سامانه اینترنتی سازمان فداییان خلق ایران (اکثریت)

GOL-768x768-1

۲۳ تیر, ۱۴۰۵ ۲۲:۵۸

سه شنبه ۲۳ تیر ۱۴۰۵ - ۲۲:۵۸

«طلایی گیسویت خونین است شیدا!»

شیدا را در همان سال ۶۵، در اوج جوانی، در ۲۷ سالگی، حدود چهل روز پس از دستگیریش، در روز چهارشنبه، ۱۹ شهریور ۱۳۶۵ کشتند. شیدا رفیقی خوشرو، با استعداد و باانگیزه بود؛ رفیقی جسور، صمیمی و از خود گذشته. او عاشق همسر و عاشق دخترش بود. شیدا نیز مانند همهٔ زندانیان سیاسی جان‌باخته در بیش از چهار دهه حکومت ولایی، جرمی نداشت جز مهر به میهن و مبارزه در راه گرفتن حقوق زحمت‌کشان و تامین زندگی عادی خوب برای مردمان ایران، برای خلق‌های ایرانی، برای خلق ایران.

Getting your Trinity Audio player ready...

«طلایی گیسویت خونین است شیدا!»

به یاد رفیق شیدا بهزادی تهرانی

رفیق شیدا بهزادی تهرانی در فاجعهٔ ملی کشتار زندانیان سیاسی در سال ۱۳۶۷ جان نباخت، اما شیدا را هم در سال ۱۳۶۵ دستگیر کرده بودند، در هنگامهٔ یورش بزرگ به سازمان. بسیاری از رفقایی که در سال ۶۵ دستگیر شدند، درست دو سال پس از آن در تابستان ۶۷ و در جریان کشتار زندانیان سیاسی جان باختند و در آن میان همسر شیدا، سعید نیز که در آن تابستان سیاه جان باخت.

پس از پیوستن به سازمان درسال ۱۳۵۸، شیدا که دانشجوی زمین‌شناسی در دانشگاه اصفهان بود، به فعالیت در پیشگام دانش‌آموزی و دانشجویی ئرداخت. بعدها تا هنگام مهاجرت به تهران عضو کمیتۀ ایالتی سازمان در اصفهان و مسئول زنان سازمان بود. در تهران به فعالیت در تشکیلات مخفی سازمان ادامه داد تا این که این که در روز یک‌شنبه، ۱۲ مرداد ۱۳۶۵ در محل سکونت به همراه سعید و شیرینش دستگیر شد.

رفیق بانو صابری که یادها و یادگارهای بسیار از شیدای عزیز به خاطر دارد، چنین به یاد می‌آورد:

«من که خود همراه با دختر دو سال و ۴ ماهه و پسر ۴ ماهه‌ام در ۹ مرداد دستگیر شده بودم و (در کنار فرزندانم) در انفرادی به سر می‌بردم با شنیدن صدای شیدا که … (با) دخترش شیرین (سخن) می‌گفت، …  متوجه حضور شیدا شدم. … صدای شیرین شیدا … با  لهجۀ اصفهانی (او) مرا در آن غمکده آرامش می‌بخشید و غم غربت و نگرانی را برای زمانی هر چند کوتاه از من می‌ربود. هر از گاهی هر کدام بچه‌ها را بهانه می‌کردیم و سخنی می‌گفتیم و به این ترتیب حضور خود را اعلام می‌کردیم. در هر سه نوبت که اجازهٔ رفتن به دستشویی را داشتیم صدای کلش کلش دم‌پایی شیدا در راهرو زندان باز صدای آشنایی بود که مرا و اندیشه‌ام را به بیرون زندان می‌برد. همراه با نگرانی که برای بودنش و بودنمان در آنجا داشتم، یک جور روحیه گرفتن بود شنیدن صدای آشنا در آن سیاه‌چال؛ شور، شوق و امید بود، (در آن سیاه‌چال، که) زمان در آن … از دست آدم به در می‌رود … .»

اما این وضعیت ادامه نداشت. پس از مدتی دیگر نه صدای شیرین شیدا و نه نوای آرامش‌بخش دم‌پایی‌های او تلخی فضای سلول انفرادی بانو را تسکین نداد. «نمی‌دانم که از چه روزی دیگر صدای شیدا را نشنیدم، حدس زدم یا آزاد شده یا شیرین کوچکش را توانسته به خارج از زندان بفرستد و دیگر بهانه‌ای نیست که صدایش را بشنوم.

