اجلاس شورای حکام آژانس بین المللی انرژی اتمی حدود سه هفته دیگر (سیزدهم ماه سپتامبر) برگزار میشود. پرونده پروژه انرژی هسته ای جمهوری اسلامی که یکی از مهمترین پرونده های بین المللی است، در این اجلاس مورد بررسی و تصمیم گیری قرار خواهد گرفت. احتمال صدور قطعنامه شدیداللحن علیه جمهوری اسلامی بخاطر از سرگیری تولید قطعات سانتریفوژ، عدم شفافیت در برنامه هسته ای و ناروشن ماندن برخی مسائل مرتبط با این پروژه بین ایران و آژانس، بالا است. صدور قطعنامه شدیداللحن توسط اجلاس شورای حکام، راه را برای ارجاع پرونده ایران به شورای امنیت سازمان ملل متحد باز خواهد کرد.
دولت بوش از زمان تشکیل اجلاس شورای حکام آژانس در سال ۲۰۰۳، مدام بر احاله پرونده ایران به شورای امنیت پای میفشارد. در صورت ارجاع، تحریم اقتصادی ایران در دستور تصمیم گیری اجلاس قرار خواهد گرفت.
موضع دولت بوش در این زمینه کاملا روشن است. کاندولیزا رایس مشاور امنِتی کاخ سفید میگوید: “امریکا نمیتواند اجازه دهد که ایران به سلاح اتمی دست یابد”. اتحادیه اروپا گرچه سیاستهای متفاوتی را در رابطه با جمهوری اسلامی پِیش میبرد، اما همانند واشنگتن از برنامه اتمی جمهوری اسلامی بشدت نگران است. بگفته منابع دیپلماتیک، شکست مذاکرات پاریس، سیاست اتحادیه اروپا را در قبال پرونده هسته ای ایران به امریکا نزدیک کرده است.
اسرائیل بیش از امریکا و اتحادیه اروپا از دستیابی جمهوری اسلامی به سلاح هسته ای نگران است. چرا که این کشور در تیررس موشکهای ایران قرار دارد. مقامات دولتی اسرائیل و نمایندگان پارلمان آن معتقد به حمله پیشگیرانه به ایران هستند. نماینده حزب لیکود در پارلمان اسرائیل میگوید: “باید تاسیسات اتمی ایرانیان را هم مانند تاسیسات عراق نابود کنیم”. نماینده حزب کارگر نیز گفته است: ” اسرائیل نمیتواند بپذیرد که رژیم اسلامی ایران به خاطر ناتوانی جامعه بین المللی در مقابله با این تهدید، به سلاح اتمی دست پیدا کند”. به نوشته روزنامه فرانسوی فیگارو، اسرائیل در برنامه های تسلیحاتی خود برای مقابله با ایران، حساب ویژه ای باز کرده است. خرید جنگنده های “اف ۱۵” جدید از امریکا که قادرند بدون سوخت گیری هوائی به تاسیسات ایران دسترسی پیدا کنند و نیز راه اندازی ماهواره جاسوسی که قادر به هدایت حملات موشکی میباشد، در همین راستا است.
در مقابل جمهوری اسلامی برای مقابله با حملات موشکی اسرائیل و وارد آوردن ضربه متقابل، آماده میشود. علی شمخانی وزیر دفاع از “دفاع هسته ای ” صحبت میکند و رئیس اداره سیاسی سپاه پاسداران میگوید: ” تمامی مناطق تحت حاکمیت اسرائیل، از جمله مراکز هسته ای و زرادخانه اتمی این کشور در تیررس موشکهای پیشرفته ایران قرار دارد”. جمهوری اسلامی اخیرا برای نشان دادن توان موشکی خود برای وارد آوردن ضربه به اسرائیل، موشک “شهاب ۳” را آزمایش کرد. بگفته وزیر دفاع جمهوری اسلامی، هدف از آزمایش نوع اصلاح شده “شهاب۳″، مقابله با طرح اسرائیل است. موشک “شهاب۳” که بردی برابر ۱۳۰۰ کیلومتر دارد، قادر به حمل کلاهک هزار کیلوئی است و به راحتی به خاک اسرائیل میرسد. اقدامات و اظهارات مقامات دو کشور نشان از صف آرائی و آمادگی دو طرف برای وارد آوردن ضربه به یکدیگر دارد. بویژه اینکه دولت امریکا با دولت اسرائیل همکاری نزدیک دارد و هواپیماهای جنگنده و جاسوسی را در اختیار این دولت قرار داده است.
