سامانه اینترنتی سازمان فداییان خلق ایران (اکثریت)

GOL-768x768-1

۲۳ دی, ۱۴۰۴ ۱۹:۳۸

سه شنبه ۲۳ دی ۱۴۰۴ - ۱۹:۳۸

سرکوب تاریخی احزاب و سندیکاهای مستقل کارگری، خیانتی از سوی حکمرانان که راه غارت و بی‌ثباتی کشور را هموار کرد
حذف نهادهای اصلاح‌گرا در ایران امروز، میدان را به‌طور کامل در اختیار الیگارشی اقتصادی قرار داده و ثروت عمومی را به نفع اقلیتی خاص مصادره کرده است. این خلأ نهادی،...
۲۳ دی, ۱۴۰۴
تصویر نویسنده: سیاوش قائنی
نویسنده: سیاوش قائنی
بیانیه مجامع اسلامی ایرانیان درباره سرکوب و کشتار معترضان
اعتراض به وضعیت اسفبار زندگی، حق طبیعی مردم برای برخورداری ازحقوق شهروندی، زندگی امن و با کرامت، آزادی بیان ودیگر حقوق غیرقابل سلب آنان است. ... ما تأکید می‌کنیم که...
۲۳ دی, ۱۴۰۴
تصویر نویسنده: مجامع اسلامی ایرانیان
نویسنده: مجامع اسلامی ایرانیان
بیانیه‌ها و اکانت‌های جعلی در حمایت از رضا پهلوی و فرصت‌طلبی و موج‌سواری پهلوی!
تیترهای خیر ایران اینترنشنال و روزنامه‌های اسرائیلی مانند Jerusalem Post نشان می‌دهد که حدود ۸۰ درصد اخبار آن‌ها مشترک بوده‌اند. حتی برخی گزارش‌ها کلمه‌به‌کلمه ترجمه مطالب عبری بودند. گزارشگران این...
۲۳ دی, ۱۴۰۴
تصویر نویسنده: بهرام رحمانی
نویسنده: بهرام رحمانی
بازگشت به پادشاهی استبدادی یا گذار به بناپارتیسم؟
بناپارتیسم نیز هرچند همچون ولایت مطلقه فقیه فردمحور است، اما دارای تفاوت‌هایی با آن است، زیرا رهبر نظامی مشروعیت خود را نه از دین، بلکه از لوله تفنگ سربازانش میگیرد....
۲۳ دی, ۱۴۰۴
تصویر نویسنده: منوچهر صالحی لاهیجی
نویسنده: منوچهر صالحی لاهیجی
هم‌پیوندی بحران‌های امنیتی، اقتصادی و اجتماعی در یک سناریوی کلان بی‌ثبات‌سازی، جنگ و براندازی
نادیده گرفتن ضرورت اصلاحات بنیادین در حکمرانی، خود به متغیری تقویت‌کنندهٔ سناریوهای بی‌ثبات‌سازی ترکیبی بدل می‌شود. هنگامی که شبکه‌های رانتی و ساختارهای ناکارآمد امکان یک «خانه‌تکانی تاریخی» را مسدود می‌کنند،...
۲۳ دی, ۱۴۰۴
تصویر نویسنده: سیاوش قائنی
نویسنده: سیاوش قائنی
The people and society of Iran are in need, desire, and are ready for fundamental change!
In the course of the popular struggles of the past years, central asks and demands have crystallized, and the struggle to realize them and to exert organized pressure on the...
۲۳ دی, ۱۴۰۴
تصویر نویسنده: The Political-Executive Committee of The Organization of Peoples' Fadaian of Iran(Majority)
نویسنده: The Political-Executive Committee of The Organization of Peoples' Fadaian of Iran(Majority)
سنگ‌شدگی
این‌ها فقط «فاجعه» نیستند؛ محصول‌اند. جنگ، کشتار و جنایت پشت میزهای قدرت ساخته می‌شوند. آن‌جا که صاحبان زر و زور، انسان را به عدد، کودک را به «تلفات جانبی» و...
۲۳ دی, ۱۴۰۴
تصویر نویسنده: پروین همتی
نویسنده: پروین همتی

بیست و پنج سال دادخواهی

 بیست و پنج سال پیش در آذرماه سال 1377، ماموران وزارت اطلاعات محمد مختاری، شاعر، محقق و عضو کانون نویسندگان ایران را در خیابان ربودند و به قتل رساندند.

