سامانه اینترنتی سازمان فداییان خلق ایران (اکثریت)

GOL-768x768-1

۱۲ فروردین, ۱۴۰۵ ۱۶:۳۹

چهارشنبه ۱۲ فروردین ۱۴۰۵ - ۱۶:۳۹

توافقهای خارجی بر سر مسئلەای ملی

اینکه کشورهای ذینفع، نه تنها در اندیشه تعیین دولت آینده ی سوریه، بلکه تعیین قانون اساسی جدید در سوریه باشند، به هیچ رو، نه به لحاظ حقوقی و نه به بهانه ی مهرورزی نسبت به مردم سوریه یا ادعای ضرورت استقرار دمکراسی در کشوری بیگانه بدون درخواست دولت قانونی آن، در کلیت خود مردوداست و مبنای قانونی ندارد.

 
پس از گفت و گوهای بسیار، و در پایان کار ۱۴ ساعت گفت و گو برسر مسئله آتش بس در سوریه، وزیران خارجه آمریکا و روسیه به توافق آتش بس در سوریه در روز عید قربان و سپس  تدارک تشکیل کمیسیون اقدام مشترک در برابر تروریسم تحمیل شده ی داعش وجبهه پیروزی (شام) یا “جبهه النصره”، جبهه به جا مانده از سازمان تروریستی “القاعده” در سوریه دست یافتند. من این رخداد تاریخی در جنگ پنج ساله سوریه را که به کشته شدن نزدیک به ۴۰۰ هزار شهروند سوری و زخمی شدن شماری به مراتب بیش از این، و بی خانمانی و پناهجویی  میلیونی سوریان در شرایط دشوار به کشورهای غربی و غرق شدن بسیاری از آنان در دریای مدیترانه در جریان این انتقال انجامید، مثبت می دانم و خواهان آنم که هرچه سریعتر این اقدامِ بنا به احتمال سرنوشت ساز به ثمر بنشیند، و مردم جنگ زده سوریه سرانجام به آرزوی دیرین خویش در برقراری صلح پایدار برسند. 
 
     یک نکته در این میان باقی است. آیا دوطرف این توافق برسر آینده ی سوریه، پس از گذر از دوران انتقال به تفاهم خواهند رسید، و آیا کشورهای خارجی این حق را دارند که بر سر آینده سوریه به تفاهم برسند و تصمیم بگیرند، یا خطوط اصولی این آینده را ترسیم کنند؟ شرحی روشنتر درباره ی این موضوع لازم است: آیا آمریکا و روسیه و سایر کشورهای دخیل در این پیکار، ازجمله ایران، ترکیه، عربستان، قطر و دیگران درتعیین گرایش حاکم برسوریه، پس از برقراری این آتش بس و سپس تدارک حمله به گروههای ” تروریست ” درگیر در آن کشور، سهمی بایسته دارند؟ بدون اینکه بخواهم از دولت کنونی سوریه، به رهبری  بشار اسد دفاع کنم که به نحوی در شرایط دشوار سوریه در پنج سال اخیر سهیم¬ بوده است، مایلم این نکته را بیان کنم که حق تعیین سرنوشت مردم سوریه تنها ازآنِ مردم خود آن کشور، نه هیچ کشور دیگر، از جمله قدرتهای بزرگ جهانی است که خود در ایجاد شرایط جنگی در خاورمیانه و نزدیک، از جمله در سوریه، لیبی، عراق و افغانستان و سپس دراکرایین سهیم بوده اند؛ و ایالات متحد به باور من اکنون نیز سیاست حرکت به سوی شرق را در راستای سیاست راهبردی جهانی سازی پی می گیرد. 
 
     هیلاری کلینتون، نامزد کنونی انتخابات ریاست جمهوری آمریکا، در خاطرات خود، پیدایی حکومت اسلامی شام و عراق ( داعش ) را محصول سیاستهای آمریکا دانسته بود و این را نیز می دانیم که شکلگیری طالبان و القاعده در درون خاک افغانستان و نیز در مرزهای ان کشور با پاکستان، پیرو سیاست آن کشور، به همراه دیگر کشورهای عضو پیمان ناتو در برخورد با سیاستهای اتحاد شوروی و حزب دمکراتیک خلق افغانستان بود. اکنون نیز که این ساختەهای سیاست ایالات متحد آمریکا و هم پیمانانش در ناتو در چهار کشور نامبرده و نیز در اکرایین همچنان به تاخت و تاز ادامه می¬دهند، ایالات متحد هنوز هم پیش شرط برکناری دولت قانونی سوریه پس از دوران گذر شش ماهه را در پیش رو قرار می دهد که دخالت آشکار در امور داخلی آن کشور است. 
 
