پنجشنبه ۱۴ فروردین ۱۴۰۴ - ۰۶:۵۸

پنجشنبه ۱۴ فروردین ۱۴۰۴ - ۰۶:۵۸

دونالد ترامپ ظاهراً خروج ایلان ماسک را به افراد مورد اعتماد اعلام کرد
خروج احتمالی ماسک از سمت مشاوره‌اش در دولت ترامپ, باعث ایجاد سرخوشی در بازار سهام شد. قیمت سهام شرکت خودروهای الکتریکی تسلا ماسک در وال استریت به میزان قابل توجهی...
۱۴ فروردین, ۱۴۰۴
نویسنده: برگردان: رضا کاويانی
نویسنده: برگردان: رضا کاويانی
دولت جدید سوریه: کابینه ای که برای تحت تاثیر قرار دادن غرب طراحی شده است
دولت جدید سوریه: کابینه ای که برای تحت تاثیر قرار دادن غرب طراحی شده است، احمد الشرع رئیس جمهور موقت هم در داخل سوریه و هم در خارج از کشور...
۱۴ فروردین, ۱۴۰۴
نویسنده: برگردان: رضا کاويانی
نویسنده: برگردان: رضا کاويانی
حقوق ما، شماره ۲۳۴-۲۳۵: سندیکا و حق اعتصاب در ایران
در این شماره میخوانید: حق اعتصاب کارگران در ایران.   جنبش کارگری ایران امید به دستیابی به حقوق خود را افزایش داده است.   بررسی پیشینه و دستاوردهای سندیکای شرکت...
۱۳ فروردین, ۱۴۰۴
نویسنده: سازمان حقوق بشر ایران
نویسنده: سازمان حقوق بشر ایران
اختلافات و جنگ قومی؛ تیشه‌ای بر ریشهٔ ایران
جنگ، چه در مرزها و چه در کوچه‌های شهرها، آتش و ویرانی به بار می‌آورد. اما جنگ قومی خانمان‌سوزتر از هر نبردی است. این نزاع و درگیری، با چماق‌های هدیه‌شده...
۱۲ فروردین, ۱۴۰۴
نویسنده: زری
نویسنده: زری
تاریخ سفره شد و نمد
تو از کدام دیار قصه ای، که این گونه عزیز، گیسو می افشانی، از کدام قبیله و طایفه ای، که می خواهی مهربانی تقسیم کنی؟
۱۲ فروردین, ۱۴۰۴
نویسنده: کاوه داد
نویسنده: کاوه داد
انتخابات میان‌دوره‌ای در فلوریدا
 اولین آزمون انتخاباتی دور دوم  برای کنگره ایالات متحده در فلوریدا, برای دولت دونالد ترامپ و حزب جمهوری‌ خواهان در روز سه‌شنبه فرا رسیده است. دموکرات ها با دریافت نشانه هایی,...
۱۲ فروردین, ۱۴۰۴
نویسنده: برگردان: رضا کاويانی
نویسنده: برگردان: رضا کاويانی
ترامپ وتندباد ژئوپولیتیک
وقتی به تسلسل اقدامات تیم “ترامپ” نگاه می‌شود، به سادگی می‌توان اندیشید که همه این سناریوهای پرسروصدا و اقدامات بسیار دراماتیکی که از جانب اداره نوین ریاست جمهوری آمریکا صورت...
۱۲ فروردین, ۱۴۰۴
نویسنده: اسد کشتمند
نویسنده: اسد کشتمند

درگذشت اندوهبار “بهزاد” کابل

"بهزاد" در عین فروتنی عجیبی که در خود داشت، طوری که در برابر هر وظیفه کوچک گذاشته شده بر عهده‌اش ضمن شادمانی از مورد اعتماد قرار گرفتن ابراز شرمندگی هم می کرد، انسان بسیار فکوری بود. از آنهایی که برای فهم حقیقت به دنیا می آیند و در پی فهم حقیقت هم از دنیا می روند!