بیست و پنج سال پیش در آذرماه سال ۱۳۷۷، ماموران وزارت اطلاعات محمد مختاری، شاعر، محقق و عضو کانون نویسندگان ایران را در خیابان ربودند و به قتل رساندند. چند روز بعد درست ساعاتی پیش از آن‌که پیکر بی‌جان مختاری در پزشکی قانونی شناسایی شود، نقشه‌ی «ربایش» و قتل محمدجعفر پوینده، نویسنده، مترجم و دیگر عضو کانون نویسندگان ایران را به اجرا در آوردند. پیش از آن‌ها، پیکر کاردآجین شده‌ی داریوش فروهر و پروانه اسکندری، از فعالان سیاسی منتقد حکومت، در خانه‌شان پیدا شده بود.

چنین قتل‌هایی سال‌ها و بارها در داخل و خارج کشور انجام گرفته بود. قتل غفار حسینی و احمد میرعلایی دو نمونه از آن‌هاست. اما تعدد و تجمع چهار قتل در نیمه‌ی نخست آذرماه و شکل فجیع انجام آن‌ها و نیز شرایط سیاسی آن دوره، جنبش دادخواهی را به تحرک و حضوری تازه کشاند. این جنبش که سابقه‌ای طولانی داشت و از آغاز حاکمیت اسلامی بر اندازه و عمق آن افزوده شده بود به اوجی تازه رسید و تا به آن‌جا پیش رفت که نهاد امنیتی را واداشت به انجام قتل‌ها اقرار کند.

این موفقیتی جدی برای جنبش دادخواهی بود. پس از سال‌ها تحمل سرکوب و سکوت، این جنبش توانسته بود نهاد مجری قتل‌های زنجیره‌ای را به اعتراف وادارد و بر سناریوها و روایت‌های دروغین رسانه‌های وابسته به آن مُهر باطل بکوبد. در ادامه، اما، امید خانواده‌های کشته‌شدگانِ آن سال‌ها و مردم حق‌طلب و عدالت‌جو محقق نشد. حاکمیت کوشید آبِ رفته را به جوی بازگرداند و کنترل امور را به دست گیرد. دم و دستگاه دادرسی فقط چهار قتل را به ماموران وزارت اطلاعات مرتبط دانست. این در حالی بود که قتل‌های سیاسی تنها به این چهار مورد محدود نبود و سیاهه‌ای از پرونده‌ی خونین حاکمانی به دست می‌داد که در داخل و خارج کشور جان شاعران، نویسندگان، روزنامه‌نگاران، فعالان سیاسی و مردم آزادی‌خواه را برای اهداف شوم سیاسی‌شان می‌گرفتند و می‌گیرند. در نمایشی عیان و تاسف‌آور دادگاهی ترتیب داده شد که جلسات متعدد خود را پشت درهای بسته و محرمانه برگزار کرد. پیش‌تر، یکی از عوامل اصلی جنایت‌ها ـ سعید امامی ـ به طرزی مشکوک در بازداشتگاه جان داد، پرونده‌ها را دست‌کاری کردند و وکلای خانواده‌ها را زیرفشار قرار دادند و حتی یکی از آنان، ناصر زرافشان، را به «جرم» افشای پرونده به زندان انداختند. یک‌بار دیگر ثابت شد که دادخواهی در چنین حاکمیتی ممکن نیست. با‌این‌همه، خانواده‌ها و دیگر دادخواهان دست از کوشش خود برنداشتند. وکلای مدافع و خانواده‌ها در جلسه‌های دادگاه شرکت نجستند و با این کار اعلام کردند که دادگاه را و نحوه‌ی برگزاری آن را قبول ندارند. نخواستند که در بازی و نمایش ِ«عدالت» و مسخِ دادخواهی شرکت کنند. دادگاه نمایشی چند مأمور مجری را «محاکمه» و چند حکم «قصاص» و حبس صادر کرد. حال‌آن‌که مطمئن بود خانواده‌های کشته‌شدگان از آزادی‌خواهانِ مخالف با حکم اعدام‌اند و «قصاص» را تایید نمی‌کنند. آن حکم‌ها البته اجرا نشد. آمران، محاکمه که نه، حتی معرفی نشدند و نزد حاکمیت پرونده مختومه شد. نزد مردم و نزد جنبش دادخواهی، اما، پرونده هم‌چنان باز ماند و تا رسیدن به «داد» باز خواهد ماند.

