بازهم موضوع اتحاد بین جریان چپ ایران تیتر رسانه های اپوزیسیون خارج کشور شد، اتحادی که همچنان تفرقه حاکم بر جریان مذکور را هدف قرار داده تا تشتت و پراکندگی جریان چپ را به طور کامل، برای همیشه به پایان برساند. قبلا در رابطه با برونرفت از تفرقه و انشقاق، از راه وحدت درون بخشی چپ گام هایی برداشته شده تا به آن جامه عمل بپوشاند و در راه آمده به نقطه ای دست می یابد که بعد از یکدهه از فعالیت پروژ وحدت نهایتا موفق به تشکیل حزب چپ ایران – فدائیان خلق – می شود، وحدتی که علیرغم فراز و فرود آن، هنوز تا رسیدن به تشکیل تشکل بزرگ چپ گام هایی چند فاصله دارد. با این توصیف همچنان گسترش حزب مخلوق خالقان ایده تشکیل تشکل پیشگفته در کانون توجه قرار دارد، و هنوز از برنامه کنار گذاشته نشده است، در راستای هدف مزبور بود که دومین کنگره حزب چپ جهت جلب نظر و گسترش دایره تعامل منجر به وحدت برگزار شد. در خلال برگزاری کنگره مزبور، احزاب و سازمان های چپ برای کنگره مزبور پیام های دوستی وحدت خواهانه را ارسال کردند که در آن بر ضرورت اتحاد تاکید نمودند، اتحادی که دایره آن از سطح خارج کشور آغاز شده، و قرار است تا در روند خاص به تسخیر عرصه داخل کشور بیانجامد.
تمام تحلیلگران جریان چپ در یک نکته اتفاق نظر دارند و اتحاد یا وحدت درون بخشی چپ در ایران را ضرورت تاریخی می دانند، زیرا در بازه کنونی میهن ما در عرصه های داخلی، بینالمللی و منطقهای که شرایط دشواری را پشت سر میگذارد، که به تاسی از آن پایه های اساسی سیاست یعنی پوزیسیون، اپوزیسیون، افکارعمومی و دول بین المللی و منطقه ای را دستخوش تحولاتی نموده، که جمهوری اسلامی بقای خود را به عنوان استراتژی «گام دوم انقلاب» تبیین و در دستور قرارداده و مصرانه پیگیری میکند و در این راستا یعنی حفظ نظام و تضمین تداوم را در مناسبات بینالمللی و منطقهای طراحی کرده تا بقا و تداوم نظام خود را اجرایی نماید، بدین لحاظ یکدست کردن حاکمیت و قرار دادن چهرۀ خودی تر در رأس قوۀ مجریه و به تبع آن، انتصاب استانداران و فرمانداران نظامی نشانه های بارز اتحاد درون حکومتی در اردوی راست است که با میلیتاریزه کردن نامحسوس کشور، عملاً نشان می دهد. درصدد مهار اعتراضات احتمالی می باشد.
جمهوری اسلامی که نقشه راه و مشی خود را آشکار کرده است؛ ولی در سویه دیگر، یعنی جامعه، باید چه خبر باشد؟ در این سو نیز شاهد وقوع تحولاتی در عرصه داخل کشور شده ایم که دول جهانی و منطقه ای جهت برداشت منافع خود به اعتراضات مردم نگاه خاص دارند، برداشتی که از اعتراضات ۹۶ و ۹۸ خورشیدی برآمد کرده و در آن طبقه متوسط فرودست و طبقه تهیدست شهری باهم تلاقی کردند؛ طبقهای متفاوت را بوجود آوردند که به قول تحلیلگران هنوز شناخت دقیقی از آن وجود ندارد.
پویایی اعتراضات مردم هنوز گویای آن است که نوید می دهد، مبارزات چند ساله مردم در برابر نظام سیاسی مستقر وارد فاز جدیدی شده است، به گونه ای که دور از انتظار نخواهدبود که روزی نچندان دور، شاهد آن باشیم که بازهم در صحنه سیاسی کشور، مبارزات مستمر و پیگیر کارگران و زحمتکشان، اقشار و گروههای مختلف اجتماعی به شکل اعتصابات، اعتراضات و نمایشهای خیابانی رخ نماید، هرچند دارای خصائل پراکندگی، نامتشکل بودن، بدون رهبر و راهبرد است، ولی بهرحال مبارزه مطالبه گرانه جریان دارد و با همه کاستی ها، نقطه امید مبنی بر رشــد روزافزون اعتراضات مردمی و کوتاهتر شدن دورۀ تناوبی خیزشهای اجتماعی می باشد.