موضوع چِست؟
برخی از سران جمهوری اسلامی از جمله خاتمی میگویند که برنامه ایران دسترسی به تکنولوژی صلح آمیز هسته ای است و این دولت بوش است که بخاطر دشمنی با جمهوری اسلامی، ایران را به تلاش برای تولید سلاحهای هسته ای متهم میسازد.
این سئوال مطرح است که آیا خصومت بین دولت بوش و جمهوری اسلامی است که به پروژه هسته ای ایران چنین ابعادی بخشیده است و یا مسئله بگونه دیگری است؟ شکی نیست که مناسبات خصمانه بین دو کشور، در تشدید بحران و حاد شدن موضوع تاثیر گذار است ولی واقعیت چیز دیگری است:
۱. گردانندگان جمهوری اسلامی از یکسو اعلام میکنند که هدف ما بهره گیری صلح آمیز از انرژی هسته ای است و از سوی دیگر میگویند که “چرخه سوخت و غنی سازی اورانیوم” خط قرمز ما است و از آن عقب نمی نشنیم. آنها راه اندازی ساخت سانتریفوژ و تولید اورانیم غنی شده را حق مسلم ایران میدانند.
مشخص است که برنامه گردانندگان حکومت تکمیل روند “چرخه سوخت” تحت عنوان دستیابی به تکنولوژی هسته ای برای اهداف صلح آمیز است. در صورت تکمیل “چرخه سوخت” و تولید کافی اورانیوم غنی شده، نیازی به فاصله زمانی طولانی برای دستیابی به سلاح اتمی نخواهد بود.
دبیر شورای امنیت ملی حدود دو ماه پیش اعلام کرد که با توجه به پایبند نبودن اروپائی ها به مفاد بیانیه بروکسل، ایران خود را ملزم به اجرای این بیانیه نمی بیند و به همین لحاظ ساخت قطعات سانتریفوژ را از سرمیگیرد. ساخت قطعات سانتریفوژ و راه اندازی آن بمنزله تکمیل “چرخه سوخت” است که امکان دستیابی به اورانیوم غنی شده و ساخت بمب اتمی را فراهم میسازد.
۲. پروژه انرژی هسته ای جمهوری اسلامی برای سازمانهای بین المللی کاملا شفاف نیست. جمهوری اسلامی تا کنون حاضر نشده است که داوطلبانه اطلاعات ضرور راجع به تمام برنامه انرژی هسته ای خود را در اختیار آژانس بین المللی قرار دهد. افشاگریها، جمهوری اسلامی را وادار کرده است که بخشی از برنامه های خود را آشکار سازد. اما هرچه بررسی های آژانس بین المللی جدی تر شده، جمهوری اسلامی سری تر عمل کرده است.
دولت بوش از مدتها قبل اعلام کرده است که جمهوری اسلامی برنامه ها و امکانات خود را در این زمینه از مجامع بین المللی پنهان میکند. کالین پاول میگوید: ” ایران مسائلی را پنهان کرده و به سوی دستیابی سلاحهای هسته ای گام برمیدارد”. او اضافه میکند: ” ما میتوانیم اطلاعات غیرقابل بحث و تردیدی را در اختیار آژانس بین المللی انرژی اتمی قرار دهیم که ثابت میکند ایران در مسیر سلاحهای هسته ای حرکت میکند”.
۳. جمهوری اسلامی به خواست آژانس بین المللی مبنی بر روشن کردن منبع آلودگی های ناشی از اورانیوم غنی شده، پاسخ نداده است. در حال حاضر یکی از موضوعات مورد اختلاف بین ایران و آژانس، منشا آلودگی های 56 درصدی دستگاههای سانتریفوژ است. موضوع دیگر اختلاف، سانتریفوژهای پی ۲ است که هنوز حل نشده است.