پس “بهزاد” هم رفت! این نماد مهربانی و نجابت با چهره‌ای همیشه پوشیده در خجالت. و چه ناگهانی و غیر منتظره! به تازگی سن شصت را پشت سر گذاشته بود که مرگ او را در ربود آنهم در ظلمت تنهایی اندوهبار چونان غمی مضاعف از حرمان ناشی از مهاجرت. اگر نبود آن خبرگیری یکی از رفقای همواره پشتیبان همه دوستان– و یاور نزدیک “بهزاد” در این اواخر- شاید بعد ده روز پس از مرگش نیز باز از درگذشت غمبار وی بی خبر می ماندیم. و این، بیش از هر چیز دیگری جان آدمی را در هم می فشرد. وه که چه تلخ است در گوشه افتادن!

نام واقعی‌اش محمود نوری بود، اما بیشترینه دوستان و رفقایش او را با نام “بهزاد” می شناختند. از دانشجویان ایرانی در هند، که اواسط دهه پنجاه خورشیدی پا در این سرزمین می گذارد، بلافاصله به جنبش دانشجویان ایرانی ضد دیکتاتوری در هند می پیوندد، سریعاً هم با درآمدن در زمره هواداران فعال جنبش فدایی خلق به عنوان یکی از پرشورترین فعالان سیاسی شناخته می شود. و این جمع دانشجوی ایرانی در هند، چه اندازه اشباع بود از آنهمه بچه‌های صمیمی میان خود و اکثرشان هم از طبقات متوسط رو به پائین جامعه. آمده از هر جای ایران به آن کشور و بیشترش هم از لرستان، خوزستان و سواحل جنوب و تقریباً همه‌شان نیز ناگزیر از تلاش برای معاش در حین تحصیل با انگیزه مبارزاتی علیه بی عدالتی.

گل واژه “رفیق”، بخودی خود دلنشین است. اما دلنشینی بیشتر آن، به اینست که از کدامین حنجره‌ درآید و با چه صمیمیتی بیان شود! “بهزاد” این خطابیه را در هر جمله‌اش می آورد و گاه حتی یکبار در اول  جمله و بار دیگر در آخر آن! با همه وجودش نیز و در ابراز اعتمادی سرشار به مخاطب خویش. او در پی تنش‌های بعد انقلاب در صفوف انقلابیون ایرانی از جمله در هند، ناگزیر از ترک آنجا شد و اواخر سال ۶۳ بود که به کابل آمد. او زندان را هم در ایران و هم در هند  تجربه کرد و جان نحیف‌اش در آنها آسیب بسیار دید. او شوریدگی پایان ناپذیری در خود داشت و آمادگی‌‌های بسیار برای بیشترین فداکاری‌ها و قرار گرفتن در صف نخست مایه‌گذاری‌ها؛ و همواره هم اما گمنام در آن چیزی که با همه وجود برایش فداکاری می کرد!

در کابل که بودیم اوایل او را نمی دیدم چون بنا به شرایط ویژه‌ای که داشتم تا مدتی برای تشکیلات آنجا علنی نبودم. ولی از همسرم که سخت مورد اعتماد وی قرار گرفته بود این را در باره او شنیدم که یک رفیقی داریم آمده از هند و بگونه شگرفی، آدمی بس شفاف مثل شیشه و انسانی عجیب مهربان، فروتن و خجالتی. بعدها که او را دیدم دریافتم این رفیق موصوف، دقیقاً همانی است که وصف شده است. “بهزاد” را هر از چندی در محل اقامت‌اش “کارتیه سه”، یا دفتر سازمان در کابل و جلسات و مراسم عمومی می دیدم و همیشه هم لبخند بر چهره ولی توام با نگرانی و اضطراب! یکبار از او پرسیدم “بهزاد” آیا نگران چیز خاصی هستی؟ گفت: “رفیق! من نگران آخر و عاقبت اختلافات در سازمانم رفیق، چه می شود رفیق؟”! وقتی گفتم که نگران نباش سازمان از این پل نیز می گذرد با برقی درخشان تر از هروقت دیگر در چشمانش که همیشه هم شاهد آن بودم گفت: “رفیق! خوشحالم کردید رفیق”!