در تمامی بیست‌وپنج سالی که از قتل محمد مختاری و محمدجعفر پوینده می‌گذرد خانواده‌های آن‌ها، کانون نویسندگان ایران و دیگر فعالان عرصه‌ی دادخواهی، درون و بیرونِ ایران، از کوشش بازنایستاده‌اند؛ از گفتن و نوشتن درباره‌ی «قتل های زنجیره‌ای»، از یادآوری کشته‌شدگان راه آزادی بیان و حضور هر ساله بر سر مزار آن‌ها، از انتشار بیانیه و مراسم بزرگداشت و انجام حرکت‌های‌اعتراضی و از هر آن‌چه یاد آن‌ها و بیدادِ رفته بر آن‌ها را در ذهن و ضمیر جامعه زنده نگاه دارد دست نکشیده‌اند. کودکانِ برخی از ستم‌کشتگان قتل‌های سیاسی زنجیره‌ای چند سالی است که جوانانی برومند شده‌اند و بخشی از جنبش دادخواهی. برادران کارون و فرزندان حمید حاجی‌زاده اکنون در صف دادخواهان قرار گرفته‌اند. کوشش حاکمیت برای پاشیدن گرد فراموشی و سرمه‌ی خاموشی در ذهن و گلوی دادخواهان عبث است. سانسور، جلوگیری از مراسم یادبود، و بازداشت دوستداران و اعضای کانون نویسندگان ایران هنگام حضور بر مزار پوینده و مختاری عبث است. انتشار روایت‌های جعلی و سناریوهای دروغین از کشتن‌ها و کشته‌شدگان برای فریب افکار عمومی عبث است؛ زیرا دهه به دهه و جنبش به جنبش بر انبوه دادخواهان افزوده شده است. از دهه‌ی ۶۰ تا جنبش «زن، زندگی،آزادی» صفی بی‌شمار از دادخواهان شکل گرفته است که در سراسر این سرزمین داد خود را انتظار می‌کشند و چندان زیادند که صدای تنفس‌شان را می‌توان شنید.

کانون نویسندگان ایران که در جریان قتل‌های سیاسی زنجیره‌ای چهار تن از اعضای خود را از دست داد بخشی از جنبش دادخواهی است و بیش از آن‌که بخواهد در دادگاهی نمایشی حقی بستاند، در پیشگاه مردم و تاریخ به دادخواهی نشسته است تا این بیداد را در دفتر ایام ثبت کند و مردم آگاه را به شهادت بطلبد. بخشی از آن‌چه به عنوان دستاورد بیست‌وپنج سال دادخواهی این دوران سخت می‌توان نام برد آگاهی عمومی است؛ آگاهی مردمانی که از حضور بر مزار کشته‌های راه آزادی، از یادآوری فاجعه، از همراهی با خانواده‌های دادخواه، و از ادامه‌ی راه تن نمی‌زنند. کانون نویسندگان ایران در ۲۵ سال گذشته بر خواست خود، معرفی و محاکمه آمران و عاملان «قتل‌های زنجیره‌ای» در دادگاهی علنی و عادل، پای فشرده است. روشن شدن حقیقت، که بخشی مهم از هدف دادخواهی و جلوگیری از تکرار جنایت است، از دیگر کوشش‌های کانون در تمامی این سال‌ها بوده است. کانون نویسندگان ایران چراغ یاد جان‌باختگان راه آزادی بیان بی‌هیچ حصر و استثنا را همواره روشن نگاه داشته است و به همین منظور هر سال بر مزار محمد مختاری و محمدجعفر پوینده حضور می‌یابد. امسال نیز اعضای کانون ساعت ۱۵ روز جمعه ۱۷ آذر در گورستان امامزاده طاهر کرج مزار این دو عزیز را گلباران می‌کنند.

کانون نویسندگان ایران

۱۵ آذر ۱۴۰۲

تاریخ انتشار : ۱۵ آذر, ۱۴۰۲ ۹:۴۶ ب٫ظ
لینک کوتاه
مطالب بیشتر

نظرات

Comments are closed.

