سامانه اینترنتی سازمان فداییان خلق ایران (اکثریت)

GOL-768x768-1

۱۷ خرداد, ۱۴۰۵ ۰۴:۳۶

یکشنبه ۱۷ خرداد ۱۴۰۵ - ۰۴:۳۶

خاستگاه فرهنگى جنبش فدائی

جنبش مسلحانه از دل جنبش روشنفکرى دهه چهل بيرون آمده بود، در اين مکتب پرورش يافته بود، همدلى و همراهى اين نيرو را با خود داشت، از آن تغذيه مى کرد، فرياد پرخاشگرانه اين نسل بر عليه بيداد و ستم و ديکتاتورى بود. نه اينکه روشنفکران ما تحت تاثير مبارزه مسلحانه بودند، بلکه جنبش فدائى تبارز سازمان يافته، راديکال و مسلحانه گرايشات مبارزاتى جنبش روشنفکرى دهه چهل بود

در تاریخ معاصر ایران، دهه چهل یکى از پربارترین دهه هاى رشد فرهنگى جامعه ما بود. بزرگترین شاعران ما ماندگارترین آثار خود را در این دهه خلق کردند که از آن میان مى توان به آثار جاویدان احمد شاملو، فروغ فرخزاد، سهراب سپهرى، هوشنگ ابتهاج، محمود آزاد، شفیعى کدکنى…. و دهها شاعر نسل بعدى که آثار اصلى خود را در این دهه آفریدند اشاره کرد. در این دوره براى اولین بار نقد شعر که دستاورد ادبیات مدرن اروپائى بود بطور جدى وارد ادبیات فارسى شد و افرادى نظیر براهنى و دستغیب اولین آثار نقد شعرى خود را در این دهه منتشر گردند.
داستان نویسى ما در این دهه از حالت آثار تک ستاره ها خارج و در روند عمومى خود با ادبیات مدرن جهان همراه گردید و نویسنگانى نظیر محمود دولت آبادى، احمد محمود، جمال میرصادقى، بهرام صادقى و….فصل جدیدى در داستان نویسى و بویژه رمان فارسى گشودند.در عرصه ترجمه نیز بزرگانى چون محمد قاضى، نجف دریابندرى، به آذین، خبره زاده و دیگران، دریچه هاى تازه ئى به سوى ادبیات و فرهنگ جهانى باز کردند. در این دوره آثار با ارزشى در زمینه تحقیقات اجتماعى، ادبى و فلسفى منتشر شد و استادانى نظیر امیرحسین آریانپور، مصطفى رحیمى، حمید حمید، داریوش آشورى، باقر مومنى و….یادگارهاى درخشانى از خود باقى گذاشتند. تاتر در این دوره به اوج شکوفائى خود رسید و اسکوئى ها، انتظامى، نصیریان، رادى، بیضائى، سلطانپور، یلفانى، رحمانى نژاد و……به نامهاى جاویدان عرصه هنر ایران تبدیل شدند.
سینماى مدرن ایران در این دوره پایه گزارى شد و گلستان، مهرجوئى و کیمیائى از پیشروان آن بودند که به سرعت گسترش یافته و به دوران باصطلاح «فیلمفارسی» در سینماى ایران پایان بخشید و این همزمان بود با اوج عرصه جدیدى از نقد هنرى یعنى نقد فیلم که چهره هاى برجسته ئى نظیر پرویز دوائى، جمشید ارجمند، هژیر داریوش، هوشنگ حسامى و…بدان پرداختند.این سیر را میتوان در هنر هاى دیگرى نظیر نقاشى، مجسمه سازى، موسیقى و غیره نیز دنبال کرد. این دهه همچنین یکى از درخشان ترین سالهاى انتشار نشریات ادبى و اجتماعى بود که با «کتاب هفته» به همت کسانى نظیر پرفسور هشترودى، شاملو و سیدجوادى آغاز گشت و با دهها نشریه با ارزش دیگر نظیر نگین، جهان نو، خوشه، آرش، فردوسى،…و جنگ هاى مختلف ادبى و هنرى ادامه یافت. 