۴. برخی مقامات جمهوری اسلامی اعلام میکنند زمانی که “دشمن” دارای سلاح هسته ای است، ما نمیتوانیم خودمان را از داشتن آن محروم کنیم. محمد جواد لاریجانی مشاور امور بین المللی رئیس قوه قضائیه در برنامه تلویزیونی “جهان سیاست” در شبکه دوم سیما، اعلام داشت: “ما نباید تبلیغات عظیم غربی را قبول کنیم باین معنی که توان دفاع هسته ای توان منحرفی است. در جهانی که اطراف ما همه سلاح هسته ای دارند، این حق مسلم ما است که سلاحهای هسته ای هم داشته باشیم. در جائی که رژیم اسرائیل دارای سلاحهای هسته ای است، هیچ کس حق ندارد حق ملت ما را در این دفاع هسته ای نادیده بگیرد. از لحاظ دفاع هیچ معنی ندارد که دشمن سلاح هسته ای داشته باشد اما ما خودمان را محروم کنیم”. تعدادی از نمایندگان مجلس نیز در تداوم این برخوردهاو در واکنش به مذاکرات هسته ای ایران و اروپا، طرحی را تهیه کردند که بر مبنای آن، مجلس دولت را موظف میسازد از سرگیری تغلیظ اورانیوم را آغاز کند.
مسائل طرح شده، این ارزیابی را در بین مجامع بین المللی از جمله اتحادیه اروپا تقویت کرده است که جمهوری اسلامی در امر برنامه انرژی اتمی، مقاصد نظامی را دنبال میکند و تحت پوشش دستیابی به دانش و تکنولوژی انرژی هسته ای ، میخواهد در خفا برنامه خود را برای دستیابی به سلاحهای هسته ای ادامه دهد.
تشدید بحران و فشارهای بین المللی
آنچه مشخص است بحران پیرامون برنامه انرژی هسته ای جمهوری اسلامی تشدید یافته و وارد مرحله حساسی شده است. اما برخی بر این نظرند که تشدید بحران اتمی و فشارهای بین المللی بجهت نزدیک شدن انتخابات ریاست جمهوری امریکا و بهره برداری تبلیغاتی از این موضوع، توسط جمهوریخواهان است. بنظر آنها دولت بوش میکوشد برنامه اتمی ایران را نظامی جلوه دهد و خطر جدی را از این ناحیه متوجه شهروندان امریکائی سازد، تا بلکه بتواند در انتخابات آرای بیشتری را جلب کند.
میتوان پذیرفت که انتخابات آتی امریکا در تشدید فشارهای بین المللی بر جمهوری اسلامی نقش دارد، ولی نمیتوان تمام موضوع را در این امر خلاصه کرد. آژانس بین المللی تا کنون در مقابل امریکا ایستاده و برنامه های خود را پیش برده است و اتحادیه اروپا نیز کوشیده است که با مذاکره، موضوع را حل کند. امروز هم آژانس بین المللی و هم اتحادیه اروپا بخاطر رفتارهای جمهوری اسلامی در موضع نزدیک و یا همسان با دولت امریکا قرار گرفته اند.
علت بحران و تشدید فشارهای بین المللی به جمهوری اسلامی و عملکرد آن در این زمینه برمیگردد.
پیآمدهای فاجعه بار بحران اتمی
دستیابی به دانش و تکنولوژی هسته ای که گردانندگان جمهوری اسلامی مدام بر آن تکیه میکنند، حقی است که کسب آن در شرایط کنونی جز با اعتمادسازی در سطح جهان امکان پذیر نخواهد بود. تا زمانی که جمهوری اسلامی نتواند در این زمینه اعتماد جهانی را برانگیزد و عملکرد کاملا شفاف و مطابق با مواژین بین المللی داشته باشد، و تا زمانی که دست از اقدامات مشکوک و برنامه های پنهانی اش برندارد، هرگونه تلاش برای دستیابی به دانش و تکنولوژی هسته ای ، میتواند کشور ما را بیک فاجعه بزرگ سوق دهد.
در شرایطی که اعتماد جهانی به برنامه های انرژی هسته ای جمهوری اسلامی بشدت آسیب دیده، احتمال احاله پرونده ایران به شورای امنیت سازمان ملل متحد و حمله به مراکز هسته ای ایران توسط امریکا و اسرائیل بالا رفته است ، منافع ملی کشور ما ایجاب میکند که جمهوری اسلامی بلافاصله تولید قطعات دستگاههای سانتریفوژ و برنامه غنی سازی اورانیوم و سایر برنامه های خود را در این زمینه متوقف سازد و به خواسته های آژانس بین المللی انرژی هسته ای پاسخ مثبت دهد. در غیر این صورت ما مواجه با بحران حاد در ماههای آتی خواهیم بود که پیآمدهای آن برای کشور ما فاجعه بار خواهد بود. این بحران میتواند به تحریم اقتصادی کشورما و جنگ بِن ایران و اسرائیل بیانجامد. مسئولیت چنین فاجعه ای، مستقیما متوجه سران جمهوری اسلامی است.