     من بر آنم در این واقعیت که ایالات متحد و هم پیمانانش به این باور رسیده اند که دست کم گروههایی تروریستی که خود روزی پدید آورنده آن در خاور میانه و نزدیک بوده اند، جایی در منطقه ندارند و از این رو باید ریشه کن¬شوند تردید روا نیست؛ اما آنچه درخور تردید است اندیشه آنان برای جانشین کردن نیروهای معتدلتر است که قرار است حافظ منافع آمریکا و ناتو درمنطقه باشند. اندیشه ی ماندن نیروهایی همچون ارتش آزاد سوریه، جبهه ی اسلامی آزادیبخش سوریه، جیش الاسلام، جبهه ی اسلامی سوریه، احرار الاسلام و… که به زعم ایالات متحد و هم پیمانانش باید جانشین دولت بشار اسد شوند در ترکیب دولت آینده ی سوریه، پس از مرحله ی گذر از بشار اسد، به معنی پایان یافتن وظیفه ی داعش و حبهه النصره و گروه نزدیک به آن، یعنی احرارالشام  است که زمانی خود این دولتها آنها را برای از میان برداشتن دولتهای قانونی منطقه در لیبی و سوریه و افغانستان وعراق تحرک بخشیده بودند. شگفت اینکه در این توافقنامه از گروه  احرار¬الشام از گروه تروریستی احرارالشام که از پذیرش آتش بس برقرار شده در روز دوشنبه ۱۲ سپتامبر  نیز سرباز زده¬است، سخنی در میان نیست.
 
جنگ نیابتی و سپس حضور محدود نظامی آمریکا ، کشوری واقع در ماورائ بهار، در سوریه که اینک ایده فروپاشی داعش و القاعده ی سوریه را مطرح می کند، به معنی محق بودن آن کشور یا هیچ کشور دیگری در تعیین سرنوشت سوریه ی پس از مرحله ی برقراری صلح و آتش بس نیست. کسی که باید سرنوشت هر کشور، از جمله سوریه، را تعیین کند مردم خود آن کشورند و مداخله هر کشور، از جمله ایالات متحد، در این کار به مفهوم حمایت از دمکراسی و استقرار دولت قانونی که هم اکنون نیز در سوریه برسرکاراست، هرچند آن را با جنگی تا کنون پنج ساله که به جان باختن صدها هزار و مجروح شدن شماری بس افزونتر و به راه افتادن میلیونها آواره ی جنگی در سوریه دست به گریبان ساخته¬اند (ناگفته نماند که دولت بشار اسد خود نیز در برپاساختن این جنگ، به باورمن به دلیل پیش بینی سرنوشتی همچون دولت معمر قذافی در لیبی، سهیم بود.) همان طور که بارها گفته ام به باورمن این مداخله ی ایالات متحد در سرنوشت آینده ی سوریه به مثابه ی تلاش در راه گشودن راه به سوی شرق، در کنار اشغال دریای چین، ازآن سوست و تحولات سالهای اخیر خاورمیانه و نزدیک و نیز اکرایین هیچ چیز جز این را ثابت نمی کند.
 
     اینکه کشورهای ذینفع، نه تنها در اندیشه ی تعیین دولت آینده ی سوریه، بلکه تعیین قانون اساسی جدید در سوریه باشند، به هیچ رو، نه به لحاظ حقوقی و نه به بهانه ی مهرورزی نسبت به مردم سوریه یا ادعای ضرورت استقرار دمکراسی در کشوری بیگانه بدون درخواست دولت قانونی آن، در کلیت خود مردوداست و مبنای قانونی ندارد.
 
     من با طرح فعلی که برپایه برقراری آتش بس و سپس تدارک حمله به دوگروه تروریستی فعال در سوریه تنظیم شده است تا همینجا موافقم؛ اما معتدم که پس از تحقق این هدف مردم سوریه باید به حال خود رها شوند و درباره ی قانون اساسی و دولت قانونی حاکم بر آن کشور خود تصمیم بگیرند و انتخابات آینده ی آن کشور و تغییر احتمالی قانون اساسی آن نیز بر اساس خواست مردم آن کشور و تحت نظارت مراجع بین المللی، نه دولتهای ذیربط مخالف و موافق ماندن بشار اسد، انجام گیرد. 
        