در این دهه نسلى از روشنفکران تربیت یافتند که بعدها به عناصر برجسته حوزه هاى دانش، فرهنگ، هنر و سیاست جامعه ما فراروئیدند. ویژگى این نسل جستجوگرى، میل به مطالعه و دانستن، همراه با تردید نسبت به هر آنچه که به گذشته و سنت تعلق داشت بود. این خصوصیت حاصلش رویکرد به ادبیات، هنر، جامعه شناسى و….مدرن غربى در میان این نسل بود تا آنجا که شعارهاى بازگشت به گذشته افرادى نظیر جلال آل احمد – علیرغم رادیکالیسم او در برابر رژیم که نتیجه اش خودبخود محبوبیت براى او بود – خیلى زود در بین این نسل رنگ باخت ( برخورد دانشجویان دانشگاه تبریز با او و نامه حمید مومنى به باقر مومنى در باره لزوم مقابله با واپسگرائى آل احمد ).
ویژگى هاى روشنفکران این دهه به گونه بارزى در جنبش هاى سیاسى که اینان در این دوره به وجود آوردند از جمله جنبش فدائى خود را نشان داد. تردید نسبت به درستى روشهاى مبارزاتى نسل قبلى و مرزبندى با تفکرات و شیوه ها ى گذشته مبارزه، جستجوى راههاى مبارزاتى نوین و مطالعه تجربیات دیگر ملت ها با سرعت و حدت در دستور کار این نیروها قرار گرفت. اگر این نسل در زمینه ادبیات و هنر همزادهاى پیشگام خود را در کشورهاى پیشرفته غربى جستجو مى کرد، در عرصه سیاسى چشم به سوى رادیکالیسم آمریکاى لاتین و شرق آسیا داشت. نسل اول سازمان در چنین دهه و فضائى تربیت یافت و بخشى از فرهیختگان این دهه در جنبش فدائى گرد آمدند.
علاوه بر افرادى که جدا از فعالیت سازمانى در میان اهل فرهنگ نامى داشتند، نظیر صمد بهرنگى، جزنى، پویان، بهروز دهقانى، علیرضا نابدل، حمید مومنى، سعید سلطانپور، محمد امینى، میرزاآقا عسگرى، رضا مقصدى و…..و علاوه بر شخصیت هاى اجتماعى برجسته ئى مانند ظریفى، مفتاحى، اعظمى، آژنگ و دهها نام دیگر که عمر کوتاه مجال تجلى در عرصه جامعه را به آنها نداد، باید به رابطه فرهنگى کل روشنفکران تربیت شده این نسل با آنانى که در جنبش هاى سیاسى متشکل شده بودند اشاره کرد. بسیارى گفته اند که هنرمندان و کل روشنفکران ما در این دوره تحت تاثیر مبارزه مسلحانه قرار گرفتند و شاهد مثال نیز شاهکارهاى ادبى است که در این دوره به همدلى و حمایت از این جنبش آفریده شدند.
اما مساله را شاید از زاویه دیگرى هم بتوان دید: جنبش مسلحانه از دل جنبش روشنفکرى دهه چهل بیرون آمده بود، در این مکتب پرورش یافته بود، همدلى و همراهى این نیرو را با خود داشت، از آن تغذیه مى کرد، فریاد پرخاشگرانه این نسل بر علیه بیداد و ستم و دیکتاتورى بود. نه اینکه روشنفکران ما تحت تاثیر مبارزه مسلحانه بودند، بلکه جنبش فدائى تبارز سازمان یافته، رادیکال و مسلحانه گرایشات مبارزاتى جنبش روشنفکرى دهه چهل بود.

تاریخ انتشار : ۱۸ بهمن, ۱۳۸۴ ۴:۴۰ ب٫ظ

آخرین نوشته‌ها:

لینک کوتاه

نظرات

Comments are closed.

به مناسبت سالروز پیروزی بر نازیسم؛ هیچ نیروی اهریمنی نمی‌تواند بر مردمی متحد پیروز شود

هیئت سیاسی- اجرایی سازمان فداییان خلق ایران (اکثریت): همان‌گونه که اتحاد شوروی در ژوئن ۱۹۴۱ با اتکای به اتحاد مردمی در برابر تجاوز ایستاد، ایران نیز در اسفند ۱۴۰۴ دچار تحولی بزرگ شد. همبستگی مردم در دفاع از میهن، که به عین دریافتند فرزندانشان در نیروهای مسلح، به اتکای پشتیبانی جامعه است که قادرند از کشورشان در برابر خطر موجودیتی دفاع کنند.