در جابه‌جایی‌ها در زندان هر کس را دیدم، از شیدا پرسیدم، ولی کسی خبر مشخص و موثقی نداشت. من به زندان اصفهان منتقل شدم و در اولین ملاقاتی که داشتم از وضعیت سعید و شیدا پرسیدم. گفتند هنوز زندان هستند همان تهران. بالاخره یک بار خواهرم نوشته‌ای را به شیشۀ کابین ملاقات چسباند. در آن یک تکه کاغذ، خواهرم به من اطلاع داد که بعد از مراجعۀ مکرر خانواده‌اش به آن‌ها گفته‌اند که در ۱۹ شهریور ماه یعنی ۴۰ روز بعد از دستگیری، شیدا خود را در سلولش حلق‌آویز کرده و فقط چند عکس به خانواده‌اش نشان داده‌اند.»

اما نه خانواده‌اش و نه همسر دل‌بندش رفیق سعید طباطبایی عزیز این روایت جانیان از فاجعهٔ جان باختن شیدا را نپذیرفتند.

یکی از هم‌بندی‌های سعید عزیز تعریف می‌کند: سرانجام مسئولان زندان موافقت می‌کنند که او یک بار جسد همسرش شیدا را با فاصله ببیند. به گفتۀ سعید روی شیدا پتویی کشیده بوده‌اند. سعید به او نزدیک می‌شود، ناگهان او را بغل می‌کند و سرش را می‌بوسد. به سر او که دست می‌کشد، می‌بیند ناحیۀ سر و شقیقه او به شدت زخمی شده و خون آلود بوده است. به گفتۀ رفیق سعید، شیدا را به شدت شکنجه کرده بودند و او مقاومت کرده بود. ماموران به خاطر این حرکت سعید، به او حمله کرده و او را مورد ضرب و شتم قرار داده بودند که چرا بدون اجازه به پیکر بی‌جان شیدای عزیزش دست زده است. سعید در مورد مرگ همسرش به این نتیجه رسیده بود که او را با ضربات کابل، زیر شکنجه به قتل رسانده‌اند.

قاتلان حتی جسارت آن را نداشتند و ندارند که چگونگی قتل شیدا را به خانواده وبازماندگان او اطلاع دهند. هنوز که هنوز است واقعیت قتل شیدا فاش نشده است.

شیدا رفیقی خوشرو، با استعداد و باانگیزه بود؛ رفیقی جسور، صمیمی و از خود گذشته. او عاشق همسر و عاشق دخترش بود. شیدا نیز مانند همهٔ زندانیان سیاسی جان‌باخته در بیش از چهار دهه حکومت ولایی، جرمی نداشت جز مهر به میهن و مبارزه در راه گرفتن حقوق زحمت‌کشان و تامین زندگی عادی خوب برای مردمان ایران، برای خلق‌های ایرانی، برای خلق ایران. و به این جرم دخت زیبای اصفهانی ایران را کشتند.

نه، شیدا در تابستان سیاه ۶۷ به قتل نرسید. او را در همان سال ۶۵، در اوج جوانی، در ۲۷ سالگی، حدود چهل روز پس از دستگیریش، در روز چهارشنبه، ۱۹ شهریور ۱۳۶۵ کشتند.

به نقل از یکی از هم‌بندی‌های سعید «از شیدا کیف سفیدی برای سعید مانده بود. هر کجا می‌رفت کیف زنانه سفید شیدا را با خود حمل می کرد.» رفیق سعید را در جریان فاجعهٔ ملی سال ۶۷ کشتند.

و دختر عزیزشان شیرین مانند بسیاری از کودکان هم.نسل خود که از مادر و پدری مبارز و سرفراز زاده شدند، نه طعم محبت مادر چشید و نه عطر مهر پدر.

یاد فدایی جان‌باختۀ خلق، بانوی سرفراز شیدا بهزادی تهرانی بلند و در یاد باد!

*      برگرفته از شعری از فدایی جا‌ن‌باختۀ خلق، رفیق عباس منشی رودسری که در زندان در سوگ شیدا سرود. رفیق عباس نیز از جان‌باختگان تابستان ۶۷ است.

برای شیدا!

نام تو را به کوه می‌گویم

با صدای من

کوه‌ها نام تو را می‌خوانند!

قله‌ها نشان تو را دارند!

***

از درخت نشان تو می‌جویم

درخت در اندوه توست!

***

با قایقران

آواز تو می‌خوانم

ترانۀ ماهیگیران

معنی نام توست!

***

با خزر

از تو می‌گویم

قایق‌ها ایستاده‌اند

دریا طوفانی است

***

طلایی گیسویت

خونین است شیدا

خورشید داغدار توست.

***

در قلبم ستاره‌ای دارم

بال‌هایش گلگون

غمت در دل می‌ریزد

ستارۀ خونین عشق

تویی شیدا!

