در میان بخشی از اپوزیسیون خارج از کشور شکل گرفت مبنی بر اینکه همه مردم ایران خواهان بازگشت سلطنت‌اند؛ برداشتی که با واقعیت میدانی اعتراضات هم‌خوانی نداشت و بیش از آنکه واقعیت باشد، توهمی سیاسی بود.

اعتراضات دی‌ماه اساساً با مطالبات معیشتی آغاز شد. خاستگاه آن فشارهای اقتصادی و بازار بود، نه فراخوانی سیاسی. حذف شتاب‌زده ارز ترجیحی، خشم گسترده‌ای در جامعه ایجاد کرد و در روزهای ۱۶ و ۱۷ دی، هجوم مردم به فروشگاه‌ها و نگرانی از جهش قیمت کالاهای اساسی، فضای اجتماعی را ملتهب ساخت. این وضعیت شباهت زیادی به تجربه آبان ۹۸ داشت.

هم‌زمانی حذف ارز ترجیحی با فراخوان رضا پهلوی، به حضور گسترده مردم در خیابان‌ها انجامید. سلطنت‌طلبان توانستند بر این موج سوار شوند و آن را به نفع روایت سیاسی خود بازنمایی کنند؛ امری که بیش از آنکه ناشی از پایگاه اجتماعی واقعی باشد، حاصل خلأ روایت مسلط و آشفتگی در فضای اپوزیسیون بود.

وعده‌های پایان قریب‌الوقوع رژیم و کمک‌های خارجی نیز به این توهم دامن زد.

امروز پهلوی‌چی‌ها خود را مالک اصلی اعتراضات می‌دانند و با شیوه‌هایی شبه‌فاشیستی، سایر جریان‌های اپوزیسیون را حذف و طرد می‌کنند. آن‌ها می‌کوشند خواست خود را به هر شکل ممکن بر جنبش تحمیل کنند، بی‌آنکه به منطق درونی و واقعیات اجتماعی آن توجه داشته باشند. اما تاریخ بارها نشان داده است که موج‌های برآمده از شرایط ناپایدار، ماندگار نیستند و دلایل متعددی وجود دارد که این موج نیز فروکش کند.

جنبش اجتماعی ایران امروز میان دو جریان تمامیت‌خواه گرفتار شده است: از یک‌سو نظام حاکمی که حفظ قدرت را به هر قیمتی دنبال می‌کند و از سوی دیگر بخشی از اپوزیسیون که برای رسیدن به قدرت، همان منطق حذف و انحصار را بازتولید می‌کند. این دوگانه، چالش اصلی پیش‌روی جنبش‌های اجتماعی در ایران معاصر است.

تاریخ انتشار : ۲۵ بهمن, ۱۴۰۴ ۱۰:۱۸ ب٫ظ

آخرین نوشته‌ها:

لینک کوتاه

نظرات

Comments are closed.

اعدام‌ها را متوقف کنید؛ مردم خواهان تنش‌زدایی و صلح هستند.

هیئت سیاسی-اجرایی سازمان فدائیان خلق ایران (اکثریت): ما بار دیگر خواستار توقف فوری اجرای تمامی احکام اعدام، تضمین دادرسی عادلانه، رعایت حقوق متهمان و پایان دادن به استفاده از مجازات مرگ به عنوان ابزار سرکوب هستیم. امروز دفاع از حق حیات، دفاع از صلح و دفاع از آزادی، سه مطالبه جدا از هم نیستند؛ این‌ها ارکان آینده‌ای هستند که مردم ایران برای آن هزینه‌های سنگینی پرداخته‌اند.

ادامه »

ایران در آستانه فروپاشی: اعتراضات، عدم حقانیت حاکمان و بن‌بست‌های پیش‌رو…

شورای سردبیری کار: تجربه تمامی طول دوران حیات حکومت اسلامی نشان می‌دهد که هر موج سرکوب، به‌جای تثبیت پایدار نظام، پایگاه اجتماعی نظام را کوچک‌تر می‌کند، شمار بیشتری از شهروندان را به صف مخالفان می‌راند و پس از مدتی، اعتراضات گسترده‌تری دوباره سر برمی‌آورد. این بار اما فشار از پایین با خطر تشدید تنش در سطح منطقه‌ای و بین‌المللی نیز هم‌زمان شده است. در چنین فضایی، اسرائیل ـ با سابقه حملات تحریک آمیز و تلاش مستمر برای تضعیف جمهوری اسلامی ـ ممکن است اعتراضات داخلی را فرصتی برای ازسرگیری حملات علیه ایران تلقی کند. این هم‌زمانی نارضایتی داخلی و تهدید خارجی، معادله‌ای بسیار خطرناک برای کشور ما ایجاد کرده است.

مطالعه »

انقلاب مشروطیت و سایه آن بر ایران امروز

شهناز قراگزلو: مشروطه را نباید صرفاً رویدادی متعلق به گذشته دانست، بلکه باید آن را نقطه آغاز گفت‌وگویی ناتمام درباره حکومت قانون در ایران تلقی کرد. شاید مهم‌ترین درس آن نیز همین باشد که هیچ نظام سیاسی، صرف‌نظر از آنکه قدرت در دست شاه، روحانیت یا هر نهاد دیگری باشد، بدون محدود شدن قدرت، استقلال نهادهای قانونی و پاسخ‌گویی در برابر شهروندان، به آزادی و ثبات پایدار دست نخواهد یافت.

مطالعه »

گل به‌خودی فیفا در دادن میزبانی جام جهانی به آمریکا و کانادا و نادیده گرفتن تبعیض نسبت به تیم های شرکت کننده…

گودرز اقتداری: تیم ملی همانگونه که در جام جهانی ۲۰۲۲ در قطر هم هدف تظاهرات مخالفین جمهوری اسلامی قرار گرفت در این بازیها نیز با تقابل مخالفین جمهوری اسلامی بویژه طرفداران سلطنت روبرو خواهذ بود. پیش بینی ها اما انست که این بار شاید بخاطر میزبانی در امریکا و کانادا که هر دو میزبان صد ها هزار ایرانی متمایل به رضا پهلوی هستند، امکان در گیری های بیشتر محتمل‌تر است…. در دیدگاه ما اما تیم ملی تیم تمام مردم ایران است و در این شرایط که کشور هدف حملات و خسارات بی‌بدیل در تاریخ معاصر خود بوده است پیروزی تیم ملی و حمایت عمومی هم‌وطنان برای ایجاد اتحاد و هم‌بستگی ملی بیش لز پیش ضروری و مورد انتظار است. ما مانند همه هنرمندان و روشنفکران میهن تحت ستم‌مان ورزش‌کارانی که با پرچم ایران در هر میدانی مبارزه میکنند را نیز فرزند ایران و از ان خود میدانیم و پیروزی هایشان را در میدان‌های جهانی ارج می‌گذاریم.

مطالعه »
شبکه های اجتماعی سازمان
آخرین مطالب

چه باید کرد؟

در جستجوی امید در روزهای تیره ناامیدی

محاصره دریایی ایران و قحطی و گرسنگی دادن به ۹۰ میلیون ایرانی با هر هدفی که باشد توسط آمریکا جنایت جنگی است

جنگ اقتصادی دشمن کافی نیست؟

ادای احترامی به انسان‌های شریف و گمنام دههٔ شصت؛ ماجرای مسافرخانه گوهردشت

 اندوه فراوان از درگذشت، رفیق مرتضی آرامیان در شهر هانوفر