“بهزاد” در عین فروتنی عجیبی که در خود داشت، طوری که در برابر هر وظیفه کوچک گذاشته شده بر عهده‌اش ضمن شادمانی از مورد اعتماد قرار گرفتن ابراز شرمندگی هم می کرد، انسان بسیار فکوری بود. از آنهایی که برای فهم حقیقت به دنیا می آیند و در پی فهم حقیقت هم از دنیا می روند! درگیر خود و هستی در همه عمرشان. روزمره‌گی آفت جان چنین انسان‌هایی است! در این سال‌های واپسین گذر عمرش در آلمان، همه‌اش فلسفه می خواند و بی سر و صدا، متون فلسفی ترجمه می کرد. استعداد بالایی در زبان آموزی داشت و انگلیسی و آلمانی را خوب آموخته بود. رفتن در درون فلسفه اما نه به بهای فراموش کردن سیاست، جنبش و سازمان. بلکه برای فهم فلسفی سیاست! همه نوشته‌های سیاسی روز را با ولع می خواند و از پرسش‌های متعدد خود، پرسشنامه تهیه می کرد! یکبار در یکی از جشن‌ها به مناسبت ۱۹ بهمن یکی را هم به من داد. در آخرین دیدارمان ضمن طرح انواع پرسش‌های سیاسی، از این کشف خود نیز با من سخن گفت که آلمان، سرزمین فلسفه است! در آن دیدار نوروزی ۱۳۹۴ در کلن، او را پرسشگری یافتم هیجانی تر از همیشه پیرامون هستی انسان! و جالب اینکه گرچه می گفت نمی دانم چه بر سر بشر خواهد آمد، در اتکاء به آرمانخواهی‌های دیرینه‌اش اما تاکید می کرد که با خوش بینی به آینده می نگرد. و این سخن، فشرده جان و روح عصیانی وی بود.

“بهزاد” رفت و جهان را در عزلت ترک گفت. از نظر بیولوژیک، او بر اثر ایست قلبی آنهم در بیمارستان جان داد ولی نزدیکانش تردید ندارند که این “غمباد” بود که “بهزاد” را از پا درآورد. اما با درد و دریغ باید گفت چه فرق می کند وقتی مرگ سر برسد و طعمه خویش برباید و با خود برد؟ آدمی در فکر فرو می رود که چنین از دست رفتن‌ها‌ در تنهایی، آیا حادثه‌هایی‌اند منفرد یا که نتوان مشابه‌‌هایش را کم شمرد! و از خویش می پرسد تو نشسته در برابر چنین وقایع گزنده‌ای، خود در کجا ایستاده‌ای؟ اصلاً آیا وظیفه‌مندانه از حال و احوال یارانی که چون خودت پراکنده جهان غربت‌اند، خبر داری؟

من از لحظه‌ای که این خبر شنیده‌ام، عذاب وجدان دست از سرم بر نمی دارد که چرا فقط به تصادف می بایست او را می دیدم. فقط به این دلخوشم که می توان خود را این نهیب درونی زد که از یاران دردمند خویش در این مهاجرت تلخ بی خبر نمانیم.

بهزاد کریمی                                                                                  نهم دی ماه ۱۳۹۶  

 

تاریخ انتشار : ۱۰ دی, ۱۳۹۶ ۹:۲۱ ب٫ظ
لینک کوتاه
مطالب بیشتر

نظرات

Comments are closed.