ادامه »

ایران در آستانه فروپاشی: اعتراضات، عدم حقانیت حاکمان و بن‌بست‌های پیش‌رو…

شورای سردبیری کار: تجربه تمامی طول دوران حیات حکومت اسلامی نشان می‌دهد که هر موج سرکوب، به‌جای تثبیت پایدار نظام، پایگاه اجتماعی نظام را کوچک‌تر می‌کند، شمار بیشتری از شهروندان را به صف مخالفان می‌راند و پس از مدتی، اعتراضات گسترده‌تری دوباره سر برمی‌آورد. این بار اما فشار از پایین با خطر تشدید تنش در سطح منطقه‌ای و بین‌المللی نیز هم‌زمان شده است. در چنین فضایی، اسرائیل ـ با سابقه حملات تحریک آمیز و تلاش مستمر برای تضعیف جمهوری اسلامی ـ ممکن است اعتراضات داخلی را فرصتی برای ازسرگیری حملات علیه ایران تلقی کند. این هم‌زمانی نارضایتی داخلی و تهدید خارجی، معادله‌ای بسیار خطرناک برای کشور ما ایجاد کرده است.

مطالعه »

ترامپ، توافق با جمهوری اسلامی ایران و پیمان ابراهیم

چنین می‌نماید که زور ترامپ برای خلق «بیگ بنگ»ی نو چندان پرزور نیست.

گره «پیوستن عربستان و قطر به پیمان ابراهیم» به پایان جنگ با ایران را قطر و عربستان به کوری کشاندند.

کوری گره همزمان پیام روشنی را با خود دارد؛

بدون ایران، نظمی نو در منطقه، باختر آسیا؛ حاکم نخواهد شد.

آمریکا باید در ملاحظات سیاسی خود نقش ایران را از «تهدید» به «بازیگر ضروری» بازتعریف کند.

ایران دیری‌ست در پی شناسایی این نقش خود از سوی امریکا بوده است.

مطالعه »

گل به‌خودی فیفا در دادن میزبانی جام جهانی به آمریکا و کانادا و نادیده گرفتن تبعیض نسبت به تیم های شرکت کننده…

گودرز اقتداری: تیم ملی همانگونه که در جام جهانی ۲۰۲۲ در قطر هم هدف تظاهرات مخالفین جمهوری اسلامی قرار گرفت در این بازیها نیز با تقابل مخالفین جمهوری اسلامی بویژه طرفداران سلطنت روبرو خواهذ بود. پیش بینی ها اما انست که این بار شاید بخاطر میزبانی در امریکا و کانادا که هر دو میزبان صد ها هزار ایرانی متمایل به رضا پهلوی هستند، امکان در گیری های بیشتر محتمل‌تر است…. در دیدگاه ما اما تیم ملی تیم تمام مردم ایران است و در این شرایط که کشور هدف حملات و خسارات بی‌بدیل در تاریخ معاصر خود بوده است پیروزی تیم ملی و حمایت عمومی هم‌وطنان برای ایجاد اتحاد و هم‌بستگی ملی بیش لز پیش ضروری و مورد انتظار است. ما مانند همه هنرمندان و روشنفکران میهن تحت ستم‌مان ورزش‌کارانی که با پرچم ایران در هر میدانی مبارزه میکنند را نیز فرزند ایران و از ان خود میدانیم و پیروزی هایشان را در میدان‌های جهانی ارج می‌گذاریم.

مطالعه »
شبکه های اجتماعی سازمان
آخرین مطالب

احمدی‌نژاد، ترامپ و نتانیاهو؛ سه «قهرمان» برای یک سناریو!

اسلام به‌مثابه ایدئولوژی دولت: پژوهشی بر اساس مفهوم قدرت، فرهنگ و ایدئولوژی نزد گرامشی

گاهنامه زنان شماره ۲ – زمستان ۱۴۰۴

تلاش و دغدغهٔ نسل پنجاه و هفت و نسل زد! دیکتاتوری و فقر عمومی و بشکه‌های ثروت

آیا سامانه پدافند هوایی نوین ایران می‌تواند تغییر دهنده برنده بازی باشد؟

ملت ایران؛ تداوم یک هویت تاریخی در ورای تعاریف مدرن