به موازات رخداد های اعتراضی مردم و انسجام حاکمیت جمهوری اسلامی، جریان چپ نامنسجم با وجود تفرقه و انشقاق حاکم بر آن می تواند معین و کمک کننده مردم در روند مبارزات صنفی – سیاسی باشد؟ بله! می تواند باشد! ولی اما دارد، اینکه باید در وهله نخست به تفرقه و جدائی سازمانها و احزاب چپ فیصله داده شود که خوشبختانه ارسال سیگنالهای مثبت روزافزون، خبر از وقوع اتفاق مثبت و وحدت زا در آینده را می دهد. پیش زمینه غلبه بر تفرقه ریشه در گذشته دارد که مدتهاست در چارچوب تلاش برای ایجاد تشکل بزرگ، از طریق همکاری میان نیروهای چپ سوسیالیستی و چپ دمکرات آغاز شده تا در پرتو ائتلاف و همکاری گسترده جریانهای چپ قادر شود به یک تشکل بزرگ یا سازمان واحد قدرتمند چپ و نحله های آن را به گونه ای ساماندهی کند که بتواند دشواری های بستر تشکیل تشکل بزرگ چپ یا سازمان حزب را برطرف سازد.
همراهان وحدت آگاهند، مدتهاست جهت جلب نظر، همکاری و تعامل سازمانها و احزاب چپ در چارچوب فعالیت سیاسی محدود آنها در تشکل خاص خود، به روش حفظ دو عضویتی را اجرا می کنند، روشی که تجربه موثر و وحدت آفرین چندساله را با خود همراه دارد. تردیدی نیست، الزام دورهٔ گذار پذیرش دوعضویتی است تا احزاب و سازمانهای وابسته به جریان چپ، گام به گام، به هدف مورد نظر نزدیک تر شوند، باید توضیح دهم، قرار نیست که با روش دوعضویتی، سازمان و حزبی از گردونه تاریخ حذف و نیست شود، بلکه برعکس دوعضویتی و مرحله گذار لازم و ملزوم یکدیگرند. بنابراین اصرار بر حفظ سازمان متبوع، نباید به تضعیف تشکل بزرگ تر (فعلا نماد آن حزب چپ ایران – فدائیان خلق -) بیانجامد که اقدامی ضدتفرقه و در خدمت وحدت نبوده و تفرقه حداقلی را عمق بیشتر می دهد.
آنچه مسلم است، تنوع نظری درون جنبش چپ جهانی از یک طرف، جنبش چپ ایران با ویژگی های تاریخی مشخص آن از طرف دیگر را باید بصورتی واقعیتی عینی و تاریخی پذیرفت، و با پذیرش این اصل است که بعد از تثبیت حزب چپ ایران – فدائیان خلق – باید قدم دوم را جهت تشکل بزرگ چپ برداریم. واقعا چندان هم راحت نیست و حتی نمی شود از گذار از دوعضویتی به تک عضویتی یا دوگانه گرایی به یگانه انگاری، بی تفاوت گذشت، من از عضویت هم زمان در دو تشکل استقبال می کنم، اما برای مرحله گذار یعنی بعد از پشت سرگذاشتن آن مرحله به قله رفیع وحدت برسیم، قله ای که بر فراز آن دیگر گروههای چپ خواستار اتحاد در قالب تشکل بزرگ، هم می آیند تا منافع گروههای اجتماعی مخاطب خود، در مقابله سیاسی مطالبه گرانه با حاکمیت امکان پذیر شود.
در پایان طرح این نکته ضروری است؛ برغم انتقاداتی که بر برخی از احزاب و سازمانهای چپ در زمینه اتحاد وارد است، ولی بسیار مهم است که فراموش نشود، بدون جلب همکاری سازمانهای چپ خارج کشور و طرفداران آنها در داخل کشور، امید به تحقق انسجام و وحدت جریان چپ در رویارویی با حاکمیت متحد و یکپارچه دور از دسترس تر می شود.