نامه‌ای سرگشاده به همۀ دغدغه‌مندان آزادی و آیندهٔ ایران

ما فداییان خلق ایران، هر سه این جبهه‌ها را در تقابل آشکار با منافع مردم و کشور می‌دانیم. ما، هم‌سو با همۀ نیروهای مترقی ایران، بر این باوریم که شکل‌گیری یک برآمد اجتماعیِ متحد حول مطالبات روشن و مشخص، در پیوند با سازمان‌دهی متکثر و غیرمتمرکزِ اعتراض‌های مسالمت‌آمیز، می‌تواند به پیروزی‌های چشم‌گیرتر مردم و تقابل مؤثرتر با جبهه‌های استبداد بینجامد. جامعهٔ مدنی آگاه، جنبش‌های اجتماعیِ درهم‌تنیده و نیروهای مردمی و سیاسی ایران بارها نشان داده‌اند که توان ایستادگی خردمندانه در برابر خشونتی را دارند که هر سه جبهۀ دشمنان مردم بازتولید می‌کنند؛ و هر بار نیرومندتر از پیش بازمی‌گردند.

ادامه »

در حسرت عطر و بوی کتاب تازه؛ روایت نابرابری آموزشی در ایران

روند طبقاتی شدن آموزش در هماهنگی با سیاست‌های خصوصی‌سازی بانک جهانی پیش می‌رود. نابرابری آشکار در زمینۀ آموزش، تنها امروزِ زحمتکشان و محرومان را تباه نمی‌کند؛ بلکه آیندۀ جامعه را از نیروهای مؤثر و مفید محروم م خواهد کرد.

مطالعه »

وسوسهٔ پیروزی‌های سریع: وقتی قدرت، خطرناک‌تر از شکست می‌شود

شهناز قراگزلو: ربودن نیکولاس مادورو، رئیس‌جمهور ونزوئلا، در روایت رسمی دولت ترامپ نه فقط یک پیروزی قاطع، بلکه نمونه‌ای ایده‌آل از شیوه‌ای تازه برای اعمال قدرت معرفی می‌شود؛ شیوه‌ای که قرار است بارها و در نقاط مختلف جهان تکرار شود. این عملیات در کنار ترور قاسم سلیمانی در سال ۲۰۱۹ و حمله به تأسیسات هسته‌ای ایران در سال گذشته قرار می‌گیرد؛ اقداماتی که وجه مشترکشان سرعت، دقت و پرهیز از جنگ‌های فرسایشی بوده است.

مطالعه »

انقلاب آمریکایی: پیروزی دموکرات‌های سوسیالیست از نیویورک تا سیاتل…

گودرز اقتداری: با توجه به اینکه خانم ویلسون، شهردار سابق را ابزاری در دست تشکیلات حاکم بر حزب معرفی می‌کرد، به نظر می‌رسد کمک‌های مالی از طرف مولتی میلیونرهای سرمایه‌داری دیجیتالی در شهر که عمده ترین آنها آمازون، گوگل و مایکروسافت هستند و فهرست طولانی حمایت‌های سنتی حزبی در دید توده کارگران و کارکنانی‌که مجبور به زندگی در شهری هستند که عمیقا با مشکل مسکن و گرانی اجاره ها روبرو است، به ضرر او عمل کرده است.

مطالعه »
شبکه های اجتماعی سازمان
آخرین مطالب

سرکوب تاریخی احزاب و سندیکاهای مستقل کارگری، خیانتی از سوی حکمرانان که راه غارت و بی‌ثباتی کشور را هموار کرد

بیانیه مجامع اسلامی ایرانیان درباره سرکوب و کشتار معترضان

بیانیه‌ها و اکانت‌های جعلی در حمایت از رضا پهلوی و فرصت‌طلبی و موج‌سواری پهلوی!

بازگشت به پادشاهی استبدادی یا گذار به بناپارتیسم؟

هم‌پیوندی بحران‌های امنیتی، اقتصادی و اجتماعی در یک سناریوی کلان بی‌ثبات‌سازی، جنگ و براندازی

The people and society of Iran are in need, desire, and are ready for fundamental change!