تاریخ انتشار : ۲۳ شهریور, ۱۳۹۵ ۳:۵۱ ب٫ظ

آخرین نوشته‌ها:

لینک کوتاه

نظرات

Comments are closed.

به تهاجم و حملات به تاسیسات صنعتی و زیربنایی کشور خاتمه دهید!

بیانیه هیئت سیاسی اجرایی: روز جمعه هفتم فروردین، اسراییل و امریکا مشترکا به تاسیسات مهم کشور ما حمله کردند. در این حملات کارخانه‌های بزرگ فولاد کشور در مبارکه و صنعت فولاد اهواز هدف قرار گرفتند… در ساعات اولیه بامداد روز شنبه ۸ فروردین چندین بخش از دانشگاه علم و صنعت ایران هدف قرار گرفت…گسترش تحصیلات عالی نیز که در پدیدارشدن دانشگاه ها و مدارس فنی در سراسر کشور به‌چشم میخورد بخشی از زیرساخت های توسعه صنعتی کشور است…این تاسیسات به دلیل ساختاری موسسات غیرنظامی شناخته شده و حمله به انها تخلف از معاهدات بین المللی حاکم بر شرایط جنگی است.

ادامه »

ایران در آستانه فروپاشی: اعتراضات، عدم حقانیت حاکمان و بن‌بست‌های پیش‌رو…

شورای سردبیری کار: تجربه تمامی طول دوران حیات حکومت اسلامی نشان می‌دهد که هر موج سرکوب، به‌جای تثبیت پایدار نظام، پایگاه اجتماعی نظام را کوچک‌تر می‌کند، شمار بیشتری از شهروندان را به صف مخالفان می‌راند و پس از مدتی، اعتراضات گسترده‌تری دوباره سر برمی‌آورد. این بار اما فشار از پایین با خطر تشدید تنش در سطح منطقه‌ای و بین‌المللی نیز هم‌زمان شده است. در چنین فضایی، اسرائیل ـ با سابقه حملات تحریک آمیز و تلاش مستمر برای تضعیف جمهوری اسلامی ـ ممکن است اعتراضات داخلی را فرصتی برای ازسرگیری حملات علیه ایران تلقی کند. این هم‌زمانی نارضایتی داخلی و تهدید خارجی، معادله‌ای بسیار خطرناک برای کشور ما ایجاد کرده است.

مطالعه »

رضا پهلوی حتی راست‌ترین پشتیبانان ترامپ را هم شرمنده می‌کند

در زمانی که حتی در میان راست‌ترین‌های پشتیبان ترامپ فریاد اعتراض به حمله امریکا و اسرائیل به ایران برخاسته، و دست بر اتفاق در روزی که میلیون‌ها امریکایی در مخالفت با سیاست‌های ترامپ به خیابان‌ها آمده بودند، پسر آخرین شاه ایران از ترامپ می‌خواهد که بجنگد تا نابودی ایران. دهان به چنین گشودن نشان از چه دارد؟

مطالعه »

کنترل تنگه هرمز جام طلای پیروزی در این جنگ است!

گودرز اقتداری: امروز برای توافق گام به گام و تضمین های لازم برای پیمان ترک مخاصمه، معاهده عدم تجاوز، لغو تهدیدها بهترین زمان است. “پذیرش شکست” از طرف متهاجم به کشور ما تنها یک پذیرش لفظی است و ارزش عینی ندارد، مهم‌تر اما تحمیل این توافق و حفظ کنترل هرمز است که به واقع شکست عملی در این مرحله از جنگ بوده و میتواند به پایان امپراطوری ایالات متحده بیانجامد، همانگونه که موفقیت مصر در حفظ کنترل کانال سوئز نقطه پایانی بر امپراطوری بریتانیا گذاشت.

مطالعه »
شبکه های اجتماعی سازمان
آخرین مطالب

End the invasion and attacks on the country’s industrial and infrastructure facilities!

تظاهرات و راهپیمایی اعتراضی در آمستردام

افزایش خشونت علیه زنان در آلمان؛ به‌دلیل حضور مهاجران؟

ترامپیسم و اپوزیسیون، وقتی فشار، هویت را می‌بلعد

نمی‌خواهند در جنگی بجنگند که آن را نمی‌فهمند

دگردیسیِ نگاهِ برخی داخل‌نشینان و خارج‌نشینان به تهاجم خارجی