آذر ۶۵ کمیتۀ مشترک (عباسعلی منشی رودسری)

تاریخ انتشار : ۱۱ مهر, ۱۴۰۱ ۸:۵۶ ب٫ظ

آخرین نوشته‌ها:

لینک کوتاه

نظرات

Comments are closed.

افزایش تنش در تنگه هرمز و جنوب ایران، روند مذاکرات را تهدید می‌کند!

هیئت سیاسی- اجرایی سازمان فداییان خلق ایران (اکثریت): افزایش تنش در تنگه هرمز و جنوب ایران، در پی تلاش امریکا برای ایجاد مسیر جنوبی کشتیرانی و حملات متقابل دو کشور، تفاهم‌نامه را در معرض فروپاشی قرار داده است؛ وضعیتی که بدون خویشتنداری و دیپلماسی می‌تواند روند مذاکرات و ثبات منطقه را به‌شدت تهدید کند.

ادامه »

ایران در آستانه فروپاشی: اعتراضات، عدم حقانیت حاکمان و بن‌بست‌های پیش‌رو…

شورای سردبیری کار: تجربه تمامی طول دوران حیات حکومت اسلامی نشان می‌دهد که هر موج سرکوب، به‌جای تثبیت پایدار نظام، پایگاه اجتماعی نظام را کوچک‌تر می‌کند، شمار بیشتری از شهروندان را به صف مخالفان می‌راند و پس از مدتی، اعتراضات گسترده‌تری دوباره سر برمی‌آورد. این بار اما فشار از پایین با خطر تشدید تنش در سطح منطقه‌ای و بین‌المللی نیز هم‌زمان شده است. در چنین فضایی، اسرائیل ـ با سابقه حملات تحریک آمیز و تلاش مستمر برای تضعیف جمهوری اسلامی ـ ممکن است اعتراضات داخلی را فرصتی برای ازسرگیری حملات علیه ایران تلقی کند. این هم‌زمانی نارضایتی داخلی و تهدید خارجی، معادله‌ای بسیار خطرناک برای کشور ما ایجاد کرده است.

مطالعه »

تنش حقوقی و سیاسی در شورای امنیت بر سر آینده پرونده هسته‌ای ایران

شهناز قراگزلو: ایالات متحده نیز از مواضع کشورهای اروپایی پشتیبانی کرد. نماینده آمریکا استدلال‌های روسیه و چین درباره پایان اعتبار قطعنامه ۲۲۳۱ را رد کرد و بر ضرورت ادامه بررسی پرونده هسته‌ای ایران در شورای امنیت تأکید داشت.

مطالعه »

گل به‌خودی فیفا در دادن میزبانی جام جهانی به آمریکا و کانادا و نادیده گرفتن تبعیض نسبت به تیم های شرکت کننده…

گودرز اقتداری: تیم ملی همانگونه که در جام جهانی ۲۰۲۲ در قطر هم هدف تظاهرات مخالفین جمهوری اسلامی قرار گرفت در این بازیها نیز با تقابل مخالفین جمهوری اسلامی بویژه طرفداران سلطنت روبرو خواهذ بود. پیش بینی ها اما انست که این بار شاید بخاطر میزبانی در امریکا و کانادا که هر دو میزبان صد ها هزار ایرانی متمایل به رضا پهلوی هستند، امکان در گیری های بیشتر محتمل‌تر است…. در دیدگاه ما اما تیم ملی تیم تمام مردم ایران است و در این شرایط که کشور هدف حملات و خسارات بی‌بدیل در تاریخ معاصر خود بوده است پیروزی تیم ملی و حمایت عمومی هم‌وطنان برای ایجاد اتحاد و هم‌بستگی ملی بیش لز پیش ضروری و مورد انتظار است. ما مانند همه هنرمندان و روشنفکران میهن تحت ستم‌مان ورزش‌کارانی که با پرچم ایران در هر میدانی مبارزه میکنند را نیز فرزند ایران و از ان خود میدانیم و پیروزی هایشان را در میدان‌های جهانی ارج می‌گذاریم.

مطالعه »
شبکه های اجتماعی سازمان
آخرین مطالب

ایستادن میان دستاورد و عقب‌ماندگی | ارزیابی ایران در شاخص‌های توسعه پایدار ۲۰۲۶

سلطنت‌طلبی و دعوت به مداخله خارجی

‍ زنگ‌ها برای که به صدا درمی‌آید

پایان فوری جنگ درتمام جبهه ها واحترام به حق حاکمیت؛ ارمغان صلح

ایران امروز و ضرورت شنیدن صدای منتقدان مصلح

توسعه از کجــــــا شروع می‌شود؟