بیانیه‌های هیئت‌ سیاسی‌ـ‌اجرایی

آیا وجدان بشریت هنوز در مقابل این نسل کشی بیدار است؟

با آتش‌بس امیدی برای پایان جنگ و برداشتن سایه سنگین آن از سر مادران، کودکان، پیران و جوانان فلسطینی به وجود آمده بود، اما این امید با نقشه شوم جنایتکاران از بین رفت، نقشه‌ای که فراتر از یک جنگ معمولی بوده و هدف نهایی آن نابودی و آواره‌سازی یک ملت کهن از سرزمینش و تصرف باقی‌مانده خاک فلسطین است.

ادامه »
سرمقاله

ریاست جمهوری ترامپ یک نتیجهٔ تسلط سرمایه داری دیجیتال

همانگونه که نائومی کلاین در دکترین شُک سالها قبل نوشته بود سیاست ترامپ-ماسک و پیشوای ایشان خاویر مایلی بر شُک درمانی اجتماعی استوار است. این سیاست نیازمند انست که همه چیز بسرعت و در حالیکه هنوز مردم در شُک اولیه دست به‌گریبان‌اند کار را تمام کند. در طی یکسال از حکومت، خاویرمایلی ۲۰٪ از تمام کارمندان دولت را از کار برکنار کرد. بسیاری از ادارات دولتی از جمله آژانس مالیاتی و وزارت دارایی را تعطیل و بسیاری از خدمات دولتی از قبیل برق و آب و تلفن و خدمات شهری را به بخش خصوصی واگذار نمود.

مطالعه »
سخن روز و مرور اخبارهفته
یادداشت

قتل خالقی؛ بازتابی از فقر، ناامنی و شکاف طبقاتی

کلان شهرهای ایران ده ها سال از شهرهای مشابه مانند سائو پولو امن تر بود اما با فقیر شدن مردم کلان شهرهای ایران هم ناامن شده است. آن هم در شهرهایی که پر از ماموران امنیتی که وظیفه آنها فقط آزار زنان و دختران است.

مطالعه »
بیانیه ها

آیا وجدان بشریت هنوز در مقابل این نسل کشی بیدار است؟

با آتش‌بس امیدی برای پایان جنگ و برداشتن سایه سنگین آن از سر مادران، کودکان، پیران و جوانان فلسطینی به وجود آمده بود، اما این امید با نقشه شوم جنایتکاران از بین رفت، نقشه‌ای که فراتر از یک جنگ معمولی بوده و هدف نهایی آن نابودی و آواره‌سازی یک ملت کهن از سرزمینش و تصرف باقی‌مانده خاک فلسطین است.

مطالعه »
پيام ها

پیام تبریک سازمان فداییان خلق ایران (اکثریت) به‌مناسبت پیروزی تیم ملی فوتبال ایران در صعود به جام جهانی!

با کمال تاسف روی‌کرد سیاسی مقابله با ایران از سوی برخی کشورهای ذی‌نفوذ در جهان در کنار تحریم‌های غیرقانونی و ظالمانه علیه کشور ما، مانعی عمده در برابر برگزاری دیدارهای دوستانه در مقابل تیم‌های قوی جهان، حتی امکان برگزاری اردوهای آمادگی، و وجود تجربهٔ بازی در این سطح برای ملّی‌پوشان ایران است.

مطالعه »
برنامه
برنامه سازمان فدائیان خلق ایران (اکثریت)
اساسنامه
اساسنامه سازمان فدائیان خلق ایران (اکثریت)
بولتن کارگری
شبکه های اجتماعی سازمان
آخرین مطالب

دونالد ترامپ ظاهراً خروج ایلان ماسک را به افراد مورد اعتماد اعلام کرد

دولت جدید سوریه: کابینه ای که برای تحت تاثیر قرار دادن غرب طراحی شده است

حقوق ما، شماره ۲۳۴-۲۳۵: سندیکا و حق اعتصاب در ایران

اختلافات و جنگ قومی؛ تیشه‌ای بر ریشهٔ ایران

تاریخ سفره شد و نمد

انتخابات میان‌دوره‌ای در فلوریدا