سامانه اینترنتی سازمان فداییان خلق ایران (اکثریت)

GOL-768x768-1

۲۷ بهمن, ۱۴۰۴ ۰۰:۵۳

دوشنبه ۲۷ بهمن ۱۴۰۴ - ۰۰:۵۳

در اندوه درگذشت مادر زهرا حب الوطنی

رفیق علی ( رحیم) در سال ۶۷، پشت میله‌های زندان اهواز به مادر گفت که حاضر به مصاحبه تلویزیونی در ازاء قول آزادی‌ از سوی زندانبانان نیست. زن عمی، در آخرین دیدار با رفیق رحیم در زندان اهواز، خود قانع شد که فرزند شجاع و مقاوم اش به عهد خود با رفقایش و زحمتکشان وفادار مانده و با لبی خاموش، از میان "مصاحبه یا مرگ؟"، مرگ را برگزیده بود. زن عمی با حسی مادرانه از اینکه فرزندش به باورهای سیاسی خود پایبند مانده بود، همواره احساس غرور می کرد."زن عمی" در حالی بعد این گفتگو اتاق ملاقات را ترک می‌کرد که نمی‌دانست این آخرین دیدارش با فرزند است. او پیراهن گلگونی از علی به یادگار با خود داشت که تا پایان عمرش آن را بو می‌کشید.

خبردار شدیم که “زن عمی” –  زهرا حب الوطنی اصل، مادر رفیق نامدار ما زنده یاد رحیم اسداللهی از فدائیان جان بر کف سازمان چریک‌های فدایی خلق ایران مشهور به “علی چریک” و عضو کمیته مرکزی سازمان فدائیان خلق ایران (اکثریت) در اوائل دهه ۶۰، بعد مدتی رنج بردن از بیماری، روز ۱۸ فروردین چشم بر جهان بست و فرزندان، نوادگان، آشنایان و دوستدارانش را سوگوار خود کرد. مادر اسداللهی تا واپسین دم حیاتش، درد اعدام رحیم خود را که به سال ۶۷ توسط دژخیمان جمهوری اسلامی اعدام شد در دل داشت و با خود به گور برد.

او را در خانواده و محله  “زن عمی” می نامیدند. چون همیشه، درب منزل او، مادرانه به روی فرزندانی بیشتر از آنچه را که خود پرورده بود گشوده بود. این زن، همواره با روئی گشاده، همراز، همیار، و تکیه گاه دلسوز همه آنانی می شد که “زن عمی” را با همین نام صمیمی صدا می کردند.

مادر اسداللهی در همان جوانی شوهرش را از دست داد و سرپرست خانواده‌ای زحمتکش و محروم از اعماق جامعه، در محله «شاه آباد» تبریز شد. او با تحمل انواع مرارت‌ها، دلاورانه پنج فرزند خود را بزرگ کرد و نهال‌های برومندی تحویل جامعه ایران و سپهر سیاسی کشور داد. همه عمرش به دلهره و انتظار از سرنوشت فرزندان گذشت که کی خبر کشته شدن فرزندش را خواهد ‌شنید، تا کی باید مسافر راه‌های طولانی برای دیدار فرزند زندانی خود ‌شود و یا با چشمانی نگران چرا باید دربدری و دوری از فرزندان، داماد و عروس را بخاطر تحت تعقیب و پیگرد بودن آنان شاهد باشد. او همانند مادران درد کشیده بسیاری در رژیم دیکتاتوری شاه و مخصوصاً استبداد جمهوری اسلامی، رنج‌ها برد و نمادی از حماسه‌ای بی‌صدا شد.

رحیم اسداللهی بزرگترین فرزند مادر بود که از همان کودکی یار و یاور خانواده تنگدست خود شد و در کنار تحصیل، گوشه‌ای از بار معاش خانواده را بر دوش گرفت. علی که از نوجوانی و به انگیزه لمس فقر و فهم منشاء استثمارگرایانه آن، رو به مطالعات اجتماعی و سیاسی گذاشته بود، اندک زمانی بعداز پایان دوره همافری به سازمان چریک‌های فدایی خلق پیوست.

علی در زمانی کوتاه در سازمان به رفیقی جسور در عملیات و همیشه پرسنده نسبت به نوع راه، شهره شد.”علی چریک” که در چهره مادر صبور و سرسخت خود، زجرها و پایداری‌های “مادر” رمان معروف ماکسیم گورکی را می‌دید.

رفیق علی ( رحیم) در سال ۶۷، پشت میله‌های زندان اهواز به مادر گفت که حاضر به مصاحبه تلویزیونی در ازاء قول آزادی‌ از سوی زندانبانان نیست. زن عمی، در آخرین دیدار با رفیق رحیم در زندان اهواز، خود قانع شد که  فرزند شجاع و مقاوم اش به عهد خود با رفقایش و زحمتکشان وفادار مانده و با لبی خاموش، از میان “مصاحبه یا مرگ؟”، مرگ را برگزیده بود.

 زن عمی با حسی مادرانه از اینکه فرزندش به باورهای سیاسی خود پایبند مانده بود، همواره احساس غرور می کرد.

“زن عمی” در حالی بعد این گفتگو اتاق ملاقات را ترک می‌کرد که نمی‌دانست این آخرین دیدارش با فرزند است. او پیراهن گلگونی از علی به یادگار با خود داشت که تا پایان عمرش آن را بو می‌کشید.

ما با ابراز تاسف عمیق از درگذشت “زن عمی” که حتی با مرگ خود یاد بزرگ و جاودانه “علی چریک” آن یار وفادار به منافع توده‌های زحمت و پایدار در مبارزه و عشق را، در خاطرها زنده‌تر کرده است، این ضایعه را به همه بازماندگان این عزیز تسلیت می‌گوییم.

ما خود را شریک اندوه فرزندان خانم زهرا حب الوطنی اصل، صبا اسداللهی، احد واحدی و دیگر بازماندگانش می‌دانیم.

دبیرخانه شورای مرکزی سازمان فدائیان خلق ایران (اکثریت)

 ۲۰ فروردین ماه ۱۳۹۹  (۸ آوریل ۲۰۲۰)

تاریخ انتشار : ۲۰ فروردین, ۱۳۹۹ ۲:۴۵ ب٫ظ

آخرین نوشته‌ها:

لینک کوتاه

نظرات

Comments are closed.

انقلاب بهمن، ٢٢ بهمن

انقلاب بهمن زنده است؛ خائنان به انقلاب مردم باید از مسند نامشروع قدرت طرد شوند!

هیئت سیاسی – اجرایی سازمان فداییان خلق ایران (اکثریت): در شرایطی سالگرد انقلاب بهمن را گرامی می‌داریم که جامعهٔ ایران هنوز در اندوه جان‌باختن هزاران انسان بی‌گناه در فاجعهٔ دی‌ماه گذشته به‌سر می‌برد؛ فاجعه‌ای که مسئولیت مستقیم آن بر عهدهٔ حاکمیتی است که جان و امنیت شهروندان را قربانی ناکارآمدی، فساد و بی‌مسئولیتی خود کرده است.

انقلاب ۲۲ بهمن ۱۳۵۷ رویدادی تصادفی یا گسسته از تاریخ نبود، بلکه حلقه‌ای از زنجیرهٔ مبارزات تاریخی مردم ایران برای آزادی، استقلال، جمهوریت و حاکمیت شهروندان بر سرنوشت خویش بود؛ زنجیره‌ای که از انقلاب مشروطه، سرکوب آن توسط کودتای رضاخان، اشغال ایران در جنگ جهانی دوم، نهضت ملی شدن نفت و کودتای ۲۸ مرداد ۱۳۳۲ عبور کرد و به قیام علیه سلطنت پهلوی رسید. …

ادامه »

ایران در آستانه فروپاشی: اعتراضات، عدم حقانیت حاکمان و بن‌بست‌های پیش‌رو…

شورای سردبیری کار: تجربه تمامی طول دوران حیات حکومت اسلامی نشان می‌دهد که هر موج سرکوب، به‌جای تثبیت پایدار نظام، پایگاه اجتماعی نظام را کوچک‌تر می‌کند، شمار بیشتری از شهروندان را به صف مخالفان می‌راند و پس از مدتی، اعتراضات گسترده‌تری دوباره سر برمی‌آورد. این بار اما فشار از پایین با خطر تشدید تنش در سطح منطقه‌ای و بین‌المللی نیز هم‌زمان شده است. در چنین فضایی، اسرائیل ـ با سابقه حملات تحریک آمیز و تلاش مستمر برای تضعیف جمهوری اسلامی ـ ممکن است اعتراضات داخلی را فرصتی برای ازسرگیری حملات علیه ایران تلقی کند. این هم‌زمانی نارضایتی داخلی و تهدید خارجی، معادله‌ای بسیار خطرناک برای کشور ما ایجاد کرده است.

مطالعه »

مصاحبهٔ مونیخ؛ آزمونی برای مسئولیت‌پذیری سیاسی

شهناز قراگزلو: نکتهٔ حساس‌تر در همان مصاحبه این بود که کسرا ناجی اشاره کرد بسیاری از نیروهای سیاسی و مخالفان جمهوری اسلامی رهبری رضا پهلوی را نمی‌پذیرند و زیر چتر او قرار نمی‌گیرند. پاسخ رضا پهلوی این بود که کسانی که با او همراه نیستند، احزاب و سازمان‌هایی‌اند که به دموکراسی اعتقاد ندارند. این پاسخ از نظر سیاسی و اخلاقی خطرناک است، چون به‌جای پذیرش تکثر طبیعی جامعه، مخالفان را با یک برچسب از دایرهٔ مشروعیت خارج می‌کند.

مطالعه »

اهریمن‌سازی از چپ و کنش ما

یک همگرایی ایدئولوژیک طولانی‌مدت بین رسانه‌های قدرتمند و تحت حمایت خارجی و جریان‌های تأثیرگذار در درون حاکمیت و رسانه های وابسته به آنها وجود داشته است که هر دو، اهریمن‌سازی چپ و نسبت دادن مسئولیت مشکلات ایران به آن را مفید یافته‌اند. خشم عمومی از نابرابری، فساد و بی‌عدالتی اقتصادی بسیار واقعی است، اما این خشم به طور کامل با حمایت از جایگزین‌های سوسیالیستی یا برابری‌خواهانه همخوانی ندارد.

مطالعه »
شبکه های اجتماعی سازمان
آخرین مطالب

مصاحبهٔ مونیخ؛ آزمونی برای مسئولیت‌پذیری سیاسی

بیانیه حمایت اتحادیه آموزش هلند از معلمان و شورای هماهنگی تشکا‌های صنفی فرهنگیان ایران

سلطنت‌طلبی و سایه راست افراطی بر جنبش‌های اجتماعی ایران

خط فقر به ۶۰ میلیون تومان رسید / حقوق کارگر ۱۸ میلیونی در دام تورم ۴۰ درصدی گیر کرد

اجلاس مونیخ و رویای تاجِ پوسیده

هدف اکثریت ملت ایران رهایی از سلطنت استبدادی و استبداد دینی است